{{تهران امروز}}: خبرهای بزهكاری تنها وسیله پر كردن صفحه حوادث روزنامه‌ها و مجله‌ها نیستند. خبرهای بزهكاری اخطارهای جامعه هستند و نشانگر شاخصه‌های سلامت اجتماعی. گاه پیوندهای پنهان و عمیقی میان این خبرها هست كه نادیده گرفتنشان تنها به سردرگمی و آسیب بیشتر می‌انجامد. خبرهای این روزها را دیده‌اید. یك خبر این بود كه عده‌ای (بیش از 10 نفر) در خمینی‌شهر از دیوار باغی كه در آن مهمانی‌ای برپا بوده بالا می‌روند و با تهدید و سلاح سرد مردان را زندانی می‌كنند و به زنان تجاوز می‌كنند.

خبر دیگر اینكه عده‌ای در حاشیه روستای قوژد زن و مرد جوانی را كه در ماشینی با هم صحبت می‌كرده‌اند از ماشین بیرون می‌كشند، مرد را كتك شدیدی می‌زنند و نه تنها به زن تجاوز می‌كنند كه با تلفن به كسان دیگر نیز خبر می‌دهند تا به آنان ملحق شوند؛ قربانی از پنجاه نفر مرد با صورت‌های گاه پوشیده و در حال مستی صحبت می‌كند كه به التماس‌های او توجهی نمی‌كرده‌اند، وقتی به مقدسات قسمشان می‌داده مقدسات را به ناسزا می‌گرفته‌اند و بر سر او با هم نزاع می‌كرده‌اند.

خبر سوم كه در برابر این دو فاجعه بسیار كوچك است، خبر دختری است كه با پسر تاجری طرح دوستی ریخته و وقتی آقای تاجر با ازدواجشان مخالفت كرده، پسر را فریفته تا مبلغی – ظاهرا پنجاه میلیون تومان – از گاوصندوق پدرش بدزدد و با هم بگریزند و ازدواج كنند و وقتی بچه‌دار شدند برگردند و پدر را در برابر عمل انجام‌شده قرار دهند. پسر پول را ربوده اما بعد دختر و برادرانش او را كتك زده‌اند، دستش را شكسته‌اند، پول را برداشته‌اند و گریخته‌اند.

توجه به جزئیات و حواشی خبرها گاه به درك بهتر آنچه اتفاق افتاده و ادامه نیز دارد كمك می‌كند. متهمان پرونده خمینی‌شهر اغلب جوان و در سن زیر 30 سال به نظر می‌رسند. با این حال نه تنها سابقه شرارت و محكومیت دارند، بلكه با راه و چاه فنی شرارت نیز بیگانه نیستند. چند نفر از آنان را در آستانه گریز از ایران در مرزهای شرقی كشورمان دستگیر كرده‌اند. خمینی‌شهر از شهرهای سنتی و مذهبی كشورمان است و وقوع این ماجرا در آن شهر شاید نشان از این دارد كه حتی هنجارهای مذهبی – اجتماعی رایج در چنین شهرهایی كه معمولا همه را ملزم به رعایت بنیان‌های اخلاقی می‌كند نیز جلوی چنین واقعه‌ای را نگرفته. به بیان دیگر، شاید عمق فاجعه بیشتر و ریشه‌هایش تناورتر از آن بوده‌اند كه حتی این هنجارهای قوی بتوانند از آن جلوگیری كنند.

به نظر می‌رسد روستای قوژد كمتر از پنج هزار نفر جمعیت داشته باشد (طبق سرشماری سال 1385، 4024 نفر). شركت حدود پنجاه مرد نسبتا جوان در این جنایت یعنی حدود یك درصد از جمعیت این روستا و معادل دو درصد از عناصر ذكور (اعم از كودك و پیر و جوان) و باز احتمالا یك بیستم مردان جوان روستا در این جنایت شركت كرده‌اند. حتی اگر رقم فوق را اغراق بدانیم و به نصف برسانیم، باز با عددی تكان‌دهنده مواجه هستیم. قوژد از توابع كاشمر است در استان خراسان رضوی و ساختار اجتماعی شهرستان كاشمر نیز بسیار مذهبی و سنتی است. به نظر می‌رسد در اینجا نیز احتمالا هنجارهای سنتی – مذهبی نتوانسته‌اند حریف ریشه‌های بیماری بشوند.

متجاوزان در روستای قوژد به قربانی گفته‌اند بارها چنین كاری كرده‌اند. فارغ از صحت و سقم این گفتار، صرف به زبان آوردن آن نشان از روحیه‌ای مهاجم و در عین حال خشن و سازمان‌یافته دارد. فحاشی‌هایشان به مقدسات و دعواهای درونی شان نیز از این روحیه خشن و تمشیت‌ناپذیر حكایت می‌كند. در پرونده خمینی‌شهر در ابتدا یكی از مسئولان از نامناسب بودن لباس قربانیان و اثرش بر رفتار مجرمان سخن گفته بود كه خوشبختانه با عكس‌العمل به موقع مسئولان قضایی پرونده از انحرافی كه ممكن بود بعد از این حرف به آن دچار شود نجات یافت. در ماجرای قوژد نیز در مرحله ابتدایی بسیجیان تعدادی از متجاوزان را شناسایی، دستگیر و تحویل مقامات قضایی داده‌اند اما به دستور یك مقام قضایی و به دلیل نبودن شاكی خصوصی این متجاوزان آزاد شده‌اند. البته باز هم خوشبختانه قربانی پس از مرخص شدن از بیمارستان شكایت كرده و عده‌ای از متهمان دستگیر شده‌اند.

به پرونده عشق و فریب تهران نیز بپردازیم. حاشیه قابل توجه خبر این است كه دختر و برادرانش همه به مخدر صنعتی معتاد بوده‌اند. حدسی كه اینجا از نگاهی سطحی به این سه خبر به ذهن می‌رسد این است كه در كشور عزیزمان، فارغ از منطقه جغرافیایی، فارغ از بافت شهری یا روستایی، فارغ از سنتی یا مدرن بودن جامعه، بنیان‌هایی كه حافظ رفتارهای متعادل و اخلاقی میان آحاد جامعه هستند، به‌طرزی عجیب و پنهان و در تعداد احتمالا اندك اما قابل توجهی از مردم ضعیف شده‌اند. مشروبات الكلی، انواع مخدر، خاصه مخدرهای صنعتی و چیزهایی از این دست در بروز و تشدید این سستی تا حد رخ دادن جنایت و فاجعه تاثیر شدیدی دارند و اگر بخواهیم از این فجایع در امان باشیم و نیز اگر بخواهیم در جهان نمونه‌ای سربلند از یك جامعه پاك و عاری از جرم و بزه باشیم، باید در روش‌ها و محتوای تربیتی، در روش‌ها و محتوای رسانه‌ای و در بسیاری چیزهای دیگر تجدیدنظرهایی عمیق – ونه سطحی و صوری – انجام دهیم. نیز باید نگاه مسئولان و رفتارشان در برابر جرم و بزه دقیق‌تر، حساس‌تر و به دور از حواشی باشد. نگاه‌های سهل‌گیرانه و نیز نگاه‌هایی كه در پوشش آسیب‌شناسی وارد می‌شوند و مجنی‌علیه را متهم ردیف دوم پرونده می‌نمایانند، قطعا اندك هستند اما ممكن است آسیب‌هایی جدی و غیر قابل جبران به جامعه وارد كنند.

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تیترخوان زنان