زنان اصولگرا؛ زنانی فاقد قدرت اثرگذاری!

کاوه مظفری
0

تا قانون خانواده برابر: اواخر دی ماه گذشته بود که اخباری مبنی بر تلاش زنان اصولگرا برای افزایش تعداد سهمیه زنان نماینده مجلس شورای اسلامی منتشر شد. جمعی از زنان اصولگرا با پیشگامی «جامعه زینب» طرحی را به ریاست مجلس پیشنهاد دادند که بر مبنای آن می‌بایست سهمیه‌ای برای حضور بیشتر زنان در مجلس تعیین شود. به موجب این طرح، زنان اصولگرا مدعی بودند که میزان مشارکت سیاسی زنان در جامعه افزایش خواهد یافت. متن ماده‌ای که آنها پیشنهاد داشتند تا به قانون انتخابات الحاق شود، بدین شرح بود: «از شهرها و مراکز استانی با بیش از ۲ نماینده در مجلس شورای اسلامی یک زن، شهرهایی که تعداد نمایندگانشان به ۵ و یا بیشتر می رسد ۲ نماینده زن، و از شهر تهران ۱۰ زن به مجلس شورای اسلامی راه یابند»[1].

پیش از این نیز، برخی دیگر از زنان اصولگرا مدعی شده بودند که احزاب اصولگرا باید سهمیه معینی از فهرست نامزدهای انتخاباتی خود را به زنان اختصاص دهند. در دوره‌های قبلی، در رقابت با زنان اصلا‌ح‌طلب از سهمیه 30 درصدی صحبت می‌کردند و در این اواخر به سهمیه‌ای 20 درصدی راضی شده بودند. مثلاً در مورد فهرست نامزدهای تهران، مدعی بودند که از 30 نفر حداقل 6 نفر باید زن باشد. به عنوان نمونه، زهره الهيان، عضو کمیته زنان جبهه متحد اصولگرایان اظهار داشته بود: «بر اساس مصوبه شوراي مركزي جبهه متحد اصولگرایان، تعداد بانوان فهرست نامزدهاي انتخاباتي جبهه متحد اصولگرايان، همچون دوره گذشته، حداقل شش نفر خواهد بود»[2].

البته، برخی از آنها مدعی شده بودند که اگر سهمیه زنان در فهرست‌ها به رسمیت شناخته نشود، خود فهرست جداگانه‌ای[3] منتشر می‌کنند. اما این ادعا به سرعت توسط عده‌ای دیگر تکذیب شد. لاله افتخاری، از اعضاء کمیته بانوان جبهه متحد اصولگرا، در این خصوص تصریح کرد: «زنان اصولگرا تابع نظر جامعتین و جبهه متحد اصولگرایان هستند و ارائه هرگونه لیست جداگانه از سوی زنان اصولگرا برخلاف نظر بزرگان اصولگرا بوده و موجب شکاف در میان جبهه متحد خواهد شد»[4].

اما در نهایت، هیچکدام از این ادعاها به نتیجه نرسید. نه طرح پیشنهادی جامعه زینب برای تغییر قانون انتخابات؛ نه سهم‌خواهی از بزرگ‌مردان اصولگرا برای افزایش تعداد نامزدهای زن در ترکیب‌بندی فهرست‌ها.

طرح پیشنهادی جامعه زینب، تقریباً با بی‌توجهی محض مواجه شد و هیچ ترتیب اثری به آن داده نشد. حتی فراکسیون زنان مجلس هشتم نیز واکنش مساعدی به این پیشنهاد نشان نداد، و عملاً با آغاز شدن رقابت‌های درونی اصولگرایان، این طرح به فراموشی سپرده شد.

سهم‌خواهی از فهرست‌ها نیز بی‌نتیجه ماند؛ چراکه جدی شدن اختلافات میان باندهای اصولگرا، اساساً مجالی برای مطرح شدن سهمیه زنان در فهرست‌ها باقی نگذاشت. از بین دو جریان اصلی اصولگرا که تاکنون فهرست نامزدهای خود را در شهر تهران نهایی کرده‌اند، بالاترین نسبت 16.6 درصد است. به طوری که در فهرست جبهه متحد، 5 زن و در فهرست جبهه پایداری تنها 4 زن حضور دارند.

جدول نسبت و اسامی نامزدهای زن در فهرست‌های متعدد جریانات اصولگرا در تهران

عنوان فهرست

تعداد مردان

تعداد زنان

نسبت زنان

اسامی نامزدهای زن

جبهه متحد اصولگرایان

25

5

16.6%

زهره طبیب‌زاده / الهام امین‌زاده / زهره الهیان / لاله افتخاری / فاطمه رهبر

جبهه ایستادگی ایران اسلامی

25

5

16.6%

طاهره صاحب‌الزمانی / ایراندخت فیاض / لاله افتخاری / فرشته محمدعلی / فهیمه خان محمدزاده

جبهه پایداری انقلاب اسلامی

26

4

13.3%

فاطمه آلیا / زهره طبیب‌زاده / زهره لاجوردی / بتول نامجو

جبهه صدای ملت

14

2

12.5%

سهیلا جلودارزاده / ایراندخت فیاض

اما، چرا زنان اصولگرا قادر نیستند برنامه‌های خود را عملی کنند؟ به گونه‌ای که حتی نمی‌توانند بزرگ‌مردان اصولگرا را به قول و قرارهایشان، پایبند و وفادار نگاه دارند؟ گویی، زنان اصولگرا تنها به «ویترینی» تبدیل شده‌اند تا بزرگ‌مردان اصولگرا بگویند که: «ما هم به زنان اهمیت می‌دهیم». حال آنکه در عمل، این زنان حتی اجازه و جسارت ارائه فهرستی جداگانه از نامزدهای خود را ندارند. و این موضوع زمانی به طنز تبدیل می‌شود که آنها دلیل ممانعت از ارائه فهرست جداگانه را لطمه نخوردن اتحاد بزرگ‌مردان اصولگرا می‌دانند؛ در حالی که خود این بزرگ‌مردان طی همین چند هفته اخیر به چندین گروه و دسته منشعب شده‌اند و دیگر به کار بردن واژه «اتحاد» درباره شان به شوخی بدل شده است.

اینکه زنان اصولگرا تصور کنند تنها بواسطه نزدیکی با گروه‌های محافظه‌کار واجد قدرتی هستند، توهمی بیش نیست. در عمل، آنها تبدیل به ابزاری تبلیغاتی برای محافظه‌کاران شده‌اند تا مدعی شوند که به مسائل زنان توجه دارند. در واقع، زنان اصولگرا فی نفسه دارای قدرتی برای اعمال نظرات‌شان نیستند. هرگاه بزرگ‌مردان اصولگرا اراده کنند، آنها جزئی از بازی می‌شوند؛ و هرگاه سیاست‌مردان اصولگرا آنان را مزاحم قلمداد کنند، از بازی حذف می‌شوند.

از سوی دیگر، زنان اصولگرا با کارنامه‌ای که در زمینه پیگیری حقوق و مطالبات جامعه زنان ایران از خود بر جای گذاشته‌اند، عملاً پشتوانه و مشروعیت مردمی قابل اتکایی ندارند. عملکرد آنها در دو دوره مجلس هفتم و هشتم نشان داد که آنها نه تنها برای تحقق مطالبات زنان اقدامی جدی انجام ندادند، بلکه در مواردی مواضعی اتخاذ کردند که به ضرر زنان تمام شد. اظهارات برخی از آنها در تائید «چندهمسری» هنوز از یاد نرفته است. به عنوان نمونه، لاله افتخاری حتی در شرایطی که برخی از زنان معتدل اصولگرا نقدهایی بر لایحه حمایت از خانواده وارد می‌کردند، معتقد بود: «تصویب همه مفاد لایحه حمایت از خانواده به نفع زنان است»[5].

حال، در چنین شرایطی که زنان اصولگرا حتی توانایی کسب یکی دو سهمیه بیشتر در لیست‌های انتخاباتی را ندارند، چطور می‌توانند مدعی پیگیری حقوق و مطالبات جامعه زنان ایرانی در مجلس باشند؟



[1] [http://zeinab.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=144:2012-01-12-11-21-01->http://zeinab.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=144:2012-01-12-11-21-01]

[2] [http://www.jebhemottahed.ir/vdcd2j0k6yt05.a2y.html->http://www.jebhemottahed.ir/vdcd2j0k6yt05.a2y.html]

[3] [http://www.bultannews.com/fa/news/70538->http://www.bultannews.com/fa/news/70538]

[4] [http://www.598.ir/fa/pages/?cid=35891->http://www.598.ir/fa/pages/?cid=35891]

[5] [http://www.khabaronline.ir/news-86491.aspx->http://www.khabaronline.ir/news-86491.aspx]

پاسخ دهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید