سارا روشن – مرضیه وفامهر فیلم‌ساز و بازیگر سینما و تآتر نزدیک به یک ماه است که در بازداشت به‌سر می‌برد و قاضی می‌تواند ماه به ماه بازداشت او را تمدید کند. در بسیاری از رسانه‌ها از او به عنوان عضوی از دنیای سینما و تآتر ایران و همسر ناصر تقوایی یاد می‌شود. ولی مرضیه وفامهر که بسیاری از ما او را با فیلم « تهران من، حراج»، ساخته‌ی گراناز موسوی می‌شناسیم، کیست و چه خصوصیاتی دارد؟

مرضیه وفامهر فارغ‌التحصیل بازیگری از دانشکده‌ی هنرهای زیبای تهران، هنرآموخته‌ی کلاس‌های بازیگری و فیلمنامه‌نویسی بهرام بیضایی، مربی تآتردرمانی کودکان استثنایی بهزیستی است. از دیگر فعالیت‌های او می‌توان به سرگروه سینما و تآتر خلاق در گروه اندیشه جوان، مسئول فروش نمایشگاه عکس‌های ناصر تقوایی، تدریس تاریخ تئاتر، سینما و خلاقیت نمایشی در آتلیه‌های «مکعب»، «چهارسو» و… نام برد. او در ضمن دستیاری صداگذاری جهانگیر میرشکاری در چند پروژه و دستیاری کارگردانی پروژه‌های: فیلم سینمایی «درد مشترک» (یاسمین ملک‌نصر)، ویدئو کلیب «نوایی» (رامین حیدری فاروقی)، «کشتی یونانی»، «کاغذ بی‌خط» و «تمرین آخر» (ناصر تقوایی)، دستیار کارگردان و دستیار تدوین مجموعه آموزشی بهزیستی (واروژ کریم‌مسیحی) و منشی صحنه مجموعه‌ی تلویزیونی «پشت پرده تخت طاووس» (محمد رحمانیان) را بر عهده داشته است.

مرضیه وفامهر در نمایش‌های «گلادیاتورها»، زندگی «گالیله ئو گالیله»، «اطلسی‌های لگدمال شده» ، «عمو ویگیلی در کانتی» سالینجر، «سلام و خداحافظ» و «بهرام چوبینه» نقش‌آفرینی کرده است. او همچنین در فیلم‌های «چای تلخ» به کارگردانی ناصر تقوایی (که به پایان نرسید)، «پابرهنه در بهشت» به کارگردانی بهرام توکلی، فیلم کوتاه «فصل هفتم» ساخته‌ی مرجان اشرفی‌زاده، فیلم کوتاه «بعد از نهار می‌نشینیم و حرف می‌زنیم» (رامین ﭘروین) بازی کرده است. اما شاید اوج هنر بازیگری او را بتوان در فیلم اجتماعی و ملودرام «تهران من حراج» به کارگردانی گراناز موسوی در نظر گرفت.

بسیاری از ناظران اعتقاد دارند که به دلیل بازی در فیلم «تهران من حراج»، پایان‌نامه‌ی گراناز موسوی، شاعر و فیلمساز ایرانی که در استرالیا اقامت دارد، مرضیه وفامهر را بازداشت کرده‌اند. «تهران من حراج» شش ماه پیش به‌گونه‌ای گسترده و به طور غیر قانونی در سطح کشور پخش شده است.
این فیلم درباره‌ی زندگی دختر هنرمندی است که خانواده‌اش با کارهای هنری و روش زندگی‌ او مخالف هستند و تنها زندگی می‌کند. این دختر با دعوت دوستی به یک مهمانی شبانه می‌رود و در آنجا با پسری ایرانی که مقیم استرالیاست آشنا می‌شود. این آشنایی به یک رابطه‌ی عاشقانه تبدیل می‌شود، ولی پسر او را با بیماری ایدز تنها می‌گذارد و این دختر ناگزیر می‌شود با از سر گذراندن دشواری‌های زیادی به‌طور غیر قانونی کشور را ترک کند. به گوشه‌ای از گفت‌وگوی شخصیت اول «تهران من حراج» با دوستش در ماشین گوش می‌کنیم:

دختر- چه خبرته؟ کیلومتر چسبوندی؟

دوستش- می بینم که گرخیدی؟ پس فردا شب را چی می‌گی که می خواهم بترکونم.

دختر – چه خبره مگر پس فردا شب؟

دوستش – می‌خواهم یکی را بهت نشان بدهم که خوراک خودته. تو فقط باید فاز بدی و لاو بترکونی.

دختر – تو باز برای ما یک لقمه آویزون گرفتی، هار!

دوستش – اختیار دارید، طرف سیتیزنه،

دختر – کدام جهنم؟

دوستش – حواست باشه، شاید شانسنته ها! بچه کولیه!

با این حال می‌پرسیم مرضیه وفا مهر کیست؟ برای به دست‌آوردن اطلاعاتی درباره‌ی او، در میان گشت و گذار در وبلاگ‌ها و سایت‌های فارسی‌زبان به وبلاگی برخوردم که حاوی اطلاعاتی بود درباره‌ی پروژه او برای ساخت یک‌سری فیلم مستند پیرامون چهره‌های هنری- فرهنگی مستقل که در نظام‌های سیاسی ایدئولوژیک زندگی کرده‌اند. یکی از این چهره‌ها شهرنوش پارسی‌پور است. علاوه بر اینکه مرضیه وفامهر فیلمی درباره‌ی او ساخته است، همسر او، ناصر تقوایی، همسر سابق شهرنوش پارسی‌پور هم هست. درباره‌ی شخصیت مرضیه وفامهر گفت‌وگوی کوتاهی با شهرنوش پارسی‌پور داشتم:
—–
{{سارا روشن – خانم پارسی‏پور، اولین باری که با مرضیه‏ وفامهر برخورد کردید، چه تأثیری از شخصیت او گرفتید؟}}

{{شهرنوش پارسی‌پور -}} من یک سفر به ترکیه رفتم که پسرم را ببینم. همان‏طور که می‏دانید مرضیه همسر کنونی شوهر سابق من، ناصر تقوایی است. من و ناصر تقوایی یک پسر با هم داریم و سفری جور کردیم که در ترکیه همدیگر را ببینیم. مرضیه هم آمده بود و من مرضیه را یک خانم به تمام معنی والا، هم زیبا و هم بسیار فرهیخته دیدم. یعنی واقعاً برای گفتن این‏که چقدر دختر خوبی است، باید یک مثنوی نوشت.

مرضیه در این سفر به من گفت که دلش می‏خواهد فیلمی از من بگیرد. چون می‏خواهد از افراد معروف فیلمی تهیه کند و من را هم به عنوان یکی از آنان انتخاب کرده است. او در این سفر چندین مصاحبه با من انجام داد و آرام‏ آرام فیلم‏هایی فراهم کرد.
من مرضیه را در این سفر خیلی دوست داشتم. قبلاً هم همیشه برایش احترام زیادی قائل بودم، چون خانمی به تمام‌معنی است و در مورد پسر من عملاً مادری کرده است، در حالی که از او کوچک‏تر است. خیلی خانم قابل تأملی است.

{{چه خصوصیت اخلاقی او را که خیلی بارز است، می‏توانید نام ببرید؟}}

این‏که خیلی جدی است! او در هرکارش جدی است و هیچ چیزی را با شوخی برگزار نمی‏کند. دوم این‏که بسیار باهوش است و سریعاً می‏فهمد که در هرجایی، چه‏کار باید بکند. مثلاً در ترکیه ناگهان کشف کرد که ترکی بلد است. چون از خانواده‏های آذری ایران است و در بچگی کمی به زبان ترکی صحبت کرده، در آن‏جا شروع کرد به ترکی حرف زدن و در همه جا راهنمای ما شد. یعنی از هر جهت زنی است که می‏تواند گلیم‏اش را از اب بیرون بکشد.

{{در مدتی که با او بودید و بعدها هم بیشتر با وی آشنا شدید، هیچ‏وقت از آرزوهایش برای‏تان گفته بود؟}}

می‏خواهد فیلم‏ساز باشد و چند فیلم هم ساخته است. من فیلم‏هایش را دیده‏ام. یکی از آن‏ها مربوط به بچگی یک دختر ۱۱ ساله است که بسیار فیلم زیبایی است. در این فیلم او یک بچه‏ی ۱۱ ساله را خیلی قشنگ تعقیب می‏کند.
مرضیه‏ وفامهر توی فیلم‏هایش دنبال موضوعات خیلی ساده و طبیعی بود. مثلاً در همین فیلمی که در مورد یک دختر ۱۱ ساله است، اصلاً نه یک کلمه از سیاست سخنی هست و نه حرف‏های خیلی بزرگ مطرح شده است. در این‏جا پا به‏پای یک بچه راه می‏رود. اگر فیلم را ببینید، خیلی حیرت می‏کنید! کوچک‏ترین برش سیاسی در این فیلم نیست.

{{نکته‏ی دیگری راجع به شخصیت مرضیه هست که شما فکر کنید خوب باشد به آن اشاره کنید؟}}

در مورد شخصیت مرضیه من فقط این را می‏توانم بگویم که هر دولتی از داشتن شهروندهایی مانند مرضیه می‏تواند به خودش ببالد. به این دلیل که مهربان‏اند، صمیمی هستند، کشورشان را دوست دارند، فرهنگ‏شان را دوست دارند، تا حد امکان کار خلاف نمی‏کنند و سعی می‏کنند در ساختار خانواده زندگی کنند، به همسرانشان علاقمندند و…
من هیچ نکته‏ای نمی‏بینم که مرضیه را به عنوان برگی دربیاورد که بخواهند دستگیرش کنند. مرضیه برای شوهرش احترام بسیار زیادی قائل است و احساس می‏کند که خیلی از او یاد گرفته است. به‏طور معمول، از هر انسانی که چیزی از او یاد می‏گیرد، خیلی با احترام صحبت می‏کند. من او را این‏گونه می‏بینم: یک شهروند خوب!

سارا روشن – پیش از این در نشریه‌ی «شهروند»، در کانادا گفت و‌گویی با مرضیه وفامهر منتشر شده است. او در پاسخ به این پرسش که چرا مسأله‌ی «کودک» برایش مهم است می‌گوید: «احساس می‌کنم همه روزه به اندیشه و روح کودکان جهان تجاوز می‌شود (…) من با تبلیغات جنگ در همه جای دنیا مخالفم (…) ضمن احترام عمیقی که نسبت به آدم‌هایی که با از خودگذشتگی جان خودشان را از دست دادند تا ایران همچنان یک تکه باشد و نه هزار پاره، آرزو دارم دیگر شاهد هیچ جنگی نباشم و جوان آزاده‌ای را بر خاک افتاده نبینم.»
در این جست‌وجو من کمی بیشتر با مرضیه وفامهر و دنیای او آشنا شدم و این احتمالاً بخش بسیار کوچکی از شخصیت اوست. برنامه را با آهنگی از محسن نامجو تمام می‌کنم که گویا از دوستان مرضیه وفامهر است و با هم در چند پروژه همکاری داشتند.

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تیترخوان زنان