تا قانون خانواده برابر: در جهان امروز مشارکت زنان در فعالیت های اقتصادی رو به رشد است. سهم زنان در نیروی کار جهان از ۳۸ درصد در سال ۱۹۷۰ به ۴۱ درصد در سال ۱۹۹۶ افزایش یافته است. در مرحله اول انگیزه اصلی برای ورود زنان به بازار کار مسائل اقتصادی بود که منجر به ایجاد طبقه زنان کارگر شد. امروزه علاوه بر انگیزه اولیه، زنان طبقه متوسط و حتی زنان مرفه نیز نه تنها برای بهبود وضعیت اقتصادی بلکه برای کسب موفقیت های فردی و به دست آوردن موقعیت اجتماعی مناسب و سایر امتیازاتی که اشتغال به همراه دارد به کار خارج از منزل تمایل دارند.

زنان در ایران علی رغم افزایش سطح تحصیلات، جایگاه با ثباتی در بازار کار ندارند. طبق سرشماری های مختلف به ویژه بعد از انقلاب و طی سه دهه اخیر، زنان همواره حدود نیمی از جمعیت فعال (جمعیت۱۰ساله و بالاتر) کشور را تشکیل داده­اند اما سهم آنان از اشتغال برابر با مردان نبوده است. از خیل عظیم دخترانی که موفق شده اند سد کنکور را بشکنند یعنی ۴۹ درصد در سال ۹۰ که البته با اعمال سهمیه بندی در دانشگاه تعدادشان از ۶۵ درصد به این میزان رسیده است تنها ۱۲ درصد شاغلان را زنان تشکیل می دهند.

این درحالی است که داشتن شغل متناسب با روحیات و تحصیلات در بهبود وضعیت روحی و روانی هر انسانی موثر است گذشته از آن که داشتن شغل، حق هر انسانی است و نباید در انتخاب آن تبعیضی علیه هیچ انسانی اعمال شود. در این مجال مشخصا به تاثیرات اشتغال بر زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی زنان می پردازم.

اثرات اشتغال بر سلامت جسم و روان زن

خانه داری با اینکه وقت زیادی از زنان می گیرد معمولا کاری کم اجر و قدر شناخته می شود و به منزله کاری حقیقی قلمداد نمی شود. عموما فرض می شود که خانه داری از وظایف زنان است در حالی که اگر خوب نگاه کنیم، متوجه می شویم غذا پختن، ظرف شستن، گردگیری کردن، اتو کشیدن و … را هر فردی می تواند انجام دهد و نباید منحصر به زنان دانسته شود. خانه داری کاری تکراری و فاقد خلاقیت است که می تواند به افسردگی و انزوای زنان بیانجامد. معمولا زنان شاغل از لحاظ اجتماعی و خانوادگی در موقعیت بهتری نسبت به زنان خانه دار قرار دارند. ارتباط بیشتر با مردم و محیط اطراف به پویایی و سرزندگی زنان شاغل می انجامد.

 

اشتغال همچنین سبب افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس زنان می شود و سلامت روانی و جسمی آن ها را نیز بهبود می بخشد. تحقیقات نشان می دهد زنان کارمند به میزان کمتری به افسردگی مبتلا می شوند. (فریده کرمی،۱۳۷۰)

براساس تحقیقات، مادران با فرزند خردسال در خانه در مقایسه با زنان شاغل در معرض خطر بیشتری برای اختلال روانی هستند به خصوص زنان طبقات پایین که شرایط خانه شان فشارزاست و حمایت اجتماعی ندارند.

باز تحقیقات مشخص کرده است زنان شاغل «خودپنداره»(تصویر از خود) مثبت تری نسبت به زنان خانه دار از خود دارند. عده ای از زنان اشتغال را باعث شور و نشاط خود و تنها درصد اندکی از آنها اشتغال را موجب عصبانیت و بی حوصلگی دانسته اند. در واقع زنان شاغل از اینکه نقش های خارج از خانه را ایفا می کنند احساس شور و نشاط می کنند.(خسروی، ۱۳۷۸)

 


 

 

به نظر دورکیم اشتغال زن باعث استقلال، افزایش اعتماد به نفس و امیدواری او می شود. همچنین موجب می گردد او خود را عضو مفید و سازنده ای از جامعه بداند و ضمن همکاری و مشارکت با همسرش در انجام کارهای منزل، همبستگی خود را با سایر اعضای خانواده محکم تر سازد(شفیع آبادی،۱۳۸۴)

علاوه بر این ها تحقیقات نشان می دهد زنان شاغل از نظر جسمی سالم تر از زنان خانه دار هستند و ساعات کمتری را در احساس بیماری به سر می برند.

همچین کار بر سلامت جسمی زنان نیز تاثیر می گذارد. تحقیق موسسه «مدیااچ»، در مورد سر دردهایی که علت جسمی ندارند، نشان داد زنان بیشتر از این نوع سردرد شکایت می کنند. کسانی که درسنینی هستندکه توانایی کارکردند دارند ولی نتوانسته اندشغلی را بیابند اغلب از مشکلات جسمی و روحی گوناگون رنج می برند.تقریبا ۴۴ درصد این زنان دچار سردردهای میگرنی هستند و یک پنجم آنان ازبیخوابی شکایت می کنند. افراد غیرشاغل بیشتر از یاس و فقدان انگیزه رنج می برند و دچار ترس و اندوه هستند . احساس تنهایی، افسردگی و همچنین احساس پوچی از جمله مشکلاتی است که در این دسته افراد بیشتر مشاهده می شود[۱].

ﻟﻄﯿﻔﯽ در تحقیقی ﺑﺎ ﻋﻨﻮان «ﺑﺮرﺳﯽ ﺗـﺄﺛﯿﺮ ﺷـﺎﻏﻞ ﺑـﻮدن ﺑـﺎﻧﻮان ﺑﺮ وﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎی رواﻧﯽ آﻧﺎن» وﺿﻌﯿﺖ رواﻧﯽ – اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ- ﺧﺎﻧﻮادﮔﯽ زﻧـﺎن ﺷـﺎﻏﻞ و ﺧﺎﻧـﻪ دار را بررسی و مقایسه می کند.در این تحقیق که در اصفهان انجام شده رﺿﺎﯾﺖ ﺷﻐﻠﯽ ﺑﺎﻧﻮان ﺷﺎﻏﻞ ﺗﻤﺎم وﻗﺖ و ﻧﯿﻤﻪ وﻗﺖ و ﺳﺎزﮔﺎری زﻧﺎﺷﻮﯾﯽ آن ﻫــﺎ بررسی شده است  بر اساس این تحقیق ازﻟﺤﺎظ ﻣﯿﺰان اﺿﻄﺮاب ﻓﻮﺑﯿﮏ ﺗﻔﺎوت ﺑﯿﻦ ﺳـﻪ ﮔـﺮوه ﻣﻌﻨﯽ دار  و در ﻣﺠﻤﻮع ﺗﻤﺎم ﻣﻮارد ﻓـﻮق در ﺑـﯿﻦ ﺑـﺎﻧﻮان ﺧﺎﻧـه دار ﺑﯿﺸـﺘﺮ ﺑـﻮد. ﺷــﮑﺎﯾﺎت ﺟﺴـﻤﺎﻧﯽ ﻧﯿــﺰ در ﻣﻘﺎﯾﺴـﻪ ﺑــﯿﻦ ﺳـﻪ ﮔــﺮوه ﻣﻌﻨــﯽ دار بود و درﻣﻘﺎﯾﺴــﻪ ﺑــﯿﻦ زنان ﺷــﺎﻏﻞ ﻧﯿﻤﻪ وﻗﺖ و ﺧﺎﻧﻪدار، در ﺑﯿﻦ زنان ﺧﺎﻧﻪ دار ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﻌﻨﯽ داری ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺸـﺎﻫﺪه ﮔﺮدﯾﺪ(لطیفی،۱۳۷۷).

تاثیر های مثبت اشتغال مادران بر فرزندانشان

غالبا در ایران و کشورهایی که مردسالاری و بنیادگرایی در آن ها قوی است این گونه عنوان می شود که کار کردن زنان سبب لطمه دیدن فرزندانشان می شود. حال آن که نگاهی به تحقیقات نشان می دهد فرزندان مادران شاغل نسبت به فرزندان مادران خانه دار عزت نفس بیشتر و اختلال های رفتاری کمتری دارند. اشتغال زنان به عنوان یک پدیده اجتماعی بر تربیت کودکان آن ها تاثیر می گذارد.

«بوریس هافمن» نشان داد که دختران مادران شاغل در مقایسه با دختران مادران غیر شاغل اعتماد به نفس بیشتر و نمرات درسی بهتری دارند. دختران مادران شاغل نسبت به دختران مادران خانه دار از خود بسندگی اجتماعی و پیشرفت تحصیلی بهتری برخوردارند و تمایل بیشتری به کار کردن دارند. همچنین فرزندان مادرانی که در رده های شغلی فرهنگی-مدیریتی هستند بهترین عملکرد تحصیلی را دارند. (احمدی،۱۳۸۸)

پژوهش ها نشان داده است که مادران شاغل نوجوانانی مسئولیت پذیر و مستقل تربیت می کنند. «گلد و اندرسون» (۱۹۷۹) در پژوهشی دریافتند که نوجوانان دارای مادران شاغل درمقایسه با نوجوانی که مادران آنها خانه دار هستند، از احساس خود ارزشمندی، سازگاری، تعلق خاطر به خانواده و حمایت اجتماعی بیشتری برخوردار هستند (بیابانگرد،۱۳۷۶).

همچنین در تحقیقی که «مودر»در۱۹۷۲ انجام داد دریافت که اشتغال مادر به طور تمام وقت در طبقه ی پایین اجتماع تاثیر مثبت تری روی سازگاری بچه ها در مقایسه با اشتغال پاره وقت دارد . « باندوچی» (۱۹۸۴) و هافمن (۱۹۸۴) طی مطالعات و تحقیقاتی که انجام دادند دریافتند که دختران بیشتر از پسران از داشتن یک مادر شاغل بهره می برند(موسوی،۱۳۹۰).

در ایران هم تحقیقاتی در زمینه تاثیر اشتغال زن بر وضعیت فرزندان انجام شده است. به عنوان مثال حسین میرزاجانی در سال ۶۸ به مطالعه ی اختلال رفتاری در فرزندان مادران خانه دار نسبت به فرزندان مادران شاغل پرداخت. نتیجه این تحقیق نشان داد که اختلال های رفتاری در فرزندان مادران خانه دار ۶۶% و در مادران شاغل ۳۳% بوده است.

علی اصغر احمدی در پژوهش خود با عنوان«بررسی تاثیر اشتغال مادران بر عملکرد رفتاری و آموزشی فرزندان» نشان می دهد اشتغال مادر برای کودکانی که در سال‌های بالاتر تحصیلی(پایه‌ های چهارم و پنجم) هستند، باعث سازگاری اجتماعی و پیشرفت تحصیلی بیش‌ تر شده است (احمدی،۱۳۸۸).

یافته‌های این تحقیق بر این نکته تاکید دارند که در طبقات بالای اقتصادی – اجتماعی، زنان شاغل از اعتماد به نفس، استقلال فکری و خودبسندگی بیشتری برخوردارند که این عوامل می‌ تواند در تعیین سازگاری فرزندان آن‌ها بسیار موثر باشد. تاثیر نوع شغل مادر برسازگاری اجتماعی و پیشرفت تحصیلی فرزندان به خوبی نشان می‌ دهد که دانش ‌آموزانی که مادران آن ‌ها در مشاغل رده پایین (خدماتی)فعالیت می‌ کنند، کم‌ ترین سازگاری اجتماعی و پیشرفت تحصیلی و فرزندان مادرانی که در مشاغل رده‌ بالا(فرهنگی-مدیریتی) فعالیت می‌ کنند، بهترین عملکرد تحصیلی و رفتاری را درخانه و مدرسه از خود نشان می‌ دهند(همان).

همچنین زنانی که درمشاغل رده بالا فعالیت می‌ کنند بیش‌ ترین رضایت شغلی را دارند که این بر عملکرد آموزشی و رفتاری فرزندان‌ شان تاثیر مثبتی گذاشته است. در مقابل تنش شغلی مادران اثر نامطلوبی بر فرزندان دارد و هرچه مادر درمحیط ‌کارش تنش کمتری داشته باشد، بهتر می‌ تواند وظایفش را درخانه انجام دهد(همان).

 

علاوه بر این نتایج تحقیقات نشان می دهد مادران شاغل ساعات مراقبت از کودکشان را کاهش نمی دهند بلکه ساعات انجام کارهای مربوط به منزل را کم می کنند. بر همین اساس هنگامی که پدر و مادر کودک پیش دبستانی هردو شاغل هستند هر دو تقریبا به اندازه خانواده هایی که فقط پدر در آن ها شاغل است وقت صرف کودک خود می کنند(همان).

بر اساس نتایج یک تحقیق در ایران اکثریت قریب به اتفاق زنان معلم اثر اشتغال خود را بر فرزندانشان مثبت ارزیابی کرده‌ اند و معتقدند که فرزندان آنان، در مقایسه با فرزندان مادران غیرشاغل، از اعتماد به نفس و استقلال رای بیشتری برخوردار بوده و در امور شخصی منضبط ‌تر و مسئول ترند و در انجام دادن تکالیف درسی به خود متکی بوده و از پیشرفت تحصیلی قابل ملاحظه‌ای برخوردارند. فرزندان آنان، اعم از دختر و پسر، در امور شخصی و تحصیلی، ترجیحا با مادر خود مشورت می‌ کنند و پدران به ندرت طرف مشورت فرزندان قرار می‌ گیرند.

]

اشتغال و رضایتمندی از زندگی خانوادگی

تحقیقات نشان می دهد که اشتغال زنان بر رضایتمندی از زندگی خانوادگی نیز تاثیر دارد . اگر بخواهیم رضایت زناشویی را در خانواده ایجاد کنیم باید به دنبال عواملی باشیم که موجب ایجاد رضایتمندی می‌ شود و خانواده‌ ها را به سوی آن ترغیب کنیم. یکی از این عوامل اشتغال زنان است. مشارکت روزافزون زنان در بیرون از خانه باعث تقویت حس اعتماد به نفس و استقلال و افزایش قدرت تصمیم‌ گیری و برخورد مناسب آنان با حوادث زندگی می شود و اثر مطلوب بر روابط خانوادگی بر جای می گذارد. به طور مثال در کتاب جامعه شناسی زنان نوشته «پاملا ابوت» آمده است که مطالعات زیادی نشان داده که یکی از مهمترین عوامل موثر بر رضایت زناشویی مسئله اقتصادی و درآمد است، چنانچه این درآمد از طرف هر دو زوج باشد باعث سهولت زندگی می‌ شود.(ابوت،۱۳۸۱)

 

همچنین نتایج تحقیق «رپتی»(۱۹۸۴) درباره خانواده هایی که زن و شوهر هر دو در آن شاغل هستند نشان داد زنانی که رضایت شغلی بالاتری دارند بیشتر از زنان خانه دار از زندگی زناشویی خود لذت می برند و احساس بهتری نسبت به فرزندان خود دارند. ولی این زنان معمولا استرس ها و گرفتاری های کاری خود را به منزل می برند.(ابوطالبی،۱۳۸۸)

«ﺳﺎﻛﻮ»( ۱۹۹۳) از ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت ﺧﻮد ﻧﺘﻴﺠﻪ ﮔﺮﻓﺖ: زﻧﺎن ﺷﺎﻏﻠﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻧﻴﻤﻪ وﻗﺖ ﺑﻪ ﻛﺎر اﺷﺘﻐﺎل دارﻧﺪ از ﻧﻈﺮ ﻣﻴﺰان رﺿﺎﻣﻨﺪی زﻧﺎﺷﻮﻳی درﺳﻄﺢ ﺑﺎﻻﺗﺮی از زﻧﺎن ﺧﺎﻧﻪدار ﻗﺮار دارﻧﺪ و در ﻣﻘﺎﺑﻞ زﻧﺎن شاغلی که به طور شیفتی و ﺷﺐ ﻫﺎ ﻣﺸﻐﻮل ﺑﻪ ﻛﺎر ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ زﻧﺎن ﺷﺎﻏﻞ دﻳﮕﺮ رﺿﺎﻣﻨﺪی زﻧﺎﺷﻮیی ﭘﺎﻳﻴﻦﺗﺮی دارﻧد.(همان)

یک عامل احساس رضایت زن شاغل از زندگی خانوادگی نحوه خرج کردن درآمد وی در خانواده است. تحقیقات نشان می ‌دهد که هر گاه زن شاغل خود را به صرف درآمدش در مخارج خانواده ناگزیر ببیند، این امر در سازگاری زناشویی اثر منفی خواهد داشت. مهم‌ ترین انگیزه زنان معلم برای سهیم شدن در امور مالی خانواده «میل و رضایت شخصی» و نیز «احساس مسئولیت در قبال خانواده» اعلام شده است و این را بیشتر زنان معلمی ابراز داشته‌اند که همسرانشان با اشتغال آنان موافق بوده‌ اند. به نظر می ‌رسد که توافق زوجین برای اشتغال زن موجب بهبود روابط آنان می ‌گردد و زنان را به مشارکت در امور اقتصادی خانواده راغب تر می ‌سازد[۳].

«هال» در تحقیقی تحت عنوان «فشارشغلی،فشار روانی و مشکلات سلامت جسمانی در زنان شاغل تمام وقت و زنان خانه دار» به این نتیجه رسید که با افزایش سنگینی نقش در زنان شاغل نارضایتی های زناشویی نیز فزونی می یابد. (ابوطالبی،۱۳۸۸) زن شاغل دارای فرزند، باید هرچه بیشتر از طرف خانواده خود یا خانواده شوهر مورد حمایت قرار گیرد تا در انجام وظایف خود درمانده نشود و احساس خوشبختی و شادکامی خود را حفظ نماید.

رضایت زناشویی از عوامل بسیار مهم در زندگی است که در صورت وجود باعث آرامش زوج ها می شود و با آرامش و رضایت آن ها، فرزندان نیز در خانواده به خوبی تربیت می‌شوند. البته حمایت همسر از شاغل بودن زن تاثیر زیادی بر احساس رضایت زن دارد. همچنین مادرانی که به خوبی از حمایت همسران خود برخوردارند احساس مثبتی درباره همسر و زندگی خود دارند.

اشتغال و کاهش خشونت فیزیکی علیه زنان

معمولا زنانی که کار می کنند قدرت چانه زنی بیشتری در عرصه خانواده دارند و به سبب پایگاه مالی که خود کسب کرده اند می توانند میزان خشونت های خانگی را علیه خود کاهش دهند.

معمولا زنان خانه دار بیشتر از زنان شاغل قربانی خشونت های خانگی هستند. یافته های تحقیق ملی قاضی طباطبایی و همکارانش در ارتباط با عوامل موثر بر خشونت خانگی نشان می دهد که شاغل و یا غیرشاغل بودن زن برخشونت خانگی علیه زنان از تنوع و تفاوت های قابل توجهی برخوردار است. بر اساس نتایج این تحقیق زنان غیرشاغل بیشتر و زنان شاغل کمتر خشونت را تجربه کرده اند .

ویژگی های فردی قربانیان همسر آزاری در مراجعه به مراکز سازمان پزشکی قانونی، عنوان پژوهشی است که توسط حسن افتخار، حسن کاکویی، آمنه ستاره فروزان و منیربرادران انجام شده است. نتایج این مطالعه توصیفی نشان می دهدکه ۲۸ درصد از قربانیان خشونت خانگی شاغل و ۷۱ درصد غیر شاغل بوده اند[۴].

اشتغال و برابری حقوق و قدرت بین زن و مرد

فقدان استقلال اقتصادی زن، نقش و موقعیت زن را در خانه و در جامعه به حداقل ممکن کاهش می دهد و به تداوم و تعمیق مردسالاری سرسخت و ریشه دار کمک می کند.

حقوق برابر، آزادی و تساوی میان زن و مرد بدون استقلال اقتصادی و مسئولیت در تولید معنایی ندارد. اگر زنان وارد بازار کار و تولید شوند و درجامعه نقش اقتصادی برای زن تعریف شود حقوق برابر برای زن و مرد زمینه مناسب تری برای ظهور خواهد داشت.

 

می توان ادعا کرد احقاق حقوق زنان تا حدود زیادی وابسته به مسائل اقتصادی است و نمی ‌توان از حقوق برابر بدون پیش زمینه اقتصادیاش صحبت کرد. در انگلستان زنان ابتدا وارد بازارکار شده و بعد از آن موفق به کسب حقوق اجتماعی شدند. درآلمان هم همین روند طی شد.

اشتغال زنان در چگونگی توزیع قدرت در خانواده نقش مهمی دارد که خود رضایت مندی از زندگی خانوادگی را به دنبال خواهد داشت، «تحقیقی که درسال ۱۹۶۶ توسط میشل انجام شد نوعی همبستگی را بین اشتغال زنان و توزیع عادلانه تر نقش ها و وظایفشان می داد… با بررسی دقیق تر نحوه ی توزیع وظایف خانگی،که امور خانه داری و رسیدگی به دخل و خرج، خرید – لباس، مراجعه به فروشندگان و تدوین ورقه مالیاتی راشامل می شود،«میشل» نشان داده است که در مورد زنان شاغل این وظایف به نحوی عادلانه تر بین زوجین تقسیم می شوند …زنانی که درمشاغل مدیریتی کار می کردند بیشترین میزان کمک را از شوهران خود دریافت می کردند.» (سگالین، ۱۳۷۰)

همچنین تحقیقات دراروپای غربی و کشورهای شرقی نشان می دهد،که کار خارج از منزل باعث می شود که در تصمیم‏ گیری و انجام کارهای منزل، تقسیم کار بر اساس برابری،بین زن و شوهر، وجود داشته باشد (میشل؛ ۱۳۵۴).

در ایالات متحده آمریکا «هیر»، روی روابط بین کار زن و قدرت بدون توجه به شخصیت های متفاوت شوهران و زنان شاغل و زنان خانه دار مطالعه ای به عمل آورد و به این نتیجه رسید که خصوصیت مسلط مرد در خارج از محدوده خانواده که برای وی در منزل ایجاد قدرت می کند، درمورد زنان شاغل صادق نیست »(همان : ۱۹۴).

در ایران نیز به عنوان نمونه می توان به تحقیق ذوالفقار(۱۳۸۰) اشاره کرد. او با انجام «بررسی رابطه بین ساختار قدرت در خانواده با رضایت مندی زناشویی زنان کارمند و خانه دار» نشان داد بین ساختار قدرت در خانواده و رضایت مندی زناشویی زنان رابطه ی معناداری وجود دارد.

 

نتایج پژوهشی در شهر تهران نیز نشان داد که قدرت مردان در خانواده های زنان شاغل رو به کاهش است و در بیشتر خانواده های زنان شاغل در مقابل غیر شاغل از ساخت دموکراتیک بالاتری برخوردار هستند(سروش،۱۳۷۷).

بررسی تاثیر اشتغال زنان بر هرم قدرت خانواده که در «دره شهر» ایلام انجام شده است، مشخص کرد اشتغال زنان سبب افزایش میزان قدرت تصمیم گیری ایشان در امور اقتصادی می شود همچنین قدرت زنان شاغل در زمینه تربیت فرزند و تعداد موالید بیشتر از زنان غیر شاغل است. نتایج این تحقیق علاوه بر این نشان داد که زنان شاغل در مقایسه با زنان غیر شاغل در تعیین نحوه گذران اوقات فراغت خانواده نقش پررنگ تر و محوری تری دارند.

 

باتوجه به آنچه مطرح شد اشتغال زنان با بهم زدن نقش های سنتی زوج ها در خانواده موجب مشارکت بیشتر مردان در انجام امور خانه می شود، این امر خود به احساس عدالت نسبی در روابط خانوادگی منجر شده که احساس رضایت از نتایج مهم آن است.

منابع

آبوت، پاملا و والاس، کلر ، جامعه شناسی زنان، ترجمه منیژه نجم عراقی، چاپ دوم، نشر نی، تهران:۱۳۸۱

ابوطالبی،حمیرا و عباس روحانی، «رابطه رضایت زناشویی و شادکامی با نوع اشتغال زنان». فصلنامه تازه های روان شناسی صنعتی،سازمانی،سال نخست ،شماره اول، زمستان ۱۳۸۸

احمدی، علی اصغر و حسن تقوی. «تاثیر اشتغال مادران بر عملکرد رفتاری و آموزشی فرزندان». فصلنامه پژوهش زنان، دوره ۱،شماره۵، بهار۱۳۸۲٫

باقری معصومه، هدایت شریفیان و ملتفت حسین.«بررسی تاثیر اشتغال زنان بر هرم قدرت در خانواده»، مجله خانواده پژوهشی،سال پنجم، شماره ۱۸، تابستان ۱۳۸۸٫

بیابانگرد، اسماعیل. روش های افزایش اعتماد به نفس در کودکان و نوجوانان. تهران: انتشارات انجمن اولیا و مربیان،۱۳۸۰٫

سگالین،مارتین.جامعه شناسی تاریخی خانواده، ترجمه حمید الیاسی، چاپ دوم، نشر مرکز، تهران:۱۳۷۵٫

سروش،«بررسی جامعه شناسی تغییر قدرت در خانواده»، پایاننامهکارشناسی ارشد،دانشگاه الزهرا،۱۳۷۷٫

شفیع آبادی، عبدالله. «اشتغال زن،محاسن و محدودیت ها». چکیده مقالات پنجمین سمینار انجمن مشاوره ایران، ۱۳۸۳٫

خسروی،زهره.«نقش تاهل واشتغال بر خودپنداره زنان ایرانی»، یافته‌های نوین پژوهشی،تهران: انتشارات دانشگاه الزهرا،۱۳۷۸

میشل، جامعه شناسی خانواده و ازدواج، ترجمه اردلان، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۴٫

موسوی، سید رفیع. «تاثیر اشتغال مادران بر عزت نفس فرزندان دختر» ،سایت آفتاب،۱۳۹۰٫

ﻟﻄﯿﻔﯽ،زﻫـﺮه. «ﺑﺮرﺳﯽ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺷﺎﻏﻞ ﺑﻮدن ﺑﺎﻧﻮان ﺑﺮ وﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎی رواﻧﯽآﻧﺎن در ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪSCL ۹۰»ٰ ﭘﺎﯾﺎنﻧﺎﻣﻪ دوره ﮐﺎرﺷﻨﺎﺳﯽ ارﺷﺪ، رﺷـﺘﻪ رواﻧﺸﻨﺎﺳـﯽ ﻋﻤـﻮﻣﯽ، داﻧﺸـﮕﺎه اﺻﻔﻬﺎن، ۱۳۷۷٫

یادداشت ها


[۱][http://www.eekhtiyari.ir/persian/index.php?option=com_content&task=view&id=142&Itemid=1->http://www.eekhtiyari.ir/persian/index.php?option=com_content&task=view&id=142&Itemid=1]

[۲][http://www.mgtsolution.com/olib/766043455.aspx/->http://www.mgtsolution.com/olib/766043455.aspx/]

[۳][http://www.mgtsolution.com/olib/766043455.aspx/->http://www.mgtsolution.com/olib/766043455.aspx/]

[۴][http://aftablorestan.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=217:1391-01-28-12-29-37&catid=68:adi&Itemid=62->http://aftablorestan.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=217:1391-01-28-12-29-37&catid=68:adi&Itemid=62]

 

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در دیدگاه