کارشناس ارشد مطالعات زنان

 
چکیده
 
زنان
نه تنها به عنوان نیمی از جمیعت اجتماعات انسانی بلکه به عنوان اصلی‌ترین
کنشگر تربیت و آموزش نخستین در فرایند جامعه‌پذیری افراد جامعه و همچنین
نقش آنان در ایجاد و پرورش مهر و و عطوفت، حس نوع‌دوستی، احترام متقابل و
اعتماد اجتماعی دارای جایگاه مؤثری در ایجاد، حفظ و تقویت سرمایه‌ اجتماعی
هستند. لذا پیامدهای منفی تخریب و فروپاشی سرمایه اجتماعی زنان را بیش از
مردان تهدید می‌کند. در ایران امروز به دلایل مختلفی زنان از کارآمدی لازم
برای ایفای نقشهای پیش‌گفته بازمانده‌اند. سطح پایین تحصیلات و عدم انطباق و
روزآمدی بینش و شناخت آنان با شرایط نوین اجتماعی و فرهنگی کشور، در جا
زدن بسیاری از آنان در ساختارهای کهنه و واپس‌گرایی سنتها از یکسو و شکاف
بین نسلی میان زنان و فرزندان به دلیل تحولات شتابان اقتصادی، اجتماعی و
فرهنگی در قلمرو نوگرایی و در واقع شکاف تاریخی سنت و مدرنیزم در ایران از
سوی دیگر منجر به افت نقش‌آفرینی زنان در تولید مستمر و روزآمد سرمایه‌
اجتماعی شده است.
 
در این مقاله مفهوم سرمایه‌ی
اجتماعی و مثال‌هایی از اشکال آن معرفی می‌شود و عوامل مؤثر بر شکل‌گیری آن
مورد بررسی قرار می‌گیرد و مفهوم سرمایه‌ اجتماعی و رابطه‌ی آن با مشکلات
اجتماعی و تاثیر آن بر روی زنان جامعه به طور خاص مورد تجزیه و تحلیل قرار
می‌گیرد.
 
 
واژگان کلیدی: سرمایه‌ اجتماعی، مشکلات اجتماعی زنان، اعتیاد، طلاق، روسپیگری، فرار از خانه.
 
مقدمه
 
اگرچه
نزدیک به یک قرن از اولین نوبت کاربرد واژه‌ی «سرمایه‌ اجتماعی» در ادبیات
اقتصادی و اجتماعی غرب می‌گذرد، اما کاربرد وسیع این واژه و توجه به این
وجه از پدیده‌های اجتماعی عمدتاً از چهار دهه‌ی گذشته تجاوز نمی‌کند.
علیرغم این، تنها طی چند سال اخیر بحث درباره‌ی «سرمایه‌ اجتماعی» علاقه‌ی
محققان و پژوهشگران ایرانی را به خود جلب کرده است. در مورد این که واژه‌ی
سرمایه‌‌ اجتماعی اولین بار به وسیله‌ی چه کسی ابداع شد، اتفاق‌نظر قاطعی
وجود ندارد. شواهد موجود نشان می‌دهند در سال۱۹۱۹شخصی به نام هانی فن (Hani
Fan) در آمریکا این واژه را به کار برد. در سال۱۹۶۰جین جاکوب (Jane
Jacobs) در اثری به نام زندگی و مرگ شهرهای بزرگ آمریکایی و در سال۱۹۷۰گلن
گلوری (Glenn Gloury) از این واژه برای توضیح مشکلات اقتصاد درون شهری سود
جسته‌اند (فوکویاما،۱۳۷۹:۲۳).
 
جیمز کلمن (James
Colman) نیز در سال۱۹۷۰در کتاب خود بنیادهای نظریه اجتماعی، بخشی را به بحث
پیرامون سرمایه‌ اجتماعی اختصاص داد (کلمن،۱۳۷۷). شاید جدی‌ترین و
وسیع‌ترین کاربرد مفهوم «سرمایه‌ اجتماعی» را طی سالهای اخیر بتوان به
رابرت پاتنام (Robert Putnum) منتسب کرد. او در کتاب دموکراسی و سنت‌های
مدنی، نظرات خود را در این زمینه مطرح کرده است (پاتنام،۱۳۸۰). پژوهش
فرانسیس فوکویاما (Francis Fakuyama) تحت عنوان پایان نظم، سرمایه‌
اجتماعی و حفظ آن نیز که در سال۱۹۹۷منتشر شد دیدگاههای روشن‌تری را نسبت به
مفهوم سرمایه‌ اجتماعی و روشهای سنجش آن مطرح کرد. به نظر می‌رسد این
مفهوم رویکرد مناسبی را برای توضیح مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی حاضر از
دیدگاهی آسیب‌شناختی ارائه کرده است.دراین مقاله با بهره گرفتن از مفهوم
سرمایه‌ اجتماعی و یافته‌های پژوهشی، برخی زمینه‌های بروز مشکلات اجتماعی
زنان را بررسی می کنیم.
 
 
چارچوب نظری
 
۱- سرمایه‌ی اجتماعی چیست؟
 
سرمایه‌ی اجتماعی به وسیله‌ی صاحبنظران به صورتهای متفاوتی تعریف شده است. مهمترین تعاریف مطرح شده عبارتند از:
 
۱-
سرمایه‌ اجتماعی موضوعاتی اعم از شدت و کیفیت روابط و تعاملات بین افراد و
گروهها، احساس تعهد و اعتماد دو جانبه نسبت به هنجارها و ارزشهای مشترک را
شامل می‌گردد و به عنوان یک حس تعلق و همبستگی، پایه‌ی مهم پیوستگی
اجتماعی در نظر گرفته می‌شود (کاراکن و جانسون،۱۹۹۸، به نقل از:
بهزاد،۱۳۸۱:۴۴).
 
۲- سرمایه‌ اجتماعی مجموعه‌ی معینی
از هنجارها و ارزشهای غیررسمی است که اعضای گروهی که همکاری و تعاون
میانشان مجاز است، در آن سهیم هستند (فوکویاما،۱۳۷۹:۲۳).
 
۳-
سرمایه‌ اجتماعی، وجوه گوناگون سازمانهای اجتماعی نظیر اعتماد، هنجار و
شبکه‌ها است که می‌توانند با ایجاد و تسهیل امکانات هماهنگ، کارایی جامعه
را بهتر کنند (پاتنام،۱۳۸۰:۲۵۱).
 
۴- سرمایه‌ اجتماعی
منبعی اجتماعی- ساختاری است که دارایی و سرمایه افراد محسوب می‌شود. این
دارایی شی‌ء واحدی نیست بلکه ویژگی‌های است که در ساختار اجتماعی وجود دارد
و باعث می‌شود افراد با سهولت بیشتری وارد کنش اجتماعی شوند
(کلمن،۱۳۷۷:۴۶۷).
 
۵- سرمایه‌ اجتماعی شامل روابط
قراردادی و ساختاری نهادهای کلان اعم از دولت، رژیم‌های سیاسی و نظام‌های
حقوقی و قضایی می‌شود (نورث،۱۳۷۷).
 
بر اساس تعاریف
فوق، صاحبنظران (بولن و انکیس،۱۹۹۹، به نقل از: شریفیان ثانی،۱۳۸۰) هشت
عنصر مهم سرمایه‌ اجتماعی را به قرار ذیل مطرح کرده‌اند:
 
۱- مشارکت در اجتماعات محلی
۲- احساس اعتماد و امنیت
 
۳- پیوندهای همسایگی 
۴- پیوندهای دولتی و خانوادگی
 
۵- ظرفیت پذیرش تفاوتها 
۶- بها دادن به زندگی
 
۷- کنشگرایی در یک موقعیت اجتماعی  
۸- پیوندهای کاری
 
بنابراین
اگر چه تعاریف متفاوتی از سرمایه‌ اجتماعی ارائه شده، اما این تعاریف نقیض
یکدیگر نیستند، بلکه متمم و مکمل یکدیگر محسوب می‌شوند. از این رو در
صورتی که بپذیریم تنها به برخورداری از منابع مالی و نیروی انسانی نتوانسته
جوامع را به سوی رشد و توسعه‌ی اجتماعی سوق دهند باید رکن سومی نیز برای
دستیابی به توسعه قائل شویم و آن سرمایه‌ اجتماعی است.
 
۲- عوامل موثر بر شکل‌گیری سرمایه‌ اجتماعی
 
در بین دیدگاههای نظری سرمایه‌ اجتماعی، عوامل موثر بر شکل‌گیری سرمایه‌ اجتماعی را می‌توان به شرح ذیل مرور نمود.
 
۱-
سن: سن یکی از عوامل موثر بر شکل‌گیری سرمایه‌ اجتماعی است. سن معمولاً بر
اساس دوره‌ی کودکی، نوجوانی، بزرگسالی، والدینی و بازنشستگی شناخته
می‌شود. برخی از تحقیقات نشان داده است که ارتباط بین سن و انجمن‌پذیری و
مشارکتهای اجتماعی به صورت رابطه‌ی U معکوس است، به گونه ای که از سن۱۸
تا۲۹ سالگی عضویت یگانه و۵۹-۳۰ سالگی عضویت چندگانه است و در مقابل جمعیت۶۰
ساله و بیشتر در انجمن‌ها حضور کمتری دارند. البته به علت هم‌تغییری سن با
متغیرهای درآمد، آموزش، موقعیت‌های شغلی، موفقیت‌های خانوادگی و تاهل
می‌توان تغییر در میزان سرمایه‌ اجتماعی را در مقاطع مختلف سنی تحلیل نمود
(افه فوش،۲۰۰۰؛ گلیزر،۲۰۰۱؛ پارگال، گلیکان و هوک،۲۰۰۲).
 
۲-
نسل و تغییرات نسلی: نسل و تغییرات نسلی نیز یکی از عوامل موثر بر
شکل‌گیری سرمایه‌ اجتماعی است به گونه‌ای که افراد در سنین کار و فعالیت از
میزان مشارکت‌های اجتماعی بیشتری برخوردار هستند (افه و فوش۲۰۰۲؛ برم و
ران،۱۹۹۷:۱۰۰۹) و اتفاقاتی که برای یک نسل به وقوع پیوسته است مانند جنگ،
رکود اقتصادی، کاهش میزان ازدواج و افزایش نرخ طلاق، کاهش تعداد فرزندان،
کاهش نرخ دستمزد، جایگزینی سوپر مارکت‌ها، خرید الکترونیک و جایگزینی
شرکتهای بزرگ به جای شرکتهای محلی مبتنی بر اجتماعات محلی و سرمایه‌
اجتماعی آن نسل تأکید دارد (پاتنام،۱۹۹۵:۲۰۰۰).
 
۳-
آموزش و تحصیلات: از دیگر متغیرهای تاثیر گذار بر شکل‌گیری سرمایه‌ اجتماعی
است. در پیمایش ارزشهای جهانی در اکثر کشورها این متغیر با سایر متغیرهای
اجتماعی در ارتباط است. به زعم مطالعات گلیزر، لایبسون و ساکراوت (۲۰۰۰)
افزایش حضور در کلیسا، میزان اعتماد، کوشش در حل مسائل محلی در بین افراد
با تحصیلات کالج و ارتباط اجتماعی در بین افراد تحصیل کرده بیشتر است. بین
سالهای رسمی آموزش در مدرسه و سرمایه‌ اجتماعی رابطه‌ی مستقیمی ملاحظه
نموده‌اند و آنها این موضوع را تا حدودی ناشی از محیط‌های نهادی مدارس و
دانشگاهها در تشویق افراد به انجمن‌پذیری و آموزه‌های اخلاقی آنان در جهت
تعاون و همیاری می‌دانند (افه و فوش،۲۰۰۰).
 
۴- جنس:
جنسیت نیز از دیگر متغیرهای تاثیرگذار بر سرمایه‌ اجتماعی است. به گونه‌ای
که میزان مشارکت بیشتر مردان نسبت به زنان در نیروی کار باعث افزایش
مشارکت‌های رسمی آنان نسبت به زنان می‌گردد. ضمن اینکه جنسیت بر نوع عضویت
در انجمن‌ها نیز تاکید می‌گذارد به گونه‌ای که زنان بیشتر عضو انجمن‌های
خدماتی- خیریه‌ای، کلیسایی، اولیاء و مربیان و انجمن‌های فرهنگی می‌شوند و
مردان علاقه‌مند به فعالیت در انجمن‌های سیاسی هستند (افه و فوش،۲۰۰۰:۲۲۹).
 
۵-
دین‌باوری و تعهد دین: رابطه‌ی مستقیمی با سرمایه‌ اجتماعی دارد. زیرا
سازمان‌های دینی نقش میانجی را در فعالیت‌های دینی ایفا می‌کنند. از آنجا
که ادیان از نشست‌های عمومی و از مراسم و مناسک برخوردارند، باعث توسعه‌ی
شیوه‌ی همکاری و تعاون و آگاهی از مسائل اجتماعی می‌گردند و ادیانی که
بیشتر از مراسم و مناسک عمومی برخوردارند در افزایش سرمایه‌ اجتماعی نقش
بیشتری ایفا می‌کنند (همان،۲۰۸).
 
۶- مشارکت رسمی یکی
از اعضای خانواده: نیز در ایجاد سرمایه‌ اجتماعی مخصوصاً در ابعاد گوناگون
آن نقش مثبتی دارد. به گونه‌ای که در تحقیقات مشخص شده است افرادی که در
خانواده‌هایی هستند که خانواده آنان با کمک دیگران به حل مشکلات اجتماعی
مبادرت ورزیده و مشارکت اجتماعی فعال داشته‌اند، افراد در آن خانواده‌ها از
سهم و میزان بیشتری در سرمایه‌ اجتماعی برخوردارند (کریشنا و
آنف،۲۰۰۲:۱۱۸).
 
۷- درآمد خانوار: معمولاً به عنوان
یک عامل تاثیرگذار بر سرمایه‌ اجتماعی تلقی می‌شود. با این فرض که افراد
دارای درآمد متوسط و بالا آشنایی بیشتری با فعالیتهای انجمنی دارند که این
موضوع ناشی از تجربه و سن و یا مهارتهای سازمانی آنان است. البته در نقطه‌ی
مقابل، این فرض وجود دارد که درآمد بالا باعث می‌شود که هزینه‌ی فرصت و
زمان برای این گونه افراد مهم باشد و درآمد بالا باعث می‌شود که آنچه که از
طریق انجمن دست یافتنی است از طریق پول و خرید بدست آید و به زعم بوردیو
پول و سرمایه اقتصادی جایگزین سرمایه‌ اجتماعی شود (افه و فوش،۲۰۰۲:۲۰۶).
 
۸-
اشتغال: که معمولاً تحت عنوان وضعیت شغلی در یک شاخص ترکیبی شامل امنیت
شغلی، سطح درآمد و وقت اضافه قرار می‌گیرد با سرمایه‌ اجتماعی روابط
معناداری دارد و شاغلین نسبت به بیکاران فعالیت انجمنی بیشتری دارند (افه و
فوش،۲۰۰۲:۲۰۶-۲۰۸).
 
۳- رابطه‌ی سرمایه‌ اجتماعی با مشکلات اجتماعی
 
به طور کلی برای تشخیص مشکلات اجتماعی می‌توان به چهار معیار مهم اشاره کرد (رفیعی، ۱۳۷۹ به نقل از: بهزاد، ۱۳۸۱) که عبارتند از:
 
۱- تعریف گروهی و اجماع اکثر افراد جامعه
 
۲- اثر منفی بر کیفیت زندگی یا مهمترین ارزشهای مورد توافق جامعه
 
۳- وجود علل و عواقب اجتماعی
 
۴- لزوم اصلاح سیاستهای اجتماعی برای حل آنها
 
فوکویاما
در کتاب خود پایان نظم، سرمایه‌ اجتماعی و حفظ آن با سود جستن از نظریات
پاتنام و همچنین توضیح مشکلات موجود برای سنجش سرمایه‌ اجتماعی می‌نویسد:
 
در
هر صورت برای تخمین ذخیره‌ی سرمایه اجتماعی ملت، مقیاس گروههایی که مشکلات
سنجش (اندازه‌گیری) کمتری برای آنها وجود دارد، یک روش جایگزین وجود دارد.
به جای سنجش و اندازه‌گیری سرمایه‌ اجتماعی به عنوان یک ارزش نسبی،
می‌توان نبود سرمایه اجتماعی یا به عبارت دیگر انحرافات اجتماعی از قبیل
میزان جرم و جنایت، فروپاشی خانواده، مصرف مواد مخدر، طرح دعاوی و
دادخواهی، خودکشی، فرار از پرداخت مالیات و موارد مشابه را به روش مرسوم
اندازه‌گیری کرد. فرض بر این است که چون سرمایه‌ اجتماعی وجود هنجارهای
رفتاری مبتنی بر تشریک مساعی را منعکس می‌کند. انحرافات اجتماعی نیز بالفعل
بازتاب نبود سرمایه‌ اجتماعی خواهد بود (فوکویاما،۱۳۷۹:۳۸).
 
فوکویاما
با بررسی برخی شاخص‌ها مثل نرخ طلاق، میزان تولد فرزندان نامشروع، میزان
وقوع جرم و جنایت، زشتکاری با کودکان، مصرف الکل و مواد مخدر، در نهایت
توانسته توضیح جامعی از روند تخریب سرمایه اجتماعی در اروپا و ایالات متحده
ارائه دهد. یکی از نتایج مهم بحث ارائه شده به وسیله‌ی فوکویاما تاکید وی
بر آثار نابرابر جنسیتی حاصل از فروپاشی سرمایه اجتماعی است.
 
فوکویاما
بر آسیب‌پذیری بیشتر زنان در مقایسه با مردان در برابر فروپاشی سرمایه‌
اجتماعی تاکید می‌کند. وی بر مسائل دیگری از جمله حقوق و دستمزد کمتر زنان
در مقایسه با مردان که هنوز هم در قوانین برخی کشورهای حتی توسعه یافته مثل
ژاپن وجود دارد و یا امکان بیشتر اخراج زنان از کار و همچنین مفعول واقع
شدن زنان در بسیاری از جرایم و مشکلات اجتماعی از جمله ضرب و جرح، طلاق و
قتل و فاعل واقع شدن مردان در موارد مشابه به دلیل خوی و خصلت تهاجمی و
پرخاشگرانه آنان به عنوان زمینه‌های ناامنی بیشتر زنان، در مقایسه با
مردان، در جریان تخریب سرمایه اجتماعی و رواج آسیبهای اجتماعی تاکید می
کند.
 
روش پژوهش
 
این پژوهش از
نوع کتابخانه‌ای بوده و با استناد به منابع موجود اعم از کتاب‌ها،
مقاله‌ها، پ‍ژوهش‌ها و آمار منتشر شده بوسیله‌ی منابع دولتی و غیر دولتی
تدوین شده است.
 
 
یافته‌های پژوهش
 
همانگونه
که کلمن گفته سرمایه اجتماعی یکی از شکل‌های سرمایه است که با گذشت زمان
مستهلک می‌شود. سرمایه اجتماعی مانند سرمایه انسانی و سرمایه فیزیکی اگر
تجدید نشود مستهلک می‌گردد. روابط اجتماعی اگر حفظ نشود به تدریج از بین
می‌رود. انتظارات و تعهدات با گذشت زمان ضعیف و ناپدید می‌شود زیرا هنجارها
به ارتباط منظم بستگی دارد. در این قسمت با بررسی نتایج حاصل از مطالعات
در زمینه‌ی برخی مشکلات اجتماعی از جمله اعتیاد، روسپیگری ، فرار از
خانه،طلاق و جرایم زنان نشان داده می‌شود که نابودی و استهلاک سرمایه
اجتماعی در ایران زمینه‌ساز رواج بسیاری مسائل اجتماعی شده که علاوه بر کل
جمعیت، آثار و پیامدهای مضاعفی را نیز متوجه زنان کرده است.
 
۱- مشکلات اجتماعی زنان
 
الف- اعتیاد
 
گزارشگر
هفته‌نامه ایتالیایی اسپرسو در بازدیدی که از زندان زنان کرمانشاه بعمل
آورده گزارش خود را با شرح حال دختری ۱۶ ساله آغاز می‌کند که یکی از ۱۳۰
زندانی بند زنان در کرمانشاه است. این دختر ۱۶ ساله ادعا می‌کند همسرش برای
آوردن زن دوم به خانه در میان اثاثیه‌ی او مواد مخدر جای داده است. به
گزارش رنا تاتیزو بیش از ۸۰ درصد از زنان زندانی در ارتباط با مصرف یا فروش
مواد مخدر دستگیر شده‌اند. در بسیاری موارد آنها همدستان ساکت و اجباری
پدر، شوهر یا برادران خود بوده‌اند. بسیاری از زندانیان، زیر ۱۸ سال سن
داشته‌اند. زنان زندانی، فقر و بیکاری را عامل به زندان افتادن خود
دانسته‌اند. پزشکان زندان کرمانشاه به این گزارشگر ایتالیایی گفته‌اند
علاوه بر اعتیاد مشکل ایدز جان زندانیان را تهدید می‌کند. به اعتقاد آنان
اعتیاد، خودفروشی و ایدز در چند سال اخیر به شدت گسترش یافته است (به نقل
از: سایت اینترنتی زنان در ایران).
 
اگرچه دیر زمانی
است که اعتیاد و سوء مصرف مواد به عنوان یکی از مشکلات اجتماعی جامعه‌ی
ایران مطرح شده و مورد بحث صاحب نظران قرار گرفته است، اما در تمامی این
ادوار غالباً اعتیاد به عنوان مشکلی مردانه بررسی شده زیرا تعداد و نسبت
زنان معتاد بسیار محدود و غیرقابل توجه بوده است. از این گذشته غالباً
اعتیاد در گروههای زنان خاص از جمله روسپیان شایع بوده و در مطالعات و
بررسی‌های انجام شده نیز اعتیاد زنان بیشتر به عنوان عارضه یا پیامد مشکل
دیگر آنان مطرح شده است.
 
دکتر آریان‌پور در مقاله‌ی
«اعتیاد در دانشگاههای ما» ضمن بیان مشاهدات شخصی خود، به مصرف سیگار
حشیش‌دار به وسیله‌ی برخی دختران دانش‌آموز دبیرستانی ایران اشاره می‌کند
(آریان‌پور ۱۳۵۹). همچنین در کتاب تاریخ تریاک و تریاکی در ایران آمده است
که زنان عمدتاً از تریاک به عنوان داروی ضد درد مثل دردهای عضوی، درد و
خونریزی بعد از زایمان، سقط، دردهای قاعدگی و خونریزی‌های رحمی استفاده
می‌کنند (کوهی کرمانی، ۱۳۲۴ به نقل از یزدانی، ۱۳۵۹).
 
طی
 یک دهه‌ی اخیر با رشد فزاینده معتادان مواد مخدر به تدریج شاهد تغییراتی
در الگوی مصرف مواد بوده‌ایم. یکی از مهمترین تغییرات در این زمینه شیوع
مصرف مواد در بین زنان و دختران بوده است. بر اساس نتایج بدست آمده از
پژوهش ارزیابی سریع سوء مصرف مواد در ایران (رزاقی و دیگران، ۱۳۷۹)، نسبت
رواج سوء مصرف مواد بین دو گروه مردان و زنان به ترتیب ۴/۹۳ درصد و ۶/۶
درصد بوده است. در این مطالعه بالاترین نسبت سوء مصرف زنان در مناطق تهران
(۳/۱۳ درصد) و کرمان (۱۲ درصد) بوده است. در واقع بر اساس یافته‌های پژوهش
مذکور زنان به سرعت به جمعیت سوء مصرف کنندگان مواد وارد می‌شوند و در حال
حاضر نیز به تدریج مسئله‌ی زنان معتاد یکی از مشکلات جامعه‌ی شهری را تشکیل
می‌دهد. همچنین سن اعتیاد نیز کاهش یافته و بیشتر جمعیت معتادان کشور را
جمعیت ۲۵ تا ۲۹ سال تشکیل می‌دهند.
 
عوارض و آسیب‌های اجتماعی ناشی از اعتیاد زنان عبارتند از:
 
۱- کناره‌گیری از جامعه
۲- افت وضعیت سلامتی فرد و اختلال در ارتباط با خانواده
 ۳- خشونت خانگی
۴- فرار از خانه
۵- ارتکاب جرم
۶- روسپیگری
۷- ابتلا به بیماریهای عفونی مانند ایدز و هپاتیت
 
در
سالهای اخیر با شایع شدن مصرف مواد روانگردان فصل جدیدی از اعتیاد به خصوص
در بین جوانان و نوجوانان باز شده است. طبق آمار تأیید نشده مصرف مواد
روانگردان مانند اکستازی و کریستال و کراک در بین جوانان ایرانی بالا رفته
که در بین دختران نیز بسیار رایج است.
 
پارتی‌های
موسوم به اکس‌پارتی تعدادشان بسیار زیاد شده و اکس و کریستال و کراک
می‌روند که جای هروئین و تریاک را بگیرند.- قرص اکستازی از گروه مواد
روانگردان است. اکستازی از گروه آمفتامینها است و خاصیت توهم‌زایی و تحریک
دارد. اثرات این قرص۲۰دقیقه بعد از مصرف شروع می‌شود و تا حدود۴ساعت باقی
می‌ماند بعد از این چهار ساعت شادی و سرخوشی، نوبت افسردگی و احساس بیهودگی
است و بعد از چند بار مصرف، فرد وارد فاز توهم می‌شود.- کریستال یا شیشه
(کریستال دی متامفتامین هیدروکلرید) یک ماده‌ی قدرتمند، اعتیادآور، مخدر
محرک و به شکل ترکیبی و مصنوعی است و در حقیقت می‌توان گفت هروئینی است که
با مواد شیمیایی مخلوط شده است. کریستال به شکل بزرگ و شفاف و مانند
کریستالهای واقعی و به رنگهای صورتی، آبی و سبز یافت می‌شود.- کراک اصل، از
مشتقات کوکائین است اما آن چیزی که به اسم کراک در ایران توزیع می‌شود پر
از ناخالصی و بسیار خطرناک است. انرژی‌زا و شادی‌آفرین است و باز هم طبق
آمار غیررسمی در حال حاضر بیشترین طرفدار را بین جوانها و زنها دارد. مصرف
طولانی‌مدت کراک باعث عفونت شدید در بدن می‌شود به طوری که تمام اعضایی که
در معرض دود مستقیم کراک بودند به راحتی از بدن جدا می‌شوند. متاسفانه
استفاده از این مواد بلای جان جوانان و دختران و پسران این کشور شده که علل
اصلی آن ناآگاهی و فقدان برنامه‌های خاص برای جوانان و پایین بودن
سرمایه‌های اجتماعی آنهاست. نکته‌ی حائز اهمیت دیگر درباره‌ی اعتیاد زنان
این است که تعداد زنان معتاد بسیار کمتر از مردان است، اما آسیبهای همراه،
قبل و بعد از اعتیاد در زنان بسیار بالاتر است.
 
ب-روسپیگری
 
نتایج
مطالعات رابطه‌ی معناداری را بین روسپیگری و اعتیاد نشان می‌دهد. اصطلاح
دقیق‌تر روسپیگری، تن‌‌فروشی است که شخص از این راه کسب درآمد می‌کند. به
عبارتی انگیزه برای ایجاد روابط جنسی نامشروع و بی‌بند و باری جنسی و
اخلاقی تامین معاش است.
 
فرایند رابطه بین روسپیگری و اعتیاد را در دو الگوی غالب می‌توان توضیح داد:
 
۱-
مردان معتاد، پس از آن که از طریق کار یا اعمال مجرمانه و یا کمک‌های
والدین نتوانند هزینه‌ی اعتیاد خود را تامین کنند، غالباً پس از معتاد کردن
همسران خود، آنها را وادار می‌کنند تا برای تهیه‌ی هزینه‌ی خرید مواد خود و
شوهرانشان اقدام به تن‌فروشی کنند.
 
۲- زنان معتاد و یا آنان که هرگز ازدواج رسمی نکرده‌اند با تن‌فروشی اقدام به تهیه‌ هزینه مواد می‌کنند.
 
در
این زمینه یک مطالعه نشان می‌دهد ازدواج نامناسب، یکی از بسترهای مهم
زمینه‌ساز برای روسپیگری است (علیایی زند،۱۳۸۱). بر اساس مطالعه‌ی
مذکور۵/۲۲درصد از زنان روسپی مورد مطالعه در کودکی تحت آزار جنسی قرار
گرفته‌اند. اعتیاد، بیکاری و امرارمعاش از طریق فعالیت‌های غیرقانونی،
مسائل دیگری است که بر فضای زندگی خانوادگی بسیاری از این زنان اثرگذاشته
است.
 
ج- فرار از خانه
 
یکی
دیگر پدیده‌های ناخوشایند امروز شهرها به خصوص کلان‌شهرهای کشور افزایش
دختران فراری است. عنوان دختران فراری به دخترانی اطلاق می‌شود که به دلایل
مختلف از قبیل دلایل فردی (اختلالات شخصیتی و روانی)، خانوادگی(طلاق،
جدایی، اختلاف خانوادگی)، فقر و دلایل اجتماعی برای رهایی از وضع موجود و
بدون پیش‌بینی وضع آینده از خانه فرار می‌کنند. کارشناسان فرار را به دو
شیوه کوتاه‌مدت و بلند‌مدت تقسیم می‌کنند: در فرار کوتاه‌مدت فراریان بعد
از مدتی به لحاظ پشیمانی پس از رسیدن به آرزوها و اهداف خویش یا مهیا نشدن
شرایط و امکانات مورد نیاز به دامن خانواده بازمی‌گردند، ولی در فرار
درازمدت که اکثراً در اثر تنفر شدید یا بیش از اندازه از خانواده به وقوع
می‌پیوندد امکان بازگشت در آن بسیار کم است.
 
فرار
دختران از منزل و حضور در محیطهای غیر از چارچوب‌های خانوادگی، سرآغاز
انحرافات اجتماعی و رفتن در منجلاب فساد و تباهی می‌باشد. درحقیقت نهاد
«خانواده» نقش اول در بروز هرگونه معضل اجتماعی و بزهکاری‌‌ها را دارد.
براساس اطلاعات بدست آمده عامل۸۰ درصد فرار دختران، خانواده‌های نابسامان
هستند که عواملی نظیرطلاق، اعتیاد، زندانی شدن، مرگ و میر و ازدواج مجدد
والدین در پیدایش این معضل دخالت مستقیم دارند.
 
دکتر مصطفی اقلیما رئیس انجمن مددکاری ایران و استاد دانشگاه در خصوص فرار دختران می‌گوید:
 
فشارهای
اجتماعی و خانوادگی پیامدهای منفی به دنبال دارد که از آن جمله می‌توان به
فرار نوجوانان خصوصاً دختران اشاره کرد. وی عوامل مؤثر و ایجاد کننده‌‌ی
این امر را طبق بررسی‌های انجام شده چنین بیان می‌کند:
 
 در
۵/۱۹ درصد ناسازگاری با والدین، ۱۶ درصد اغفال، ۱۳ درصد عدم امنیت در
خانواده، ۱۵ درصد وضعیت اقتصادی، ۵ /۱۲درصد طلاق، ۷ درصد گرایش به مسایل
انحرافی، ، ۵ /۱۲درصد ازدواج‌های ناموفق، ۳/۲ درصد اعتیاد و ۵ درصد مشکلات
روانی عامل فرار دختران بوده است. همچنین تحقیقات نشان می‌دهد که ۳۵ درصد
دختران فراری سابقه‌ی اعتیاد به مواد مخدر چون هروئین و تریاک را دارند.
آنچه که مشخص است این که دختران پس از فرار برای تامین نیازهای خود اقدام
به سرقت و خودفروشی می‌کنند و گرفتار باندهای فحشاء می‌شوند. آمار نشان
می‌دهد که پدیده‌ای به نام فرار دختران رو به افزایش است به طوری که هر سال
۱۵ تا ۲۰ درصد به آمار قبلی اضافه می‌شود. بیشترین سن دختران فراری در
سنین نوجوانی بین ۱۶ تا ۱۸ سال و یک سوم آنان نیز در حدود ۱۳ تا ۱۵ ساله
می‌باشد (سایت اینترنتی Iran economist).
 
به طور کلی عوامل موثر در فرار دختران عبارتند از:
 
۱- وجود اختلاف بین والدین
۲- آزار و اذیت ناپدری و نامادری
۳- طلاق
۴- اعتیاد
۵- فقر اقتصادی
۶- پرجمعیت بودن اعضای خانواده
 ۷- پایین بودن سطح تحصیلات والدین
۸- وجود تنبیه و فقدان تشویق
۹- سابقه‌ی حبس در بین اعضای خانواده         
۱۰- شکاف بین نسلهای قدیم و جدید
۱۱- ازدواج اجباری
۱۲- سخت‌گیری بیش از اندازه‌ی والدین
۱۳- تعصبات افراطی مذهبی و تربیتی
 ۱۴- کمرنگ شدن روابط بین والدین و فرزندان
۱۵- جاذبه‌های شهری
۱۶- مشکلات روانی
 
افراد
در نتیجه‌ی روابط اجتماعی و تعامل با دیگران هویت پیدا کرده و برای خود
شخصیت اجتماعی قائل می‌شوند و با بودن در جامعه و ایفای نقش در پیشرفت
جامعه احساس غرور می‌کنند. احساس بی‌هویتی اولین گام ناکامی و شکست در
زندگی است. جوان و یا نوجوان فراری که تبدیل به یک بزهکار می‌شود نه تنها
اثر مثبتی در اجتماع ندارد بلکه لکه‌ی ننگی بر پیشانی اجتماع و انگشت‌نمای
سایرین می‌شود. چنین فردی نعمت پدر، مادر، معلم، دوست خوب و در واقع بهداشت
روانی خود را از دست می‌دهد. چنین فردی سرمایه‌های اجتماعی لازم در
خانواده و محیط اجتماعی اطراف خود را از دست داده و یا از ابتدا از آن
محروم بوده است. بنابراین جمع‌آوری و بازگرداندن این دختران به تنهایی راه
حل مناسبی نیست، تا زمانی که فضای خانه و رفتار والدین تغییر نکرده باشد
تمامی این عملکردها بی‌نتیجه خواهد بود. اگر کانون خانواده به لحاظ عاطفی
از پیوندهای محکمی برخوردار باشد و دختران نسبت به آنچه که پس از فرار در
جامعه آنان را تهدید می‌کند آگاه شوند به طور قطع آمار فرار کاهش خواهد
یافت.
 
د- طلاق
 
نرخ رشد طلاق
در فاصله‌ی سالهای ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۸ رشد ۷ درصدی داشته و شواهد موجود نشان
می‌دهد در سالهای ۱۳۷۹، ۱۳۸۰، ۱۳۸۱ این روند سرعت بیشتری پیدا کرده است.
مطابق بررسی‌های انجام شده هم اکنون سن ازدواج به ۳۰ سال رسیده که بر اساس
آن می‌توان نتیجه گرفت نزدیک به شش میلیون پسر و دختر آماده‌ی ازدواج هستند
که توان اقتصادی برای شروع زندگی مشترک را ندارند. به گفته‌ی رئیس مجتمع
قضایی خانواده، ۸۵ درصد موارد درخواست طلاق از سوی زنان است که آنان هنگام
طلاق مهریه‌ی خود را می‌بخشند. وی همچنین اظهار داشته که ۶۰ درصد موارد
درخواست طلاق را اعتیاد و ترک نفقه تشکیل می‌دهد (روزنامه همشهری، ۱۲ دی
۱۳۸۱).
 
در شش ماهه‌ی اول ۱۳۸۱ طلاق ۱۴ درصد رشد
داشته اما در مورد ازدواج تنها با ۴ درصد رشد روبرو بوده‌ایم. در
کلان‌شهرهایی مانند تهران با رشد ۳۰ درصدی طلاق مواجه هستیم. ایران از نظر
طلاق رتبه‌ی چهارم را در جهان دارد و هم اکنون از هر ۴ ازدواج یک مورد به
طلاق می‌انجامد و این آمار در سال ۱۳۸۱ افزایش یافته است(روزنامه همشهری،
۱۲ دی ۱۳۸۱).
 
طلاق در اغلب موارد زنان را دچار یأس،
ناامیدی، احساس شکست و گناه شدید می‌کند و تا مدتها پس از جدایی آنان از
لحاظ شغلی، روابط اجتماعی، مسائل جسمانی و روانی دچار مشکل می‌شوند.
 
هـ- جرایم زنان
 
بررسی
تعداد جرایم زنان طی سالهای اخیر نشان می‌دهد نسبت زنان مجرم به کل مجرمین
افزایش یافته و از۱۷/۴درصد در سال۱۳۷۶به۱۱درصد در سال۱۳۷۸رسیده است.
بیشترین گروه سنی زنان مجرم۱۸تا۲۴سال گزارش شده است (آشوری و دیگران،۱۳۸۱،
به نقل از: سایت اینترنتی زنان).
 
فشار زائدالوصف به
زنان و کاهش امنیت اقتصادی- اجتماعی آنان سبب شده تا آمار جرایم گوناگون از
جمله قتل در میان آنان افزایش یابد. طی یکی دو سال اخیر افزایش آمار
همسرکشی موجب شد تا موسسه‌ی جرم‌شناسی دانشگاه تهران تحقیقاتی را در این
زمینه به عمل آورد. نتایج به دست آمده از این مطالعه عبارتند از:
 
۱-ارتکاب قتل، مخصوص زنان طبقات پایین یا بی‌سواد جامعه نیست. اما در هر حال اکثر زنان، کم‌سواد یا بی‌سواد بوده‌اند.
 
۲-بالاترین فراوانی قتل همسر به وسیله‌ی زنان به ترتیب در شهرهای تهران، کرج، خراسان، آذربایجان شرقی و کرمانشاه رخ داده است.
 
۳-در استانهایی که امکان طلاق راحت‌تر وجود دارد و رسیدگی به درخواست طلاق زنان سریعتر انجام می‌شود میزان همسرکشی کمتر بوده است.
 
۴-در اکثر قتلها زنان در قتل همسر۳درصدمباشرت،۲۲درصد مشارکت و۲۸درصد معاونت داشته‌اند.
 
۵-در اغلب مواردی که زنان مرتکب قتل همسر خود شده‌اند پای شخص ثالثی در میان بوده است.
 
۶-متوسط سن جرم همسرکشی ۳۸ سال بوده است. ۸ درصد قاتلین کمتر از ۲۵ سال سن داشته‌اند.
 
۷-اکثر
متهمان در سنین قبل از ۲۵ سالگی ازدواج کرده‌اند و به طور متوسط ۱۰ سال
زندگی مشترک داشته‌اند. بیشتر زنان مرتکب قتل در سن زیر ۱۲ سال ازدواج
ناخواسته داشته‌اند.
 
۸-۹۹ درصد زنان متهم و ۸۹ درصد مردان متهم به هنگام ارتکاب جرم دارای فرزند و یا در انتظار فرزند بوده‌اند.
 
۹-۸۰ درصد زنان متهم خانه‌دار بوده‌اند.
 
۱۰-مردان متهم غالباً بدون آنکه واقعیت داشته باشد به زنانشان سوء‌ظن داشته‌اند.
 
۱۱-در
اغلب موارد زنان متهم به قتل به دلیل اعمال شکنجه‌ی جسمی مرد به او، تجاوز
پدر به دختر، ارتباط نامشروع مرد و یا زن و نداشتن راه برای طلاق مرتکب
جرم همسرکشی شده‌اند.
 
۱۲-مردان قاتل بیشتر از زنان
به اقدام خود اقرار می‌کردند و در بعضی موارد زنان حتی نقشه‌هایی برای
آینده‌ی خود داشته‌اند (آشوری و دیگران، ۱۳۸۱، به نقل از: سایت اینترنتی
زنان) .
 
از این مجموعه یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت
که هم زنان قاتل و هم زنان مقتول در هر حال قربانی بحرانهای موجود در
خانواده و همچنین کاهش حمایتهای خانوادگی (حمایتهای افقی) و حمایتهای
قانونی (حمایتهای عمودی) بوده‌اند. در واقع آنها قربانی ساختار مردانه‌ی
حاکم بر روابط درون و بیرون از خانه هستند.
 
 
نتیجه‌گیری
 
بر
اساس نظریه‌پردازیها و پژوهشهای موجود در فرایند توسعه‌ی اجتماعی تنها
برخورداری از منابع مالی و نیروی انسانی کافی نیست و رکن سوم دستیابی به
توسعه سرمایه‌ اجتماعی است. در واقع میزان اثربخشی و کارایی منابع مالی و
انسانی به میزان برخورداری از سرمایه‌ اجتماعی که از ارزشها، هنجارهای
جامعه و استحکام تعهدات متقابل بین افراد و گروهها تامین می‌شود، بستگی
دارد. بررسی برخی شاخصها مانند نرخ طلاق، میزان وقوع جرم و جنایت، مصرف
مواد مخدر و… می‌تواند روند تخریب سرمایه‌ اجتماعی را توضیح دهد. مطالعات
موجود نیز نشان‌دهنده‌ی پیامدهای نابرابر جنسیتی در نتیجه‌ی فروپاشی
سرمایه‌ اجتماعی است (فوکویاما،۱۳۷۹).
 
روند رو به
رشد اعتیاد در جامعه‌ی ایران غالباً به عنوان مشکلی مردانه بررسی شده است و
یا صرفاً پدیده‌ای رایج در جامعه‌ی روسپیان تلقی گردیده است. اما امروز
نسبت رواج سوءمصرف مواد دختران و زنان افزایش یافته و به رغم۳/۱۳درصد در
شهر تهران رسیده است. مصرف مواد زنان با آسیبهای اجتماعی از جمله فرار از
خانه، روسپیگری و خشونت توأم است. آمار نشان می‌دهد که پدیده‌ای به نام
فرار دختران رو به افزایش است. به طوری که هر سال۱۵تا۲۰درصد به آمار قبلی
اضافه می‌شود. بررسی تعداد جرایم زنان ضمن نشان دادن روند فزاینده‌ی آنان
از۴درصد به۱۱درصد طی دو سال (۱۳۷۶تا۱۳۷۸) گویای تمرکز زنان مجرم در سنین
جوانی (۱۸تا۲۴سال) است. همسرکشی از آسیبهای اجتماعی دیگری است که از الگویی
صرفاً مردانه خارج شده و زنان نیز در سالهای اخیر سهمی را به خود اختصاص
داده‌اند. بیشتر زنان مرتکب قتل در سنین زیر۱۲سالگی ازدواج ناخواسته
داشته‌اند.۹۹درصد زنان متهم، به هنگام ارتکاب جرم دارای فرزند یا در انتظار
فرزند بوده‌اند و۸۰درصد زنان متهم خانه‌دار بوده‌اند. از مجموع یافته‌های
پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که رشد رواج آسیبهای اجتماعی جمیعت زنان را بیش
از مردان در معرض خطر قرار داده است. به عبارت دیگر، تخریب سرمایه‌ اجتماعی
آثار مخرب نابرابری را بر دو گروه زنان و مردان داشته است. این واقعیت
ضرورت سوگیری برنامه‌های توسعه را به نفع ایجاد شرایط بهتر برای زنان ایران
در قالب سیاستهای اجتماعی مناسب نشان می‌دهد.
 
منابع
 
آریان‌پور، ا.ج (۱۳۵۹). «اعتیاد در دانشگاههای ما». نشریه بازتاب، سال اول، شماره۳.
 
پاتنام، رابرت (۱۳۸۰). دموکراسی و سنتهای مدنی، محمدتقی دلفروز، دفتر مطالعات و تحقیقات سیاسی وزارت کشور.
 
تاجبخش، کیان (۱۳۸۴). سرمایه اجتماعی اعتماد دموکراسی و توسعه، مترجمین: خاکباز، افشین، پویان حسن، شیرازه، تهران.
 
فوکویاما، فرانسیس (۱۳۷۹). پایان نظم، سرمایه اجتماعی و حفظ آن، غلامعباس توسلی، انتشارات جامعه ایرانیان، تهران.
 
کلمن، جیمز (۱۳۷۷). بنیادهای نظریه اجتماعی، منوچهر صبوری، نشر نی، تهران.
 
مدنی قهفرخی، سعید (۱۳۸۲). «پیامدهای جنسیتی تخریب سرمایه اجتماعی»، پژوهش زنان، شماره‌ی۵، بهار.
 
نورث، داگلاس سی. (۱۳۷۷). «نهادها، تغییرات نهادی و عملکرد اقتصادی»، محمدرضا معینی، انتشارات سازمان برنامه و بودجه، تهران.
بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تیترخوان زنان