نگاهی بر دهی که زنان را به آن راهی نیست

آزاده احمدی

تا قانون خانواده برابر: «زنانی که [برای ریاست جمهوری] برنامه داده‌اند، به کسانی می‌مانند که به ده راهشان نمی‌دهند و سراغ کدخدا را می‌گیرند»

در تاریخ مبارزات زنان، چه در ایران و چه در کل جهان، چالش قدرت، به منزله‌ی مسئله‌ای دیرینه، در دو عرصه‌ی مهم سیاسی «حق رأی زنان» و «حضور زنان در قدرت» صورت عینی یافته است. دامنه و دیرپایی این بخش از مبارزات زنان نمایانگر مقاومت و سرسختی ایده‌ی مقابل آن، یعنی جلوگیری از حضور زنان در این عرصه است؛ واقعیتی تاریخی که بر ماهیت سیاسی مبارزات زنان به طور کلی هم صحه می‌نهد.

پس مسئله‌ی مهم و چه بسا اصلی قلمروی مردانه، که بی تردید قلمرویی سیاسی است، بیش از هر چیز پاسداری از مرزهای ‌آن در برابر ورود زنان است. چنین محافظتی مستلزم برخوردی رادیکال با حضور زنان است؛ برخوردی حداکثری که مبتنی می‌شود بر طبیعت؛ زنان اساساٌ چون از نظر بیولوژیکی زن‌اند، حق ورود به این ملک لایملک را ندارند! تصوری که در قانون نهادینه می‌شود و چنان قدرتی می‌یابد که از پس همه‌ی چالش‌ها در باب تعریف اصطلاح «رجال» هم برمی‌آید.

از سویی، هر ملک لایملک یا هر قلمروی فرماندهی، ذاتا مشروط به فرمانبران است. در «دهی» که آقای یزدی از زمره‌ی کدخدایان آن است، یک واقعیت انکارناپذیر است و آن شمار فراوان زنان است. بنابراین بخشی از وجود کدخدا و حتی مفهوم کدخدایی به طور کلی مشروط به قدرت این باشندگان در ده است؛ نه تنها کدخدا سخت به رأی زنان چشم دارد، بلکه کدخدایی منوط به آن است. نتیجه آن که این ده تا آن جا که زنان به منزله‌ی رأی دهنده لحاظ شوند، «قائم» به آنان است، اما اگر بخواهند پا را از قلمرویی که برای آن‌ها تعریف شده است، فراتر نهند، از نظر کدخدا حتی در ده حضور هم ندارند، بالاتر از آن شایستگی ورود به این ده و دیدار با کدخدا را ندارند.

تا آنجا که در حافظه‌ی جمعی زنان ایرانی مانده است، علیرغم مناسبات پیچیده و چالش برانگیز زنان با صاحبان قدرت، چنین صراحت لهجه‌‌ای در تعبیرهای فرودستانه از زنان، به ویژه در آستانه‌ی انتخابات، شنیده نشده است. توجه به چندین نشانه‌ی دم دستی در این ضرب‌المثل بسیار اهمیت دارد: 1. کدخدایان مردان‌اند که به صرف مرد بودن شایسته‌ی چنین جایگاهی هستند؛ 2. تأکید بر فاصله‌ی میان کدخدا و کسی که پشت ده است، یعنی عضو ده نیست و شایستگی ورود به ده را ندارد؛ 3. تأکید بر نادانی او که به جایگاه فرودستانه‌ی خود آگاه نیست و درخواستش برای ورود به ده، اساسا نادانی است؛ 4. کدخدایی ملک لایملکی است که هر کسی را دل پا نهادن در آن نباید باشد؛ 5. احتراز از به‌کاربردن لحن قانونی «مثلا زنان چون بر اساس قانون شرط رجل بودن ندارند» چنان که که رویه هم همین بوده است.

 اگرچه ممکن است هر گونه تفسیر عمومی‌تری از این کلام، اکنون عجولانه به نظر برسد، چنین خطابی به زنان، صرف‌نظر از هویت اجتماعی یا سیاسی زنانی که ثبت‌نام کرده‌اند، خطابی است به همه‌ی زنان و نشانی است از سرسختی ایده‌ی مقاومت در برابر حضور زنان در عرصه‌های سیاسی. از چنین موضعی، می‌توان حق رأی زنان را وجه ایجابی نوعی سلب حق بزرگ‌تر دانست، که چندان دور از واقعیت هم به نظر نمی‌رسد.

پاسخ دهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

یک قدم عقب نخواهیم‌رفت

جمعی از فعالان زنان
«ما معتقدیم تخیل فردایی برابر و مترقی، نیروی پیش‌برنده‌ایست برای ایستادن در برابر ظلم.» همچنین معتقد به در‌هم‌تنیدگی حوزه‌های ستم، تقاطع‌های آن و زیربنایی بودن مسئله‌ی اقتصاد هستیم، اما این بدان معنا نیست که رفع تمامی اشکال ظلم را به فردای انقلاب موکول کنیم.

منشور زنان آفريقای جنوبی

بیدارزنی: مبارزات آفریقای جنوبی برای برابری جنسیتی را می‌توان در دو منشور تهیه شده توسط گروه‌های پیشروی زنان در این کشور، مشاهده کرد. اولین...

نظری بر «مطالبات زنان؛ از حق مشارکت سیاسی تا حق اشتغال و دستمزد برابر»

انوشه گلشن
تنها یک برنامه جامع و باز است که با حضور فعال تمامی اقشار و طبقات، شهری و روستایی، پیر و جوان و … می‌تواند مطالبات زنان را پاسخ دهد، که در «مطالبات زنان»ِ موردِ بحث  فقدان حضور  زنان کارگر، روستایی عشایر و اقلیت‌ها و زنان مهاجر افغان  به شدت احساس می‌شود.

نوشته‌های مرتبط

خواهان رفع تبعیض و آزادی اجتماعات در دانشگاه‌ها هستیم

بیانیه بیدارزنی به مناسبت ۱۶ آذر روز دانشجو
بیدازنی: به نام زن زندگی آزادی و به نام خدای رنگین‌کمان با شروع اعتراضات سراسری درپی کشته‌شدن ژینا (مهسا) امینی با شعار محوری «زن، زندگی، آزادی»،...

زن زندگی آزادی یعنی …

پرونده بیدارزنی به مناسبت ۲۵ نوامبر
بیدارزنی: قریب به دو ماه است که قیام «زن زندگی آزادی» در پیوندی ناگسستنی با تاریخ خیرش‌ها و اعتراضات مردمی طی دهه‌های گذشته در...

از «مشکلی بدون نام» به یک نوع معلولیت

جودی سینگر / مطالعات انتقادی معلولیت - ۱
بیدارزنی: جودی سینگر و مادر و دخترش هرسه اوتیستیک هستند. او در نیمه دوم دهه ۱۹۹۰ میلادی پایان‌نامه دوره کارشناسی خود را درباره اوتیسم...
جوانی جمعیت و حمایت از خانواده؛‌ از طرح تا قانون

گزارش تصویب یک قانون علیه حق تصمیم‌گیری برای فرزندآوری

فروغ سمیع‌نیا
بیدارزنی: پس از انقلاب ۵۷ و تاکید سران انقلاب بر فرزندآوری، نرخ  زاد و ولد در ایران رو به فزونی رفت. به طوریکه از...