گفت و گو با عادل برازنده؛

من و نیمه زن من؛

0

تا قانون خانواده برابر: نقاشی های عادل برازنده با عنوان «من و نیمه زن من» اواخر آبان در گالری ایست در معرض دید علاقمندان قرار گرفت. من و نیمه زن من نگاه یک نقاش مرد است به نیمه زن اش، این نمایشگاه با آگاهی نقاش از یک خواسته کوچک زنانه که نشانه محرومیت ها و محدودیت های زنان درایران است کلید خورد. نقاش نگاه خودش را به زن، به سکوت و به اعتراض او در قالب تابلوهایش به تصویر کشیده است. زنان درهمه تابلوها معیارهای مردانه ای از زیبایی دارند، نقاش معتقد است از نظر او زن زیباست و به هرحال او با نگاه مردانه دنیا را می بینید. متنی که در پی می آید مصاحبه ای است با عادل برازنده درباره آثارش. 

تا قانون خانواده برابر: جناب برازنده لطفا درباره چگونگی شکل گیری این مجموعه توضیح دهید؟

عادل برازنده: چندسال پیش، قبل از اینکه پل روگذر دریاچه ارومیه احداث شود همراه دوستی با قایق از دریاچه عبور می کردم. او گفت دلش می خواهد شوره های نمک روی موهایش بنشیند. من تا آن زمان به این فکر نکرده بودم که چقدر زنان در ایران با محرومیت روبرو هستند. از آن جا ایده این نمایشگاه در ذهن من شکل گرفت و در نهایت شد این مجموعه ای که می بینید.

سه فضای مختلف در نمایشگاه به چشم می خورد، لطفا در این باره صحبت کنید؟

بله سه فضاست، یکی از سه کیس های اولیه من است، بعدی زنانی که در بسترند و فضای بعدی زنانی که به موقعیت خود، آگاه شده و اعتراض می کنند.

آنچه در نمایشگاه بیشترین توجه را جلب می کند، تابلوهایی است که زنانی را که در بسترند، تصویر کرده؛ کمی درباره این تابلوها صحبت کنیم. این زنان بالاتنه شان با آگهی های روزنامه پوشانده شده است آیا برای این که بتوانید آثار را نمایش دهید از روزنامه استفاده کردید یا روزنامه جزئی از اثر است؟ من وقتی به این تابلوها نگاه می کردم به نظرم بین این آگهی ها و خشونتی که علیه زنان در محیط های کاری اعمال می شود یک همبستگی وجود دارد به ویژه در آن تابلویی که یک آگهی کوچک به صورت منفرد در وسط تابلو قرار گرفته است.

آن آگهی مربوط به استخدام یک زن نظافتچی است، بله همبستگی وجود دارد، اصلا استفاده از صفحات آگهی در نقاشی هایم برمی گردد به این که من یکبار در یکی از آگهی های استخدام دیدم نوشته خانم ترجیحا ویرجین. به هر حال استفاده از روزنامه جزئی از اثر من است.

در تابلوهایم زن را در بستر کشیدم زیرا قصد داشتم مظلومیت زنانی را که در خواب غفلت هستند یا مجبورند خودشان را به خواب بزنند، نشان دهم. این همان تصویر زن خانگی رام است که بیشتر مردان نسبت به زن در ذهن خود دارند. من معتقدم هیچ کس نمی تواند حق اش را در رختخواب بگیرد، زنان باید برای گرفتن حقوق شان اعتراض کنند.

در یکی از تابلوهای شما زنی را می بینیم که روی سرش کلاغی قرار دارد. کلاغ همیشه سمبلی از شومی است در این تابلو کلاغ چه چیزی را می گوید؟

این کلاغ همان ترسی است که زنان از مردان در ذهن خود دارند. این ترس، همان مردی است که در تاکسی به گونه ای می نشیند که زن مجبور باشد کیفش را بین خودش و او بگذارد تا مانع تماسی ناخواسته شود. مردی است که به اشکال گوناگون برای زن در جامعه ایجاد مزاحمت می کند. به نظر من زن ایرانی چنین کابوسی از مرد را با خود دارد.

در برخی از تابلوها فضای همجنس خواهی هم به نظر می رسد. در تعدادی از تابلوهای شما دو زن در بستر هستند به خصوص در این تابلو که دست هایی از کنار دست های زن سمت چپ به طرف زن دیگر می رود؛ حدس ما درست است؟

این را هم می شود گفت. در یک فضای بسته وقتی شما نمی توانید نیازهای طبیعی خود را در صورتی که دگرهمجنس خواه باشید با مردی برطرف کنید، این اتفاق هم روی می دهد. در ایران دو زن راحت تر می توانند با هم ارتباط داشته باشند تا زن و مردی با هم بدون اینکه ازدواج کرده باشند. کمترکسی به رابطه بین دو زن مشکوک می شود.

البته منظور ما هم جنس خواهی بود نه همجنس باز بودن که دو مقوله متفاوت از هم هستند.

البته در این تابلو این دست های اضافی یک جوری کمپوسیزیون را به هم زده ودر حقیقت یک نویز است . یک جور زمختی دارد این دست های اضافی؛ برای من این دست های اضافی در حقیقت دست درازی مردان است به زندگی زنان.

در تابلوهای شما به جز تابلویی که تنها مجسمه سرچند مرد دیده می شود هیچ اثری از مرد نیست با اینکه عنوان نمایشگاه من و نیمه زن من است تنها زنان را می بینیم، اما فقدان تصویر مرد به مضمون و پیام آثار لطمه نزده است. در تابلو ذکر شده، نگاه مجسمه ها به بیرون از تابلو و در خلاف جهت صورت زنان است و یک جور بی اعتنایی مرد نسبت به احساسات زن به چشم می آید آیا این گونه است؟

معتقدم ما مردها اگوی زیادی داریم و نادرست نیست اگر بگوییم بدبختی زنان از زیادی اگوی مردانه است. بعضی مردها اصلا توجهی به احساسات زنان ندارند. زنان عاطفی ترند و گاهی فقط به یک در آغوش کشیدن نیاز دارند نه سکس کردن اما مردهایی هستند که این احساسات لطیف را درنظر نمی گیرند. در حقیقت یکی از مقاصد من در این تابلو نشان دادن این مطلب بود، به همین دلیل از مجسمه استفاده کردم. بنابراین نمادهای مردانه را در جایی به کار بردم که زن را می خواهد محدود کند. برخی از مردها زن مطیع را در بستر می خواهند و زن اغواگر را در بیرون از منزل.

در بخش سوم این آثار زنانی متفاوت از دو بخش قبل را می بیینم در حقیقت رنگ های شاد بخش قبلی جای خود را به رنگ های سرد و تیره داده اند و زن ها دیگر در کنار هم نیستند. دراین بخش زن ها همه تنها و مغموم اند به انضمام اینکه آگهی های روزنامه بیشتر به چشم می آیند ممنون می شویم درباره این بخش هم صحبت کنید؟

بله این زن ها قطعا غمگین هستند زیرا این زن ها از خواب بیدار شده اند و نسبت به وضعیتی که در آن قرار دارند معترض اند. شما وقتی اعتراض دارید دیگر نمی توانید بخندید.

اما درباره آخرین تابلو، به لحاظ رنگ متفاوت از بقیه تابلوهاست و یک جور سیاه و سفید به نظر می رسد و انگار این زن باردار است لطفا درباره این تابلو هم صحبت کنید؟

نام این تابلو کورتاژ است. از ویژگی های این تابلو فضای تنگ و خفقان آور آن است. رنگ ها در این تابلو کانتراست زیادی دارند. سفید و سیاه . هاله ای هم از نور و سایه یا همان سایه روشن های خاکستری دیده می شود. رنگ سیاه و فضای تنگ دنیا است و کودکی هم در قسمت روشن تابلو دیده می شود. نور نماد کودک و زن نماد سایه است . این زنان سایه نشین زنانی هستند که کودکان را نمی خواهند. کودکان ناخواسته و کورتاژ موضوع نمایشگاه آینده ام خواهد بود.

جناب برازنده با سپاس از زمانی که در اختیار ما قرار دادید آیا نکته ای هست که بخواهید به آن اشاره کنید؟

من به مرگ مولف اعتقاد دارم و دوست دارم مخاطب با کارهای من درگیر شود. این نمایشگاه هم ابتدای راهی است که دوست دارم ادامه اش بدهم.

آمنه زمانی- مریم رحمانی

عکس: مریم رحمانی

عکس عادل برازنده از مدرسه فمینیستی

پاسخ دهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید