این روزها دغدغه مسولین فرهنگی كشور در این است كه، « چه كنیم جوانان دیندار شوند؟ چه كنیم كه زنانمان محجبه شوند؟ چه كنیم كه خدا در زندگی مردم بیشتروارد شود؟». در حالی این سوالها در كشورمان مطرح است كه، امروزه یك سوال اساسی مطرح در «جامعه شناسی دین» این است كه، « چرا دنیا به سمت دیندارتر شدن پیش میرود؟ چرا حجاب در تركیه و تونس و مالزی انتخاب میشود؟ چرا بازار خدا در حال گرم شدن است؟»

سالها قبل یكی مسولین فرهنگی در مورد یك جلسه پر طرفدار مذهبی، گفته بود كه، «حتما ریگی به كفش اداره كنند گان این جلسه هست، چرا كه هیچ گاه دین خالص از طرف مردم رای نمی آورد و مورد استقبال واقع نمیشود» ! به نظر میرسد كه امروزه این باوردر بین مسولین و متنفذین فرهنگی كشور رسوخ پیدا كرده است. حقیقتا كسانی باور دارند كه «خدا و دین او» به مثابه موجودی «فلج و ناقص الخلقه» است كه ما باید به شدت از آن مراقبت كنیم كه مبادا زیر دست و پا له شود.امروز باور فرهنگی ما این است كه زن «برهنگی را بر پوشش» انتخاب میكند، جوان « بی بندو باری را بر عفت» ترجیح میدهد. و این ماییم كه باید خدا را وارد زندگی مردم كنیم. بنابراین از 6 شبكه صدا و سیما « نماز جماعت » را پخش میكنیم و در شب جمعه « سه بار دعای كمیل» را از سه شبكه مختلف، «دو تا سراسری ویكی استانی» عرضه میكنیم و در خیابان ها ارشاد میكنیم زنانی كه جز با « زبان زور» نمی فهمند كه حجاب بهتر است تا عرصه «هرز گی چشم ها شدن» !

برای چند لحظه بیاید به این سوالات جور دیگر نگاه كنیم:

اگر كسی بپرسد كه «چه كنیم كه مردم در تابستان هندوانه بخورند؟ چه كنیم كه مردم عاشق شوند؟ چه كنیم كه مردم بخندند؟» ! …به او خواهیم گفت كه چرا سوالات را «وارونه » می پرسی؟! برای هندوانه خوردن مردم دلیل نمیخواهند! چه بسا «هندوانه نخوردن» دلیل میخواهد. البته قطعا «هندوانه له» شده را گاهی گاو هم پس میزند.

«برهنگی» پدیده ای است كه به زور «تبلیغات وسنت سازی » به فرهنگ بشریت تزریق شده است. «بی خدایی و بی ماوایی» از سخت ترین انتخابهای بشری است كه سالها فلسفه ورزی نیاز دارد كه عقل ها را اقناع كند، بماند كه دلها هیچ گاه زیر بارنرفته اند و نمیروند. « خدا و هر آنچه خدایی» است، انتخاب فطری انسانهاست و برای انتخاب شدن تنها « بر طرف كردن موانع» كافیست. حجاب یك « انتخاب فطری» است. آنرا از« انتخاب بودن و فطری بودن » تهی كردن نتیجه اش این «سوالات وارونه» است.

در مسئله حجاب چند سوال را جایگزین این سوالات وارونه كنید:

اول: وجوب حجاب چه نوع وجوبی است؟ و اگر فرهنگی است، برخورد قهری در آن چه نتیجه ای میتواند داشته باشد؟

دوم: سالها قبل بحثی در مجلس مطرح شد در باره تغییر رنگ حجاب رایج در ایران. اینكه «رنگ مشكی» رنگی است كه نه «اسلامی» است و نه « معقول» ! در تابستان در بسیاری از مناطق ایران، رنگ مشكلی لباس زنان، سبب آزار و اذیت میشود. گاهی وسط ظهر دود از سر یك زن چادر پوش بلند میشود. سوال اینجاست كه عاقبت این طرح چه شد؟ آیا حساسیت بر سر حجاب منحصر در برخورد با بدحجابی است و آیا تغییر الگوی حجاب، خود یك گام در این جهت نیست؟

سوم: سوال مهم اینجاست كه نتیجه طرح های ضربتی ما در ترویج «خدا و حجاب و هندوانه» چیست؟ استقبال از حجاب در ایران و تركیه چه تفاوتی در آمار نشان میدهند؟

و آخر اینكه:

«هندوانه ها را له نكنید، همه خواهند خورد» !

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تیترخوان زنان