واقعه مریوان و بازتولید فرهنگ دگرجنس ستیزانه

لیلا رزاقی

تا قانون خانواده برابر: چند روز پیش خبری در فضای مجازی منتشر شد مبنی بر اینکه نیروی انتظامی شهرستان مریوان در راستای اجرای حکم قضایی یکی از اراذل و اوباش منطقه در ملاء عام اقدام به چرخاندن وی با لباس زنانه نموده، تا به این وسیله و با توجه به رویکرد به اصطلاح تنبیهی و اثرگذار احکامی از این دست موجبات تحقیر وی را در انظار عمومی فراهم کند، البته این بار با شیوه‌ای متفاوت و بی‌سابقه که در آن هویت زنانه، نماد مجرم بودن و دستمایه تحقیر تلقی می‌شود!
این اقدام پلیس موجی از نارضایتی را در میان جمعی از مردم و مسولین برانگیخت. از جمله برخی از نمایندگان مجلس این حرکت را «منافی شئونات اسلامی و در جهت تحقیر لباس و شخصیت زن مسلمان» دانستند و مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری در بیانیه‌ای این اقدام پلیس مریوان را محکوم کرد. همچنین جمعی از فعالین و زنان مریوانی در تجمعاتی مراتب نارضایتی خود را از اجرای چنین احکامی اعلام کردند.
با تمام اشکالات حقوقی و حرف و حدیث‌ها و اعتراضاتی که پیرامون این موضوع شکل گرفت به نظر می‌رسد رویداد‌هایی از این دست بیش از پیش احتیاج به تحلیل همه جانبه نگر دارند. در این بین چند سوال اساسی مطرح است و آناین که اصول ابزار تحقیر با توجه به چه نوع رویکردی در جامعه به کار گرفته می‌شود و کارکرد اجرای چنین احکامی در ملاء عام چیست و چه نوع گفتمان فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بستر لازم را برای ظهور چنین پدیده‌هایی فراهم می‌آورد؟ این که دستگاه قضایی در این میان چه رویکردی را دنبال می‌کند بر کسی پوشیده نیست. به زعم قاضی هدف در چنین مواردی در حالت کلی تنبیه مجرم و کاهش بزهکاریست، اما این که دادن هویت زنانه به مجرم تا چه حد به تحقیر او در انظار عمومی کمک می‌کند جای تامل دارد! و خاستگاهش را باید در جای دیگری جستجو کرد.
در واقع مخاطب این نوشتار تنها یک سیستم یا نهاد قضایی یا دولتی نیست که وظیفه ی اجرای حکم را داشته و در جریان این کش و قوس‌ها به صورت نمادین یا غیر نمادین توسط مسولین مربوطه ملزم به پاسخگوییست؛ بلکه بخش عمده‌ای از جامعه ی ایرانی است که در یک سیر تاریخی اجتماعی به کمک گفتمان دگرجنس ستیزانه ی خود امکان بازتولید ضدارزش‌ها را در سطوح بالا‌تر فراهم آورده به گونه‌ای که در مواردی بر ضد خود او عملکرده است. باید توجه داشت این نگرش و نگاه تحقیرآمیز نسبت به زنان تنها محدود به ادبیات شفاهی و عامیانه ی قشر سنتی جامعه که شامل ضرب المثل‌ها و لطیفه هاست نمی‌شود بلکه در میان گروه بزرگی از روشنفکران ایرانی نیز وجود دارد که همواره برای تحقیر مخالفین خود از واژه‌هایی که در آن‌ها داشتن هویت زنانه نکوهش می‌شود استفاده کرده‌اند. مثلا در اشعار ایرج میرزا، این نگرش خاص به زن بسیارمشهود است. همینطور در آثارصادق هدایت، احمد محمود، جلال آل احمد، محمود دولت آبادی، در این آثار تاکید روی زیبایی زن و پایین کشیدن زن تا حد یک ابژه ی جنسی است. هنوز نویسندگان بزرگ ما مثل دولت آبادی پاکدامنی زنان را با لکه خون در شب زفاف اثبات می‌کنند!.. زن خوب همچنان زنیست که سرکشی نکند و در خدمت خانواده باشد و زن اجتماعی هم تنها در سایه یک مرد تعریف می‌شود.
لذا این روحیه ی دگرجنس ستیزانه به تدریج در تمام سطوح اجتماعی از جامعه تا دولت و دستگاه قضایی بازتولیدشده است به نحوی که امروز با استناد به همین فرهنگ شفاهی و نگاه تحقیرآمیز نسبت به زن، اقدام به اجرای حکمی در جهت تنبیه مجرم با لباس زنانه می‌کند. این که رویکرد‌های دگرجنس ستیزانه  ی دولتی در چند سال اخیر تا چه حد در تقویت چنین رفتارهایی نقش داشته نکته‌ای ست که نمی‌توان از آن به سادگی گذشت. نوع ادبیات به کار گرفته شده و بازی‌های لفظی با هویت زنانه در سطوح بالای مدیریتی و در  نهایت ظهور آن در قالب مجازات‌های اینچنینی نشانگر این ست که گروه ی د رسالهای اخیر با استناد به‌ همان نگاه غالبی و عامیانه به جایگاه زنان در صدد بسط و نهادینه کردن نوع خاصی از نگرش سنتی در مناسبات اجتماعی هستند و در این راه با اجرای طرح‌ها و تصویب لوایح مختلف به تثبیت روحیه ی دگرجنس ستیزانه (خوانده شود زن ستیزانه!) کمک می‌کنند.
با این همه استفاده از ابزارهای تحقیر به شیوه ی سنتی و عامه پسند که در سالهای اخیر ابتدا در سطح ادبیات شفاهی و امروزه در سطح برخورد با یک آسیب‌های اجتماعی شدت گرفته موجب شده تا زنان با اگاهی از موقعیت اجتماعی خود در برخی موارد، همچون حادثه ی مریوان سکوت نکرده و دست به اعتراض بزنند و در مطالبه‌ای حداقلی، خواستار حفظ کرامت انسانی شان باشند. در واقع بهتر است بپذیریم شکل تازه‌ای از جامعه پذیری در میان بخش بزرگی از زنان ایرانی شکل گرفته که خواهان لغو نگاه تحقیرآمیز نسبت به زنان و حفظ کرامت انسانیشان است و علیه ضد ارزش‌ها و نا‌هنجاری‌های زن ستیزانه‌ای که گاهی در سطوح رسانه‌ای نیز به صورت گسترده صورت می‌گیرد موضعگیری می‌کند و خواستار یک نواوری فرهنگی در این زمینهاست تا دیگر تحت هر عنوانی شاهد وقوع چنین اتفاقاتی نباشیم.

پاسخ دهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

کار از روی عشق، عشق به مثابه کار: منشا کار خانگی در نظام سرمایه‌داری

ارغوان فراهانی
کتاب کار از روی عشق، عشق به مثابه کار: منشا کار خانگی در نظام سرمایه‌داری (نوشته گیزلا بک و باربارا دودن، ترجمه ارغوان فراهانی) کتابی است در مورد پیدایش کار خانگی زنان، آن طور که امروز می‌شناسیم، و رابطه تنگاتنگش با نظام سرمایه‌داری.

کردستان؛ میدان مبارزه علیه قتل زنان و قتل‌های ناموسی در سال‌های اخیر

گفتگوی نوشین شادکام با اوین مصطفی‌زاده
در سال‌های اخیر پرداختن به قتل زنان در سطح رسانه‌های کُردی و مبارزه زنان فعال با آن بیشتر شده و منجر گردیده موارد بیشتری...
برای نوامبر نارنجی؛ تلاش برای پایان دادن به خشونت علیه زنان

یک ماه، سی بزنگاه: زن؛ وقف عام در فضای عمومی

مهسا غلامعلی‌زاده
در این مطلب از حضور دشوار زنان در ساحات عمومی می‌گوییم؛ اینکه زنان به محض ورود به فضاهای عمومی نظیر خیابان، محل کار یا شبکه‌های اجتماعی چه اندازه متحمل نگاه‌های جنسیت‌زده و خشونت‌آمیز می‌شوند.

نوشته‌های مرتبط

کردستان؛ میدان مبارزه علیه قتل زنان و قتل‌های ناموسی در سال‌های اخیر

گفتگوی نوشین شادکام با اوین مصطفی‌زاده
در سال‌های اخیر پرداختن به قتل زنان در سطح رسانه‌های کُردی و مبارزه زنان فعال با آن بیشتر شده و منجر گردیده موارد بیشتری...

خشونت سیستماتیک آکادمیک: حذف زنان در پایان‌نامه‌ها در نظام دانشگاهی ایران

ط. ن . ح، پژوهشگر حقوق و برابری جنسیتی، حقوق و مطالعات زنان
در محیط‌های دانشگاهی با روش نرم، به تثبیت ساختار خشونت‌آمیز علیه زنان و استعمار فکری آنها می‌پردازند و با حذف صدای آنها و علمی...
ردگیری دلارها، نقشه‌نگاریِ فمینیسم استعماری:

تأمین مالی تعلیم «دموکراسی» برای زنان در عراق توسط آمریکا

شهرزاد مجاب، برگردان: ارغوان شریفی
من با رد فمینیسم استعماری ایالات متحده، بر این باور هستم که یک چارچوب فمینیستیِ ضدامپریالیستی باید ظلم و زن‌ستیزی مردسالارهای بومی یا ملی...

افزایش ازدواج کودکان در سایه قوانین

ژینا مدرس گرجی
بیدارزنی: بر پایه آمار منتشر شده از سوی اداره ثبت احوال کشور در تاریخ ۲۳ مهرماه ۱۴۰۰ در شش ماه نخست امسال ۷۹۱ کودک...