نگاهی به وضعیت زنان روزنامه نگار در ایران؛

امنیتی که نیست، تبعیضی که هست

تهیه :هاله صفرزاده- مریم رحمانی

تا قانون خانواده برابر: در قسمت قبل به بررسی وضعیت تنی چند از روزنامه نگاران زن ایرانی پرداختیم و سعی کردیم مشکلات و محدودیت های آنان را در عرصه خبر نشان دهیم در ادامه به بقیه مسائلی که زنان در این حرفه با آن دست و پنجه نرم می کنند، می پردازیم.

روابط زنان با هم در تحریریه چگونه است؟

خبرنگار پارلمانی بیان کرد: واقعیت این است که روابط زنها در تحریریه با هم خیلی حسنه نیست. این همان ناهماهنگی است که من دوست دارم درباره اش صحبت کنم، مثلا اگر دو تا خانم باشند که حوزه ی یکسان داشته باشند قطعا آن حوزه را از بین می برند و در نهایت یکی جای آن دو نفر می آید یا کلا یکی از آن دو نفر باید برود چون از یکدیگر حمایت نمی کنند و سعی می کنند با هم رقابت کنند که یکی را حذف بکنند یا این که برتری خود را ثابت کنند.

کار کردن با خبرنگارهای ارشد زن یک مقداری سخت است. چون خیلی مدعی هستند و همیشه سعی می کنند از یک چیزی ایرادی بگیرند که تو در نهایت خوشحال نباشی. یعنی اگر یک روز خوب کار کرده باشی و صد باشی آن احساس صد بودن را به تو نمی دهد چون او ارشد است و صد است تو حق نداری صد باشی تو باید هشتاد یا نود باشی.

-خبرنگاران ارشد زن با مردهای زیر دستشان هم همین طور برخورد می کنند؟

بله،برخوردشان یکی است. اما من با سردبیر و دبیر زن کار کردم و خیلی راحت بوده ام.

خبرنگار سیاسی هم در این باره گفت: من خودم فمنیست هستم ولی تجربه ی کاری من نشان می دهد زن ها علیه زن ها خیلی ظلم می کنند.

– یعنی کار کردن با سردبیر مرد برایت راحت تر بوده است؟

بله، سابقه ی کار کردن با سردبیر زن و مرد را داشتم. با مردها راحت تر بودم چون مردها امکان رشد بیشتری به من دادند ولی خانم ها کمتر به من این اجازه را داده اند. آمردها منصفانه تر با من برخورد کرده اند.

چرا این طور بوده است؟

نمی دانم. خانم مدیر است اما تعاملش با آقایون بهتر از خانم هاست.

یک چیزی بگویم. خانم ها احساس حسادتشان بیشتر است. نمی دانم جاهای دیگر هم این جوری است یا نه. دیدم مثلا وقتی آقا رشد می کند برای خانم ها قابل پذیرش تر است تا یک خانم دیگر رشد کند. مثلا مدیر خانم امکان رشد برای زیردست آقا را بیشتر فراهم می کند تا زیر دست خانم. من نمی دانم چرا این گونه است؟

-سنگ اندازی هم می کنند؟

نه سنگ اندازی نمی کند. اما به نظر من این به تربیت خانوادگی بر می گردد. همه ی مدیرهای خانم که قطعا این طور نیستند. شرایط و محیط خانوادگی دخیل است.

 مثلا با زیر دست مرد خود بیشتر ارتباط برقرار می کند و او را بیشتر بازی می دهد، در حالی که ممکن است زیر دست خانمش مهارت بیشتری داشته باشد. اما نمی دانم آیا این به خاطر حسادت است؟ من چون همیشه می خواهم از زنان دفاع کنم این را با اکراه می گویم. ولی خوب هست دیگر.

شاید احساس می کند برای اثبات بیشتر خودش باید به مردان نزدیک تر شود، یعنی مهمتر است که آقایان قبولش داشته باشند تا زنها. چون موقعیت خودش را در تهدید می بیند. خودش را باور ندارد که از مردها بالاتر است. مدام می خواهد خودش را به آن ها ثابت کند.

-حتی به زیردست هایش؟

بله، احساس می کند باید به آقایان امتیاز بدهد، به آن ها میدان بدهد و با آن ها بیشتر ارتباط برقرار کند تا آن ها بپذیرندش و موقعیتش را قبول کنند. به نظرم این در اثر نبود اعتماد به نفس است.

خبرنگار اندیشه در این باره بیان کرد: نه، نه تنها بهتر نمی شود بلكه به لحاظ دانش و سواد و تجربه و تبحر و حرفه ای بودن مردان در حرفه ی روزنامه نگاری جلوتر هستند. من ترجیح می دهم با مردها كار كنم. همان طور كه در خیلی حوزه های كاری حرفه ای بودن زنان كمتر است؛ مگر چقدر تجربه داشته اند.

-مدیر مسئول یا سردبیر زن بیشتر از مردان همراهی و همدری دارد یا خیر؟

نه من با نشریه … كار كردم که مدیر مسئولش زن بوده است ایشان همدردی خاصی با من نداشته اند. حق التحریری كار می كردم. همان پولی كه روزنامه از من خورده است آن خانم هم خورده، مناسبات همان است.

باید دنبال پولت بدوی. تجربه ی شخصی خود من این است. آن زیرساخت های اقتصادی كه عمل می كند همان قدر مرد سردبیر یا صاحب امتیاز را وا می دارد كه پول تو را ندهد یا دیر بدهد كه زن سردبیر را. به صراحت می گویم روزنامه ی … 600 هزار تومان پول من را خورد و روزنامه ای که مدیر مسئولش زن بوده … 50 هزار تومان. به این دلیل كه كاری كه برایش انجام دادم محدود بود. من برای نشریه ای که مدیرمسئولش زن بود سه صفحه بستم ولی برای … 20 صفحه. هر دو پولم را خورده اند. این به خاطر آن زیرساخت های اقتصادی و فرهنگی است كه او در آن به عنوان یك صاحب كار دارد عمل می كند. هر دو برای من یكی بوده اند.

خبرنگار شهری نیز چنین اظهار کرد: در جایی که من کار کردم دبیر سرویس زن بود و تازه داشت فوق دیپلم می خواند. روز اولی که رفتم مدیرعامل خبرگزاری گفت با این مسئله که سن و تحصیلاتش از تو کمتر است مشکل نداری؟ گفتم نه. اصولا من هیچ وقت با زن ها مشکلی ندارم و همیشه سعی می کنم از همکاران زنم حمایت کنم. اما دبیرم این گونه نبود. حوزه هایی را به من داده بود که مهم نبودند و برنامه های پوششی و مهم را هم به من نمی داد. این برنامه ها را به مردها می داد.

زنان و ارتقای شغلی در خبرنگاری

روزنامه نگار حوزه ی اندیشه معتقد است: در روزنامه نگاری آن چیزی که فضاهای تو را تعریف می کند توانایی های توست. وقتی تو مطلب خوب می دهی به روزنامه، روزنامه آن را می قاپد. مردم قلم تو را می خوانند و بعد فیدبک می دهند. تو به واسطه کارت سنجیده می شوی و مردم می گویند فلانی همچین روزنامه نگاری است. آنجا کسی نمی تواند فضای تو را ببندد برای این که قلمت پا دارد، می رود و تو شناخته می شوی. ولی این که تو به عنوان روزنامه نگار که مطالبت دیده می شود، دید خوبی داری، سالها کار کردی، برای خودت شناخته شده ای مهم است که چیزی که تولید می کنی بی واسطه باشد و نمی شود لاپوشانی کرد، مگر یکی بیاید و کارت را خراب کند که بعید است.

خبرنگار پارلمانی در این زمینه گفت: زنان شاید برای درآوردن خبر خوب باشند و برد بیشتری نسبت به مردها داشته باشند. اما پای ماموریت که می رسد لیست زنان کنار گذاشته می شود و لیست مردان وسط می آید و ابتدا از نیروی کار مردانه استفاده می کنند. به طور مثال اگر نشستی در ساعات شب باشد بدون پرسش از زنان، مردان در اولویت قرار می گیرند. حتی یک خبرنگار حق التحریری می گیرند تا ماموریت ها، نشست های شبانه و غیره را انجام دهد. این خبرنگار های حق التحریری هفتاد درصد مرد هستند. برای اینکه این نشست ها و سفرهای استانی و پارلمانی را برود و پوشش بدهد، زنان در این بخش زیاد نمی توانند فعالیت کنند و برای پر کردن این خلاء از آقایان استفاده می شود.

همین طور آقایانی بودند که در حوزه هایی که کار می کردند از خبرنگاری به عنوان پله استفاده کردند و رفتند جایی دیگر و چون مردان عرصه های دیگر را بیشتر می گیرند آنها بیشتر پیشرفت کردند. برای خانم ها ممکن است اگر تلاششان را بیشتر بکنند از لحاظ اقتصادی، درآمد بهتری نسبت به مردان داشته باشند ولی در مجموع فکر می کنم مردان در نهایت موفق تر هستند.

خبرنگار شهری هم می گوید: به نظرم وضعیت مردها خیلی بهتر است. هم برای انتخاب دبیر سرویس و سردبیر ترجیح با مردان است و هم این که بعد از مدتی سر از روابط عمومی ها در می آورند. موقع تعدیل نیرو در خبرگزاری ها هم زنان در صف اول هستند. در خبرگزاری که من کار می کردم (مرتبط با شهرداری)دقیقا مدیرعامل گفت نگاه مدیریت سازمان نگه داشتن مردان است و عملا زنانی که تعدیل شدند به جز من که مجرد بودم متاهل بودند و چرخ زندگی شان به درآمد آن ها هم بستگی داشت. البته این اولویت باز هم در ورود به روزنامه های متعلق به شهرداری تهران هست یعنی من یک بار روزمه داده بودم و برای مصاحبه هم رفتم این هم بعد از مدتی بود که من حق التحریری برایشان کار می کردم و بعد مسئول آن بخش گفت که ما نیاز به نیرو داریم و روزمه ات را بفرست و من در این مدت که با هم کار کردیم از کار تو رضایت دارم. من هم فرستادم و بعد هم رفتم مصاحبه که مصاحبه کننده هم مرد بود و مدام تکرار کرد شما می توانید تا این ساعت کار کنید(8-4 عصر) گفتم من مشکلی ندارم نه با حجم کار و نه با ساعات کاری اما در نهایت وقتی پرسیدم خب چه شد؟ به من گفتند که می دانید دیگر اولویت با مردهاست! جالب است که یک بار دیگر با من تماس گرفتند یک سال بعد و همان آقایی که قبلا مصاحبه کرده بود از من پرسید شما یک بار دیگر هم آمده بودید و من که می دانستم محال است این آدم با نگاهی که به زن ها دارد مرا انتخاب کند، وقتی پرسید دفعه پیش چرا تو را انتخاب نکردیم گفتم چون زن بودم و اولویت شما مردان هستند. گفت ما که نامردیم!

خبرنگار سیاسی هم می گوید: بيشتر به جنسيت توجه مي کنند. مثلا من و يک آقا توی يک حوزه داريم کار مي کنيم، ولي در آن حوزه به آقا پيشنهاد شغلي بيشتری مي دهند. اولويت را برای آقايان مي گذارند تا خانم ها.

-پيشنهاد شغلي در حوزه ي خبرنگاري يا خارج از آن؟

خارج از حوزه ی خبرنگاري، مثلا با يک شرکتي ارتباط داري. بيشتر به آقايان پيشنهاد کار مي دهند. چون آقايان در ارتباط راحت ترند. مثلا وقتي هم را می بینند يک دستي به هم مي دهند اما من که نمي توانم دست بدهم و باهاش بگو و بخند کنم. من مجبورم رسمي تر برخورد کنم.

 

درآمد روزنامه نگاران چقدر است؟

خبرنگار پارلمانی بیان کرد: درآمد روزنامه نگاران خیلی پایین است. یعنی تا خرداد 88 درآمد ما خوب بود. ویژه نامه ها و روزنامه ها و … بودند و درآمد من خوب بود. یعنی حدود یکسال قبل از انتخابات من درآمد بالایی داشتم و ساعت های زیادی را کار می کردم. ولی بعد از خرداد 88 خیلی خیلی افت کرد. یعنی تا سال گذشته من فقط دو جا کار می کردم (برخلاف گذشته که جاهای زیادی کار می کردم) درآمد این دو جا 850 تا 900 هزار تومان می شد. از 8 صبح تا 1 ظهر یک جا کار می کردم و از یک و نیم ظهر تا 9 و نیم شب هم جای دیگر. از دستمزد اصلی مالیات و جریمه هایی مثل خبرخوردگی کم می شد. در نهایت مبلغی که می ماند اکثرش را صرف کرایه ی تاکسی برای تهیه خبر کرده بودم.

خبرنگار سیاسی گفت: اصولا دستمزد خبرنگارها کم است. مثلا بعضی جاها ساعتی است. ما یک حقوق ثابت داریم. یک اضافه حقوق داریم. یک سری جاها خبرنگار براساس ساعتش، روزنامه ها به خصوص، براساس ساعت یا گزارشی که می نویسند حقوق می گیرند. مثلا اگر گزارش تیتر یک بشود، برای تو یک امتیاز ویژه ای هست و خب حقوق بیشتری برای تو لحاظ می شود. بعضی جاها فرد حق التحریری است. تعداد خبری که می دهد برایش حساب می کنند. بستگی دارد به نوع قراردادی که با تو بسته باشند. ممکن است تو حق التحریری یا خبرنگاری دائم باشی. اگر قرار دادی باشد مثلا باید در ماه 45 تا خبر بدی که حقوق پایه ات را بگیری. این حقوق بستگی دارد به این که چند سال سابقه کار داشته باشی. بعد درجه خبرنگار. خبرنگار ممکن است ارشد باشد، خبرنگار پایه یک، خبرنگار پایه دو یا خبرنگار تازه کار. این در هر رسانه ای متفاوت است. باید در حد 300، 350 هزار تومان باشد. آن 45 تا خبر را که بدهی 400 هزار تومان را می گیری. هر جا سقفی را تعیین می کند ولی تا سقف 90 خبر اضافه کاری حساب می شود.

اگر خبرت یک خبر تاپ باشد میزان دستمزدش بیشتر می شود. بستگی به درجه ی خبر دارد، مثلا وقتی خبر را تحویل می دهی دبیر به آن امتیاز می دهد که مثلا یک، دو،سه، ده یا… است. بستگی داره حقوق پایه ات چقدر باشد، یعنی تو خبرنگار تازه کار باشی یا ارشد.

خبرنگاری هست که مثل من 12 سال سابقه دارد و متفاوت حقوق می گیرد. مثلا ممکن است ما لیسانس باشیم او فوق لیسانس. یا مدیر حق دارد که حق جذب مشخص کند. متناسب با مهارت خبرنگار یک حق الجذبی برای خبرنگار مشخص می شود. ممکن است حق الجذب متفاوت باشد.

البته حق الجذب یک چیز فرعی است. ممکن است 45 هزار تومان باشد. 50 هزار تومان باشد. حداقل 40 هزار تومان است و حداکثر 100 هزار تومان. من الان با لیسانس 60 هزار تومان می گیرم. اما یکی ممکن است 80 هزار تومان بگیرد. درکار خبرنگاری عوامل متعددی تاثیر می گذارد.

– با حقوق خبرنگاري می شود زندگي کرد؟

 به نظر من که نمي شود زندگي کرد. با هيچ حقوق کارمندي نمي شود زندگي کرد. تورم خیلی بالاست. به هر حال يک ماکسيمم و مينيممي هست. اما رشد تورم خيلي بيشتر است.خبرنگارها چون اصولا يک جا کار نمي کنند و در 3یا 4 جای مختلف کار مي کنند، مي توانند يک زندگي متوسط يا متوسط رو به پايين داشته باشند. اگر حقوق خوب بخواهي بايد چند جا کار کني.

خبرنگارها اکثرا مجردند و با خانواده یشان زندگي مي کنند. زياد دغدغه مالي ندارند. من دوست های خودم را دارم مي بينم، حقوقشون که کم و زياد بشود خيلي در زندگيشان تاثير نمي گذارد. اما خبرنگارهای متاهل یا خبرنگاری که تنها زندگي مي کند و خودش مسئوليت خودش را دارد اگر يک ماه حقوقش کم يا زياد شود در سيستم کل خانواده اش تاثير می گذارد.

خبرنگار شهری در این مورد می گوید: موقعی که در خبرگزاری بودم پایه حقوقم 320 هزار تومان بود و با اضافه کاری و کارانه (که امتیاز اخباری بود که در طول ماه داشتی) بین 500 تا 600 هزار تومان می شد. البته این نرخ سال های گذشته است. الان فکر کنم بیشتر شده باشد. در روزنامه های اصلاح طلب اوضاع حقوق دادن خیلی بد است. من صفحه ای در می آوردم که در هفته باید 2500 تا 3000 کلمه تحویل می دادم. سر 30 هزار تومان توافق کرده بودیم، اما عملا مدیر مسئول به خاطر ایراداتی که هر هفته الکی می گرفت 25 هزار تومان بیشتر نمی داد. من یک مدت صبر کردم تا این که بار آخر به این دلیل که با کسی مصاحبه گرفته بودم که مدیر مسئول از او خوشش نمی آمد – با این که فرد مطلعی است و در کار خودش خبره و پای ثابت بسیاری از روزنامه ها هم هست- برای کل صفحه به من 10 هزار تومان داد. دیگر نتوانستم تحمل کنم. اعتراض کردم و 30 هزار تومان را گرفتم یعنی در واقع با داد زدن و گفتن این که دیگر نمی آیم این کار را کردم. دوباره چند ماه بعدش رفتم. چون خبرنگار نداشت و خودش گفت برای دو روز در هفته حقوقت 200 هزار تومان است، قبول کردم. فقط ماه اول درست حقوق داد. ماه دوم که رسید بازی درآوردنش شروع شد که شماره ی کارتت غلط است. دو هفته گذشته بود و به من حقوق نداده بود در حالی که گزارش های خوبی گرفته بودم و همه رفته بود صفحه اول. گفتم ایرادی ندارد. دستی بدهید که با یک کارتی که توش پول نداشت همراه هم رفتیم عابر بانک حالا گذشته از این که رفتارش مودبانه نبود و باید می رفت پول را می گرفت و عین آدم می گذاشت داخل پاکت و می داد، بازی هم در آورد که اشتباه آوردم پول ندارد و فردا پولت را می دهم. فردا هم تا آخر ساعتی که من ماندم قرار بود برود و پول را بگیرد که نرفت. آخر سر گفت من هنوز باید این مطالب را بخوانم و چون پافشاری کردم که به پولم نیاز دارم بالاخره با قرض گرفتن از دختر برادرش که او هم در تحریره کار می کرد پول من را داد. البته او پولدار است.

 سایت های خبری هم وضعیت مشابه دارند. اگر مستقل باشند نه لزوما اصلاح طلب بین 400 تا 450 هزار تومان حقوق می دادند. البته باز این نرخ سالهای گذشته است، چون من در حال حاضر در سایت کار نمی کنم. در حقیقت کار زیاد است و حقوق کم و بیمه هم نداریم. در حال حاضر حق التحریری کار می کنم. این جور کار کردن بهتر است. اعصاب خوردی اش کمتر است و لازم نیست در محیط تحریریه که تنش زیادی دارد حضور داشته باشی. برای یک مطلب بین 30 تا 50 هزار تومان حق التحریر می دهند. البته بستگی به جایش هم دارد. دولتی ها یا بهتر است بگویم سازمانی ها (مثل رسانه های مرتبط با شهرداری) زودتر حق التحریرت را می دهند. البته با این درآمد نمی شود زندگی را گذراند و در حقیقت روزنامه نگاری برای من در حکم علاقه است. پولی را که از این راه در می آورم برای خرج های جانبی است. 

دستمزد زنان و مردان روزنامه نگار متفاوت است؟

خبرنگار پارلمانی در این باره می گوید: بله خیلی متفاوت است. من الان در سایتی که کار می کنم، یک سایت خیلی مختصر و کوچک است. یکی از آقایانی که این جا کار می کند ساعت خیلی کمی را در محل کار می گذراند و کار خوبی هم تحویل نمی دهد، اما درآمدش نسبت به من که ساعات بیشتری را در تحریریه هستم، بسیار بیشتر است. در محل کارمان شرایط مشابه من وجود دارد اما دستمزد آن مرد دقیقا دو برابر دستمزد من است. من چند بار اعتراض کردم. قبل از عید که اعتراض کردم، سردبیرم تلفن را برداشت و به نحو بدی با من صحبت کرد که شما چه آدم بی اخلاقی هستید که از همکارهایتان مقدار دستمزدشان را می پرسید و به من اعتراض می کنید. شما انسان بسیار بی اخلاقی هستید و من اخراجتان می کنم. در عید من مجبور شدم سه یا چهار روز ارسال خبر داشته باشم تا آن بی اخلاقیم جبران بشود. رسانه های اصلاح طلب اکثرا به موقع حقوق نمی دهند و دستمزد کمی هم می دهند.

– وضعیت کار در روزنامه های کیهان و اطلاعات چگونه است؟

خیلی خوب است. اولا خبرنگارهای کیهان و اطلاعات اجازه ی ورود به همه جا را دارند و از این موقعیت استفاده می کنند و خبرها را دریافت کرده و در روزنامه های خودشان کار نمی کنند و به رسانه های دیگر می فروشند.

– چقدر از این خبرنگارها این کار دلالی را انجام می دهند؟

 در سه حوزه این مسئله وجود دارد. یکی در حوزه ی فرهنگی است، به خصوص در حوزه ی سینما. یک آدم شناخته نشده ای در یک سریال بازی کرده و تمام شده. این فرد می آید و به خبرنگار یک پولی می دهد که او را مشهور کند و خبرنگار هم روی این آدم مانور می دهد، مطلب می نویسد و عکس می گیرد و واقعا پول در می آورد. دوم حوزه ی پارلمان است، که خبرنگار به نماینده می گوید برایش وام درست کند و نماینده هم از او می خواهد تا هوای او را داشته باشد. سوم حوزه ی ورزشی است که دقیقا مانند حوزه فرهنگی است.

من فکر می کنم آن چیزی که از روزنامه نگاری باقی مانده، واقعا حرفه ای نیست. آدم هایی در این عرصه پا گذاشته اند که علاقه مند نیستند خیلی هایشان از روزنامه نگاری به عنوان یک پله استفاده می کنند برای رسیدن به یک مقصد و به خاطر این است که خبرنگاری مشکلات زیادی دارد چه برای مردان و چه برای زنان. که اگر واقعا علاقه مندان زیادی داشت که برای این حرفه و شخصیت خبرنگار و شخصیت روزنامه نگار احترام قائل بودند، قطعا این مشکلات خیلی راحت تر حل می شد.

روزنامه نگار اندیشه هم چنین اظهار کرد: یک موقع شما کار دولتی می کنید آنجا با تعرفه های دولتی طرف هستید. حداقل دستمزد این قدر است مزایای تو این هست. اما در کار غیر دولتی قطعا حقوق زنان پایین تر است. به نظرم باید در این باره کار آماری کرد. پاسخ دقیقی ندارم. در جاهایی خارج از حوزه ی خبری هم پایه حقوق زن و مرد یکی است. اما در نهایت حقوق مرد یک جورهایی بیشتر از زن است. در رسانه های دولتی تعرفه ها یکی است ولی وقتی من و همکار مَردم حق التحریری کار می کنیم، پول ما را دبیر سرویس می پردازد. آنجا به من 16 هزار تومان می دهد و به همکار مرد 30 هزار تومان بدهد. من می دیدم به من 16 هزار تومان می دهد اما همان زمان به همکار مرد 50 هزارتومان می داد. دبیر سرویس رویش نمی شد به روزنامه نگار مرد کمتر بدهد اما به زن ها کمتر می دهد.

– اعتراض نمی کردی؟

نه برای این که امکان کاریم را از دست می دادم. می گفتند همین است که هست. ساپورتی نداری. روزنامه نگاری شغل من است، من نمی توانم بروم که رخت بشورم. این کاری است که بلدم.

-امکانی برای تغییر شرایط نیست؟

به لحاظ فردی الان چون تجربه ام بیشتر شده است، می توانم حقم را بگیرم. اما از لحاظ جمعی آن هایی که در کادر روزنامه ها کار می کنند بعید است که بگذارند حقشان خورده شود. اما حق التحریری ها حتی مرد هم درست است که بیشتر از من می گیرد اما دارد به او هم اجحاف می شود. مگر از طریق انجمن های صنفی که درحال حاضر فعالیت هایشان نزدیک به صفر است. چون فشار روی آن ها هم هست.

خبرنگار سیاسی دراین باره گفت: درحالت عادی اکثرا يکسان است. يعني بستگی دارد به درجه ی کار و خبر و خود خبرنگار و موقعيت خبر. اما فکر مي کنم براي آقاياني که متأهل هستند- فکر کنم همه جا اين طوری است که يک حق تأهل قائل اند. مثلا درقراردادهایشان فکر کنم تأثير دارد.

– زنان متاهل هم حق تاهل دارند؟

تا پارسال که يادم است نمي گرفتند. درقراردادهاي جديد قرار بود براي خانم ها هم باشد. چون مشمول خودم نبوده است زياد پرس و جو نکردم. ولي اين بحث بود که چرا آقايان اين حق را داشته باشند و خانم ها نداشته باشند.

 

وضعیت بیمه روزنامه نگاران

روزنامه نگار اندیشه در این مورد گفت: یك سری امكانات هست كه برای استفاده از آن ها شما باید در انجمن روزنامه نگاران عضو باشید. الان هم فكر نمی كنم زن روزنامه نگاری به طور رسمی جایی كار كند و بیمه نباشد. آن ها كه در فضای دولتی و خبرگزاری ها هستند بیمه هستند. ولی مستقل ها نه. مجله ای كه كار می كردم صراحتا گفت كسی را بیمه نمی كند.

خبرنگار سیاسی هم می گوید: من بیمه ی تأمین اجتماعی ام. اصولا بعد از این که دوره ی آزمایشی را گذراندی و وارد سیستم شدی چندین ماه بعد از آن بیمه ات می کنند.

خبرنگار شهری بیان کرد: در خبرگزاری بیمه بودم. البته دو ماه آخر با این که پول بیمه را از من کم کردند اما برایم بیمه رد نکردند. من دیر متوجه شدم و فیش حقوقی دو ماه آخرم را هم پیدا نکردم که بروم و شکایت کنم. در روزنامه های مستقل خیلی لطف کنند حقوق ات را بدهند. بیمه نمی کنند. البته بیمه ی ارشاد هست اما من دنبالش نرفتم چون خیلی دنگ و فنگ داشت.

خبرنگار پارلمانی در مورد بیمه این گونه بیان کرد: خبرنگارها باید قید بیمه را بزنند. یک بیمه به نام بیمه ی ارشاد برای خبرنگاران تعریف کردند که شما باید بروی در سایت بیمه و در صفحه ارشاد ثبت نام کنید و شرایطی دارند و باید تعدادی از مطالبی که به اسم خودت کار شده در روزنامه ها آن جا بگذاری و در این جا تکلیف کسی که مطلبش روی سایت می رود و اسم ندارد چه می شود؟!

علاوه بر این باید از روزنامه یا سایتی که آن کار می کنی گواهی بیاوری. سایت هرگز به شما گواهی نمی دهد. چون اگر به شما گواهی بدهد شما مشمول قانون بیمه ی تامین اجتماعی می شوید. بنابراین به شما گواهی نمی دهند.

-آیا کسی نیست که دارای بیمه ی ارشاد باشد؟ یعنی عملا این بیمه بی فایده است؟

نه خیلی از خبرنگارها هستند که دارای این بیمه هستند، به روابط خیلی بستگی دارد. مثلا خبرنگارانی که در خبرگزاری های دولتی مشغول به کار هستند به راحتی بیمه می شوند. ولی ما واقعا دستمان به جایی بند نیست.

 قراردادهای کاری روزنامه نگارن چگونه است؟

خبرنگار پارلمانی در این باره می گوید: ما اصلا قرارداد نداریم، یعنی هر زمان اراده کنند می توانند به ما بگویند دیگر نرویم.

خبرنگار شهری بیان کرد: نه هیچ قراردادی در روزنامه ها نیست. مدیر مسئول یا دبیر صفحه می گوید برای این صفحه این قدر می دهد یا این که این مقدار کار و این مقدار ساعتی که می روی در تحریریه می تواند چه میزانی به تو بدهد. البته در خبرگزاری ما هر ماه قرارداد می بستیم و قرارداد دبیر سرویس ها هم سه ماهه بود.

خبرنگار سیاسی هم گفت: قراردادهای ما یک ساله است و هر سال هم تمدید می شود.

انجمن صنفی روزنامه نگاران

خبرنگار پارلمانی معتقد است: برای رفع مشکلات زنان مسئله ای که وجود دارد این است که در ابتدا باید یک هماهنگی بین زنان خبرنگار باشد، یعنی یک جایی مانند خانه ی خبرنگاران زن باشد که بتواند برای همه ی خبرنگاران زن این مسئله را باز کند و به آن ها بگوید که چه ارزش هایی دارند و از آن ها چگونه باید استفاده کنند. متاسفانه خبرنگاران زن همچین جایی را ندارند و کسانی هم که وارد عرصه ی خبرنگاری می شوند، خیلی هایشان انتخاب می شوند و انتخاب نمی کنند. یعنی این که مثلا ممکن است دبیر یا سردبیر به واسطه ی آن چیزی که فرد دارد بگوید تو برای این قسمت خیلی خوب هستی و این خبرنگار وارد این عرصه می شود و چون این مسائل را به او گفتند که تو با این روش می توانی کار بکنی -و او هم از این روش برای کار کردن استفاده می کند- بنابراین هماهنگی از بین می رود چرا که یک عده آدم آمده اند و می خواهند حرفه ای کار کنند و این نگاه را قبول ندارند ولی آن سری که انتخاب شده اند این هماهنگی را به هم می زنند.

تا چند سال پیش جایی به اسم خانه ی روزنامه نگاران بود، یک صنفی داشتیم که خانم بدرالسادات مفیدی (اگر اشتباه نکنم) آن جا را اداره می کردند و برای همه بود و زن و مرد نداشت. اما الان از هم پاشیده است. چند هفته قبل شنیدم که جایی وجود دارد که به آقایان خبرنگار ریکوردر می دهد، وام می دهد و برای خبرنگاری ابزارهایی را که لازم دارند به آنها می دهد (البته من فقط شنیدم).

-چقدر فکر می کنی که خبرنگارها دنبال این هستند که بروند و انجمن صنفی را تشکیل دهند؟

خیلی تعدادشان محدود است. خیلی وقت ها من بین دوستانم می بینم که به زبان می آورند، ولی در واقع کسی همت این ماجرا را ندارد که بخواهد یک فکری بکند یا مثلا جمع شویم و کاری بکنیم. خیلی شده ببینم بین بچه ها که از این مسائل گله دارند، مثلا از همین ناهماهنگی زنان ناراحت اند ولی هیچ کس همت نمی کند.

روزنامه نگار اندیشه هم گفت: «انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد» خیلی فعالیت هایشان محدود است. من مدام ازکسانی که آن جا کار می کنند خبر می گیرم که چه برنامه ای دارید؟ می گویند نمی شود. این به خاطر شرایط است، اگر من بخواهم برای حقوق برابر خودم مبارزه کنم همان قدر باید تلاش کنم که زن دیگری که در حوزه ی دیگر کار می کند. البته برای حق التحریری ها مشکلات بیشتر است. اما می بینم باز مردی که تجربه ی کاریش کمتر از من است، چون مرد است ب او بیشتر دستمزد می دهند. الان انجمن های صنفی به نوعی درشان تخته است در حالی که این ها هستند که باید خوراک بدهند که آی بیایید جمع بشوید. ما اگر جمع شویم می توانیم یک کارهایی بکنیم. اما برعکسش نمی شود. 

خبرنگارشهری درباره اهمیت انجمن صنفی معتقد است: خیلی مهم است. اگر این انجمن ها روی پا بودند، مدیرمسئول ها نمی توانستند تا این اندازه یکه تازی کنند و هر بلایی را که دوست دارند سر خبرنگاران به خصوص زنان بیاورند. اگر یک جایی بود که من می رفتم و از شیوه ی حقوق دادن و نحوه ی برخورد مدیرمسئولم شکایت می کردم مسلما آن ها در رفتار و کردارشان مراقب تر بودند.

خبرنگار سیاسی در این مورد چنین اظهار نظر کرد: من عضو نیستم. شاید هم اشتباه کردم. ولی چون شناخت زیادی نداشتم، نرفتم.

-فکر می کنی این تشکل ها چه تاثیری می توانند داشته باشند؟

خوب در پیگیری حقوق خبرنگار می تواند تأثیرگذار باشد اما من کارکردی ندیدم از آن ها.

– بین همکارهای شما کسی عضو هست؟

کم. انجمن صنفی بهتر بود. انجمن صنفی وقتی عضو می پذیرفت بچه های روزنامه ها را می پذیرفت. بچه های خبرگزاری را نمی پذیرفت. بعدش که اساس نامه اش را اصلاح کردند، منحل شد و دیگر هیچ. انجمن های دیگر را هم من نرفتم تحقیق کنم. نمی توانم اظهار نظر کنم. ولی انجمنی اگر به صورت مستقل باشد می تواند خیلی تأثیرگذار باشد در پیگیری بحث بیمه یا اخراج شدن خبرنگارها یا حتی در مورد مسائل سیاسی که برای آنان پیش می آید. خوب در بحث پیگیری ها، اطلاع رسانی خیلی می تواند تأثیرگذار باشد.

– فکر می کنی خبرنگارها می توانند همچین تشکلی را ایجاد کنند؟

خوب ما انجمن صنفی را داشتیم. پس می توانند انجام بدهند. اما بستگی دارد به شرایط. شرایط خیلی مهم است. شرایط زمانی که ما الان در آن قرار داریم. من دیگر سربسته می گویم.

امنیت شغلی روزنامه نگاران

خبرنگار اندیشه می گوید: هیچ،هیچ. من امروز یاد گرفتم این جا که کار می کنم امید نداشته باشم که پولم را خواهم گرفت و یا این روزنامه فردا هم باشد. ممکن است تعطیل شود. به جز آن موقع که در تحریریه بودم روزانه کار روزنامه نگاری کردم آن هم با حداقل امکانات. اما از وقتی که دیگر حق التحریری کار می کنم، هیچ گونه امنیتی نمی بینم. اوایل خیلی اذیت می شدم. خیلی احساس ناامنی می کردم و افسرده می شدم. به خودم می گفتم خدایا من این همه استعداد دارم، می توانم این کار را بکنم، این برنامه ها و پیشنهادها را دارم. اما هیچ جا نبود که من خودم را آن جا متجلی کنم یا کسی از این توان من استفاده کند. افسرده می شدم. الان دیگر این طوری نیست چون زیاد تکرار شده است. الان دیگر یاد گرفتم تا روزنامه ها هستند این جا و آن جا کار کنم. وقتی هم کار نیست می نشینم کتاب می خوانم. یک سوراخ دیگر پیدا می کنم. الان دیگر به این چیزها فکر نمی کنم. ولی به هیچ وجه امنیت نیست نه شغلی نه مالی.

خبرنگار شهری: نه چه امنیتی؟ صفر.

انتخاب دوباره روزنامه نگاری؟

خبرنگار سیاسی گفت: بله دوست داشتم. ولی الان ترجیح می دهم بروم در حوزه ی هنری، تئاتر و سینما.

خبرنگارشهری می گوید: نمی دانم وقتی که خیلی بیکاری می کشیدم از خودم می پرسیدم چرا این رشته را خواندم؟ البته کارم را خیلی دوست دارم. می دانم با روحیه ی من سازگاری دارد. خلاقیت در آن هست، تنوع دارد و با آدم ها و مسائلشان در ارتباط هستی. اما در ایران شغل خوبی نیست. باید شغل دوم باشد و گرنه نمی توانی خودت را اداره کنی. من قبلا پیشنهادهای کاری خوبی داشتم که در تحریریه نبود و من فکر می کردم من که پشت میز نشین نیستم و نمی رفتم الان خیلی پیشمان هستم. یادم می آید بار آخر در یک سازمان دولتی بود که چند سال پیش پایه حقوقش 450 هزار تومان بود و من رفتم حتی همه توافق ها شد و قرار شد من فردایش بروم سر کار. در اتاق انتظار به خودم گفتم واقعا می توانی این جا کار کنی؟ کسی تو اتاق نبود. گریه ام گرفته بود، گفتم خدایا من دلم تحریریه می خواهد ولو یک تحریریه در یک زیر زمین نمور! خب کار را در نهایت رد کردم. اما الان با این تجربه ای که دارم اگر کاری این گونه هم پیش بیاید دیگر رد نمی کنم، چون با این شرایط بد اقتصادی نمی شود از پس مخارج زندگی بر آیی.

تنظیم: مریم رحمانی

قسمت اول:
روزنامه نگاران مرد هم مانند «خنزر پنزر» فروشان زنان را «تکه» می بینند


پاسخ دهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

اشتغال زنان در خاورمیانه- بخش دوم

برگردان: بنفشه جمالی
شکاف‌زدایی دیجیتالی یک کاتالیزور مهم برای افزایش سهم مشارکت زنان در مشاغل فنی و حرفه‌ای است که فناوری در آن‌ها موجب تغییر شکل محیط‌های...

آزار در زندگی شخصی: تاوان در زندگی شغلی؟!

نوشین کشاورزنیا، محبوبه حسین‌زاده
برای ما که چند سال است در مجموعۀ «کار بدون آزار» برای پیشگیری از آزار جنسی در محیط کار فعالیت می‌کنیم، این سوال مطرح...

فرصت‌های شغلی زنان شاغل در خاورمیانه- بخش اول

برگردان: بنفشه جمالی
بیدارزنی:این تصور که فراهم آوردن دسترسی به آموزش، اشتغال و حمایت‌های قانونی برابر پیامدهای اقتصادی و اجتماعی مثبت خواهد داشت، موضوع جدیدی نیست. «زنان...

نوشته‌های مرتبط

اشتغال زنان در خاورمیانه- بخش دوم

برگردان: بنفشه جمالی
شکاف‌زدایی دیجیتالی یک کاتالیزور مهم برای افزایش سهم مشارکت زنان در مشاغل فنی و حرفه‌ای است که فناوری در آن‌ها موجب تغییر شکل محیط‌های...

آزار در زندگی شخصی: تاوان در زندگی شغلی؟!

نوشین کشاورزنیا، محبوبه حسین‌زاده
برای ما که چند سال است در مجموعۀ «کار بدون آزار» برای پیشگیری از آزار جنسی در محیط کار فعالیت می‌کنیم، این سوال مطرح...

فرصت‌های شغلی زنان شاغل در خاورمیانه- بخش اول

برگردان: بنفشه جمالی
بیدارزنی:این تصور که فراهم آوردن دسترسی به آموزش، اشتغال و حمایت‌های قانونی برابر پیامدهای اقتصادی و اجتماعی مثبت خواهد داشت، موضوع جدیدی نیست. «زنان...

مبارزه زنان کارگر کشاورزی برای حمل و نقل ایمن در تونس

برگردان: جلوه جواهری
بیدارزنی: زنان کارگر کشاورزی در تونس، با مسائلی هم چون حمل و نقل پرخطر به مزارع با وسایل نقلیه قراضه، آزار جنسی، صدمه و...