به گزارش خبرگزاری زنان ، مدیرکل روابط عمومی ثبت احوال چندي قبل در گفتگو با خبرگزاری زنان از ثبت 65 هزار و 505 واقعه طلاق در نیمه نخست امسال خبر داده بود كه اين رقم در مقایسه با مدت مشابه پارسال 2/6 درصد ، افزایش نشان مي دهد .

بر اين اساس بیشترین طلاق ثبت شده مربوط به مردان در گروه سنی 25 تا 29 با رقم 18هزار و 439 و زنان در گروه سنی 20 تا 24 با رقم 16 هزار و 426 واقعه بوده است.

اين در حالي است كه ا فزایش 47 درصدی طلاق توافقی در طول یک سال گذشته بر چالش هاي اين بخش افزوده است .

برسي آمار طلاق از سال ۸۰ به بعد با شتاب بیشتری نسبت به سال‌های گذشته دارای سیر صعودی بوده است. آمار طلاق در سال ۸۰ ، 4/9 درصد، سال ۸۱، 3/10 درصد، سال ۸۲، 6/10 درصد، سال ۸۳، 5/10 درصد، سال ۸۴ ، 7/10 درصد، سال ۸۵ ، 1/12 درصد بوده است.

طبق آمارها سال 88 بالاترین نرخ طلاق با 8/20 درصد مربوط به استان تهران و پایین‌ترین آن با 8/3 درصد مربوط به استان ایلام است و آمارها حاکی از آن است که تهران، کردستان، کرمانشاه و خراسان رضوی بیشترین و ایلام، سیستان و بلوچستان، چهار محال و بختیاری و یزد کمترین طلاق را به خود اختصاص داده اند.

زندگي در دنياي صنعتي همه مسائلش متفاوت است و گاه عجيب و غريب. تولدش، بزرگ شدنش، ازدواجش و حتي طلاقش. تا چند سال قبل طلاق پديده اي مذموم و قبيح در جامعه به شمار مي رفت و افراد در شرايط بسيار حاد به طلاق فكر مي كردند و گاه در پيچ و خم مراحل قانوني گم مي شدند كه بي خيال طلاق گرفتن از هم مي شدند و سعي مي كردند زندگي شان را ادامه دهند ؛

اما اکنون با گسترش نوعي از طلاق، ديگر نياز نيست كفش آهنين براي جدا شدن از هم بپوشند يا فقط تنها به دليل وجود مشكلات بزرگ به دادگاه مراجعه كنند. زوج مي توانند به راحتي به دادگاه مراجعه كنند و بعد از مدت كوتاهي از دادگاه خارج شده و فاتحانه بگويند: «راحت شدم!»

دادگاه هاي خانواده هر روز مملو از كساني است كه به قصد جدا شدن از همديگر طلاق توافقي را انتخاب مي كنند ؛ زيرا كه معتقدند اين راه آسان ترين و سريع ترين راه براي رهايي از زندگي جهنمي! كنار يكديگر است.

کارشناسان عوامل مختلفی را در افزایش طلاق در ایران دخیل می دانند و بیش از همه روی عوامل اقتصادی و فرهنگی تاکید دارند . در چند سال اخیر موضوع تحكیم خانواده در بسیاری از طرح ها و برنامه ها جای گرفت، به طوری كه نام خانواده در كنار زنان در راس بالاترین دستگاه اجرایی حوزه زنان نشست ،اما با وجود تمركز و تعدد دستگاه های مسئول بر حوزه ازدواج و بهره مندی از بودجه های مختلف، رشد طلاق در این سال ها نگرانی های فزاینده ای را بر افكارعمومی جامعه تحمیل كرده است.

كارشناسان بر اين باورند که ، طلاق موضوعی متصل به ازدواج است با ریشه‌ها و علت‌های همسو و همسان، نرخ بالای زنان و مردان مطلقه، فرزندان طلاق، از هم پاشیدن بنیان خانواده در آینده می‌تواند حیات جامعه را با مخاطره روبرو ساخته و از این رو می‌طلبد تا دولت، مجلس و سایر نهادهای درگیر در موضوع با رویکردی نو و حساب شده به موضوع ورود پیدا کنند.

همچنين نتايج جالب بررسي 10هزار زوج درخواست كننده طلاق ، بيانگر اين است كه 5/15 درصد از درخواستهاي طلاق نيز در دوران عقد ارائه شده، بنابراين مي توان گفت در مجموع 56 درصد درخواست هاي طلاق در كمتر از سه سال نخست زندگي مشترك ، رخ مي دهد كه اين مسئله از نبود بلوغ آگاهي زوجين در زمان ازدواج حكايت دارد.

اگرچه پرداختن آماريِ صرف به اين تراژدي نمي تواند به عنوان يك ملاك مناسب مورد توجه باشد و در اين راستا ضرورت توجه همزمان به سياستگذاري هاي ملي و فرهنگ سازي قومي را مي طلبد، اما بايد از رهگذر آمارهاي مستند به اهميت اجتناب ناپذير پيشگيري قبل از وقوع هر بحران توجه داشته باشيم تا با ارائه راهكارهاي پيشگيرانه از افزايش روند صعودي منحني هاي طلاق در كشور جلوگيري كنيم.

صاحب نظران معتقدند طلاق مانند هر پديده نامطلوب اجتماعي ديگر مولود عوامل متعددي است كه بعضي از آنها، به ريشه هاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي برمي گردد و برخي نيز به صورت بنيادهاي شخصي اختلالات رواني جلوه مي كند.

هر چند تجزيه و تحليل اين مطلب كه چرا برخي طلاق مي گيرند، كمي دشوار به نظر مي رسد، اما به هر صورت، از هم پاشيدگي كانون خانواده نتيجه نارضايتي و عوامل رنج آوري است كه زن و مرد مدت ها در مقابل آن قرار گرفته و فشارهاي اقوام و دوستان يا تقبيح هاي اجتماعي و عوامل ديگر هم نتوانسته است از تصميم آن ها براي جدايي از يكديگر جلوگيري كند.

طلاق به عنوان يك معضل اجتماعي، علل گوناگوني دارد، اما مي توان در يك نگاه كلي به دو علت عمده آن اشاره كرد:

الف – مباحث اقتصادي و معيشتي

ب – اعتياد كه با توجه به زياد شدن روز افزون معتادان اين مؤلفه به يكي از مهمترين علت هاي طلاق تبديل شده است و در نهايت عدم تفاهم زوجين كه بسياري از طلاق ها در اين قالب رخ مي دهد.

دفتر امور آسيب ديدگان سازمان بهزيستي كشور نيز در پژوهشي ، دلايل رشد صعودي طلاق در اين سال ها را متاثر از عوامل اقتصادي و حتي حقوقي دانسته و تصريح كرده است : اعتياد، دخالت والدين و اطرافيان، خشونت و ضرب و شتم، سوءظن و بدبيني و نبود تفاهم از بيشترين عوامل درخواست طلاق زوجين در سال هاي اخير بوده است.

انتخاب نادرست و بي دقتي در امر همسر گزيني و آشنايي ها و دلبستگي هاي خياباني كه بي گمان تحميل نظرات به والدين را در پي داشته، از ديگر عوامل مهم شيوع طلاق در كشور به شمار مي آيد.

همچنين ارزيابي ها نشان داده صنعتي شدن و به اصطلاح مدرنتيه ،حاشيه نشيني و كمرنگ شدن نظام سنتي خانواده گسترده، بيشترين زمينه ازدواج هاي ناموفق را به وجود آورده است.

از اين رو مي توان گفت برخي از طلاق ها دستاورد ازدواج هاي «غلط» است، ازدواج هايي كه يا بر اثر اجبار يا ناشي از عدم شناخت است و نقش عواطف و احساسات زودگذر يا ازدواج بدون تعمق هم بوده است.

طلاق كه امروزه تهديدكننده اصلي كانون خانواده ها به شمار مي آيد، آسيب هاي اجتماعي فراواني را به همراه دارد كه بسياري از پيامدهاي آن را مي توان اين روزها در شهرهاي بزرگ كشورمان مشاهده كرد.

در اين راستا مي توان مهمترين ثمره ميوه تلخ جدايي را در آينده مبهم فرزندان طلاق جستجو كرد.

اين در حالي است كه مطالعات روان شناسان نشان مي دهد جدايي پدر و مادر از يكديگر كودك را به اختلال عاطفي دچار مي سازد، حالت افسردگي براي او پديد مي آورد و در مواردي قدرت اراده و انديشه را از او مي ستاند و در كل او را چنان پريشان مي سازد كه آثار شوم آن تا پايان عمر همراه «فرزند طلاق» است.

ازسوي ديگر پيامدهاي اين موضوع تنها به كودكان طلاق محدود نمي شود، زيرا زنان مطلقه نيز با آسيب هاي گوناگوني مواجه هستند.

در اين راستا حساسيت هايي كه جامعه نسبت به چنين زناني دارد ناشي از نگرش فرهنگ اجتماعي ايرانيان است و همين مسئله ضمن ايجاد محدوديت هايي گاه تا مرز طرد شدن آنان از جامعه پيش رفته است. در چنين وضعيتي مشخص است كه فضايي براي تنفس برخي زنان مطلقه باقي نمي ماند، زيرا طلاق در ايران براي زنان يك فاجعه «فاميلي» شمرده مي شود، درحالي كه براي مردان اغلب چنين مسئله ای وجود ندارد.

اين درحالي است كه بسياري از بزه ها و ناهنجاري ها از طلاق سرچشمه مي گيرد كه همين مسئله افزون بر اينكه هزينه هنگفتي را بر جامعه تحميل نموده ،آسيب هاي اجتماعي را نيز به كلاف سردرگم تبديل كرده است.

در اين راستا صاحب نظران معتقدند ، 50 درصد از هم پاشيدگي خانواده ها دستاورد اعتياد است، 30 درصد كودك آزاري ها در خانواده هاي طلاق اتفاق مي افتد، 65 درصد كودكان بزهكار در خانواده هاي طلاق پرورش مي يابند، 30 تا 40 درصد سرقت و آدم ربايي دستاورد اعتياد است و درصد قابل توجهي از دختران فراري نيز در خانواده هاي معتاد زندگي مي كنند.

از اين رو به نظر مي رسد براي كاهش آسيب هاي اجتماعي بايد همه عوامل زمينه ساز را برطرف كرد، زيرا هر يك از آسيب ها در بروز ديگر آسيب ها به نوعي نقش دارند.

البته همه اين مسائل تنها يك روي سكه است، زيرا مهمتر از طلاق، «طلاق عاطفي» است كه اين روزها به شدت كانون گرم خانواده ايراني را تهديد مي كند.

به دليل محدوديت هاي اجتماعي و فرهنگي ،مشكلات مالي، اجبار خانواده ها و عوامل ديگري كه اجازه جدايي زن و شوهر را نمي دهد، خانواده هاي زيادي وجود دارند كه زن و مرد علاقه اي به ادامه زندگي مشترك ندارند وتنها زير يك سقف زندگي مي كنند.

معمولاً اين زوج ها پس از يك دوره طولاني دعوا و كشمكش، از مرحله دشمني و تنفر عبور مي كنند و به وضعيت بي تفاوتي مي رسند.

به باور روان شناسان بي تفاوتي آخرين مرحله روابط بين زن و شوهر است كه در آن اصل «بود و نبود» همسر براي زوجين تفاوتي نمي كند، بلكه مسایل جانبي مانند مسایل مالي، امنيت اجتماعي و غيره است كه احساس نياز به همسر را شكل مي دهد.

به هر حال در چنين شرايطي كه آسيبهاي طلاق بيش از تجرد است، به نظر مي رسد بايد راه هاي شناخت صحيح را به جوانان آموزش داد. در اين راه با آموزش مهارتهاي قبل و بعد ازدواج، شناخت كافي زوجين، توجه به بحثهاي تربيتي و آيين همسرداري و فرزندداري مي توان ضمن جلوگيري از آسيبهاي خانوادگي به يك خانواده موفق، پايدار و سعادتمند دست يافت.

از سوي ديگر هر چند طلاق معلول بسياري از عوامل و شرايط است، اما بي گمان توجه بيشتر به آموزه هاي ديني، بهبود شرايط زندگي ، بويژه در زمينه مسایل اقتصادي و معيشتي، گسترش مشاوره هاي ازدواج، مهار بلاي خانمانسوز اعتياد و نيز كنترل ناهنجاري ها و معضلات اجتماعي مي تواند در كاهش و جلوگيري از فروپاشي كانونهاي گرم خانواده مؤثر باشد.

در اين راستا ذكر اين نكته ضروري است كه در كنار تشويق جوانان به پيوند مقدس ازدواج، بايد در انديشه ايجاد شرايط مناسب براي استحكام بيشتر بنيان خانواده نيز بود، زيرا تشويق جوانان به ازدواج بدون توجه به مؤلفه هاي ايجاد يك زندگي مشترك پايدار چندان منطقي به نظر نمي رسد.

به هر حال انتشار اين آمار تلنگري است به همه كساني كه طلاق را به عنوان يك واقعيت «سياه» جدي نگرفته و به فكر آن نبوده اند. پس بياييم شرايطي را براي خانواده هاي خوب ايراني فراهم نماييم كه آسمان آن هميشه آفتابي باشد، نه سرد و پاييزي! توصیه ما به جوانان این است که هوشمندانه همراهشان را انتخاب کنند و دوران عقد را کوتاه ، و به مشاجرات لفظی این دوران اهمیت ندهند !

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تیترخوان زنان