{{فرارو}}: هنوز افکار عمومی درگیر التهاب ناشی از شکنجه دخترک هشت ساله تهرانی و شکستگی‌ها و سوختگی‌های بدن اوست که خبر دیگری از کودک‌آزاری در نقطه دیگری از ایران منتشر می‌شود. این بار در قزوین، ضربه لگد یک معلم سبب نقص عضو دانش‌آموز دوم دبیرستانی می‌شود. معلم به تصور این که دانش‌آموز تلفن همراه با خود دارد، به قصد تنبیه او را کتک می‌زند و همین سبب از کارافتادن یکی از بیضه‌های این دانش‌آموز می‌گردد.

این خبر در حالی منتشر می‌شود که کمی آن طرف‌تر و در تهران خبرگزاری مهر تصاویر یک دختر هشت ساله شکنجه‌شده را منتشر می‌کند. پزشکی قانونی گفت آثار شلاق و ‌سوزاندن با سیگار در نقاط مختلف بدن ‌و شکستگی‌های متعدد از ناحیه دست و سر در او مشهود بوده است. این دختر با مادر معتاد و ناپدری‌اش زندگی می کرده است و پدر او متهم ردیف اول این آزار است. دادستان تهران با واکنشی سریع به این مسئله خبر از رسیدگی فوری به پرونده ناپدری کودک‌آزار داده و از شهروندان خواسته است تا در صورت مشاهده هرگونه کودک‌آزاری سریعآ با دفتر دادستانی تماس بگیرند.

مروری بر اخبار یک ماهه گذشته نشان می‌دهد، کودک‌آزاری از جرایم مرسوم است! تنها اورژانس اجتماعی بهزیستی، (تلفن 123) بیش از 144 هزار مورد کودک‌آزاری را در نیمه نخست سال 88 به ثبت رسانده است. شاید دخترک تهرانی، از خوشبخت‌ترین‌قربانیان کودک‌آزاری بوده، زیرا بالاخره کسی متوجه وضعیت زجرآور و کشنده وی شده است. اما آن‌چه در خصوص جرایمی نظیر کودک‌آزاری واجد اهمیت است، رقم سیاه این جرایم است.

رقم سیاه، آمار جرایم گزارش نشده است. از شمار جرایمی که در جامعه رخ می‌دهد، رقم قابل توجهی از آن‌ها مخفی می‌مانند و هیچ گاه رسیدگی قضایی درباره آنان صورت نمی‌گیرد. کودک‌آزاری به دلیل آن که محل وقوع آن عمدتاً در حریم خصوصی شهروندان است، بخت فراوانی برای مخفی ماندن از چشم مقامات قضایی دارد. در واقع در بسیاری موارد تنها بخت گزارش این جرایم، خود قربانیان هستند. معاون سازمان بهزیستی می‌گوید: «نزدیک به ۷۰ درصد خشونت‌ها در فضای خصوصی و خانواده اتفاق می‌افتد».

دخترک هشت‌ساله تهرانی باز هم از بسیاری از کودکان خوش‌شانس‌تر بوده، چرا که مورد آزار جسمی قرار گرفته است و امکان عکاسی از نشانه‌های این آزار وجود دارد! کودک‌آزاری محدود به صدمه جسمانی به کودکان نیست. آزارهای عاطفی، از زخم زبان زدن گرفته تا تحقیر و تمسخر کودکان و بازیچه‌کردن آن‌ها برای سرگرمی نیز می‌تواند از مصادیق کودک‌آزاری باشد. بر خلاف تصور رایج که کودک‌آزاری را محصول فقر اقتصادی و فرهنگی طبقات پایین دست اجتماع می‌داند، کودکان طبقه متوسط و مرفه نیز در معرض کودک‌آزاری قرار دارند و اتفاقاً به دلیل یقه‌سفید بودن والدین آن‌ها، کمتر کسی حدس می‌زند که کودک در چنین خانواده‌ای از چه وضعیتی رنج می‌برد.

بسیاری از شهروندان درک صحیحی درباره کودک‌‌آزاری ندارند. بر اساس کنوانسیون حقوق کودک و قانون حمایت از کودکان و نوجوانان، هر فرد کمتر از 18 سال در معرض کودک‌آزاری قرار دارد. هرگونه آزاری که سلامت جسمی و روانی کودکان را به خطر بیاندازد می‌تواند از مصادیق کودک‌آزاری تلقی گردد، اما بسیاری کودک‌آزاری را منحصر در خشونت‌های فیزیکی و ضرب و شتم کودکان می‌بینند.

همان قدر که بزرگ‌سالان از دریافت آموزش‌های لازم و کافی در خصوص کودک‌آزاری محروم بوده اند، کودکان نیز با چنین وضعیتی مواجه هستند. در برنامه‌های درسی وزارت آموزش و پرورش خبری از آموزش‌های حقوقی برای کودکان نیست؛ در شرایطی که آگاهی این قربانیان تنها نقطه امیدبخش برای گزارش وقوع کودک‌آزاری است. کودکانی که اساساً از حقوق خود خبر ندارند، چگونه می‌خواهند نقض آن‌ها را گزارش دهند؟

در حالی که تلویزیون برنامه‌های فراوانی برای آموزش بستن کمربند ایمنی در هنگام رانندگی پخش می‌کند، هیچ گاه هیچ آموزشی در مورد حقوق کودکان پخش نمی‌گردد. از سوی دیگر هیچ تشکیلاتی با اختیارات کافی برای پیگیری وضعیت حقوق کودکان وجود ندارد. دولت‌ها در این موارد متوسل به سازمان‌های مردم‌نهاد می‌شوند. در حالی که در قوانین دیگر کشورها برای این سازمان‌های غیردولتی صلاحیت اقامه دعوی در مواردی نظیر حقوق حیوانات یا محیط زیست پیش‌بینی شده است، در ایران، سازمان‌های غیردولتی فعال در زمینه حقوق کودکان کوچک‌ترین جایگاه قانونی در این خصوص و امتیازی بیش از سایر تشکل‌های غیردولتی ندارند.

بر اساس کنوانسیون حقوق کودک، دولت‌ها باید اقداماتی به عمل آورند که مطمئن شوند به حقوق کودکان احترام گذاشته می‌شود. فعالیت‌های دستگاه‌های قضایی، اجرایی و تقنینی تا چه اندازه در راستای افزایش احترام به حقوق کودکان بوده است؟ مشکل در این نیست که قانون تادیب کودکان را در حدود متعارف برای والدین مجاز شمرده است، مشکل این‌جاست که هیچ تمهید قابل توجهی برای استیفای حقوق کودکان در نظر گرفته نشده است.

پرسش در این‌جاست که آیا ناپدری دخترک 8 ساله تنها کودک‌آزار این جامعه است؟ دادستان، وزیر آموزش و پرورش، رئیس سازمان بهزیستی، رئیس سازمان صدا و سیما و نمایندگان مجلس که توجهی به وظایف خود در خصوص حقوق کودکان نداشته اند تا چه اندازه در مظان اتهام قرار دارند؟ پدر و مادری که کودک را بازیچه و سرگرمی مهمانی‌های خانوادگی می‌کنند، یا برادر و خواهر بزرگ‌تری که از تمسخر و تحقیر کودک لذت می‌برند، آن‌ها تا چه اندازه خود را در معرض مسئولیت اخلاقی می‌بینند و عذاب وجدان دارند؟

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تیترخوان زنان