تا قانون خانواده برابر: 25 نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان نامگذاری شده است. از سال 1981 و به دنبال کشته شدن خواهران میرابال توسط حکومت دیکتاتوری دومینیکن در آن دوره این روز به عنوان روز مبارزه با خشونت علیه زنان نامیده و در سال 1999 و به پیشنهاد نمایندگان کشور دومینیکن طرح نامگذاری جهانی این روز با عنوان روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان به سازمان ملل ارائه شد که توسط این سازمان به تصویب رسید. هر ساله در سراسر دنیا برای بزرگداشت این روز و زنانی که در طول تاریخ قربانی خشونت از سوی جامعه و حکومت های استبدادی دوران خود شده اند مراسم گوناگونی برگزار می شود. کمیسیون زنان سازمان ملل در سال 2012 «رفع و پیشگیری اعمال تمام اشکال خشونت علیه زنان و دختران و بازبینی تقسیم برابر مسئولیت بین زنان و مردان» را در دستور کار خود قرار داده است. همچنین پایان دادن به خشونت علیه زنان امروزه در بسیاری از کشورها در میان مسئولین حکومتی و در میان بسیاری از گروه های فعال در زمینه حقوق زنان به صورت دغدغه ای جدی درآمده است. دغدغه ای که با تصویب قوانینی تحت عنوان قانون منع خشونت های خانوادگی از سوی دولتمردان و پایه گذاری های پروژه های آموزشی در میان فعالان حقوق زن دنبال می شود. در ادامه برگردان مطلبی در خصوص چگونگی ایجاد و پیشبرد «پروژه پایان دادن به خشونت علیه زنان توسط مردان» در ایالات متحده امریکا آورده شده است. پروژه ای که معتقد است خشونت علیه زنان هنگامی در جهان پایان می گیرد که مردان عزم جدیی مبنی بر پایان دادن به خشونت علیه زنان داشته باشند که این عزم جدی تنها با آگاهی و آموزش مردان یک جامعه امکان پذیر خواهد بود.

سازمان دهی برای پایان بخشیدن به خشونت علیه زنان: از قانون گذاری تا اجرا

پایه گذران پروژه پایان بخشیدن به خشونت علیه زنان توسط مردان

دیک بتریک: مدیر پروژه

اولستر داگلاس: مدیر آموزش

ختیم.اس.ای ال: هماهنگ کننده کارورزان و داوطلبان

فیلیس آلیشیا پری: تحریریه

مالکیا.اس.وایت: آموزش کارورزان

 

مقدمه

به مدت 24 سال است که پروژه «توقف خشونت علیه زنان توسط مردان» (MSV) که شامل پرداختن به تئوری ها، استراتژی هاو تکنیک های کار با مردان برای پایان دادن به خشونت علیه زنان است، دایر گردیده شده است. تحقیقات مداوم در این پروژه نشان می دهد که پایان دادن به خشونت علیه زنان نیازمند بررسی جدی در خصوص استانداردهای موجود، تفکرات رایج و تشویق به داشتن رفتارهای جدید است. این پروژه بر روی تغییرات اجتماعی متمرکز شده است.

روش های استاندارد فعلی استفاده شده در پروژه کار با مردان که مبتنی بر برنامه های مداخله خشونت کنندگان است دارای محدودیت های زیادی است. تجربه نشان داده که استراتژی های به کارگرفته شده در جامعه با هدف شناسایی و آموزش مردان و تقویت روابط میان زنان و مردان شاه کلید ایجاد امنیت برای زنان در سطح جامعه است.

این تجربیات بر اساس سال ها فعالیت بر روی موارد خشونت علیه زنان و پرونده های مرتبط با آنها به دست آمده است. پروژه «توقف خشونت علیه زنان توسط مردان» همواره به عنوان یک جنبش ضد خشونت علیه زنان در تعریف مشکلات، ارائه و توسعه راه حل ها در سطح کشورهای مختلف فعالیت گسترده داشته است.

عزم عمومی منجر به تغییرات واقعی در سطح جامعه می شود

 حقیقت این است که توقف خشونت علیه زنان توسط مردان نیاز به بررسی های مستمر، تنظیم برنامه ها و شیوه های اجرایی متعدد دارد. اساس فعالیت در این پروژه ایجاد مدل رفتاری با توجه به پیش زمینه های تاریخی، اجتماعی و فرهنگی است. تمامی تحلیل ها و برنامه ریزی ها با کمک مردان در این پروژه انجام می گیرد. همچنین ادامه فعالیت های این پروژه به کلاس های آموزشی ای بر می گردد که در آن به مردان راه های پایان دادن به خشونت علیه زنان و تأثیرات اجتماعی خشونت ها در سطح جامعه را آموزش می بینند.

از سوی دیگر، در این برنامه ها به طور هم زمان سعی می شود مسئولیت پذیری مردان و به چالش کشاندن وجدان آنها در برابر رفتارهایی که داشته اند و یافتن راه حل های مناسب جهت پایان دادن به خشونت ها، مورد تشویق قرار بگیرد. گردانندگان این پروژه به سه فاکتور مهم برای پیشبرد این پروژه پی بردند: اول نیاز به مشارکت مردان و جوانان. دوم این که مردان در این پروژه به دنبال یافتن راه حل های موثر برای همکاری با زنان فعال در زمینه خشونت علیه زنان هستند. سوم کار با مردان امریکایی- افریقایی تأیید کرد که واقعیت تبعیض نژادی را نمی توان در سطح امنیت زنان امریکایی-افریقایی نادیده گرفت.

در این مقاله به چه موضوعاتی پرداخته خواهد شد؟

این مقاله نشان می دهد که چگونه تئوری و عمل در کنار هم می توانند به خشونت علیه زنان پایان دهند. برنامه های MSV شامل دو برنامه گسترده همگرا است: موسسات آموزشی منطقه ای و برنامه های کارآموزی. این مدل ها برای داوطلبان، افراد مشغول به کار و سایر استراتژی های موثر و کاربردی در جوامع گوناگون است.

بخش نخست شامل اصول سازمان دهی ای شده ای هستند که در آن از یک طرف پایه و اساس چگونگی «توقف خشونت علیه زنان توسط مردان» را مشخص می کنند و از سویی دیگر چگونگی فعالیت این پروژه در مراکز آموزشی منطقه ای را شرح می دهند. در دو روز اول موسسات آموزشی در این حوزه سعی می کنند تجارب، اصول و استراتژی های توقف خشونت علیه زنان توسط مردان را به داوطلبان خود توضیح دهند و تعامل و هم کاری بین گروه های مختلف ایجاد نماید. این جلسات با حضور قربانیان، وکلای مدافع آنها، مددکاران اجتماعی، روانشناسان و سایر شرکت کنندگان تشکیل شده و بر روی چگونگی بهبود روابط میان زنان و مردان و گسترش استراتژی فعالیت ها و روابط امریکایی- افریقایی ها متمرکز می شود.

فرآیند برنامه ریزی مشارکت زنان و مردان و آموزش آنها هسته مرکزی فعالیت های این پروژه را تشکیل می دهد. آموزش و چالش های بوجود آمده در این بخش، مهم ترین هدف و برنامه گردانندگان این پروژه است.

بخش دوم بازگویی تجربیات مردانی است که دوره های آموزشی پروژه «توقف خشونت علیه زنان توسط مردان» را به اتمام رسانده اند. در روند انجام این پروژه سعی بر آن است که مردان چه در بحث آموزش دیدن و چه در بحث آموزش دادن نقش مهمی را ایفا نمایند. این چالش ها در حقیقت همانند کاتالیزوری است که می تواند منجر به تسریع در روند تغییرات اجتماعی گردد.

قسمت اول: موسسات آموزشی

مشارکت دادن مردان در پروژه پایان دادن خشونت علیه زنان در حقیقت به ما نشان می دهد که چگونه این مشارکت ها و ارتباطات اجتماعی می تواند مسئولیت پذیری در مقابل آنچه که در جامعه روی می دهد را افزایش دهد و با ایجاد تعامل و هم فکری بین زنان و مردان برای تغییر در بسیاری از معضلات اجتماعی نظیر نژاد پرستی، تبعیض جنسیتی، تبعیض طبقاتی به سطح مطلوبی از مشارکت ها دست پیدا کرد.

در واقع دوره های آموزشی موسسات نامبرده شده دارای پکیج آماده شامل سوالات و پاسخ ها در خصوص چگونگی پایان دادن به خشونت علیه زنان نیست بلکه این دوره ها چیزی فراتر از نشستن بر روی صندلی های کلاس و دریافت اطلاعات از پیش طبقه بندی شده است. شرکت کنندگان باید بتوانند علیرغم تمامی تفاوت های فکری و پیش داوری ها به راه حل های مشترک دست پیدا کنند. شرکت کنندگان در این دوره ها یاد می گیرند که چگونه می توان به مبارزه با ساختارهای پدرسالارانه رایج در اجتماع، نگاه های تبعیض آمیز پرداخت و چگونه می توان در کمال احترام و بدون پیش داوری به صدای زنان و تجارب آنها گوش سپرد.

اصول و اهداف پروژه «توقف خشونت علیه زنان توسط مردان» بیش از دو دهه است که توسعه یافته، بازنگری شده و دوباره تعریف گردیده است. این اصول شامل مواد زیر است:

  • زنان خشونت دیده و تجارب آنها مرکز و کانون فعالیت این پروژه هستند.
  • پرداختن به مسائل مرتبط با تبعیض جنسیتی
  • مسئولیت پذیری جامعه در مقابل پایان دادن به خشونت علیه زنان
  • مشارکت فعال مردان جهت پایان دادن به خشونت علیه زنان
  • طبقه بندی شفاف خشونت های مردانه که شامل خشونت های خانوادگی نیز می شود

در نهایت هر کدام از موسسات آموزشی تجارب و ایده های به دست آمده را در اختیار مرکز اصلی قرار می دهد تا با توجه به آنها برآیندی از آنچه در پیشبرد این پروژه انجام گرفته است، ترسیم گردد.

صدای زنان و تجارب زنان خشونت دیده باید به عنوان مرکز و کانون فعالیت ها در این پروژه قرار گرفته شود:

مهم ترین حقیقت در خصوص «پایان دادن به خشونت علیه زنان توسط مردان» این است که این خشونت ها تا وقتی که مردان تصمیم به پایان دادن آنها نگیرند، پایان نخواهند یافت. و تا زمانی که مردان با ساختار نظام مردسالارانه و تحمیل آن به زندگی زنان آشنا نشوند، تصمیمی هم مبنی بر پایان دادن به خشونت علیه زنان از سوی مردان صورت نخواهد گرفت. مردان باید بدانند که هنگامی که آنها به دیدگاه و باورهای مردسالارانه آلوده می شوند با اعمال خشونت و آزار و اذیت زنان دست به اعمال سلطه علیه آنها می زنند.

در این پروژه در وهله اول برای اینکه گروه های تشکیل شده به حاشیه رانده نشوند باید دامنه اختیارات داوطلبان برای آنها کاملاً مشخص گردد. قربانیان باید با افکار و عقاید کسانی که علیه آنها اعمال خشونت می کنند، آشنا شوند. آگاهی جمعی زنان در خصوص خشونت مردان نیاز به آشنایی و مطالعه نزدیک رفتار مردان خشونت گر دارد. با این وجود به هیچ عنوان همه زنان در این گروه ها به یک نتیجه واحد نمی رسند.

مردان باید برای لمس تجربیات زنان، با طیف زنان مختلف از قومیت ها، نژادها، طبقه های اجتماعی گوناگون آشنا گردند. ممکن است مردان با بسیاری از حرفها و نظریات زنان موافق نباشند و به توافق نرسند. اما اگر مردان بخواهند به طور موثر به سمت پایان دادن به خشونت علیه زنان سوق پیدا کنند باید یاد بگیرند که چگونه به صدای زنان و تجربیات آنها گوش فرا دهند و به آنها احترام بگذرانند. این تمایل می تواند با خواندن مقالات، شعر و شنیدن تجربیات زنان متفاوت انجام بپذیرد.

این موسسات آموزشی محل مناسبی است برای اینکه مردان یاد بگیرند چگونه گوش بدهند و زنان یاد بگیرند چگونه صحبت کنند و حرف های خود را بازگو کنند. موسسات آموزشی باایجاد فضایی امن این فرصت را به زنان و مردان می دهند تا بدون معذوریت آنچه باعث بروز خشونت میان آنها می شود را بازگو نمایند.

یکی از مهمترین فعالیت های این موسسات از بین بردن فاصله ای ست که میان زنان خشونت دیده و مردان خشونت گر بوجود آمده است. زنان برای اولین بار این فرصت را پیدا می کنند که بدون وحشت در حضور مردانی که ممکن است خود در طول زندگی شان اعمالگر خشونت علیه زنان بوده اند با صدای بلند از ترس ها و خشونت هایی که علیه شان اعمال شده است حرف بزنند. در حقیقت این برنامه های آموزشی زمینه را برای به چالش کشاندن آنچه در جامعه مردسالار به عنوان «زن خوب» تعریف می شود با مشارکت دادن مردان فراهم می سازد.

در جلسات ابتدایی بیشترین زمان و انرژی صرف صحبت کردن در خصوص مزایای ایمن بودن زنان در سطح جامعه می شود. این که جامعه ای که زنان در آن احساس امنیت داشته باشند چه مزایای اجتماعی برای آن جامعه می تواند به دنبال داشته باشد. در این جلسات شمع هایی به یاد زنان قربانی خشونت روشن می شود که در طول مراسم می سوزند.

در شروع این جلسات ممکن است گاه بین داوطلبان تنش ایجاد شود که این تنش ها و بگومگوها با مشارکت سایر شرکت کنندگان و از بین رفتن شکاف ها در طول جلسات، کمتر و کمتر می شوند.

تبعیض نژادی

پروژه «پایان دادن به خشونت علیه زنان توسط مردان» در هیچ کجا به اندازه ای که در گروه های مبارزه با تبعیض نژادی مطرح شده، موفق نبوده است.

این پروژه سالهاست که در گروه های امریکایی- افریقایی و در کلاس های آموزشی مردان و زنان داوطلب پایان دادن به تبعیض نژادی به کاربرده شده است. توجه به مسائل نژادی در پروژه هایی که هدفشان از بین بردن تبعیض های اجتماعی است بسیار مهم و پررنگ است. زنان سیاه پوست بیش از زنان سفیدپوست در معرض تبعیض جنسیتی هستند. بسیاری از روش هایی که برای پایان دادن به خشونت علیه زنان سفیدپوست مثمر ثمر بوده است در رابطه با زنان سیاه پوست و کاهش خشونت علیه آنها کارایی نداشته است.

تاریخ رفع تبعیض علیه زنان سفیدپوست و سیاه پوست موازی هم نیستند. اگر چه به وجودآمدن جنبش زنان مربوط به طبقه، نژاد و گروه خاصی از زنان نبوده است و همه زنان را در بر می گیرد و در سالهای گذشته زنان در گروه های افریقایی- امریکایی یکپارچگی این جنبش را مدام گوشزد کرده اند. اما حقایق تاریخی تبعیض نژادی نشان می دهد که زنان سیاه پوست تبعیض های مضاعفی را تحمل کرده اند و تجربیات به دست آمده آنها از آن دوران می تواند در پایان دادن به خشونت علیه زنان و رفع تبعیض ها راهگشا باشد.

دونا.ال.فرانکلین در کتاب خود با عنوان  Love Got to Do with it در رابطه با از بین بردن شکاف بین زنان و مردان سیاه پوست می نویسد:

ریشه خشونت ها بین زنان و مردان سیاه پوست را می توان در تجربه آنها از برده داری جستجو کرد. بسیاری از سیاه پوستان به علت تجربیاتی که از برده داری داشته اند نمی دانند چگونه باید نقش همسری، پدری، مادری و فرزندی خود را ایفا نمایند. (p.28)[1]

پروژه پایان دادن به خشونت علیه زنان ابتدا در گروه های امریکایی- افریقایی تبار شکل گرفت زیرا تجربیاتی که زنان و مردان امریکایی- افریقایی تبار از پایان دادن به تبعیض نژادی به دست آورده بودند آنها را برای پایان دادن به خشونت علیه زنان نیز یکپارچه کرده بود.

نژاد، جنسیت، طبقه، گرایش جنسی

همه اشکال رفتارهای تبعیض آمیز به گونه ای با هم مرتبط هستند و نمی توان هیچ کدام از آنها را بی اهمیت دانست. نژاد، جنسیت، طبقه اجتماعی و نهایتاً گرایش های جنسی هر کدام می توانند به انواع تبعیض ها و نابرابری ها دامن بزنند. مسئله نژاد را وقتی با افراد با پس زمینه های مختلف فرهنگی سر و کار داریم، نمی توان نادیده گرفت. هم جنسگرایی را نمی توان نادیده گرفت وقتی می خواهیم مردسالاری و رفتارهای مردسالار را تعریف کنیم. برای سازمان دهی و پایان دادن به خشونت علیه زنان لازم است که نسبت به تمامی این موارد تبعیض آمیز آگاهی وجود داشته باشد و در مورد چگونگی ارتباط این عوامل که تحت عنوان «ISMS» شناخته می شوند تجربه و آموزش لازم انجام گرفته باشد.

در تمامی موسساتی که این پروژه در حال انجام بوده، مشخص شد بیشترین ظلم و تبعیض در چارچوب مسائل نژادی انجام می گیرد و این تبعیض ها نه تنها به خاطر قومیت بلکه به خاطر نژاد، جنسیت، طبقه اجتماعی، نوع گرایش جنسی، سطح تحصیلات، زادگاه فرد، موانع زبانی و بسیاری دیگر از فاکتورها به افراد مختلف در جامعه تحمیل می شود.

برای پایان دادن به خشونت ها باید آموزش و آگاهی نسبت به تمامی موارد تبعیض آمیز انجام بگیرد. پروژه پایان دادن به خشونت علیه زنان توسط مردان به سرانجام نمی رسد چنانچه نسبت به باقی موارد خشونت و تبعیض آمیز نیز فعالیت و سازمان دهی صورت نگیرد. برای حل و پایان دادن به انواع خشونت ها نیاز به تجربه و آزمایش روش های گوناگون وجود دارد و کسانی که در پیشبرد این پروژه با به کارگیری یک روش متداول اصرار می ورزند، در حقیقت زندگی زنان را به خطر می اندازند.

در مورد زنان افریقایی- امریکایی که قربانی خشونت شریک خود شده اند به طور مثال تاریخچه احکام صادر شده توسط نظام عدالت کیفری و عدم تناسب این احکام نسبت به مردان سیاه پوست نشان می دهد که زنان سیاه پوست خشونت دیده معمولاً از گزارش آزار و اذیت ها علیه خود خودداری می کرده اند یا خشونت ها را کمتر از آنچه که رخ داده است مطرح می نموده اند.

همچنین توجه به انواع موارد تبعیض آمیز بدین معناست که با مشاهده و ارزیابی قوانین و احکام در نظام عدالت کیفری به تبعیض ها در این خصوص توجه شود. بررسی تناسب جمعیت افراد زندانی نشان می دهد که افراد متعلق به طبقه ضعیف جامعه و رنگین پوستان بیشترین آمار زندانیان را دارند. هنگامی که در نظام عدالت کیفری رگه ها و نشانه هایی از تبعیض و نژادپرستی دیده می شود آیا زنان می توانند خوش بین باشند که با این سیستم قضایی به خشونت علیه آنها پایان داده شود؟

بنابراین، توجه به تمامی موارد تبعیض آمیز که در زندگی یک فرد یا محل کار او می تواند وجود داشته باشد برای مواجهه با آنها بسیار حائز اهمیت است. در سال 1997 امی ماتیسن نوشت:

با سیاست های رایج امروز، ما با بمباران بی معنی تفاوت میان عدالت و آزادی روبرو هستیم. این موضوع، دغدغه هم جنس گرایان، زنان، سیاهان، آسیایی ها، مهاجرین، مبتلایان به ایدز و سایر اقلیت هاست اما باید بدانیم که حل مشکلات و مسائل مان را نمی توانیم در این دو موضوع پیدا نمائیم.

این موارد تبعیض آمیز در زندگی همه افراد وجود دارد و نادیده گرفتن آنها در حقیقت نادیده گرفتن تأثیرات این موارد در زندگی آنها ست. تعهد به تغییر در جهان امروز را باید از خودمان شروع کنیم چون تا زمانی که ما ندانیم و مشخص نکنیم که قرار است چه نقشی را در این تغییر داشته باشیم، نمی توانیم به تغییر در ساختارهای نابرابر اجتماعی و جهانی امیدوار باشیم. در موسسات آموزشی به گفتگو و یافتن راه حل در خصوص موارد تبعیض آمیز با برگزاری کلاس ها و برنامه های آموزشی مختلف پرداخته می شود.

اولویت سازمان دهی مردان داوطلب در پروژه پایان دادن خشونت علیه زنان توسط مردان

به طور متداول، معمولاً در طول تاریخ افرادی که برای پایان دادن به خشونت علیه زنان تلاش کرده اند را غالباً فمینیست ها، فعالان حقوق زن و قربانیان خشونت تشکیل می داده اند اما امروز می دانیم خشونت علیه زنان پایان نمی پذیرد تا مردان برای پایان دادن به این خشونت ها ترغیب نشوند.

مشارکت مردان در پروژه پایان دادن به خشونت علیه زنان در سالهای گذشته با ترغیب زنان و به خصوص شرکای زندگی مردان رشد چشمگیری داشته است. در همکاری مردان با این پروژه به یک حقیقت پنهان دست یافتیم که خشونت علیه زنان پایان نخواهد گرفت تا مردان انگیزه های لازم را برای پایان دادن به این خشونت ها پیدا نکنند.

در طول پیاده سازی این پروژه امیدوار بودیم که تغییرات انجام گرفته در رفتار مردانی که خود اعمال گر خشونت بوده اند بتوانند تغییراتی هرچند اندک بر روی جامعه و باورهای عمومی در این زمینه داشته باشد. تحقیقات انجام شده در این زمینه نشان داد که بسیاری از مردان خود باطناً تمایل به تغییر این رفتارهای غلط در سطح اجتماع را دارند. اگرچه از سوی دیگر مشخص شد که مردان خود به تنهایی نمی توانند تشخیص دهند که انتخاب کدام روش و رفتار می تواند به سلامت زنان، سلامت جامعه و سلامت روحی خود مرد، کمک نماید. مردان در دوره های آموزشی با اشکال گوناگون خشونت ها و تأثیرات آنها بر روی سلامت زنان و جامعه آشنا می شوند.

 

پروژه پایان دادن به خشونت علیه زنان همچنان به فعالیت خود ادامه می دهد

بسیاری از افراد یک جامعه از همان بدو تولد با فرهنگ مردسالار آشنا می شوند و بسیاری با آن باورها رشد پیدا می کنند. و به همین علت به طور معمول اکثر مردان پتانسیل گرایش به سمت باورهای مردسالارانه و اعمال خشونت علیه زنان را دارند. آموزش و خودآگاهی افراد به خصوص مردان می تواند نقش بسیار مهمی را در تعدیل و کم رنگ سازی این باورهای مردسالارانه در سطح جامعه ایجاد نماید.

بدون خودآگاهی همه ما می توانیم در دام انکار خشونت یا کم اهمیت نشان دادن آن بیفتیم. در پروژه پایان دادن به خشونت علیه زنان، مردان با خودآگاهی و شناخت خود به علل ریشه های گرایش اعمال خشونت علیه زنان پی می برند.

تعهد به پایان دادن به خشونت علیه زنان در حقیقت متعهد شدن به انجام رفتاری مداوم و همیشگی است. خودآگاهی می تواند این تعهد را برای پایان دادن به خشونت علیه زنان و آگاهی یافتن نسبت به باورها و رفتارهای غیرمعمول فیزیکی، جنسی و روانی ای که از سوی مردان در مواجهه با زنان اعمال می شود، به وجود آورد.

برای گسترش این پروژه باید آمادگی خود را برای پذیرش و آموزش مردانی که به صورت مبتدی به این پروژه می پیوندند، بالا برده و بدانیم که با صبر و شکیبایی و آموزش و انتقاد پذیری و به چالش کشاندن مباحث مطرح شده در جمع شرکت کنندگان می توانیم به بازسازی مفهوم انسان و اینکه وقتی از زنان بدون اعمال قدرت مردسالارانه حرف می زنیم منظورمان دقیقا چیست، امیدوار شویم.

 

منبع: http://www.menstoppingviolence.org/…


[1]Franklin, D.L. (2000) “What’s Love Got to Do with It?” New York: Simon & Shuster

 

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در دیدگاه