عضو هيات علمي پژهشگاه علوم انساني گفت: روي آوردن زنان به اشتغال در خارج از كانون خانوادگي تاثيري بسزا در ابعاد هويت اجتماعي آنان داشته است.

به گزارش خبرنگار «اجتماعي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، سيد بيوك محمدي در همايش ملي آينده پژوهي مسائل خانواده در ايران افزود: از وقوع انقلاب صنعتي در اروپا و آغاز به اصطلاح عصر جديد، تقريبا همه نهادها و ابعاد زندگي اجتماعي جوامع دستخوش تغيير شدند، خانواده‌ نيز از اين قاعده مستنثي نبود.

وي افزود: تحقيقات درباره تاثير تغييرات اجتماعي بر خانواده‌ از آغاز دل مشغولي متفكران اجتماعي، به ويژه‌ جامعه شناسان خانواده‌ بوده است و يكي از اثرات قابل ملاحظه دگرگوني‌هاي كلان اجتماعي ، تغيير در نقش جنسيت بوده است، نقش‌هايي كه مردان و زنان به طور سنتي ايفا مي‌كردند دچار تحول شد و مردان به عنوان نان آور خانه و كسي كه بيرون از خانه فعاليت مي‌كند و زنان به عنوان افراد خانه‌دار، بچه دار و شوهردار به فعاليت‌هاي ديگر پرداختند.

به گفته اين جامعه شناس شايد بارزترين تغييري كه توجه همگان را جلب مي‌كند و اغلب به عنوان اولين موضوع تغيير خانواده‌ بدان اشاره مي‌شود ، تغيير از خانواده‌ گسترده به نوع خانواده‌ هسته‌اي باشد. چرا كه در عصر حاضر بزرگترها و ديگر گروه‌هاي خويشاوندي اهميت خود را از دست داده‌اند و خانواده‌ گسترده‌ جاي خود را به خانواده‌ هسته‌ داده است كه مشتمل بر زن و شوهر و بچه‌هاست همچنين در همين راستا نيز الگوي درون همسري به سوي برون همسري پيش مي‌رود.

دكتر محمدي ادامه داد: در قرن نوزدهم در ايران رشد صنعت مشابه اروپا صورت نگرفت، اما در اواخر دوره قارجايه كه استفاده از كارگران روزمزد متداول شده بود، با زنان روزمزد روبه رو مي‌شويم و بررسي آمار زنان نشان مي‌دهد كه تعداد آن‌ها از سال 1335 تا 1355 به طور مداوم افزايش داشته است.

وي افزود: در سال 1355 در حدود 12 درصد از جمعيت شاغل را زنان تشكيل مي دادند، دهه 1355 تا 1365 نمايشگر كاهش زنان در نيروي شاغل بود، در سال 1365 ، زنان تنها هشت درصد جمعيت شاغل را تشكيل مي دادند.

اين جامعه شناس بيان كرد: در كشوري مانند ايران گرايش زنان به اشتغال همگام با دسترسي بيشتري آنان به سازمان‌هاي آموزشي (مدارس و دانشگاه‌ها) در طي مدتي نسبتا كوتاه در اغلب شهرهاي بزرگ شدت يافت.

وي گفت: روي آوردن زنان به اشتغال در خارج از كانون خانوادگي تاثيري بسزا در ابعاد هويت اجتماعي آنان داشته و اين امر، به نوبه خود، موجب افزايش اعتماد به نفس جامعه زنان شده است و تحقيقات نشان مي دهد كه اشتغال مادران به تنهايي عامل تعيين كننده در روابط زناشويي و رشد و تربيت كودكان نيست، بلكه آنچه از اين حيث داراي اهميت است، جو خانواده‌ ، نگرش‌ها و انتظارات همسر و چگونگي استفاده از اوقات فراغت در امور خانه و خانواده‌ است، مشاركت زنان در بازار كار تحت تاثير نظام ارزشي حاكم بر جامعه و ساختار فرهنگي خانواده‌ها است.

به گفته اين جامعه شناس، شواهد آماري موجود در كشورهاي جهان سوم حاكي از افزايش ميزان مشاركت زنان در مشاغل مربوط به آموزش و پرورش، پرستاري و خدمات است و نشان مي‌دهد، اكثريت زنان تمايل دارند پس از ازدواج ، كار خود را ترك كنند.

دكتر محمدي با اشاره به اينكه مهمترين دليل اين امر عدم تمايل شوهر به همكراي با زن در امور خانه و در يجه ناتواني زن در انجام دادن همزمان وظايف خانه داري و شغلي است گفت: به عبارت ديگر زنان، پس از ازدواج ، تمايل بيشتري به ترك شغل دارند، مگر اين كه تحت فشارهاي شديد مالي باشند.

اين جامعه شناس در پايان خاطرنشان كرد: جامعه ما مثل بسياري از جوامع ديگر، در حال پرداخت هزينه مدرنيسمي است كه آن را با تمام وجود پذيرفته‌اند، لذا بهتر است به جاي «گريستن به روزگاري كه ديگر وجود ندارد و قابل برگشت هم نيست» و راه انداختن مرثيه بر سر ارزش‌هاي والايي كه مورد بي‌مهري قرار گرفته‌اند.

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تیترخوان زنان