ایسنا: تصور اكثر افراد جامعه در مورد اعتياد اين است كه مواد مخدر و سوء مصرف مواد پديده‌اي مردانه است و زنان كمتر از مردها به اعتياد روي مي‌آورند، به خصوص در كشور ما حتي سيگار كشيدن زنان و دختران تعجب اطرافيان را بر مي‌انگيزد. شايد به دليل اينكه اعتياد با نقش آشناي همسر و مادري مهربان و دلسوز در جامعه ايراني همخواني ندارد، اما واقعيت اين است كه امروز اعتياد در ميان برخي زنان جامعه (هرچند تعداد اندك) وجود دارد و برخي خانواده‌ها با اين معضل دست و پنجه نرم مي‌كنند. از آنجا كه عوارض ناشي از اعتياد زنان براي جامعه بيشتر از عوارض اعتياد مردان است،‌ ضرورت دارد اين موضوع در كانون توجه قرار گيرد.

به گزارش خبرنگار «اجتماعي» ايسنا، كانون خانواده، ‌قرباني اعتياد زنان است، چرا كه خانواده در جامعه ايراني از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است و هرگونه خلل و مشكل در خانواده به بروز مشكل در كليت جامعه منجر مي‌شود.

در خانواده نقش زن از اهميت ويژه‌اي برخوردار است و زنان نقش ويژه‌اي در استواري و پيشرفت كانون خانواده دارند و در هيچ جاي دنيا كسي منكر اين مسئله نيست، اما ضعف در بنيان‌هاي خانوادگي باعث بروز مشكلات بسياري در زمينه‌هاي فرهنگي و اجتماعي مي‌شود.

ضعف و امكان وابستگي زنان به هر عامل غير مفيد باعث مي‌شود پايه‌هاي خانوادگي سست شود و خانواده دچار مشكلات اساسي شود، به نحوي كه بيشتر زنان معتاد داراي خانواده‌هاي از هم پاشيده يا ناموفق هستند.

وقتي زن در يك خانواده دچار اعتياد مي‌شود، اركان خانواده خيلي مستعد براي از هم پاشي مي‌شود و فرزندان نيز به خصوص دختران خانواده در نتيجه همانند سازي با مادر و مشكلات عاطفي ناشي از مصرف مواد، توسط مهربان‌ترين عضو خانواده،‌ دچار انحراف و پيامدهاي جبران‌ناپذيري مي‌شوند.

شرايط خاص زنان معتاد

زنان براي درمان در شرايط آسيب پذيرتري از مردان قرار دارند، چرا كه يكي از شرايط درمان، دور بودن فرد از محيطي است كه باعث وسوسه و گرايش به مصرف مجدد مي‌شود، در حالي كه در بيشتر موارد، يكي از اطرافيان نزديك زنان معتاد، به اعتياد مبتلاست. معتادان زن از مردان آسيب پذيرترند اين در حاليست كه در كشور‌ مراكز كافي براي ترك اعتياد آن‌ها وجود ندارد و از آنجا كه اعتياد زنان از قبح خاصي در جامعه برخوردار است، لذا آمار دقيق در اين زمينه مشكل است، اما واقعيت اين است كه ما با پديده اعتياد زنان و مسائل ناشي از آن مواجه هستيم.

زنان آسيب‌پذيرترين گروه معتادان

ناديده گرفتن حقيقت اعتياد در بين زنان به دليل فرهنگ حاكم بر جامعه، نه تنها مشكلي را حل نمي‌كند، بلكه به افزايش اين پديده شوم نيز كمك مي‌كند.

به گزارش ايسنا، رييس انجمن مددكاران ايران، مصطفي اقليما معتقد است: «شيوه ناديده انگاري و اعلام آمارهاي نادرست از ناهنجاري‌هاي اجتماعي كه در جامعه زنان ما وجود دارد، راه حلي غير منطقي است كه متاسفانه سال‌هاست مورد استفاده قرار مي‌گيرد. بحث درباره اعتياد زنان به صورت يك تابو درآمده است. متاسفانه هيچ كس به اين مسئله كه اعتياد مادر در يك خانواده بسيار مخرب تر از اعتياد پدر است، توجهي ندارد. اين مسئله درست است كه اعتياد به هر شكلي كانون خانواده را متلاشي مي‌كند، اما وقتي مادر خانواده معتاد مي‌شود، شيرازه زندگي از هم مي‌پاشد و به جرئت مي‌توان گفت كه در 80 درصد موارد فرزندان هم به دام اعتياد گرفتار مي‌شوند.»

زنان از آسيب پذيرترين گروه‌هاي معتادان شمرده مي‌شوند، ولي همچنان رها شده‌‌اند. اين يك حقيقت است كه اعتياد زنان معتاد پيامدهاي ناگواري را از نظر جسمي، خانوادگي و اجتماعي براي آن‌ها در پي دارد. زنان معتاد به عنوان يك قشر آسيب ديده، در معرض خطرات چندگانه، تجاوز جنسي،‌تن فروشي، بي‌خانماني و حتي مرگ قرار دارند.

فرهنگ نگرش به اعتياد زنان

اغلب افراد اعتياد را در زنان يك موضوع غير اخلاقي در نظر مي‌گيرند تا يك بيماري. در واقع، نگرش‌هاي اجتماعي منفي موجود درباره رفتار غير اخلاقي زنان معتاد مانعي بزرگ در راه درمان اعتياد در زنان است، چرا كه زنان با دروني كردن نگرش موجود در جامعه مبتني بر اينكه اعتياد در واقع نوعي تزلزل اصول اخلاقي در آن‌ها است از درمان خود اجتناب مي‌كنند يا از معرفي خود به عنوان معتاد در انظار و مجامع عمومي شرمسار مي‌شوند.

با توجه به اينكه اقدامات درماني اعتياد براي زنان همپاي مردان پيشرفت نكرده و هنوز مسئله اعتياد زنان، تابويي است كه مانعي براي راه درمان اعتياد وي محسوب مي‌شود، لذا شرم آن‌ها و ترس خانواده‌ها مانع مراجعه زنان به مراكز درمان اعتياد مي‌شود.

يكي از عواملي كه آسيب پذيري زنان در برابر اعتياد را نسبت به مردان دو چندان مي‌كند، ناتواني زنان از تامين هزينه‌هاي زندگي و اعتياد آن‌هاست. زنان با توجه به مشكل درآمد و توانايي براي به دست آوردن مواد مخدر از راه‌هاي ديگر، گاهي تن به كارهاي ضد اخلاقي مي‌دهند و به راحتي مورد اسفاده سودجويان قرار مي‌گيرند كه اين باعث افزايش تخريب آن‌ها مي‌شود و برگشت آن ها به زندگي سالم را سخت تر مي‌كند.

با توجه به اين مسائل، به نظر مي رسد توجه نكردن به درمان اعتياد زنان و رها كردن آن‌ها باعث آسيب بيشتر زنان معتاد و به تبع آن جامعه خواهد شد. آسيبي كه هر روز بيشتر مي‌شود،‌ اما چون نهان است، كسي آن را بحراني نمي‌داند.

نقش آموزش در پيشگيري و درمان اعتياد

آموزش اعتماد به نفس، تاثير به سزايي در گرايش يا عدم گرايش به آسيب‌هاي اجتماعي دارد. با تاكيد بر اينكه دختران نسبت پسران از اعتماد به نفس كمتري برخوردارند و در خانواده به نظرهاي آنان كمتر بها داده مي‌شود، مي‌توان گفت اگر دختران در شرايط مساوي با پسران در معرض آسيب اعتياد قرار بگيرند، احتمال گرايش آنان بيشتر است.

وابستگي مالي اكثر زنان به همسرانشان و بالا بودن هزينه درمان اعتياد به طور قابل ملاحظه‌اي حضور آنان را در مراكز ترك اعتياد پايين مي‌آورد. زنان بيش از مردان قرص‌هاي آرام بخش و روان گردان مصرف مي‌كنند، اما سهم خشونت‌هاي خانگي كه آن‌ها را به سوي مصرف سوق مي‌دهد، پنهان مي‌ماند.

شايد پاسخگويي صحيح به نيازهاي جوانان و رفع تبعيض جنسيتي و ترويج خودباوري و اعتماد به نفس به ويژه در دختران بتواند ميزان مصرف اعتياد را به حداقل برساند. بر اساس گزارش نشريه ” ايران پاك”، آموزش‌هاي رسانه‌اي در اين زمينه مي‌تواند نقش بسيار مهمي را در افزايش سطح كيفي و كمي حمايت‌هاي اجتماعي از زنان معتاد ايفا كند. همچنين ايجاد حمايت‌هاي قانوني و اجتماعي از گروه‌هاي در معرض خطر براي درمان، فراهم كردن زمينه اشتغال زنان معتاد از طريق كارآفريني و به كارگيري در مشاغل مورد نياز، تقويت حمايت‌هاي بيمه‌اي از گروه‌هاي در معرض خطر از جمله راه كار‌هاي مناسب براي رفع مشكلات اين زنان است.

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تیترخوان زنان