شهرزادنیوز: برای ادغام حقوق زنان در مجموعه “حقوق بشر” تا کنون فعالیت‌های زیادی صورت گرفته است. هدف، رفع تمامی اشکال تبعیض نسبت به زنان است. “بیانیه رفع خشونت علیه زنان” (1993)، “تعیین یک گزارشگر مخصوص در سازمان ملل در مورد خشونت علیه زنان و پی‌آمدهای آن” (1994) از جمله فعالیت‌هایی‌ست که در این عرصه انجام گرفته است.

در همین راستا، برای ارزیابی میزان رعایتِ مصوبات سازمان ملل از سوی دولت‌ها و جامعه جهانی، سازمان “عفو بین‌الملل” در لندن به کمک شعبه کانادایی این مرکز و هم‌چنین “مرکز بین‌المللی حقوق بشر و توسعه دمکراتیک در کانادا” تصمیم گرفته اند تا با همکاری هم نشریاتی در تسهیل روش تحقیق و تحلیل فراهم آورند. “روش‌شناسی تحقیقات جنسیتی” از جمله این آثار منتشره است که توصیه‌های متنوعی را برای غلبه بر مشکلات کار و جمع‌آوری اسناد و دفاع از حقوق زنان پیشنهاد می کند.

این دفتر با تعریف خشونتِ جنسی آغاز می شود و به عرصه‌های مختلف خشونت، علل و پی‌آمدهای آن می پردازد. در هر بخش با طرح سئوال‌هایی ادامه تحقیق را می گستراند. مخاطبِ این دفتر فعالان زنان هستند که در نهادهای دولتی و غیردولتی اطلاعات مربوط به خشونتِ اعمال‌شده علیه زنان را جمع‌آوری می کنند.

این اثر که می تواند برای فعالان ایرانی دفاع از حقوق زنان نیز بسیار مفید واقع شود، از سوی بنیاد برومند، توسط رضا نافعی به فارسی ترجمه شده است. متن آن را می توان در سایت این بنیاد، در آدرس زیر یافت:

http://www.iranrights.org/farsi/document-272.php

{{گوشواره انیس (مجموعه داستان)}}

نویسنده: حمیرا قادری

ناشر: نشر روزگار، تهران

22jul2011Story2حمیرا قادری نویسنده‌ای‌ست افغانی که در ایران زندگی می کند. داستان‌های این کتاب ریشه در واقعیت‌هایی دارند که سال‌هاست بر کشور افغانستان حاکم است. در این داستان‌ها زنان محروم از زندگی، محروم از فعالیت‌های اجتماعی، محروم از کوچکترین حقوق شهروندی هستند. این داستان‌ها حکایتِ تازیانه است و تن، داستان زندگی به زیر آسمانِ احکام الهی.

در داستان‌های این مجموعه می توان با زندگی نویسنده نیز آشنا شد. زندگی او خود داستانی‌ست تراژیک و تلخ. او به همراه سه دوست دیگر که علاقه به تابویی به نام ادبیات دارند، تصمیم می گیرند تحتِ پوشش “انجمن خیاطی سوزن طلایی” به دور از چشم ریشوهای تازیانه به‌دست و شرطه‌های طالبان، فنون داستان‌نویسی یاد بگیرند.

جامعه‌ای که حکومت در آن نه تنها بر مسجد و مدرسه، بر حریم خانه‌ها نیز دخالت می کند، فعالیتِ ادبی، آن‌هم برای زن، آرزویی‌ست که مرگ پاسخ آن است.

از چهار دختر، نخستین آن‌ها خود را در حیاط خانه با آرزوهایش به آتش می سپارد و می میرد. دومین با نطفه‌ای شش‌هاهه در شکم، راه او دنبال می کند، نیم‌سوخته نجات می یابد ولی مجبور است تا پایان عمر در خانه محبوس بماند. سومین خود را به چاه آب می اندازد و غرق می شود. چهارمین که نویسنده این داستان باشد، از کشور می گریزد و به ایران می آید. او کوشیده است تا راوی دردِ در گلو خفه شده‌ی دوستانش باشد.

در داستان‌های این مجموعه، در زندگی به زیر سایه مرگ، می توان عشق را نیز یافت. در کشوری که آدم باید حتا “خشتکش را به وجب این‌ها بدوزد”، زنان عاشق می شوند، عشق می ورزند، دزدانه دلبری می کنند تا میوه‌ی ممنوعه عشق در وجودشان ریشه دواند. دختران لباس مردانه می پوشند تا بدینوسیله به تماشای خیابان بنشینند و بی‌ترس از مرگ حتا تابوشکنی می کنند، عشق را نه در آغوش شوهر، بل‌که در نگاه و وجودِ انگورفروش کنار خیابان می یابند: “اگر انگور نخورم ته دلم ضعف می کنه.”

“گوشواره انیس” داستان مبارزه است، مبارزه زنان افغان با حکومت، خانواده و سرانجام قفسی که در آن گرفتار آمده‌اند.

{{ببر سفید}}

نویسنده: آراویند آدیگا

مترجم: مژده دقیقی

نشر نیلوفر، تهران

22jul2011Story3″هرگز نمی گویم آن شب که در دهلی سر اربابم را بریدم اشتباه کردم، می گویم همه این‌ها ارزشش را داشت که فقط یک روز، فقط یک ساعت، فقط یک دقیقه، بفهمم خدمتکار نبودن یعنی چه.”

رمان ببر سفید نوشته آراویند آدیگا با این جملات پایان می گیرد. ببر سفید داستان مردی‌ست به نام بالرام حلوایی که زندگی خویش برای مردی خیالی که نخست‌وزیر چین است، در هفت شب (هفت فصل) در زیر نور چلچراغی بزرگ حکایت می کند. بالرام از فقر و ظلم می گوید، از حادثه‌ای سخن به میان می آورد که او را از یک راننده فقیر به آدمی مهم تبدیل کرد.

ببر سفید نقد جامعه هند است که از ذهن نویسنده جوانی به نام آدیگا به رمان درآمده. جامعه هند در این اثر با چین و آمریکا مقایسه می شود تا شکاف عمیقی که بین طبقه فقیر و غنی در این کشور وجود دارد، نشان داده شود. در هند همه‌چیز را با پول می شود به‌دست آورد و قانون حامی ثروتمندان است. در هند “این روزها دو کاست بیشتر نداریم: شکم‌گنده‌ها و شکم‌کوچک‌ها و فقط دو تقدیر: خوردن یا خورده شدن.”

ببر سفید حکایتِ تلخ و دردناک زندگی مردمانی‌ست فقیر که هم‌چنان فقیرتر می شوند تا ثروتمندان بر ثروتِ خویش بیفزایند. بالرام یکی از همین آدم‌هاست، ببر سفیدی که در شرایطی ویژه تصمیم می گیرد سرِ اربابِ خویش ببرد و با 700هزار روپیه، زندگی تازه‌ای آغاز کند. او می خواهد نماینده نسل خویش باشد و به جای همه آنان جسارت کند. از کرده خویش پشیمان نیست. از این‌که فقر و رنج را پشتِ سر گذاشته، به خود می بالد.

ببر سفید داستان اعتراض به موقعیت است، رمانی خواندنی در نقد شرایط و فرهنگِ حاکم بر جامعه هند. ببر سفید داستان عصیان انسان است علیه فقر و بی‌عدالتی.

{{خلسه خاطرات (تحلیل و بررسی آثار گلی ترقی)}}

نویسنده: شهلا زرلکی

انتشارات نیلوفر، تهران

22jul2011Story4خلسه خاطرات مجموعه‌ای‌ست در چهار فصل که در نقد و بررسی آثار گلی ترقی نوشته شده است. “دلهره نیستی”، “ساعت کوئنتین”، زمان؛ زمان نوشتن”، “این زنان ساده” از جمله عناوین مقالات این اثر است. نویسنده گاه از موقعیت استفاده کرده، به دشواری‌های نوشتن برای زنان در ایران نیز پرداخته است.

“از کجا باید آغاز کرد؟ از چه باید نوشت” شاید دغدغه اصلی اوست در نوشتن این کتاب. او می کوشد برای این پرسش‌ها با استفاده از آثار گلی ترقی پاسخی بیابد.

گلی ترقی با مجموعه داستان “من چه‌گوارا هستم” به جمع نویسندگان ایران پیوست. از او تا کنون کتاب‌های “خاطرات پراکنده”، “دو دنیا”، “خواب زمستانی”، منتشر شده است. فیلم‌نامه فیلم “بی‌تا” نیز از نوشته‌های اوست.

شهلا زرلکی نیز تا کنون چندین کتاب در عرصه نقد و بررسی آثار داستانی منتشر کرده است. “زنان علیه زنان” (بررسی آثار آلبادسس‌‌پدس) و “جادوگر شهر سامبا” (بررسی آثار ژوزه ساراماگو) از آن جمله‌اند.

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تیترخوان زنان