زن‌کشی و سربازی!

مهتاب محبوب

بیدارزنی: تمام مدت دل‌آشوبه دارم. گاهی فکر می‌کنم کاش به جای پسرم، فرزند دختری می‌داشتم؛ یک قاتل بالقوه کمتر شاید! نفرت‌انگیز است که آدم درباره‌ی بچه خودش این‌طور فکر کند. اما بهتر است این صفت را نسبت بدهم به شرایطی که اساساً باعث شده یک مادر به چنین چیزی فکر کند. به یاد کارگاهی که زمستان چهار سال پیش شرکت کردم می‌افتم. همان اول از ما خواستند درباره‌ی این سوال حرف بزنیم: فرزند دختر می‌خواهیم یا پسر؟ و خب، مجموعه‌ای از جواب‌ها و استدلال‌ها جمع شد. از این که مادری توانمند و فمینیست می‌تواند فرزند پسرش را که به دلیل بیولوژی‌ای که با آن زاده شده در اجتماع دست بالا را خواهد داشت، با باورهای خودش بار بیاورد، تبدیل کند به مردی برابری‌خواه و نه اقتدارگرا چنان که معمول است. آنهایی که ساختارگراتر بودند انتقاد کردند که به عاملیت یک مادر وزن بیش از حد داده شد. بعضی‌ها گفتیم که چون فرزند پسر در اطراف‌مان خیلی کم بوده، با رفتارهای توانمندکننده‌ی دختر بچه‌ها بیشتر آشنا هستیم و تصورمان از فرزندمان فقط می‌تواند یک دختر کوچولو باشد. و کلی حرف‌های دیگر و شادی و خنده‌ی ما چند زن (و آن مرد تسهیلگر کارگاه‌مان که امتیازهایش کورش نکرده و به لطف مردانگی هژمونیک می‌دانیم که بابت فعالیت برابری‌خواهانه‌اش اغلب مجبور است هزار طعنه و تمسخر بشنود) که آخرش باعث شد از آن فضا بیرون‌مان کنند. شوق‌مان برای زندگی و همراهی‌مان در آن چند روز را به یاد می‌آورم و امتیازاتی که داشتیم و داریم، زنده مانده‌ایم، تحصیل‌کرده‌ایم، تا حدی استقلال مالی داریم، برایمان محدودیتی وجود نداشته که آن لحظه آن‌جا نشسته‌ایم…

حالا من و مردی که با او زندگی می‌کنم فقط از قتل  رومینا حرف می‌زنیم و نه دیگران، آن هم به واسطه نزدیکی جغرافیایی مقتل او با جایی که ما زندگی کرده‌ایم و احتمالاً بارها از وسط آن روستا گذشته‌ایم. هم‌زمان که من مدام به این زن‌کشی‌ها فکر می‌کنم و این‌که چقدر به درجات مختلف کشته می‌شویم و چقدر من می‌توانستم آن قربانی باشم، همسرم دارد یکی از این کلیپ‌های نظرسنجی محض سرگرمی را تعریف می‌کند که در آن از دخترها می‌پرسیده‌اند دوست دارند همسر آینده‌شان چه خصوصیتی داشته باشد و آنها می‌گویند «اقامت خارج!». همسرم می‌گوید خب خودشان بروند درس بخوانند، سربازی که ندارند، باری روی دوش‌شان نیست و منعی برای خروج از کشور ندارند…. این‌ها را می‌گوید که بگوید ببین دیگر حتی پول داشتن هم ملاک همسر مناسب نیست. دهن پر می‌کنم که بگویم حالا یعنی این سربازی نرفتن به جبران همه امتیازاتی که از زن‌ها دریغ شده است… اما کلامم را وسط راه می‌خورم. خواهد گفت که منظوری نداشته و مگر من نمی‌دانم که خودش چقدر برابری‌خواه است. در واقع هم، من مهریه‌ای ندارم و او عقدنامه را امضا کرده که بابت حق تحصیل و طلاق و اقامت و حضانت فرزند به من وکالت داده باشد؛ حتی برای نوشتن این چند مورد هم مجبور شد چند بار به دفترخانه‌چی بگوید که شما بنویس، من می‌خواهم حق انسانی که قانون ازش گرفته را بهش پس بدهم و انقدر طرف اراجیف گفت که کام هر دویمان تلخ شد. با این همه، همین مرد که تخصصش تحلیل سیستم‌ها است، به نظرِ زنانی که لزوماً نخبه و روشنفکر نیستند که می‌رسد می‌گوید خب این‌ها که سربازی نمی‌روند، چرا خودشان دنبال رسیدن به هدف خارج ‌رفتن نیستند. چیزی نمی‌شود گفت، جز عصبیت حاصلی ندارد. بیایید این سربازی هم ببرید زنان را. بعد همان‌طور مثل جاهای دیگر سانسورشان کنید، مثل شهادت در جنگ، مثل اسارت، مثل زنانی که پیش از اعدام مجبور به ازدواج با پاسدارها می‌کردید… اگر این سربازی رفتن است که آن همه امتیازات اجتماعی را نصیب مردها می‌کند، بفرمایید این دو سال از عمر ما را بگیرید و در عوض خونمان را نریزید لطفاً!

 

پ.ن. ما به میل خودمان نرفته‌ایم سربازی؟ مطالبه به جای آن که به سمت برداشتن این ستم به مردان جوان و تبدیل آن به پروژه‌ای در خدمت خیر جمعی برود، شده طلبکاری از زنان که هزار خدمت ریز و درشت می‌کنند و آخر هم کسی می‌آید می‌گوید: شما که کاری نمی‌کنید!

پاسخ دهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

منشور زنان آفريقای جنوبی

بیدارزنی: مبارزات آفریقای جنوبی برای برابری جنسیتی را می‌توان در دو منشور تهیه شده توسط گروه‌های پیشروی زنان در این کشور، مشاهده کرد. اولین...

نظری بر «مطالبات زنان؛ از حق مشارکت سیاسی تا حق اشتغال و دستمزد برابر»

انوشه گلشن
تنها یک برنامه جامع و باز است که با حضور فعال تمامی اقشار و طبقات، شهری و روستایی، پیر و جوان و … می‌تواند مطالبات زنان را پاسخ دهد، که در «مطالبات زنان»ِ موردِ بحث  فقدان حضور  زنان کارگر، روستایی عشایر و اقلیت‌ها و زنان مهاجر افغان  به شدت احساس می‌شود.

نظری در مورد بیانیه‌ی «مطالبات زنان»

شیلا فراهانی
بیدارزنی:  «مطالبات زنان» عنوان متنی است که توسط جمعی از فعالان زن در داخل ایران تدوین و برای انتشار در اختیار سایت بیدارزنی قرار...

نوشته‌های مرتبط

خواهان رفع تبعیض و آزادی اجتماعات در دانشگاه‌ها هستیم

بیانیه بیدارزنی به مناسبت ۱۶ آذر روز دانشجو
بیدازنی: به نام زن زندگی آزادی و به نام خدای رنگین‌کمان با شروع اعتراضات سراسری درپی کشته‌شدن ژینا (مهسا) امینی با شعار محوری «زن، زندگی، آزادی»،...

زن زندگی آزادی یعنی …

پرونده بیدارزنی به مناسبت ۲۵ نوامبر
بیدارزنی: قریب به دو ماه است که قیام «زن زندگی آزادی» در پیوندی ناگسستنی با تاریخ خیرش‌ها و اعتراضات مردمی طی دهه‌های گذشته در...

از «مشکلی بدون نام» به یک نوع معلولیت

جودی سینگر / مطالعات انتقادی معلولیت - ۱
بیدارزنی: جودی سینگر و مادر و دخترش هرسه اوتیستیک هستند. او در نیمه دوم دهه ۱۹۹۰ میلادی پایان‌نامه دوره کارشناسی خود را درباره اوتیسم...
جوانی جمعیت و حمایت از خانواده؛‌ از طرح تا قانون

گزارش تصویب یک قانون علیه حق تصمیم‌گیری برای فرزندآوری

فروغ سمیع‌نیا
بیدارزنی: پس از انقلاب ۵۷ و تاکید سران انقلاب بر فرزندآوری، نرخ  زاد و ولد در ایران رو به فزونی رفت. به طوریکه از...