{{فالاچی،اوریانا(1387)،جنس ضعیف: گزارشی از وضعیت زنان جهان، ترجمه یغما گلرویی،تهران :انتشارات نگاه.}}

جنس ضعیف در واقع گزارشی است ازوضعیت زنان جهان از چین تا جزایر هاوایی از ژاپن تا پاکستان از آمریکا تا هندوستان که حاصل سفر طولانی مدت اوریانا فالاچی گزارشگر ایتالیایی به دور زمین است.

اوریانا فالاچی در 29ژوئن 1929 در شهر فلورانس ایتالیا دیده به جهان گشود.پدرش نجار و از رهبران نهضت مقاومت ضد فاشیست و مادرش خانه دار بود.در سال 1944 در جنگ در جبهه ی ضد فاشیستی به پارتیزان ها پیوست. و در سال 1950بود که فعالیت مطبوعاتی خود را در”ایل ماتیونو دلیتالیا چنتراله “شروع کرد.به سفارش مدیر همین روزنامه بود که سفر خود را به دور دنیا در 1960آغاز کرد تا گزارشی را از وضعیت زنان جهان تهیه کند.سفری که از ایتالیا به پاکستان ،بعد هندوستان،بعد اندونزی بعد هنگ کنگ ،بعد ژاپن ،بعد به هاوایی ختم شد.در سال 1967به عنوان یک خبر نگار جنگی در جنگهای ویتنام ،هند پاکستان،خاورمیانه و آمریکای لاتین حضور داشت.دریافت جایزه های سنت وبنست و بانکارلا برای کتاب”زندگی:جنگ و دیگر هیچ” را می توان سر آغاز مرحله ی دوم زندگی حرفه ای او دانست.در سال 1973 آشنایی با آلسامدرو پاناگولیس مبارز یونانی و ارتباط عاطفی میان آن دو که بعدها در کتاب” یک مرد”به شرح آن پرداخت. این کتاب به همراه کتاب”نامه به کودکی که هیچ گاه زاده نشد”هر دو به فارسی ترجمه شده اند.کتاب “یک مرد” در سال 1979منتشر و او را شایسته ی دریافت جایزه ی “ویار جو”کرد.او در سال 1993 بود که به خاطر کتاب ” ان شا الله” جایزه ی آنتیب را دریافت نمود.در سال 2005پس از سالها اقامت در آمریکا به ایتالیا بازگشت تا بیماری سرطان خود را که از سال 1990 با آن دست و پنجه نرم می کرد را درمان کند. در این حین جایزه ی “تیلر” را از مرکز مطالعات فرهنگ عامه ی نیویورک و مدال طلایی آموزش و پرورش ایتالیا دریافت نمود. در 15سپتامبر 2006نیز در شهر فلورانس زادگاهش از دنیا رفت.

فالاچی از مخالفان سر سخت پرداختن به مسأله ی زنان به صورت مجزا بود چرا که زنان را موجودی بر آمده از یک سیاره ی دیگر نمی دانست.چرا که اوپرداختن به مسأله ی زنان را مانند پرداختن به بخش ورزشی ،سیاسی و حتی هواشناسی می دانست. او زن و مرد را در کنار هم و برای زندگی باهم در نظر می گرفت .آنها در نظر او حتی داری علایق مشترکی بودند که همین مسأله تفکیک آنها را به عنوان مسأله ،نامطلوب می کند.
«مردان عادی زیادی را می شناسم که عاشق مجله های زنانه اند و زنانی که همیشه تایمز را کلمه به کلمه دوره می کنند.هیچ کدام از آن مردها و زن ها هم برای این کارشان با شعورتر یا بی شعورتر از مردان و زنان دیگر به حساب نمی آیند .برای همین است که وقتی از من می پرسند شما درباره زنها می نویسید کفری می شوم… »
اما چه چیزی او را رفتن به این سفر تشویق می کند؟ فقط فقط گوش کردن به درد و دلهای یک زن.«من یکهو این را فهمیدم که مشکلات مردها به چیزی مثل،نژاد یا پول و شغل بر می گردداما مشکلات زنان دور یک موضوع:زن به نیا آمدن!»

منظور او از عبارت زن در تمام صفحات کتاب تمایز فیزیکی اش با جنس مخالف نیست بلکه تابوهایی است که به زندگی زنان تزریق می شود.تابوهایی که باعث می شود پای یک دختر بچه ی چینی را باند پیچ کنند تا مبادا از 90سانتی متر بیشتر رشد کند.تابوهایی که باعث می شود زن هندی بعد از فوت همسرش دست به خودسوزی بزند.تابوهایی که باعث می شود زن ژاپنی در مقابل شوهرش زانو بزند تا سیگارش را روشن کند و…
کتاب شامل شش بخش است و در هر بخش توصیفت عینی گزارشگر به همراه تحلیل های ذهنی و بعضا همراه با موضعگیری های منفی با توجه به حوزه ی فرهنگ خودی می باشد.چیزی که باعث می شود با نگاهی نقادانه به متن کتاب نگریسته شود.لازم به یاد آوری است که متن این کتاب در دهه ی 60میلادی به رشته ی تحریر در آمده.
بخش اول روایتی از زنان پاکستانی که با چشمانی بسته وارد حجله می شوند تا داماد را نبینند.زنانی که حق خواندن و نوشتن را ندارند چرا که آنها فقط حق داند برای شوهرانشان بنویسند و چون شوهرانشان هم همیشه کنارشان هستند پس چه لزومی دارد تا نوشتن را یاد بگیرند.

روایت دوم از میان عطر گل و و دو عود و در هندوستان آغاز می گردد.مردمی که عادت دارند کار امروز را به فردا بیاندازند . به نظر می رسد بعد از انقلاب گاندی زنان هند هم عوض شده اند و از پروانه های بی آزار به پروانه های آهنی تبدیل شوند.زنانی که باعث پیروزی این انقلاب شدند و به قول گاندی : زنان از نظر جسمی ضعیف تر از مردان اند اما از لحاظ روحی نیرویی صد برابر مردان دارند .اگر می توانستیم ارتش آزادی هند را از زنان تشکیل دهیم ،بدون شک از قبل از یکسال به پیروزی می رسیدیم. اما گردش فالاچی در شهرهای هندوستان از جمله کلکته خلاف روایت پروانه های آهنی را برایش به نمایش در می آورد.
«اکثر زنان هند، پروانه های آهنین نیستند.موجودات مهربان و غم زده ای اند که در چشمانشان ترس مجازات شدن برای گناهی که هیچ وقت نکرده اند موج می زند،آنها اغلب بچه های لاغر مردنی شان را- که از کم غذایی مانند عروسک های چند سانتی متری شده اند – جای بغل گرفتن مثل یک فانوس در دستانشان می گیرند.شیرینی شان حدو مرز ندارد و زنان هیچ کجای دنیا در ظرافت و فروتنی به گردشان نمی رسند ولی هیچ وقت نمی توانی بفهمی که این اخلاقشان ذاتی است یا از روی ترس و وحشت.»

جستجوی مادرسالارها در میان جنگلهای کائوچو در دل استوا هدف بعدی نویسنده را تشکیل می دهد.زنانی که حتی مردم کشورشان مالزی هم از وجودشان بی خبرند .زنانی قدرتمند که تمام ثروت خود را برای خترانشان به ارث می گذارند.« اسم خانوادگی مادر بعد از اسم بچه ها می آید .بعد از ازدواج ،با شوهرانشان زندگی نمی کنند.مرد خانواده مانند دوران قبل از زاداواج در خانه ی مادرشان زندگی می کنند و پدر هیچ اختیاری بر فرزندان ندارد و آنها تنها از مادرانشان حرف شنوی دارند.» بنا به گزارش کتاب جمعیت آنها بسیار اندک شده و تنها در کشورهای ژاپن ،استرالیا،دماغه ی طلائی،ساحل عاج و هندوستان تجمع هایی از آنان یافت شده است.

دیدار بعدی او با هان سورین نویسنده ی کتاب”عشق چیز با شکوهی ست”رقم می خورد .دیداری در چین سرزمین پاهای 90سانتی ،کمونیسم های مشرق،لباس های یکدست زنان و مردان کوتاه قد.هان سوین هان سوین این باره به یاری فالاچی سعی در توصیف زنان چین دارد تا مشاهدات وی را تکمیل کند.هان سوین:«در سال 1947 شوهر اولم مرد،مادر و پدرم دوست داشتند آن قدر گرسنگی به خود بدهم تا بمیرم !این یک رسم قدیمی چینی است . به من می گفتند که یک مقبره ی زیبا برایم درست می کنند و روی آن می نویسند :آرام گاه ابدی همسری وفادار!!!»
گفتگوی فالاچی با همسر هنگ کنگی اش در قطار جالب توجه است.«زمان ما اندازه ی پاهای زنان نباید از 9 سانتی متر بیشتر می شد!وقتی 5 سالم بود باندهای پارچه ای که دو متر طول و یک و نیم سانت عرض داشتند را به پاهایمان می بستند…تمام انگشتان پا به جز شست را محکم با باند می پیچیندند و هر روز فشار باند را بیشتر می کردند…تا آنجا که استخوانها نشکنند اما انگشتها قشنگ به کف پا بچسبند…مادرم اعتقاد داشت دخترهایی که پاهای بزرگتر از 9 سانتی متر دارند،بی شوهر می مانند.»

زنان چین قوی ترین زنان دنیا هستند…سال 1958 زنان در چین شمالی یک کوه بزرگ را متلاشی کردند و با آن سد ساختند .200000نفر زن این کار را کردند که سبدهای پر از سنگ را در حالی جابه جا می کردند که اکثرا یک بچه هم به پشتشان بسته بود!!

این جا توکیوست. شهر آسمان خراشها ،بزرگراهها ،ترافیکهای سنگین،متروهای شلوغ ،تابلوهای نئون و خانه های با بتون مسلح.مدرن ترین پایتخت خاور دور که تفاوتی با شهرهای اروپا و آمریکا ندارد.اما ناگهان با فرارسیدن شب سرو صداها خاموش می شوند پله برقی ها و چراغهای نئونی شهر خاموش و خانه های چوبی و مقوایی با فانوسهای سبز و قرمز و آبی،رستوران های کوچک به اندازه ی یک کوپه ی قطار ظاهر می گردد. این جا کجاست؟شهری دو چهره.فهمیدن زنان ژاپنی همچو فهمیدن شهر توکیو سخت است .یک طرف زنانی را می بینی با شلوارهای جین و موهای دم اسبی در حال اجرای نمایش استریپ تیز اند کمی آنطرفتر گیشاهای ژاپنی با کیمونو ها و آاریش سنتی مو.زنانی که روزها با لباس اروپایی ظاهر می شوند و شبها با لباس کیومونو.«وقتی لباس اروپایی می پوشند معصومیتشان از بین می رود و سلیطه به نظر می رسند.صندلهای ژاپنی مجبورشان می کند با قدم های کوتاه و لرزان راه بروند اما در عوض کفشهای پاشنه دار اروپایی باعث می شود محکم و تند راه بروند و دهانشان هم که در لباس کیمونو اغلب بسته است باز می شود و مدام و یک ریز حرف می زنند…زنان کیومنو پوش ژاپنی – مانند توکیو در شب قشنگند.اما در لباسهای اروپایی – مانند توکیو در روز- زشت می شوند و صدای مدام حرف زدنشان مانند صدای بوق ماشینهای خیابانهای توکیو غیر قابل تحمل است!..»

گام آخر در آمریکا برداشته می شود .زنانی با قدرت بزرگ و نامرئی اما به قول نویسنده گدای محبت..سر در فروشگاه ها فروش پیش بند مردانه برای شوهران که در آشپزی کمک زنان هستند جلب توجه می کند .در سطور بعدی کتاب برای توصیف این زنان قدرتمند با مردان زیردستشان چنین آمده است:«مردان آمریکایی در زمان بچگی یاد می گیرند که از زن پایین ترند چون همیشه مادر در حال کمک کردن و محبت کردن به آنهاست.اگر شکی در این باره داشته باشند در مدرسه دیگر مطمئن می شوند چون خانم معلم قبل از هر چیزی به آنها یاد می دهد که باید به جنس مخالف احترام بگذارند .وقتی بزرگ شد و زنی را گرفت که مقام اداری اش از او بالاتر است دیگر هیچ شکی در مورد برتر بودن زن ها برایش باقی نمی ماند .مرد واقعی در آمریکا زن و زن مرد است…زن می تواند رأی بدهد اما مجبور نیست سرباز شود و بجنگد .انتظار دارد که مرد در آسانسور کلاهش را به احترام او بردارد و موقع دست دادن با مرد دستکشش را از دستش بیرون نمی آورد.»

زنانی که 63درصد دفترچه های پس انداز،65درصد سهام کارخانه های بزرگ و 70درصد بیمه نامه ها را صاحبند .زنانی که تا 72 سالگی عمر می کنند در حالی که به نسبت هر صد زن تنها 86مرد تا 42 سالگی زنده است.اما همین زنها که حق طلاق را دارند و می توانند به راحتی از شوهر سابقشان به خاطر ندادن نفقه شکایت کنند وقتی مقابل در آپارتمان خالی خود که با پول یک بغل آزادی و استقلال خریده اند می ایستند خود را تنهاترین موجودات جهان می یابند و تنها قطره اشکی می تواند آنها را در این غربت همراهی کند.
«زنانی که از ته دل آرزو می کنند کاش افتادگی را با غرور تاخت می زدند و می توانستند مردان وفاداری داشته باشند.»

زنانی که در مقابل دو راهی حق زنانگی یا بهر مندی از عشق ایستاده اند و حال با نهضتهای گوناگون دفاع از حقوق زنان تنها یک بغل تنهایی و بی کسی را در آخر به ارث برده اند.

نویسنده در صفحات پایانی کتاب زنان را در حال چرخیدن دور یک محور بدبختی احمقانه به تصویر می کشد زنانی که سر و ته یک کرباسند و هر کدام به نوعی مشغول دست و پا زدن با بدبختی خویش .زنان هر گوشه ی جهان هر کدام در نا کجاآباد جایی گیر کرده اند که آن را وضع حقیقی خود می پندارند .آزادی و دموکراسی آن چیز را به ارمغان نیاورده که سنتهای پیشینیان از مادرانشان ربوده بوده است.

«وقتی به اوضاع زنان دور دنیا فکر کنیم ، می بینیم اکثرشان در باتلاق اشتباه و بی خبری دست و پا می زنند …هیچ کدم آن جوری که باید به خوش بختی و زندگی خوبی که حق آنهاست نرسیده اند. من نمی توانم بین غم دیدن عروس بدبخت کراچی و غم تماشای پاهای کوچک زنان چین فرقی بگذارم. و بگویم یکی از ان یکی ناراحت کننده تر بود…»

«اغلب زنان دنیا دارند راه غلطی را می روند که فقط به عذاب و بدبختی ختم می شود!کلمه ی پیشرفت و استقلال این روزها به دهان تمام زنان دنیا افتاده .هر جای دنیا که رفتم به همین دو کلمه برخوردم که مثل سقز در دهان همه نشوار می شود،بدون انکه فکر کنند ممکن است باعث دل درد بشود.»

کتاب جنس ضعیف را که بخوانی هر جا که زنی را ببینی می خواهی دریابی با کدامیک از قالبهای توصیف شده از زنان جهان مطابقت دارد.کتاب جنس ضعیف را که بخوانی به دنبال این خواهی بود که دریابی به عنوان یک زن کجای این جهان ایستاده ای…

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تیترخوان زنان