تا قانون خانواده برابر: «بانوان از 8 صبح تا 5 بعدازظهر؛ آقایان از 5 بعداز ظهر به بعد»؛ این کلمات آشنا مربوط به سر در باشگاههای ورزشی است که شاید در طول روز بارها با آن برخورد می کنیم و اگر مشتری باشگاهها نیستیم به راحتی از کنار آن می گذریم. با همین چند کلمه ساده ساعاتی از روز که ساعات اداری و کاری است برای ورزش زنان در نظر گرفته شده و ساعات فراغت و تفریح مخصوص ورزش مردان.

به این ترتیب، جمعیت زیادی از زنان شاغل در ادارات و خصوصا شرکتهای خصوصی که امروزه تعدادشان رو به افزایش است از ورزش کردن در باشگاهها محروم می شوند. تعداد باشگاههایی که در همه شبانه روز مختص زنان باشد یا ساعاتی از سانس های شب را به زنان اختصاص داده باشد بسیار کم است و معمولا شامل باشگاههای گران قیمت در مناطق مرفه نشین شهر است.

باشگاههای عادی تر زنانه- مردانه اند که ساعتهای بعد از کار را نیز به مردان اختصاص داده اند. در ماه رمضان مشکلات دیگری نیز پدید می آید و تقریبا بسیاری از کلاسهای ورزشی زنان تعطیل می شوند زیرا زنان مجبورند در طول ساعاتی که روزه اند به باشگاه بیایند و این مسئله بسیار سخت است به همین دلیل ورزش را به اجبار برای یک ماه تعطیل می کنند اما در این ماه شاهد گروههای زیادی از مردان هستیم که بعد از افطار دسته دسته به سمت باشگاهها حرکت می کنند. سانس های شب را مردان دارا هستند و ساعاتی پس از افطار می توانند از این امکانات استفاده کنند. این مسئله شامل استخرها نیز می شود که چون ساعات روز زنانه اند در ماه رمضان گاهی استخرهای زنانه به کل تعطیل می شوند.

تصور اینکه زنی تصمیم دارد این ورزش را به صورت حرفه ای دنبال کند و یک ماه تعطیلی می تواند ضررهای بسیاری برای وی داشته باشد از حد درک قانونگذاران باشگاهها و استخرها خارج است و شاید این حق برای زن متصور نمی شود.

سالن های ورزشی دولتی معمولا سیستم تهویه و خنک کننده خوبی ندارند. در سالن های زنان بوی تند عرق و لوازم آرایش در هم می آمیزد بطوریکه نفس کشیدن عادی در آن فضا به سختی ممکن است چه برسد به تنفس هنگام ورزش.

زنان در ایران تجربه ورزش در فضای باز را با لباس ورزشی ندارند اگر در پارک های محلات هم ورزش کنند این امر تنها با پوشیدن مانتو وشلوار و روسری میسر می شود که این لباسها مانع تنفس پوست بدن می شوند. پوست زنان چه زیر لباس در پارک های محلات و چه در باشگاههای غیر استاندارد همان محلات، شانس نفس کشیدن را ندارد و این نیز جز آرزوهای محال است. البته تازگی ها خواسته اند این تبعیض را با ایجاد پارک های مخصوص بانوان در بعضی شهرهای بزرگ حل کنند اما انتقادات زیادی به این پارک ها وارد است که مانع موفق بودن آن تاکنون بوده و از موضوع این مطلب خارج است.

وارد سالهای ورزشی خصوصا بدنسازی و ایروبیک که می شوی عده زنانی که برای ورزش و سلامتی به باشگاه آمده اند انگشت شمار است. تاسف برانگیزتر اینکه مربی ها هم عادت کرده اند در بدو ورود به باشگاهها سوال کنند: کدام قسمت بدنت را می خواهی چاق یا لاغر کنی؟

دغدغه اصلی اکثر زنان در سالنها چاق یا لاغر کردن قسمتی از بدن و خصوصا رنج از چاقی و رسیدن به همان اندام ایده آلی است که مجلات و تلویزیون های مد تبلیغ می کنند. زنانی که بیشتر از زمان مجاز روی تردمیل وقت صرف می کنند تا اندکی بیشتر از وزن خود بکاهند یا انجام یکسری خاص از برنامه های بدنسازی و مصرف انواع قرص ها و … نشان دهنده موفقیت تبلیغات و موثر بودن آنهاست.

زنان در طبقات متوسط رو به پایین و طبقات پایین جامعه نیز درگیر این تبلیغات شده اند.در باشگاههای ورزشی پایین شهر، زنان از گله های شوهرانشان برای چاقی با زنان دیگر صحبت می کنند. گله های شوهران و انتظارت آنها از اندام همسرانشان همان درد مشترک این زنان است که به راحتی درباره ان در باشگاه صحبت می کنند. شوهران فوق همان مردان کارگری اند که با تلاش فراوان و با حداقل حقوق کارگری مشغول تامین هزینه همسران و فرزندانشان هستند. قشری که خود از قربانیان اصلی جامعه سرمایه داری اند مقداری از همان حداقل حقوق را صرف رسیدن اندام همسرانشان به ایده آلهای جامعه سرمایه داری می کنند.

باشگاههای مناطق مرفه نشین اما اندکی متفاوت ترند. دغدغه همان است رسیدن به اندام ایده آل اما روشها اندکی متفاوتند. بر در و دیوار این باشگاهها شیوه های سریعتر لاغری، مثل عمل های جراحی و روشهای دیگر، برای رسیدن به این هدف تبلیغ شده است. راههای پرهزینه ای که به کار زنان طبقه پایین جامعه نمی آید.

اما، دردِ عمل های جراحی، دغدغه لاغری،  ترس از زشت دیده شدن، و از دست دادن همسر یا پارنتر، همراه همیشگی زنانِ طبقه مرفه است. در این باشگاه زمان کمی به ورزش اختصاص داده می شود و زمان بیشتر به مشاوره و تبلیغات درباره استفاده از دستگاهها و عمل های جراحی.

 کلا باشگاههای بدنسازی و ایروبیک زنان مکانی ورزشی است که در آن کمتر صحبتی از ورزش و سلامتی در میان است.

حکومتی که ورزش اسلامی زنان را تبلیغ می کند و مانع ورزش آزاد زنان در اماکن روباز است می تواند به عنوان حداقل کمک به ورزش زنان، باشگاه ها را به شیوه استاندارد بازسازی کند و برای ورزش زنان شاغل، باشگاههای دولتی را مختص زنان بازگشایی کند تا زنان شاغل نیز بتوانند در ساعات غیر کاری از این امکانات استفاده کنند. از سوی دیگر عدم آموزش مربیان حرفه ای و باسواد و استفاده از آنان در باشگاه ها می تواند راه را برای سواستفاده افراد برای تبلیغ عمل های جراحی و مصرف قرص ها و داروها، مسدود و یا دشوارتر کند. متاسفانه زمانی که گزینش برای انتخاب مربیان مانند دیگر شغل های دولتی بر اساس اعتقادات مذهبی و حجاب باشد نه سواد و آموزش کافی، ما شاهد بدتر شدن وضعیت باشگاهها خواهیم بود.

 

* این مطلب بر اساس مشاهده دو باشگاه ورزشی نوشته شده که یکی از آنها در محدوده جردن قرار دارد و باشگاهی خصوصی و مختص زنان است و دومی باشگاهی دولتی در شرق تهران و در محدوده فرهنگسرای اشراق می باشد. 

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در دیدگاه