بیدارزنی: روز شنبه هفتم آذرماه، نشست «نقد فمینیستی خصوصی سازی» توسط گروه بیدارزنی و  با همکاری موسسه رحمان در محل این موسسه برگزار شد. در ابتدا سمانه عابدینی، مجری برنامه به ارائه تاریخچه ای در ارتباط با بحث خصوصی سازی و ظهور آن در کشورهایی چون انگلستان و آمریکا پرداخت و در این باره گفت: خصوصی سازی در عرصه های مختلف، با  سیاست ها و برنامه های نئولیبرالی گره خورده است. سیاست گذاری های اقتصادی که در میانه دهه هفتاد میلادی بروز و ظهور یافت و در سال های پس از دهه هفتاد میلادی در آمریکا و انگلستان محور برنامه های اقتصادی ریگان و تاچر را شکل دادند. خصوصی سازی زمانی که در محور برنامه صندوق بین المللی پول و بانک تجارت جهانی قرار گرفت کشورهای پیرامون و در حال توسعه به اجبار برای بهره­مندی از وام و حمایت های مالی این نهادها به پیش نیاز آن یعنی اجرای خصوصی سازی تن دادند گویی مشت آهنین تاچر اینک چهره جهان را نشانه رفته بود.

Zohreh

اولین سخنران زهره اسدپور فعال جنبش زنان در ارتباط با «خصوصی سازی اشتغال و گسترش فقر زنان» به ایراد سخنرانی پرداخت. این فعال حقوق زنان در ابتدای سخنان خود از اقتصاد به عنوان محلی برای تنیدگی مردسالاری و سرمایه داری که به فرودستی بیشتر زنان دامن می زند، یاد کرد. اسدپور گفت: خصوصی سازی به معنای واگذاری تصدی گری و مالکیت خدمات و اموال دولتی به بخش خصوصی است. این تعریف گرچه بسیار عام و پذیرفته شده است اما نمی تواند ابعاد مختلف خصوصی سازی را روشن سازد. تحقق این هدف با سیاست های زیر رخ می دهد: حذف و یا کوچک کردن خدمات دولتی با این شعار که بخش خصوصی جای خالی بخش دولتی را پر خواهد کرد.

این فعال حقوق زنان با اشاره به سیاست برون سپاری بخش دولتی به بخش خصوصی گفت: تحت فشار قرار دادن موسسات دولتی تا برای خود منابع مالی خصوصی بیابند؛ افزایش بهای خدمات دولتی؛ تشویق بخش خصوصی برای سرمایه گذاری در بخش دولتی؛ سپردن مسئولیت های بخش دولتی به بخش خصوصی؛ به کارگیری سیاست های بخش خصوصی در بخش دولتی، یا به عبارتی خلق نوعی فرهنگ خصوصی؛  افزایش قدرت رقابت بخش خصوصی با دولتی با به کارگیری سیاست های آزاد سازی و مقررات زدایی، برون  سپاری بخش دولتی به بخش خصوصی.؛ فروش تمام یا بخشی از موسسات دولتی به بخش خصوصی، سیاست هایی است که به فقر بیشتر مردم به خصوص زنان منجر خواهد شد.

 

Spideh

سخنران بعدی سپیده ثقفیان دانش آموخته کارشناسی ارشد انسان شناسی بود که به بحث پیرامون«خصوصی سازی آموزش عمومی: ستم مضاعف به دختران» پرداخت. ثقفیان در ابتدای سخنرانی خود با اشاره به روند مدرن سازی جامعه گفت: طی فرایند مدرن سازی جامعه، به مرور زمان، نقش انحصاری جامعه پذیر کردن کودکان از نهادهای سنتی مثل خانواده و مراکز و مجامع مذهبی گرفته شد و این قدرت در بین این نهادها و نهادهای مدرنی مثل رسانه و مدرسه پخش شد.در ایران اهمیت مدرسه برای دختران نسبت به پسران پررنگ تر است چرا که حضور عمومی آن ها با موانع عرفی بیش تری همراه است.

این کارشناس انسان شناسی در ادامه صحبت هایش با اشاره به ارزش آموزش برای زنان گفت: در ایران معاصر طلب حق برای زنان با درخواست آموزش عمومی آغاز شد و پس از آن نیز این زمین مبارزه مدنی هرگز خالی نشده است. ارزش آموزش برای زنان را در مبارزه آن ها برای به دست آوردن فضای بیش تر در دانشگاه ها و متعاقب آن در فضاهای کاری و استخدامی نیز می توان مشاهده کرد.

ثقفیان در انتهای سخنان خود با اشاره به کالایی شدن آموزش گفت: خصوصی سازی آموزش عمومی که پنجره ای رو به آموزش عالی، اشتغال و سرمایه نمادین است برای دختران در طبقات با درآمد پایین در جامعه منجر به سد شدن مسیر تحرک طبقاتی می شود.  جدای آن باید به نکته دیگری هم توجه داشت؛ خصوصی سازی آموزش عمومی، با بسط عرضه امکانات متنوع در مدارس خصوصی با شهریه بالا، کودکی را برای دختران تبدیل به کالایی لوکس کرده است که فقط زمانی می توان آن را مصرف کرد که پول زیادی برایش خرج شود.این مسئله در مورد دختران اهمیت ویژه ای دارد چرا که همان طور که عنوان شد دختران ایرانی امکان کمتری برای گذراندن وقت با گروه های همسالان خود دارند.

Nikzad

در ادامه مراسم نیکزاد زنگنه فعال جنبش زنان به بررسی موضوع «خصوصی سازی خدمات درمانی:آسیب پذیری سلامت زنان فرودست» پرداخت. زنگنه در ابتدای سخنان خود با اشاره به اصول قانون اساسی که در آن بر ارائه خدمات سلامت و حمایت های اجتماعی برای یکایک افراد جامعه تاکید شده است، گفت: دراصول متعددی از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، دولت مکلف به تامین ارائه خدمات سلامت برای افراد جامعه شده است.

این فعال جنبش زنان در ادامه با اشاره به ساختار نظام بهداشت و سلامت گفت: نظام سلامت شامل دو بخش بهداشت و درمان است. بهداشت که شامل مراقبت های بهداشتی و پیشگیرانه است و توسط مراکز بهداشتی شهری و روستایی است و خدماتی مثل بهداشت باروری و زایمان، بهداشت خانواده، بهداشت مدارس، بهداشت محیط، بهداشت حرفه ای، مبارزه با بیماریها، بهداشت سالمندان و مراقبت های کودکی و واکسیناسیون و … در آن انجام می شود، همگی دولتی و رایگان است و بخش خصوصی در آن دخالت ندارد  اما بخش درمان هم توسط بخش دولتی (بیمارستان ها و کلینیک های دولتی) و بیمه ها و هم توسط بخش خصوصی (شامل بیمارستان های خصوصی، کلینیک ها و مطب ها) ارایه می شود.

زنگنه در ادامه سخنان خود ضمن برشمردن پیامدهای منفی خصوصی سازی در ارائه خدمات درمانی، گفت: جنسیت یک عامل مهم و تعیین کننده در زمینه «دسترسی» به خدمات در حوزه درمان هست. تاثیر تاریخی ساختار مردسالاری، ویژگی های فیزیکی بدن زنان و نقش های اقتصادی اجتماعی آنها در جامعه، زنان را در موقعیت آسیب پذیری نسبت به پیامدهای منفی خصوصی سازی در بخش درمان قرار می دهد. از سوی دیگر زنان بیشتر از مردان با بخش سلامت درگیر هستند. هم به دلیل شرایط جسمی ویژه و نیاز به مراقبت های بهداشت جنسی، باروری و مادری در سراسر زندگی، هم به دلیل نقش های جنسیتی ویژه زنان مسئول ارائه و تامین خدمات بهداشتی برای اعضای خانواده خود به ویژه سالمندان و کودکان هستند.

زنگنه به عنوان نتیجه گیری مباحث مطرح شده اشاره کرد: به کار گیری مفاهیم بازار آزاد در خدمات درمانی، شکاف دسترسی به خدمات را براساس طبقه و جنسیت افزایش می دهد. سیاستگذاری های بخش درمان باید متضمن تامین عدالت یعنی دسترسی طبقات فرودست به ویژه زنان را به خدمات تضمین کنند. این دسترسی تنها با به کارگیری رویکرد همبستگی در مقابل رویکرد نفع فردی (که هسته اصلی اقدامات مبتنی بر خصوصی سازی است) امکان پذیر می شود. او راه برون رفت از این وضعیت را قلب ساختارهای کلان سرمایه داری و مردسالاری ذکر کرد و گفت راهبرد کوتاه مدت حل این معضل می تواند «مشارکتی کردن خدمات رسانی» یعنی جلب مشارکت کارکنان رده های میانی و پایین حوزه درمان یعنی با هدف تشکل یابی نیروی کار، انتخابی شدن روسای بیمارستان ها و …  در کنار جلب مشارکت بیماران طبقات فرودست در قالب  تشکل های غیردولتی مانند تشکل های محلی سلامت محور یا سمن های بیماری های خاص است.

کریم آسایش

سخنران آخر کریم آسایش فعال شهری و پژوهشگر حوزه زنان بود که به موضوع «خصوصی سازی امنیت شهری: سوژگی زنانه در حراج خصوصی شهری» پرداخت. کریم آسایش در ابتدای سخنان خود با اشاره به تعریف خصوصی سازی در سخنانش که همان سرمایه ای شدن است، گفت: سرمایه ای شدن یعنی غلبه ارزش مبادله بر ارزش مصرف و این برخلاف نظر برخی، به صورت الزامی از مجرای ارزش اضافی ناشی از کار(آن هم کار مولد) نمی گذرد بلکه در شرایط به زعم برخی نظریه پردازان، گردش رانت به جای گردش سرمایه و شهری شدن رانت به جای شهری شدن سرمایه نیز ارزش مبادله ای غالب است،گرچه اقتصاد اختصاصی سازی و اقتصاد مافیایی نیز که بر رانت و سرمایه موهومی مبتنی است از قِبَلِ مازاد ناشی از استثمار می زید. استثمار ناشی از حداقل دستمزدهای پایین،۹۳ درصد بنگاه های اقتصادی زیر پنج نفره و خارج از شمول قانون کار(البته کارگاه های زیر ۱۰ نفر از شمول قانون کار خارج هستند و اینها را نیز باید به آن ۹۳ درصد افزود)،آزاد سازی گسترده­ی مناطق شهری و پیراشهری و تبدیل آن به بهشت های سرمایه، به پیمان سپاری نیروی کار(در بخش های دولتی و عمومی) و قراردادهای موقت.

این فعال حقوق شهری در ادامه سخنانش با اشاره به فضازدایی شهری و تاثیر آن بر زندگی زنان گفت: فضازدایی از شهر به معنی این است که فضا به عنوان «رابطه انسان ها با و در محیط» سلب و به مجموعه ای از جاها و مسیرهای بین آن ها تقلیل داده می شود. این پدیده با پدیده­ی بعدی وابسته است یعنی غلبه مراکز مصرفی بر مراکز استفاده ای. فضای عمومی،استفاده ای و غیرکالایی است اما جا را می توان مصرفی و کالایی ساخت. پس فضازدایی از شهر یعنی  سلب محیط های مواجهه و تبادل غیرکالایی از ساکنان شهر. اما تأثیر این موضوع بر زنان مضاعف است زیرا جداسازی فضاهای عمومی و خصوصی به سود فضای خصوصی و حفظ جایگاه زنان در آن را تشدید می کند، زیرا وقتی که زنان که از منابع قدرت در فضای عمومی یعنی اشتغال خارج از منزل، وسیله نقلیه و پول کمتر بهره مند هستند، زمانی که از شهر فضازدایی شود، زنان بهره مندی از امکانات عمومی و فضاهای غیرکالایی را از دست می دهند و بیشتر به حوزه خصوصی محدود می شوند چون بودنشان در شهر با داشتن که از آن بهره کمتری دارند تعریف می شود.

حضار

 

حضار۲

در انتهای نشست، جلسه پرسش و پاسخ برگزار شد.

قابل ذکر است که مشروح کامل سخنرانی های ایراد شده در این نشست در سایت بیدارزنی منتشر خواهد شد.

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در گزارش