فرودستی زنان در جهان کنونی، نظامی فراگیر است که نه تنها حوزه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی زنان را در بر می گیرد. بلکه رد پای عمیقی نیز در حوزه ی علوم باقی گذاشته است.

یکی از این حوزه ها ، حوزه ی علوم انسانی و به ویژه جامعه شناسی است. فمینیستها معتقدند، جامعه شناسی به شکل سنتی از دید مردان به جامعه نگریسته است و تجربه های زیسته ی زنان را از نظر دور داشته و بنا بر این از جامعیتی که ادعا می کند برخوردار نیست.

رویکردهای فمینیستها در برابر این نقص، از انجام اصلاحاتی چند در درون این علم و تعمیم آن به تجربه های زنانه تا رها کردن کامل جامعه شناسی گسترده است.

در این نوشته کوشیده ام تا با رویکرد سوسیال فمینیستی که معتقد به بازسازی تعاریف و مفاهیم جامعه شناسی به گونه ای که تجربه های زنان از جهان را نیز در بربگیرد، است، به یکی از حوزه های جامعه شناسی، یعنی جامعه شناسی کار بپردازم.

در این بررسی با مطالعه موردی زنان شاغل در یکی از آژانس های زنان کوشیده ام تا تجربه ی متفاوت آنان از مردان همکار خود را انعکاس دهم.

مردسالاری نظامی جهانی است که در تعامل با سرمایه داری در بازتولید و تثبیت فرودستی زنان می کوشد. اما این نظام جهانی در جامعه ای چون ایران که تحت حکومتی دینی اداره می شود چهره ای منحصر به فرد یافته است. ایدئولوژی مردسالارانه در ایران نه تنها در خدمت منافع اقتصادی و سود نظام سرمایه داری است و توسط این نظام پشتیابنی می شود، بلکه با قوانین و فرهنگ منبعث از دین، در هم تنیده است و این موجب می شود تا هاله ای از تابوها و تحریم های مذهبی که در قوانین نوشته و نا نوشته ی حاکم بر جامعه متجلی شده اند، ایدئولوژی مردسالاری در ایران را در بر گیرد و نیرو مند تر سازد.

تقسیم بندی جنسی و سنی کار همواره در جهان وجود داشته است، اما این تقسییم بندی در نظام های طبقاتی با مرتبه بندی اهمیت و منزلت مشاغل همراه شده و شکلی سلسله مراتبی یافته است. در این سلسله مراتب اغلب زنان در مشاغلی، با منزلتی پایین تر و دستمزدی کمتر مشغول به کارند. زنان همچنین در مقایسه با مردانی که در همان رده ی شغلی مشغولند، از دستمزد کمتری برخوردارند و البته همواره شغل اصلی زنان، در هر رده ای که باشند، خانه داری و مادری است….در بازار کار نیز زنان اغلب به مشاغلی روی می آورند یا از حضور آنها استقبال می شود و یا با موانع کمتری برخوردارند که زنانه تلقی می شوند و با تعاریف حاکم از زنانگی هم خوانی دارد.

رانندگی و مسافر کشی از جمله مشاغلی است که مردانه تلقی می شود. مردان به مراتب بیش از زنان رانندگی می کنند و یا به شغل مسافر کشی می پردازند. و هنوز در این عصر می توان کشوری را یافت که اجازه رانندگی را به زنان نمی دهد( عربستان سعودی)!

گرچه حضور زنان در بازار کار هرگز بدون مانع نبوده است، اما این حضور در مشاغلی که مردانه تلقی میشود، به مراتب با موانع بیشتری مواجه است. و از این جمله است رانندگی آژانس.

رانندگی آژانس به شکل سنتی شغلی مردانه بوده است. به اقتضای ضرورت های اقتصادی و بازار کار، زنان ایرانی از سالهایی نه چندان دور به این شغل روی آوردند. اما همدستی مرد سالاری و ارزشهای سنتی دینی که یکی زنان را رقیب مردان در بازار کاری مردانه می دید و دیگری جای زن را در خانه و دور از چشم نامحرم، موجب شد، زنان تا سالها اجازه ی کار در آژانس ها را نیابند. و آژانس ها در انحصار مردان باقی بماند، اندک زنانی که می توانستند از این سد بگذرند با شرایط دشواری مراجه بودند.

” محبوبه” یکی از زنانی که در آن شرایط در آژانس کار می کرد توضیح می دهد که او به شکل رسمی حق کار درآژانس را نداشت، اما صاحب آژانس به شکل مخفی و غیر رسمی به او اجازه داده بود تا کار کند، محبوبه حق نداشت داخل دفتر آژانس کنار دیگر رانندگان بنشیند، این کار ممکن بود برای صاحب آژانس که حق استخدام زنان را نداشت، درد سر آفرین می شد او توضیح می دهد که گاه ساعتها در هوای سرد زمستان در اتومبیل خود به انتظار تماس صاحب آزانس می نشست تا بتواند مسافری را به مقصد برساند، در حالی که همکاران مرد او در داخل دفتر گرم، مشغول چای نوشیدن و استراحت بودند….جالب است که در همان زمان، زنان حق داشتند تا صاحب آژانس باشند و یا به عنوان مالک آن در آژانس حضور یابند اما این حضور به عنوان راننده ی آژانس ممنوع بود.

به مرور و با تحمیل زنان به بازار کار و حضور فزاینده ی زنانی که مشغول مسافر کشی بودند، در چرخشی البته باز همگام با اصول مردسالارانه ی مذهبی، زنان اجازه ی حضور محدودی به عنوان راننده ی آزانس یافتند.

این بار شاهدیم، قرائت مردسالارانه ی مذهبی حاکم، که نتوانسته بود زنان راننده را از بازار کار دور نگاه دارد، با تحمیل محدویت هایی بر کار زنان، به حفظ و باز تولید مفهوم اندرونی بیرونی در این خصوص پرداخته است. زنان می توانند آژانس های مخصوص خود را داشته باشند، حق کار کردن با مردان در یک آژانس را ندارند.زنان از سوار کردن مردان تنها ممنوع شده اند، و تخطی از این امر می تواند مجازات سنگین محرومیت دائمی کار برای راننده ی متخلف و تعطیلی موقت و در صورت تکرار، دائم آژانس را در پی داشته باشد. مسئولین گاه برای کسب اطمینان از اینکه از این مقررات تخطی نمی شود دست شیوه های عجیبی را به کار می گیرند. کارکنان یکی از آژانس ها از مردی می گفت که سراسیمه وارد آژانس شده و با اصرار تقاضای سرویس کرده بوده ” زیرا همسرش به شدت نیاز بیمار بوده و باید در اسرع وقت به بیمارستان می رسید”. مسئولان آژانس از ارائه سرویس خود داری می کنند و کمی بعد تر متوجه می شوند، مرد مزبور مامور بوده و از این ترفند برای آزمودن میزان پای بندی آژانس بانوان بر ممنوعیت ارائه سرویس به مردان تنها استفاده کرده بوده است.

این در صورتی است که عکس این شرایط برای مردان صدق نمی کند و مردان می توانند در هر ساعتی از شبانه روز زنان تنها را سوار کنند.

تفکر اندرونی بیرونی نمود های سخت تری را نیز در این مورد داشته است. دفاتر آژانس های زنان باید کاملن پوشیده باشند، و اصلن به بیرون دید نداشته باشند. زنان راننده حق ندارند بیرون از دفتر بایستند، مقررات پوشش بسیار سخت گیرانه ای دارند و نظارتی که بر آنها اعمال می شود به مراتب بیش از همکاران مرد آنها است.

علاوه بر همه ی اینها، آنها مجبورند تا هم زمان امور منزل را سر و سامان دهند و در هر حال شغل و وظیفه ی اصلی خود را مادری و خانه داری می دانند. اغلب آنان زمانی که مشغول رانندگی هستند، مدیرت منزل را از طریق موبایل پیش می برند. مریم همسرش بیکار است و در منزل می ماند، او در آمد ناچیزی از طریق مستمری دولتی دارد، مریم از صبح تا شب در آژانس کار می کند و با این که همسرش بیکار و در منزل است، این مریم است که نه تنها مسئول تهیه نهار و شام منزل است، بلکه حتی از کوچکترین وظایف زنان خانه دار نیز غفلت نمی کند. برای مثال در حالی که مشغول رانندگی است مجبور است به تلفن پسرش که از او اجازه می خواهد تا برای خرید سی دی بازی ، پول بردارد پاسخ دهد…. مریم می گوید” با این که همسرم در منزل است، اما رسیدگی به این مسایل را از وظایف من می داند و از بچه ها می خواهد تا با من تماس بگیرند و از من بپرسند که چه باید بکنند.”. زنان راننده همچون دیگر زنان شاغل هیچ مرز دقیقی بین کار و خانه قایل نیستند، آنها حتی وقتی در محل کار هستند، از وظایف خانه داری خود نمی کاهند….

مفهوم “زن خانه دار”، مفهومی متاخر است و هم زمان است با جدایی خانه از محل کار در آغاز دوره ی سرمایه داری…. سرمایه داری در تمام طول حیات خود، حتی آن گاه که به ضرورت های اقتصاد و بازار کار، زنان را از خانه ها به کارخانه ها کشانده است، هرگز با مفهوم زن خانه دار در نیفتاده است. در واقع زن خانه دار و خانه به عنوان ابزار هایی برای کم کردن از هزینه های اجتماعی نظام سرمایه داری و افزایش مصرف، همواره از حمایت این نظام برخوردار بوده است. نظام سرمایه داری با تقدیس خانه داری، شانه از زیر وظایفی چون حمایت های اجتماعی از خردسالان و کهن سالان خالی کرده و زنان را مسئول این وظایف سترگ می کند. ایدئولوژی مردسالاری آمیخته شده با مذهب نیز با تقدیس این امر، پیشا پیش به مقابله با مخالفتهای احتمالی زنان بر می خیزد.

سوسیال فمینیستها معتقد به تعامل سرمایه داری و مردسالاری در فرو دست نگاه داشتن زنانند. آنان می گویند رهایی از این فرودستی، راهی جز مقابله هم زمان با این هر دو ندارد.. شرایط زنان در ایران، مثال آشکاری است بر این همدستی و البته مبارزه روزمره زنان برای رهایی از فرودستی. مبارزه ای که با حضور در مشاغل مردانه و مقاومت در برابر موانع نمود یافته و با اشکال متنوعی از مقاومت اجتماعی ادامه می یابد.

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تیترخوان زنان