خبرآنلاین: چرا همیشه یک پای آموزش و پرورش لنگیده است؟ در پاسخ این
سوال، باید به تحولات عمده ای که در آموزش و پرورش اتفاق افتاده توجه کرد.

مریم صدرالادبایی-سپیده سعیدی: تحول در نظام
آموزش عمومی ایران، همیشه یکی از شعارهای وزاری آموزش و پرورش بوده است.
اما عملا تاکنون اتفاقی نیفتاده است. طرح هایی که عموما با آزمون خطا اجرا
شده اند، بیش از اینکه تحولی کارساز باشد، بیشتر به چندگانگی منجر شده
اند. این روزها هم خبرهایی از تحول بنیادین در آموزش عمومی ایران به گوش می
رسد. طرحی که حداقل 4 وزیر برایش وقت گذاشته اند و البته در این میان،
انقدر تغییر کرده که احتمالا طراحان اولیه چندان با آن آشنایی ندارند. 

محمود فرشیدی اولین وزیر آموزش و پرورش محمود احمدی نژاد، از جمله
وزاریی است که با تحول بنیادین در نظام اموزشی کشور فعالیتهای خود را آغاز
کرد و با تدوین سند چشم انداز نظام آموزشی سعی در تحول در سیستم آموزشی
کشور داشت. اما او م نتوانست این طرح را به سرانجام برساند. هرچند عمر
فعالیت های این وزیر تنها 2 سال در دولت نهم بود. فرشیدی هفته گذشته میهمان
کافه خبر بود. با وزیر قبلی و معلم فعلی، درباره تحول بنیادین در آموزش و
پرورش و اتفاقاتی که در این وزارتخانه عریض و طویل می افتد، گفتگو کردیم.
او یکی از دلایل سردرگمی آموزش و پرورش را مدیریت سیاسیون بر این وزارتخانه
می داند.

گفتگوی خبرآنلاین با وزیر اسبق آموزش و پرورش را بخوانید؛

سند تحول بنیادین در نظام آموزش و پرورش در دوره وزارت جنابعالی
تهیه و تنظیم شد و شما کاملا از محتویات این سند و نیز اهداف آن آگاه
هستید. اما این سند مانند تحولات دیگر در آموزش و پرورش، دستخوش تغییرات
بسیاری شده است و گویا این روند ادامه دارد. ضمن اینکه تغییرات ساختاری
زیادی برای نظام آموزشی ما دیده شده است. به نظر شما تغییر و تحولات کنونی
سیستم آموزشی کشور تا چه اندازه با آن سند تقارن دارد و مسئولان کنونی
همگام و هماهنگ با آن سند پیش می روند؟

مسئله اصلی در تغییر نظام آموزش تغییر محتوا است و غالب و ساختار جنبه
شکلی دارد مانند انسان تشنه که مهم برایش آشامیدنی گوارا است نه اینکه این
آشامیدنی را در لیوان بنوشد یا در فنجان و یا در کاسه. مسئله اینجاست که
تغییر محتوایی بسیار دشوار است و در عین حال زمان بر است. با توجه به اینکه
دولتها و مجلس ها عمر سیاسی کوتاه و چهار ساله دارند و اکثرا می خواهند در
این دوران اقداماتی انجام دهند که به چشم بیاید تا مجددا بتوانند نظر مردم
را جلب کنند، سراغ ایجاد تغییرات در ساختار می روند . البته غالبا این کار
را انجام می دهند. 

یعنی همه وزرا ابتدا سراغ تغییر ساختار می روند؟
اگر
عملکرد مدیریتها طی این 33 سال بررسی شود این واقعیت یعنی تغییرات شتابزده
ساختار کاملا مشهود است. اما چون این تغییرات ساختاری بر اساس اصول روشن و
فلسفه ای پذیرفته شده است در بسیاری از موارد نه تنها باری از دوش نظام
آموزشی بر نمی دارد که مشکلات را هم اضافه می کند. به همین دلیل مسئول بعدی
مجبور می شود مجددا ساختار را به هم بزند. سالها پیش گفتند نظام آموزشی ما
1+3+3+5 است. اما امروز بحث حذف دوره پیش دانشگاهی مطرح می شود ضمن آنکه
خود این تغییر ساختار از نظام قدیم به نظام جدید در ابتدای کار موجب افت
تحصیلی دانش آموزان شد. یا به دلیل وجود مشکلات متعدد مدارس سالی واحدی
شدند و یا انواع مدارس نمونه دولتی به غیر دولتی، هوشمند و مانند آن تغییر
داده شود. بدون آنکه هیچ کدام مسئله اصلی دینی و تربیتی اسلامی را مورد نظر
قرارداده باشند.

در تدوین برنامه درس ملی چه اتفاقی رخ خواهد داد و آیا در راستای همین سند تحول بنیادین در نظام ‌آموزشی است؟

برنامه درس ملی با نگرش تکیه بر فطرت توحیدی طراحی شده است و تلاش شده
است ارتباط انسان در حوزه های ،ارتباط با خودش، ارتباط با خداوند ،ارتباط
با جامعه و ارتباط با طبیعت با این نگرش تعریف شود. در عین حال سه حوزه
یادگیری جدید نیز در برنامه درس ملی پیش بینی شده است . یعنی حوزه های تفکر
و حکمت ،آداب و مهارتهای زندگی و کارو فن آوری به 8 حوزه یادگیری قبلی
اضافه شده است . مسئله مهم و قابل تحسین در برنامه درس ملی آن است که دین
به عنوان موضوعی هم عرض سایر موضوعات آموزشی و تربیتی قرار ندارد بلکه دین
اساس جهت گیری همه برنامه های آموزشی و تربیتی است و هدف تمامی آنها باید
از معارف دینی استخراج شود در حالی که تا آنجا که من در جریان تدوین سند
ملی بودم ابتدا برنامه های آموزش وپرورش تدوین شد و سپس فلسفه تعلیم و
تربیت اسلامی تدوین و به مجموعه اضافه شد و به نظر می رسد بین فلسفه تدوین
شده با سایر و راه کار ها انسجام ضروری وجود نداشته باشد

با این حساب و با توجه به اجرایی شدن برنامه درس ملی از این به
بعد باید انتظار داشته باشیم که در 12 سال آینده با چگونه فارغ التحصیلانی
مواجهه شویم؟

اجرای مقدماتی برنامه های درس ملی در سال اول دبستان ،که از سال تحصیلی
جدید تحت عنوان طرح همسو سازی آغاز می شود و به نظر من باید به فال نیک
گرفت البته همانگونه که اشاره کردم تغییرات محتوایی در آموزش و پرورش
نامحسوس تدریجی و زمان بر است. ولی اگر مراقبتهای لازم در اجرای این برنامه
ها اعمال شود به نظر می رسد نسبت به برنامه های اجرا شده طی این 33 سال
برنامه درس ملی از انسجام و همخوانی بیشتری با فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی
برخوردار است. 

محمود فرشیدی

بسیار انتقاد می شود که هنوز نتوانسته ایم سیستم آموزش مناسب با اصول انقلاب داشته باشیم. پاسخ شما به این انتقادات چیست؟

چند نکته در اینجا قابل طرح است اول در این مدت تلاشهای فراوانی برای
رفع کاستی های نظام آموزش رژیم گذشته انجام شده است و دراندازه خود
دستاوردهای قابل قبولی داشته است نکته بعدی اینکه اگر بحث تحول بنیادین
مطرح می شود در قیاس با انتظارات نظام مردم سالاری دینی است و اگرنه هم
اکنون نظام آموزشی ما در قیاس با بسیاری از کشورها دستاوردهای قابل قبولی
دارد به عنوان نمونه پس از پیروزی انقلاب با سوادی از 47 در صد به 87 در صد
ارتقاء یافت و درصد دانش آموزان واجب التعلیم تحت پوشش از 62 در صد به 98
در صد رسید. همچنین سهم دختران دانش اموز از 38 در صد به 48 در صد ارتقاء
یافته است که تمامی اینها نشان دهنده رشد شاخص عدالت آموزشی است. در زمینه
رشد کیفی هم افتخار آفرینی دانش آموزان ما در المپیاد های بین المللی یکی
از نشانه های تحول در این زمینه است. و نکته آخر آنکه طراحی یک نظام اعم از
سیاسی، اقتصادی یا تربیتی مبتنی بر مبانی اسلامی کاری بسیار پیچیده است و
خود اینکه امروز به این ضرورت رسیده ایم نشان دهنده رشد و بلوغ فکری ما در
عرصه آموزش و پرورش است.

شما کدام دوره از آموزش وپرورش رامی پسندید وفکر می کنید که اگر
این دوره همان طور ادامه پیدا می کرد ما تا کنون به نتیجه مطلوب در نظام
آموزش و پرورش بعد از انقلاب اسلامی می رسیدیم ؟

تصور می کنم دولت شهید رجایی و شهید باهنر برای آموزش و پرورش دورانی
طلایی بود چه زمانی که آن دو بزرگوار هر دو در وزارت آموزش و پروروش بودند و
چه دورانی که به ریاست جمهوری و نخست وزیری رسیدند . دلیل آن هم این است
که هر دوی آنان به تمام معنا معلم بودند و شخصیت فرهنگی و معلمی آنان بر
شخصیت سیاسی شان غلبه داشت و به دلیل تجربه سالها معلمی ،مسائل تعلیم و
تربیت راعمیقا درک می کردند . به آموزش و پرورش عشق می ورزیدند و اموزش و
پرورش را برای آموزش و پرورش می خواستند نه برای سیاست و اقتصاد و مسائل
دیگر.

شما چه ایرادی بردوران مختلف دولتها و آموزش و پرورش بعد از
انقلاب وارد می کنید البته به غیر از دوران شهید رجایی و باهنر که اشاره
کردید ؟

متاسفانه گاهی آموزش و پرورش از مسیر اصلی خود که تعلیم وتربیت است
منحرف می شود و جنبه سیاسی و اقتصادی به خود می گیرد به همین دلیل اعتقاد
دارم که آموزش و پرورش یک وزارتخانه نیست و نباید تحت تاثیر سیاستهای زود
گذر مجلس ها و ودولتها قرار بگیرد بلکه ضرورت دارد ثبات مدیریت و سیاستها
در ان به عنوان یک اصل ضروری مورد بررسی قرار گیرد و چه بسا همانند صدا و
سیما تحت هدایت مستقیم رهبری قرار بگیرد. طی این سالها در مواردی انتصابات و
برنامه ریزی های آموزش و پرورش تابع سیاستهای زود گذر دولتها و مجلس ها
قرار گرفته و بر سرنوشت میلیونهادانش آموز تاثیر گذاشته است. در مجموع به
نظر من دوران مدیریت سیاسیون بر دستگاه تعلیم و تربیت بیش از دوران مدیریت
معلمان بر این وزارتخانه بوده است.

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تیترخوان زنان