زنان تغییر خواهند داد

0
100

لودوویک بل سعید پیوندی، جامعه شناس ایرانی و استاد دانشگاه پاریس ۸ [سن دنی]، طی مصاحبه ای با اشاره به شرایط سخت زنان در ایران که با فیلم “جدایی نادر از سیمین” به تصویر کشیده شده [برنده جایزه خرس طلایی برلین در سال ۲۰۱۱]، به سؤالاتی در این زمینه پاسخ گفته است. این مصاحبه را می خوانید.

{{شما ۲۵ سال پیش کشورتان را ترک کردید. آیا زندگی در خارج دید شما را نسبت به شرایط زندگی زنان ایرانی تغییر داده است؟}}

زمانی که هنوز در ایران زندگی می کردم، در جامعه ای بسر می بردم که در گذر از سنت به تجدد بود. به مانند دیگر کشورهایی که درحال گذر به تجدد بودند، ما نیز با تناقضات و پیچیدگی هایی روبرو بودیم. من پس از انقلاب ۱۹۷۹ دانشجوی جامعه شناسی در دانشگاه تهران بودم. ما با دختران سفر می کردیم و مردان و زنان با هم فعالیت های آموزشی و فرهنگی انجام می دادند. دوران گشایش بود. با این حال، زن هم تراز مرد شناخته نمی شد. همواره یک زمینه فکری سنتی باعث پیشداوری ها می شد. با این وجود، همان طور که گفتم، من در یک محیط محافظه کار بسر نمی بردم، چون یک دانشجوی چپ گرا و بسیار فعال بودم. ولی فشار سنت زیاد بود و تأثیر بسزایی روی ذهنیت افراد داشت. پس از اینکه به غرب آمدم، این امکان را یافتم تا دیدگاه های خود را تصحیح کنم و به موضوع زنان به شکل دیگری بنگرم. برای این دگربینی مجبور بودم به عقب بازگردم.

{{در فیلم “جدایی نادر از سیمین” ساخته اصغر فرهادی، دو زن در تلاش اند تا در جامعه ایران زندگی کنند. یکی می خواهد طلاق بگیرد و کشور را ترک کند و دومی کار می کند تا کمک خرج شوهر بدهکارش باشد. با این حال، به نظر می رسد که فشار سنت و تسلیم شدن در برابر اراده شوهر به آنها اجازه نمی دهد تا خود را از شرایطی که در آن بسر می برند رها سازند. آیا این یک واقعیت روزمره برای زنان ایرانی است؟}}

زمانی که به جامعه امروز ایران نگاه می کنیم، می بینیم که یک شکاف اجتماعی بزرگ میان طبقه متوسط شهرنشین و خانواده های بی بضاعت که در شرایط بی ثباتی بسر می برند وجود دارد. به عنوان مثال می توان به شوهر بدهکار در این فیلم اشاره کرد. او در فیلم از وضعیت مالی پیچیده خود می گوید و همین می تواند واکنش های عصبی و خشونت آمیز وی را توضیح دهد. همچنین باید توجه داشت که شکاف فرهنگی نیز بسیار مشهود است. ابتدا می بینیم که در خانواده طبقه متوسط، زن و مرد در یک آپارتمان زندگی می کنند [قبل از اینکه زن تصمیم بگیرد از شوهرش جدا شود]، درحالی که زن و مرد خانواده دیگر زیر یک سقف زندگی نمی کنند. زوجی که برخاسته از طبقه مرفه است، علی رغم فشار سنت ها، تا حدودی به شیوه غربی زندگی می کند. درنهایت آخرین شکاف برگرفته از رابطه زن و مرد است. این درواقع یک پیامد اجتماعی و فرهنگی است. درحقیقت، تمامی زنان ایرانی به یک شیوه رفتار نمی کنند. برای درک اینکه زندگی یک زن و رابطه اش با مردان چگونه است، باید به محیطی که در آن زندگی کرده توجه کنیم.

{{ ولی در این فیلم به نظر می رسد که هر دو زن یک سرنوشت را پیش رو دارند. آنها هر دو برای ابراز موجودیت خود در جامعه دچار مشکل می شوند. حتی به نظر نمی رسد زنی که برخاسته از خانواده متوسط است دارای مزایای بیشتری است، چون که او نمی تواند از شوهر خود جدا شود.}}

درواقع میان خواست این زن برای رهاسازی خود و تعهدات مدنی که باید به آنها وقع بنهد، فاصله وجود دارد. ولی واقعیت الزام در برابر قانون برای همه مردم وجود دارد. میان آنچه مردم فکر می کنند، انجام می دهند، و طلب می کنند و آنچه که توسط نهادهای مدنی و اداری امکان پذیر گردیده فاصله زیادی وجود دارد. بی شک همین موضوع بزرگ ترین مشکل جامعه ایران است. در این فیلم زنی که می خواهد به شوهر بدهکارش کمک کند کار می کند. پس او موجودیت خود را در جامعه نشان می دهد، زیرا یک فعالیت اقتصادی دارد. دلیل اینکه او جرأت نمی کند در این مورد به شوهر خود چیزی بگوید، این است که به تنهایی در یک آپارتمان از مردی نگهداری می کند. اگر او فعالیت دیگری انجام می داد، شوهرش او را منع نمی کرد. در این شرایط مشخص، می توان به پوچ گرایی اسلام پی برد. او اجازه ندارد با این آقا تنها باشد، زیرا ممکن است تحریکاتی صورت بگیرد. او تا بدانجا پیش می رود که با یک روحانی تماس می گیرد و از او برای کمک به یک بیمار و عوض کردن لباس های او کسب اجازه می کند. اگر این آقا از نزدیکان او بود، شرایط کاملاً متفاوت می شد و او می توانست بدون هیچ مشکلی از وی نگهداری کند. در مورد زن دیگر وضعیت متفاوت است. او مستقل تر است. رانندگی می کند و مبالغی پول دارد. او می خواهد از ایران برود و ازنظر مالی نیز به شوهر خود متکی نیست. شوهرش او را از ترک آپارتمان خانوادگی منع نمی کند، درحالی که قانون به او اجازه می دهد که نگذارد همسرش از خانه خارج شود. درنتیجه، او درخواست طلاق می کند تا ازنظر حقوقی نیز مستقل باشد. باید به روشنفکری شوهر او نیز توجه داشته باشیم. او هیچ حرکت خشونت آمیزی نسبت به همسرش انجام نمی دهد.

{{
در رپرتاژهای ایران، به نظر می رسد که زنان نقش بزرگی در اعتراضات سیاسی ایفا می کنند. می توانیم به ندا، دختر جوان ایرانی، اشاره کنیم که در تظاهرات اعتراضی مردم پس از انتخابات به ضرب گلوله کشته شد. یا به بهار، خواننده رپ ایرانی، و یا شیرین عبادی اشاره کنیم. آیا زنان فعال تر از مردان هستند؟}}

ابتدا باید بگویم که زنان ایرانی بیشترین تعداد دانشجو را در دانشگاه های ایران دارند: در حدود ۲ میلیون دانشجوی زن و ۱ ممیز ۹ میلیون دانشجوی مرد. زنان تحصیلکرده ترند و به پست هایی می رسند که نسبت به گذشته اهمیت بیشتری دارند و همچنین در غنای فرهنگی، علمی و اقتصادی کشور بسیار فعالانه مشارکت می کنند. امروز تعداد زنان نویسنده، سینماگر، و هنرمند بسیار افزایش یافته. با این حال، شرایط زنان بخاطر دستگاه قضایی همچنان مشکل است. بازار کار برای زنان بسیار بسته تر از سیستم آموزشی و تحصیلی است. مردان در دستیابی به بازار کار در اولویت قرار دارند. زنان تنها ۱۷ درصد از جمعیت فعال را تشکیل می دهند. حتی در جزوه های درسی مدارس نیز مردان و زنان به یک صورت درنظر گرفته نمی شوند: مرد مدیر خانه است و باید برای خانه پول دربیاورد و زن باید در خانه بماند و از بچه ها مراقبت کند و کار خانه را انجام دهد. وجود این اختلافات توضیح می دهد که چرا زنان در خواسته های خود راسخ تر از مردان اند. آنها با گذر زمان تغییر شده اند و اکنون سال هاست که دارند جامعه ایران را متحول می سازند. حکومت هر کاری می کند تا آنها را به رعایت اصول سنتی و مذهبی که درواقع تضمین کننده نظام سیاسی و اجتماعی کشور است مجبور کند. این زنان بودند که این شیوه نامنصفانه و ناعادلانه را به چالش کشیدند. در مورد نقش بسیار مهم زنان در اعتراضات سیاسی باید بگویم که در زمان انقلاب ۱۹۷۹ من در تظاهرات شرکت داشتم. تعداد زنان بسیار کم بود، ولی بسیار فعالانه مشارکت می کردند. با این حال، خواسته های فمینیستی نداشتند. آنها جنبشی را دنبال می کردند که مردان در رأس آن بودند. آنچه که امروز تغییر کرده، این است که خواسته های خاص خود را دارند. از ۵ سال پیش می بینیم که زنان مبارزه برای دموکراسی را جدا از مبارزه برای حقوق بشر نمی دانند. پیش شرط مبارزه برای دموکراسی، برابری حقوق زن و مرد است. امروز زنان از مردان باانگیزه ترند، زیرا بیشتر رنج می برند. آنها از سطح دانش و تحصیلات بالای خود استفاده می کنند تا جامعه را تغییر دهند.

{{ آیا زنان از سوی بسیجی ها بیشتر مورد احترام قرار می گیرند و می توانند راحت تر ابراز عقیده کنند و نسبت به حکومت اعتراض کنند؟}}

ازدید بسیجی ها، زنی که ابراز عقیده می کند یک الگوی غلط است. بسیجی ها چنین زنانی را فاحشه می دانند. از نظر آنها، یک زن نمونه باید حجاب داشته باشد و در خانه بماند. خصوصیت ویژه رویدادهای ۲۰۰۹ در این بود که زنان از هر قشری بودند و هیچ شکافی وجود نداشت. در میان جمعیت می شد هم زنان باحجاب و هم زنان کم حجاب را دید. ولی سرکوب میان زنان فرق نمی گذاشت، زیرا آنها داشتند حکومت را به چالش می کشیدند. بسیجی ها بسیار خشونت آمیز علیه زنان عمل کردند. ازنظر بسیجی ها این زنان به اسلام خیانت کرده اند و آنها به خود اجازه هر کاری علیه آنها را می دهند. منبع: کوران، ۲۴ ژوئن

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.