چهل تکه؛ ساز سوزن بر پارچه برابری

محمد غزنویان
0
280

چندی پیش تعدادی از فعالین حقوق زنان در ایران، با تهیه چهل تکه ای به نام «[چهل تکه رنج زنان->http://fairfamilylaw.in/spip.php?article1944]»، در اقدامی نمادین اعتراض خود را نسبت به قانون چند همسری اعلام داشتند. این چهل تکه روایت زنانی بود از اقصی نقاط کشور که تحت تاثیر ازدواج مجدد همسرانشان دچار رنجها و مشقات روحی و روانی و جسمی و… قرار گرفته اند. آیا می توان از این اقدام نمادین همچون رهیافتی جهت بازخوانی بخشی از صنایع تولیدی زنان بهر ه گرفت؟ آیا اقداماتی از این دست می تواند همچون کارکرد اجتماعی تازه ای برای این آثار باشد؟

آنچه از صنایع دستی مطالبه می شود، علی الاغلب در گرو بازار و ذیل صنعت گردشگری است. چنین آثاری عمدتاً از منظر زیباشناسانه کلکسیونرها مورد مداقه قرار می گیرند. اگرچه مخاطب در میان انبوه آثار دیجیتالی و… در مواجهه با اثری که از زیر تیغ سری سازی و مونتاژ جان به در برده است، فرصتی برای درنگ در شمه ای نوستالوژیک از شیوه تولید پیشاسرمایه دارانه می یابد، اما خط تولید به سرعت با تولید و عرضه بیش از حد این آثار، از هنر دست انسان پیشا صنعتی، مرده ریگی را بازتولید می کند که غریزه افسون زدگی پسینی مخاطب را خنثی و او را به گیر و دار افسون آینده ای ماجراجویانه تر می برد.

با خوانش اثری همچون چهل تکه می توان به تاریخچه دراز تولید آن پی برد. اثری که بسا قدمتی به طول آشنایی انسان با نخ و ریسه و پارچه دارد. چهل تکه به مثابه محصولی مادی که فی نفسه قابلیت تعویض و مبادله در اقتصاد کالایی را داشته است، در بعدی دیگر می تواند همچون تجلی گاه ارضای نیازهای معنوی و روحی نیز باشد. در واقع کالاها اگر چه به ذات جهت مصرف تولید می شوند و از این حیث رابطه ای دیالکتیکی بین تولید و مصرف آنها برقرار است. اما نباید تولیدشان را فقط در ارزش مصرفی آنها خلاصه کرد. چرا که مصرف، حائز مصرف ذهنی و روانی فرد نیز می گردد.

در واقع، آنها از ذهن به عین در می آیند و بار دیگر به مثابه مخلوق کار خلاقه بشر، نیازهای ذهنی او را ارضا می کنند. و از این حیث است که چهل تکه ها اهمیتی ویژه داشته و دارند. چراکه نسبت به اکثر صنایع خانگی سنتی، به مصرف ذهنی تولید کننده آنطور که دوست دارد و می اندیشد، نه آنطور که لزوماً دلال یا خریدار به او سفارش و الگو می دهد زاییده می شود. چهل تکه بصورتی ویژه، محصولی نیست که طی یک اقدام زمانمند و برنامه ریزی شده تولید شود بلکه طرحی است که قرار است بر حسب امکان زمانی و وجود ابزار تولید به صورت منقطع تولید گردد. چهل تکه ها که به صورت تاریخی آفریده ذهن و دست است چه بسا که حاملان تاریخ رنجها و شادی ها زنان تولید کننده ای است که در کنج پستوها و زوایه ها هر از گاهی تکه پارچه ای را مخفی، و در معدود اوقات فراغت بر هم کوک زده اند.

پارچه ها با رنگهای متکثر و قطعات متنوع، خبر از غمها، شادی ها، زایمان ها، عزاداری ها، شوربختی ها و گاه خبر از افول یا رونق اقتصاد می دهند. این زنان همیشه پارچه نیز به قدر کافی در دسترس نداشته اند تا سالی یکبار لباس تازه بر تن کنند ولی هرجا که فرصتی دست داده است تکه ای عاریت گرفته و پس انداز کرده اند تا روزی آنچه را دوست دارند بسازند. حتی دیده ایم که این فقر ابزار تولید (پارچه) بعضاً تا حدی زیاد و آن شور ساختن محصولی نه لزوماً مصرفی به قدری جوشان است که ساک دستی هایی را با پاکتهای آب میوه تولید می کنند. بعضاً حاصل سالیان دراز کوک زدن و سوزن انداختن شان را به تازه عروس یا میهمان عزیزی هدیده داده و با زبان هنرشان، جانی تازه نیز بر کالبد روابط اجتماعی دمیده اند.

آنچه در چهل تکه ها حائز اهمیت اساسی است، دوخته نشدن قطعات هندسی پارچه ها روی یک پارچه بزرگ بعنوان زمینه و تکیه گاه اصلی است. در واقع چهل تکه ها، بی آنکه روی یک وحدت از پیش تعین شده و با مرز معین محدود شوند از رهگذر اتصال به هم تکثیر می شوند و وحدتی را از کثرتی نفی کننده پدید می آورند. کثرتی از رنگها و قطعات که همانا رویه بیرونی اشکها و لبخنهاست، به نوعی گریزی است از مرکزی که می توان آن را نقیض وحدت فرادستانه و مردسالارانه بیان کرد. گریزی است از الگوی تکراری و پوچ زندگی هر روزه و لحظه ای است استعلایی از کار یدی و ذهنی زنانه (برخلاف تکه دوزی که قطعات هندسی پارچه روی یک پارچه زمینه دوخته می شوند).

اگر چه محرومیت از عواید تولید مخرج مشترک این زنان است، اما می توان جهت شرح و ایضاح این محرومیت از زبان خود این تولیدکنندگان بهره گرفت. زبانی استعاری در قالب تولید محصول فرهنگی یا هنری برای ابراز ناخرسندی از وضعیت نابرابر، در قامت محصولی فردیت یافته (با این توضیح که زن در این لحظه حتی به یگانگی و عظمت و شکوه جاویدان فردیت نیز آگاهی ندارد). او بیگانگی اش را با کارخانه و مزرعه در لحظه ای یگانه و منحصر به فرد در خلال یگانگی ای کودکانه و اساطیری با عناطر طبیعت اعم از نخ و پارچه و رنگ به ثبت می رساند.

آنچه رویکرد فعالین حقوق زنان را در این مورد معتبر می سازد کوشش آگاهانه ای است که در پس این طرح نهفته است. از آنجا که تکرار کلیشه های دست های پینه بسته و چشم های آب آورده و شکم های برآمده به قدر کافی نخ نما شده است، نگاه نو از منظر سیاست و اجتماع به امر تولید در حوزه زنان می تواند پرتوی تازه بر تغییر کارکرد اثر هنری بویژه آثار هنری زنان بیندازد. پرتوی بر گریزگاه زن از بیگانگی با خویش. گریز با بدوی ترین ابزار تولید یعنی نخ و سوزن که اصیل ترین لحظه عصیان آگاهی زن را در مقام سوژه بازنمایی می کند.

چهل تکه ی برساخته فعالین حقوق زنان، چهل تکه ای از سرکوب است، بعنوان بازتعریفی که این بار در کثرتی عینی در ساحت جامعه مردسالار بدون اتکاء به محوریت قدسی مرد، اعتراض زنان از طبقات اجتماعی، قومی و زبانی و حتی مذهبی مختلف را به نمایش در می آورد.

اگر چهل تکه بعضاً به صرف میراثی زنانه دست به دست شده و در خفا به هم گره خورده، اکنون در یک لحظه تاریخی منحصر به فرد و در هیئت آگاهی طبقاتی و اجتماعی با علم و بصیرت، زبان تمثیل را در هم می شکند و با بیان عینی و عیان خواست تغییر روابط نابرابر و مالکانه، خواهان از سر نوشتن سرنوشت می شود. گویی نشانه های عقده به زبان عقیده ارتقا می یابند و سوزن این بار به جای کوک زدن بر پارچه فرودستی، ساز برابری را کوک می سازد.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.