{{[خبرگزاری بین المللی زنان (وفا)->http://www.wafa.ir/beinolmelal/gozaresh/10292.html]}} :‌ به دنبال هجوم امريکا سال 2001 به افغانستان، زنان افغان به عنوان يک افتخار و کانون شهرت براي سياست ايالات متحده ظاهر شدند. ترقي زنان به عنوان يک محصول مثبت براي نيروهاي نظامي بين الملل مستقر در اين کشور جنگ زده نشان داده شد. اما ده سال بعد، با مذاکره و توافق بسيار، به عنوان تنها انتخاب براي پايان دادن به جنگ، به نظر مي رسد حقوق زنان افغان عمدتا فراموش شده است.

رئيس جمهور باراک اوباما در سخنراني سال 2009 خود درمورد جنگ به ويژه در مورد زنان چيزي نگفت- سخنان مهم او در مورد درگيري ارتش درآکادمي وست پوينت بود. اگر چه وزير امور خارجه هيلاري کلينتون يک وکيل مدافع قوي براي زنان افغان قرارداده، اما رهبران در افغانستان تعجب مي کنند که چگونه حمايت محکم و قوي آمريکا زماني که کلينتون مدت زمان زيادي در منصب خود باقي نمي ماند انجام مي شود.
اين در حالي است که اغلب سياست گذاران آمريکا حقوق گسترده اي را براي زنان افغان به عنوان يکي از منافع جنگ قايل شده اند.

{{محروم کردن زنان از حقوق خويش}}

به دنبال حمله 11سپتامبر، نبود حقوق زنان از اتهامات مرداني است که اسامه بن لادن به آنها پناه مي داده است. قبل از پيروزي طالبان درتسلط بر کل افغانستان، زنان به عنوان معلم، استاد، پزشک و کارکنان شهر کار مي کردند. به دنبال ورود طالبان يک تحريم فوري براي کار و تحصيل زنان به وجود آمد. اگر چه زنان به کارخود در سراسر دوره طالبان براي حمايت از خانواده هايشان ادامه دادند، اما اکثر اين کارها زير زميني ادامه يافتند.
سناتور هيلاري کلينتون درمجله تايمز نوشت: “طالبان درجنگ با دنياي متمدن بود، آنها درجنگ با نيمي ازجمعيت خود بودند. بدرفتاري با زنان در افغانستان شبيه يک هشدار اوليه ازنوع تروريسم بود که به حمله 11سپتامبر منجر شد. رفتار مناسب با زنان درافغانستان مي تواند يک پيشرو براي صلح بيشتر، رونق و دموکراسي آينده براي ملت جنگ زده افغان باشد.”

{{اگر طالبان برگردد}}

اينکه آينده تحت فشار روبه رشدي است، زيرا طالبان قوي تر از گذشته شده است و اگر يک سازش و توافق بدست آيد، برخلاف داستان جاري بين افغانستان و پاکستان، احتمال دارد که بعضي عناصر طالبان به قدرت برگردند.
ازاين گذشته فساد، هزينه سر به فلک کشيده جنگ، کمبود ظرفيت رهبري بالا درايالات متحده براي اينکه چرا نيروهاي ايالات متحده در افغانستان باقي مانده اند نيز وجود دارد.
بيش از نيمي از آمريکايي ها درنظر سنجي پايگاه خبري سي بي اس در ژوئن 2011 معتقدند که “آمريکا نبايد در افغانستان در گير جنگ باشد” و در ماه آوريل بر اساس اعلام پايگاه خبري اي بي سي نيوز به نقل ازنظر سنجي واشنگتن پست 49درصد از آمريکايي ها اظهار داشتند که آنها مديريت جنگ اوباما در افغانستان را تأييد نمي کنند. سؤالي که باقي مي ماند اينکه آيا زنان افغان يک نقش جدي در جريان نوپاي آشتي را بازي خواهند کرد…….اگر نه، ترسي است که اسباب نگراني است که حقوق زنان که از راه مذاکره حاصل مي شود در جست و جو براي پايان دادن به جنگ کنار گذاشته شود.
اگرچه زنان حقوق مساوي ضمانت شده زير نظر قانون اساسي فعلي دارند، توجه به موضوع حقوق زنان افغان تنزل پيدا کرده است. آنها با موانع فرهنگي سخت و دشوار و آمارهاي وحشتناکي نيز روبه رو هستند.
افغانستان يکي از بيشترين سهميه مرگ و مير مادران را دارا است. يک زن از هر 11 زن افغان با خطر دائمي مردن از حاملگي و عوارض آن رو به رواست.(در ايالات متحده اين خطر برابر است با يک زن از هر 2100 نفر).

علاوه بر اين زنان افغان يکي از کمترين سنين طول عمر زنان را دارند که تقريبا 48سال مي باشد.
در يک نظر سنجي که توسط توماس رويترز در ژوئن 2001 انجام شد افغانستان به عنوان خطرناکترين کشور براي زنان طبقه بندي شد. نرخ سواد زنان بيش از 20درصد نبود و اين رقم در بين دختران زير 18سال بيشتر بود. برخلاف اين موانع زنان افغان به مبارزه براي شرکت در جامعه خود ادامه مي دهند. آنها به عنوان طرفدار حکومت پارلماني، رهبران اجتماع ،ماما، معلم، استاد و…انجام وظيفه مي کنند.
بسياري از کارشناسان امر توسعه فعاليت زنان را نه تنها براي زنان بلکه براي اقتصاد و کشور مطلوب ارزيابي مي کنند.
همان طور که در گرد همايي اقتصاد جهاني، کلاوس اسچواب نوشت:”شکاف جنسيتي کم مستقيما با جاه طلبي اقتصادي ارتباط دارد. وي افزود اگر يک کشور قصد دارد به رشد ورونق برسد با زنان و دختران بايد به صورت مساوي رفتار شود”.
مأموران وزارت امور خارجه آمريکا به طور سري ازهار داشتند که آنها آنچه را که مي توانند انجام مي دهند تا موضوع زنان افغان را بر روي دستور جلسه بين المللي نگه دارند، اما تصديق مي کنند که مبارزه وزير کلينتون براي نگه داشتن زنان درگفتگو در مورد اينکه چيزي در آينده در افغانستان اتفاق مي افتد هست
a lonely one.
بعد چه مي شود
اينکه ببينيم ايالات متحده چگونه به قول کلينتون در مورد زنان افغان مبني بر اينکه ” شما راترک نمي کنيم وهميشه با شما هستيم” عمل مي کند به طور فزاينده اي مشکل است.
قدم هاي متعددي مي توانند برداشته شوند مبني بر اينکه ما را متقاعد کنند اهدافي را که از زمان سقوط طالبان مورد نظر بوده ازدست نرفته است.
مقصود درمان مخصوص براي زنان نيست اما به جاي آن محافظت از حقوق بنيادي براي کار وتحصيل زنان مي تواند أثر بخش باشد.
درابتدا،زنان افغان بايد کرسي هاي بيشتري را در شوراي عالي صلح ،هيئتي که به وسيله رئيس جمهور افغانستان حامد کرزاي تشکيل شده است تا آشتي را با طالبان ارتقا دهد، اشغال کنند. اگر چه تمام آينده جريان صلح اکنون در هاله اي از ابهام است. دوم زنان افغان بايد نفوذ بيشتري در کنفرانس دوم بون ولويا جيرگا،که در تصميمات آينده افغانستان نقش اساسي بازي مي کند داشته باشند.
سوم،حقوق زنان منحصرا نمي تواند به عنوان موضوع حقوق بشر تلقي شود،اما مي تواند به عنوان يک مسئله در توسعه اقتصادي وامنيتي ضروري مرکزي-نه صرفا پيراموني- براي تأمين امنيت باشد.
اگر رئيس جمهور اوباما قصد دارد به هدف اعلام شده اش”تقويت کردن ظرفيت مردم افغان وساختن مشارکت پايدار با آنها” برسد زماني که ايالات متحده جنگ را تمام کند،اوباما نبايد نسبت به نيمي از جمعيت افغانستان”زنان”بي توجه باشد.

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تیترخوان زنان