روزآن لاین: چشمانش پر از اشک بود، می گریست و ما را برادران خود می خواند و از رنج
زندان می گفت، از رنج احساس این که مادر به حضور او احتیاج داشت و او در
زندان بوده است، از نبودن کنار مادر هنگام مرگش و از رنج پدر پیرش و امروز
پدرش هم رفت، پدر پیرش هم در زمانی رفت که او در زندان امنیت بانان نظام
ولائی بود، آن روزهائی که او فکر می کرد پدر به حضور او احتیاج دارد نبود،
در زندان امنیت بانان بود! جرمش چه بود؟ عاشقی، انسانیت و شعور و وجدان،
آزادیخواهی و برابری طلبی و اندیشۀ انسانی و اینها در نظام ولایت فقیه جرم
بزرگی است! به خصوص که دختری بی آلایش و ساده و گشاده رو و انسان مانند
محبوبه کرمی آن را مرتکب شده باشد! از کمپین یک میلیون امضا و تلاش تمام قد
و تمام عیار برای برابری حقوقی زنان و مردان ایران زمین تا فعالیت سیاسی
اصلاح طلبانه در جبهۀ مشارکت ایران اسلامی همه و همه او را در این مجموعه
ها دیده بودند و می شناختندش، تمام قد بود و تمام عیار و بی آلایش،
مهربانیش مهربانی حقیقی انسانی و خواهرانه ای بود که دلت را قرص می کرد که
هنوز انسانیت زنده است، اما خب! این بار جلادان نظام ولایت مطلقه او را
امان ندادند، پس از داغ مادر این بار داغ پدر و باز هم در نبود او داغ
سنگین است.

اما چرا محبوبه به سه سال زندان محکوم شد؟ خود او می گوید که زندانش
برای هدف برابری برای زنان سرزمینش است و خوشحال است از این حکم، او می
داند که حکم دادگاه والیان جهل و جور به او برای چیست، محبوبه جرمش عاشقی
است، عاشق ایران و ایرانی بودن، محبوبه بیمار است و افسردگی دارد اما در
اوج بیماری وقتی به زندان می رود چون شیر می غرد و ارادۀ پولادینش را بر سر
جنایتکاران نظام ولائی می کوبد، صراحتاً می گوید که جرمش برابری خواهی است
برای زنان سرزمینش و این جرم برای والیان دروغین مدعی شرع جرم سنگینی است!
محبوبه کرمی متهم است که چرا انسان است! او در روزی که می خواهد برای
اجرای حکمش به زندان برود از نگرانیش برای پدر می گوید، از این که پدرش،
پدر ۸۷ ساله اش بیمار است و پس از رحلت مادرش تنها پرستار پدر اوست، او
نگران پدر است و امروز در عزای پدر نشسته است، دختر پدر را بسیار دوست
دارد، والی جهل و جور باید بداند که غرامت قطره قطره اشک های محبوبه و
محبوبه ها را باید بپردازد.

محبوبه امروز درعزای پدر نشسته است اما نکتۀ جالب این که قاضی پروندۀ
محبوبه کسی نیست جز حسن پیرعباس، یادم است زمانی که دادگاه بدوی برای من 6
سال حکم داده بود، زمانی که برای ثبت لایحۀ تجدیدنظر به دادگاه رفتم دیدمش
معترض شدم که این چه حکمی است که داده ای؟ تهدید کرد و مدعی شد که او برای
دفاع از امنیت مردم چنین احکامی را می دهد! همان جا به او گفتم ما بالاخره
همدیگر را می بینیم! راستی پیرعباس، ناقاضی جبار! این حکم محبوبه را برای
چه داده ای؟ با آن قاضی “موحد” هم قطعاً تماس گرفته و گفته ای که حکم را
تأیید کند! راستی می دانی فرق شمایان با محبوبه و محبوبه ها چیست؟ شمایان
قاضی نیستید و بر مسند قضا نشسته اید! شمایان ارباب ظلمید و سرسپردگان
جنایت و قساوت اما محبوبه، محبوبه ای که اسطورۀ مهر است و محبت و خواهری،
آیا تهدید برای امنیت مردم است؟ مگر این خواهر عزیزمان جز سخن حق چیزی
دیگری گفته بود؟ تاوان اشک های محبوبه را می دهی حسن پیرعباس! مطمئن باش که
دنیا دار مکافات است!

محبوبه را بارها و بارها تمام قد و تمام عیار و فعال دیده ام، ۴ سال پیش
بود در ۱۷ مردادماه و در مقابل سر در زندان اوین، منتظر آزادی تحکیمی ها و
ادواری ها رفیقمان امیر یعقوبعلی بودیم از دوستان کمپینی و چه شوری داشت
این محبوبه و شیرینی پخش می کرد و خوشحال بود از آزادی دوستانش، محبوبه آن
روزها نیز حس این را داشت که برادرانش آزاد می شود پس خوشحال بود، محبوبه
کرمی عضو حوزۀ شمال منطقۀ تهران جبهه مشارکت بود، یکی دیگر از جرم های
محبوبه همراهی با اصلاح طلبان است به امید حصول به نتیجه اصلاحات، البته آن
روز نه من و نه محبوبه نمی دانستیم که این ره به ترکستان است و روزی به ما
اثبات می شود که نظام ولایت مطلقه اصلاح پذیر نیست و می بایستی به دنبال
تغییرش رفت نه اصلاحش اما آن روزها محبوبه یک فعال بود، معدود می توان در
میان فعالان سیاسی و حقوق بشر کسی را یافت که هم عمل حزبی و هم عمل مدنی را
توأمان انجام دهد، چنین نوع فعالیتی نیازمند گذشتن از تمام زندگی و حضور
در میانۀ میدان عمل به صورتی تمام قد و تمام وقت است و محبوبه اینچنین بود،
امروز ما مانده ایم و رحلت پدر محبوبه و دل غمگین این خواهر عزیزمان،
بیاندیشیم که آیا آنچه وظیفه مان بوده است برای محبوبه مان، خواهرمان، کرده
ایم؟ امروز تنها می توانیم به خواهرمان محبوبۀ عزیز تسلیت بگوئیم و از
خداوند آزادی و برابری بخواهیم که او را صبر دهد و ما را تا رهائی از شر
شیطان حکومت جهل و جور یاری رساند، آی جلاد! قطره قطره اشک های محبوبه را
جوابگوئی بایدت، به امید آزادی همه مردم ایران.

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تیترخوان زنان