ازدواج‌های نيانديشيده رو‌به افزايش است،بايد منتظرافزايش نرخ طلاق باشيم. نشست «طلاق،‌بحران يا راه حل؟» در دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. در اين نشست سه تن از اساتيد دانشگاه‌ها به بررسی وضعيت طلاق در ايران پرداختند.

اين اساتيد دانشگاه، در اين مساله متفق‌القول بودند كه نبايد نگاه منفی به طلاق در جامعه گسترش يابد،‌زيرا در برخی موارد طلاق واقعا يك راه حل است،‌اما زوجين به خاطر نگاه منفی كه در جامعه نسبت به طلاق وجود دارند ،‌به آن تن نمی دهند.

در اين نشست نسبت به وضعيت طلاق عاطفی در كشور اظهار نگرانی شد و آمار طلاق عاطفی در حدود دو برابر آمار طلاق قانونی اعلام شد، اين اساتيد دانشگاه طلاق عاطفی را خطرناك‌تر از طلاق قانونی دانستند.

به گزارش خبرنگار ايلنا، شهلا کاظمی‌پور‏، رئيس مركز مطالعات و پژوهش‌های جمعيتی آسيا و اقيانوسيه در نشست “طلاق، بحران يا راه حل” با بيان اينكه ‏علت اصلی افزايش طلاق در ايران، ازدواج های نادرست است‏‌، گفت: با وجود اينكه مسئولان دولتی آمار و ارقامی ارائه می كنند كه نشان می دهد ازدواج در ايران كم شده‏ اما ميزان‌های خام ازدواج‏ نشان می دهد كه ازدواج در ايران رو به افزايش است و مهم‌ترین علت افزایش ازدواج در كشور هم جوانی جمعیت است. یعنی چون جمعيت در معرض ازدواج در كشور افزايش يافته است‏ بنابراين ميزان ازدواج هم افزايش داشته است.

{{سرعت افزايش سن ازدواج در زنان بيش از مردان است}}

او در رابطه با تحول سن ازدواج در كشور گفت:‌آمارها نشان می دهد که سن ازدواج مردان از 25 سال در سال 45 به تدریج افزایش یافته است اما سرعت افزایش سن ناچیز بوده و به حدود 26 سال و نیم رسیده است‏، ‏‌در سال 88 هم سن ازدواج مردان به 27 سال رسيده است . سن ازدواج زنان نيز در سال 45‏، 23 سال و نيم بوده و البته سرعت افزایش سن ازدواج در زنان خيلی بیشتر است و این یکی از پدیده‌هایی است که شاید بتواند باعث افزایش طلاق شود.

رئيس مركز مطالعات و پژوهش‌هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه تصريح كرد:‌ ازدواج‌هایی که در سال 88 اتفاق افتاده است‏، نشان میدهد كه بیشترین درصد ازدواج ها در گروه سنی 15-19 و 20-24 ساله برای زنان و در گروه سنی 20-24 سال و 25- 29 ساله برای مردان اتفاق می افتد.
كاظمی پور گفت: در گروه سنی 15-19 سال درصد ازدواج برای مردان بسيار ناچيز است و در اين گروه سنی ازدواج زنان نيز كاهش يافته است و در واقع به نوعی شاهد تاخير در سن ازدواج هستيم.
او در رابطه با دليل تاخير سن ازدواج در كشور گفت:افزایش سهم زنان در آموزش‌عالی، توسعه شهرنشینی، توسعه تنوع فرهنگی، گرایش به بازار کار و اشتغال برای زنان، افزایش بیکاری جوانان و مسائل و مشکلات اقتصادی را می توان از جمله مهم‌ترین دلایل افزایش میانگین سن ازدواج دانست.

{{طلاق در بين زوجين جوان و بدون فرزند در حال گسترش است}}

رئيس مركز مطالعات و پژوهش های جمعيتی آسيا و اقيانوسيه در رابطه با وضعيت طلاق در كشور گفت: براساس روندی که شاخص‌های طلاق طی سالهای سرشماری طی کرده است، این پدیده جمعتی از رشد چشمگیری برخوردار بوده و از حدود 9 درصد به 14 درصد افزايش يافته است.
كاظمی پور ادامه داد: بر اساس آمارهای سال 88، بيشترين واقعه طلاق برای زنان در گروه سنی 20-24 و 25-29 سال و برای مردان در گروه سنی 25-29 سال اتفاق افتاده است و اين نشان دهنده اين است كه پديده طلاق كم كم به سوی جوانی حركت می كند‏، يعنی طلاق هایی که در سنين بالا و با تعداد زیاد فرزندان همراه بوده در حال تقليل است و بيشتر زوجين جوان و بدون فرزند و يا با يك فرزند ، طلاق می گيرند.

{{حدود 30 درصد طلاق‌های كشور در تهران اتفاق مب افتد}}

او گفت: طلاق ها در جامعه ایران بیشتر در نقاط شهری اتفاق می افتد يعنی 84 درصد از طلاق های واقع شده در کشور متعلق به نقاط شهری است و بیشترین درصد آن هم متعلق به استان تهران است به طوری كه 30 درصد از طلاق‌های کشور را به خود اختصاص داده است در صورتی که جمعیت تهران کمتر از 20 درصد جمعیت کشور است.

{{بيش از 40 درصد طلاق‌ها در بين زوجينی كه سابقه زناشويی آنها كمتر از 4 سال است، اتفاق می افتد}}

رئيس مركز مطالعات و پژوهش‌های جمعيتی آسيا و اقيانوسيه همچنين توضيح داد: نزدیک به 50 درصد از طلاق‌های اتفاق افتاده در سالهای 85 و 88 مربوط به ازدواج‌هایی است که سنوات زناشویی،‌زوجين در آن کمتر از 4 سال است و این پدیده‌ای است که می تواند معضل جدیدی را در جامعه ایران ايجاد كند.
كاظمی پورصحبت‌های خود را اين چنين نتيجه‌گيری كرد كه تحولات اجتماعی در دهه‌های گذشته در سطح جهان، نظام خانواده را با تغیيرات و چالش‌ها و نیازهای جدید و متنوعی مواجه کرده است و در طی همین مدت خانواده به شکل فزاینده‌ای به علل و عوامل متعدد و پیچیده‌ای در معرض تهدید قرار گفته است.
او توضيح داد: وقتی کارکردهای خانواده از قبیل کارکردهای زیستی، اجتماعی، شناختی و عاطفی یکی پس از دیگری آسیب می‌بیند، زوجین به تدریج احساس رضایت‌مندی خود را از دست می‌دهند و کاهش تدریجی رضایت‌مندی آنها ابتدا موجب گسستگی روانی، که همان طلاق عاطفی است‏ می شود و سپس گسستگی اجتماعی را به دنبال دارد و در نهایت منجر به بروز واقعه حقوقی به نام طلاق می‌شود. طلاق از این نظر که به یک سبک زندگی پر تنش و پر اضطراب خاتمه می‌دهد مناسب است اما پیامدهای منفی خود را به دنبال دارد به همین جهت آسیب‌های اجتماعی و روانی منبعث از آن روز به روز در حال افزایش است.

{{هر چه جامعه ايران از سنت‌ها بيش‌تر فاصله بگيرد،‏‌طلاق در آن رشد بيشتری دارد}}

رئيس مركز مطالعات و پژوهش‌های جمعيتی آسيا و اقيانوسيه ادامه داد:‌به همان نسبت که جامعه از سنت‌ها فاصله می‌گیرد،میزان طلاق هم درآن جامعه افزایش می‌یابد.
او گفت:‌طلاق در ایران اطلس جغرافیایی بسیار روشنی دارد و مدرنیته نا‌خواسته تهاجمی به سوی جامعه ما‏، پديده طلاق را تشدید کرده و شتاب آن را بالا برده است.

{{طلاق عاطفی، اثرات مخرب‌تری از طلاق قانونی دارد}}

كاظمی پور در پاسخ به این سوال که آيا طلاق بحران است یا راه‌حل، گفت: طلاق از یک طرف بحران است و از یک طرف راه‌حلی است برای خاتمه دادن به طلاق‌های پنهان و عاطفی که در خانواده‌ها وجود دارد و منجر به تخریب زیربناهای فرهنگی جامعه منجر می شود. در طلاق عاطفی زوجین از همه کارکردهای اقتصادی در خانواده برخوردار هستند به جز ابراز عاطفه و محبت و می‌توان گفت طلاق عاطفی تاثیر خیلی بدتری نسبت به طلاق واقعی دارد و می‌تواند منجر به بی‌وفایی از دو بعد جنسی و عاطفی شود كه اين بسيار خطرناك است.

{{دو برابر آمار طلاق رسمی، طلاق عاطفی در كشور اتفاق می افتد}}

سوسن باستانی‏‌، عضو هيات علمی دانشگاه الزهرا نيز در اين نشست حضور داشت، و در رابطه با طلاق عاطفی و تحقيق كيفی كه در اين زمينه انجام داده بود، ‏سخن گفت. او با بيان اينكه نبايد در جامعه تاكيد بيش از اندازه بر روی ازدواج انجام شود، گفت:‌ تاكيد بيش از اندازه برازدواج بدون توجه به انگیزه‌های ازدواج و نوع روابطی كه در ازدواج شكل می گيرد، و بدون فرهنگ‌سازی لازم برای ازدواج صحيح، اشتباه است.
او توضيح داد:‌ طلاق از نظر هیچ‌ کس پسندیده نیست ولی اين نكته نيز نبايد از نظر دور نگه داشته شود كه ما حداقل دو برابر آمار طلاق رسمی، طلاق های پنهان یا عاطفی یا خاموش داریم .
عضو هيات علمی دانشگاه الزهرا در رابطه با اينكه در چه شرايطی زن و مرد دچار طلاق عاطفی شده‌اند، گفت: تعريف طلاق عاطفی بسيار مشكل است و برای اينكه ما بتوانيم درك كنيم كه طلاق عاطفی چيست و چگونه به وقوع می پيوندد ‏‌‏‌بر روی 20 نفر از زنان تهرانی كه با مراجعه به مركز مشاوره مشخص شده بود، ‏‌دچار طلاق عاطفی شده‌اند، تحقيقی انجام داديم و ملاك ما برای تعيين نمونه تحقيق اين بود كه حداقل 5 سال از زندگی مشترك زوجين گذشته باشد.

{{ناديده گرفته شدن از طرف مقابل يكی از اصلی ترين عوامل طلاق عاطفی است}}

او ادامه داد:‌ زنان مورد تحقيق، مفاهیم زیادی را در رابطه با طلاق عاطفی مطرح کردند که به طور كلی ناديده گرفته شدن از طرف مقابل يكی از اساسی ترين دلايل طلاق عاطفی مطرح شد كه اين ناديده گرفته شدن شامل نادیده گرفته شدن نیازها و نادیده گرفته شدن انتظارات بود.
باستانی با بيان اينكه، طلاق بحران باشد یا راه حل‏‌بستگی به اين دارد كه در چه شرايطی اتفاق می افتد، گفت:‌ وقتی طلاق عاطفی اتفاق می‌افتد ، کاهش رضایت جنسی، کاهش ارتباط کلامی، بی‌تفاوتی، فقدان صمیمیت، عدم‌گذران وقت با هم، افزایش فاصله، اولویت فرزندان، قطع ارتباط با اقوام و غیره را به همراه دارد كه از آن تحت عنوان کاهش چشمگیر تعاملات مثبت می توانيم ياد كنيم.
او ادامه داد:‌ وقتی کاهش چشمگیر رضایت از رابطه و کاهش چشمگیر تعاملات مثبت رخ می دهد فرض را بر این می گذاريم كه خانواده دچار طلاق عاطفی شده است.
باستانی در رابطه با اينكه پیامدهای طلاق عاطفی چه می تواند ‏‌باشد، گفت:‌ ‌با وجود اينكه همواره گفته می شود كه فرزندان طلاق در معرض معضلات بسياری هستند اما این فرزندان طلاق در دوره قبل از طلاق نيز شرايط و وضعيت نامناسبی دارند و از طرف ديگر زن و مرد نيز دچار مشكلات روحی و روانی بسياری می شوند و حتي گاهی مساله عدم تعهد در خانواده پيش می آيد ‏ و در اين صورت يا مرد به طرف بيرون از خانواده كشيده می شود و يا زن رابطه عينی ياذهنی با مرد ديگری را برای خود متصور می شود.

{{شروع نادرست ازدواج ها، در بيشتر مواقع منجر به طلاق عاطفی می شود}}

عضو هيات علمی دانشگاه الزهرا گفت: شروع نادرست ازدواج ها درخيلی از مواقع باعث بروز طلاق عاطفی می شود و در برخی مواقع نيز در طی زندگی مشترك بی علاقگی ايجاد می شود.
باستانی گفت:‌ زنانی كه دچار طلاق عاطفی می شوند در برخی موارد به صورت ذهنی و در برخی موارد به صورت واقعی با مردان ديگر در بيرون از خانواده رابطه برقرار می كنند و در واقع تعهدی كه در رابطه زناشويی وجود دارد شكسته می شود.
باستانی گفت:‌زمانی که نیازها، انتظارات و نظرات زن توسط مرد نادیده گرفته شود با کاهش تعاملات مثبت زن و مرد ، رضایت زن و مرد از رابطه همسری کاهش یافته، طلاق عاطفی اتفاق می‌افتد و نتیجه این وضعیت مواجه اعضای خانواده با فشارها و مشکلات روحی و جستجوی آرامش در خارج از فضای خانواده است و زن در برخورد با طلاق عاطفی به راهکارهایی چون تلاش برای بهبود و جایگزینی یا تصمیم به طلاق اقدام می کند.

{{خطرناك‌ترين نوع طلاق عاطفی زمانی رخ می دهد كه تعهد جنسی به خانواده از بين می رود}}

او ادامه داد:‌ طلاق عاطفی یک پدیده تک عاملی نیست و طلاق عاطفی پیچیده تر از آن است که به عنوان پدیده تک عاملی به آن نگاه شود و بخش مشترك همه طلاق‌های عاطفی عدم وجود صمیمیمت، ادامه زندگی مشترک بدون رقبت و در عين حال تصمیم به ماندن است.
عضو هيات علمی دانشگاه الزهرا گفت: خطرناك‌ترين نوع طلاق عاطفی، طلاقی است، كه در آن علاوه بر كاهش چشمگير رابطه كلامی و جنسی و حس نفرت به طرف مقابل ، تعهد و تعلق به همسر نيز از بين برود.

{{نبود اطلاعات دقيق در رابطه با آمار حياتی كشور، كار تحليل جامعه‌شناسانه را مشكل می كند}}

سيد‌ حسن حسینی، استاديار گروه جامعه شناسی دانشكده علوم اجتماعی نيز در نشست “طلاق،‏ بحران يا يا راه حل” گفت:‌ يكی از معضلات اصلی جامعه ما اين است كه آمار و اطلاعات در رابطه با وقايع حياتی كشور آن گونه كه بايد و شايد در دسترس نيست و فقط در طی حدود 10 سال اخير است كه امكان دسترسی به آمار و اطلاعات فراهم شده ‏‌ضمن اينكه ايران به نسبت كشورهای ديگر خيلی دير اقدام به سرشماری اطلاعات و آمار حياتی كشور كرده است و اين در حالی است كه در كشورهای توسعه يافته ای مانند فرانسه ‏، جمع‌آوری اطلاعات و آمار حياتی سابقه حداقل 200 ساله دارد ‏‌بنابر اين جامعه شناسان و پژوهشگران اجتماعی در آن كشورها برای تحليل مسائل اجتماعی ‏‌، دسترسی مناسبی به اطلاعات دارند و می توانند تحليلی های دقيق و درستی نسبت به وضعيت جامعه خود ارائه دهند‏‌.

او ادامه داد:‌اگر بخواهیم بررسی جدی روی یک پدیده اجتماعی انجام دهيم، نياز به اطلاعات دقيق و درست داريم اما در ايران اين اطلاعات در بازه زمانی طولانی مدت وجود ندارد و يا دسترسی به آنها مشكل است.
حسينی تصريح كرد: در جامعه ايران، ميزان طلاق همواره در جوامع شهری بيش از جوامع روستايی و بيش از دو برابر بوده است و با وجود رشد آمار طلاق در شهرها ، معمولا آمار طلاق در روستا ها ثابت باقی آمده است.

{{در دهه 80 ميزان طلاق در كشور افزايش چشمگيری داشته است}}

او ادامه داد:‌ در دهه 70 ، آمار طلاق در كشور در حدود 4/9 درصد بوده كه از اين ميان حدود 8 درصد طلاق‌ها در شهرها اتفاق می افتاده و حدود 4 درصد طلاق‌ها مربوط به مناطق روستايی بوده است. اما در دهه 80‏ تعداد طلاق‌ها در جوامع شهری افزايش بيشتری پيدا كرده است و بيشترين ميزان طلاق هم مربوط به تهران است.
استاديار گروه جامعه‌شناسی دانشكده علوم اجتماعی گفت: آمار طلاق در ايران از كشورهای ديگر بسيار كمتر است ‏‏ مثلاً در فلاند، ‏‌آمار طلاق در حدود 50 درصد‏‏ ، در فرانسه 47 درصد و در انگليس بين 46 تا 48 درصد است‏‌، اما با وجود اين باز هم نسبت به افزايش آمار طلاق در ايران نگران هستيم .
او توضيح داد: آمار طلاق در ايران در سال 85 به 94 هزار، سال 86، 99هزار، سال 87، 110 هزار و سال 88، 125 هزار و 747 مورد رسیده است.

{{آمار طلاق در استان تهران سه برابر ميانگين كشوری است}}

حسينی گفت:‌ یک سری از استان‌ها در زمينه طلاق جلودار هستند و یک سری از استان‌ها تقریبا آمار طلاق ثابتی دارند، استان جلو دار ایران در زمينه طلاق تهران است و بعد از استان تهران ‏‌استان های ، خراسان رضوی، اصفهان، فارس، آذربایجان شرقی و غربی، مازندران، گیلان ، کرمانشاه و همدان بالاترين ميزان طلاق را دارند و كمترين ميزان طلاق نيز مربوط به استان يزد است.
او ادامه داد:‌ در تهران در سال 85، 24 هزار،در سال 86 ، 26 هزار،در سال 87، 29 هزار،در سال 88، 34 هزار واقعه طلاق داشته ایم. اين در حالی است كه حداکثر 20 درصد جمعیت جامعه ایران در تهران ساكن هستند، اما تعداد طلاق های واقع شده در تهران 3 برابرآمار كشوری است اما در استان مثلا یزد ، در سال 85، 6/0 درصد ، در سال 86، 66/0 ، در سال 87، 71/0 ، در سال 88، 83/0 درصد طلاق اتفاق افتاده است.

{{به نسبت جمعيت جوان كشور، ‏‌آمار ازدواج پايين است}}

استاديار گروه جامعه شناسی دانشكده علوم اجتماعی گفت:در طی سالهای اخير، ازدواج هم دچار تحول شده و علی رغم اینکه هنوز ازدواج در ایران از عمومیت بسیار بالایی برخوردار است اما به نسبت رشد جمعتی جامعه و میزان جمعیت جوان جامعه تعداد ازدواج ها ، رو به کاهش است. این پدیده های آماری در ایران در مقایسه با سایر کشورها ، به ما نشان می دهد که کسانی که در حوزه های اجتماعی کار می کنند، کسانی که در حوزه قانون گذاری فعال هستند و کسانی که امکان تاسیس ارگان های اجتماعی را دارند، حداقل از این به بعد باید توجه بیشتری به مسائل اجتماعی و معضلات موجود داشته باشند.
او ادامه داد: هر چه از شمال اروپا يعنی كشورهای صنعتی به پايين می آييم، از ميزان طلاق ها كاسته می شود ، يعنی در كشورهايی مانند پرتغال و اسپانيا و يونان ‏، ميزان طلاق ها از كشورهای شمال اروپا، آمريكای شمالی و كانادا كمتر است و گاهی اوقات تعداد طلاق ها در كشورهای جنوبی اروپا به نسبت كشورهای شمال اروپا به كمتر از يك سوم می رسد.
حسينی گفت: در ايران هم وضعيت به همين صورت است و در جوامع شهری به نسبت جوامع روستايی تعداد طلاق ها خيلی بيشتر است و علت را هم بايد در تفاوت های فرهنگی و اجتماعی جستجو كنيم.

{{ازدواج در جوامع سنتی ‏‌مبادله‌ای بين خانواده‌ها است و در جوامع مدرن مبادله‌ای بين دو فرد}}

او ادامه داد: به نظر من ازدواج در جوامع سنتی بیشتر مبادله ای است میان خانواده ها و اقوام که هر یک با مبادله دختران و پسرانشان و وصلت آنها با یکدیگر ، وصلت اجتماعی خود را مستحکم تر کرده و از سرمایه های اجتماعی همدیگر بهره بیشتری می برند و به همين جهت در اين جوامع ازدواج ها از استحكام بيشتری برخوردار است چون ازدواج مبادله ای بين دو فرد نيست ‏‌بلكه خانوادهها و اقوام در ان دخالت دارند.
در جوامع مدرن و شهری اگر ازدواج منجر به رفع نيازهای طرفين نشود به طلاق منجر می شود اما در جوامع سنتی چنين نيست
او ادامه داد: در جوامع مدرن نيز ازدواج مبادله است با اين تفاوت كه مبادله ای بين دو فرد است نه دو قوم. اگر زنان و مردان جامعه مدرن احساس كنند كه ازدواج پاسخگوی مجموعه ای از نیازهای فرهنگی، انسانی ، اجتماعی و اقتصادی شان نيست ، و آنان را در موقعیت های اجتماعی شان یاری نمی رساند و آنها را به موفقيت بيشتری رهنمون نمی شود از پيوند ازدواج كنار می كشند. زيرا ازدواج های امروزی نیاز به ایده های مشترکی در زمینه های مختلف دارد ، احساسات و عواطف و رفع نیازمندی های جنسی و نگرش های اجتماعی و تعاملات فرهنگی مشترك بايد وجود داشته باشد اما اگر حتی احساسات غريزی و جنسی شان نسبت به یکدیگر به صفر می رسد در حالی که هیچ اشکالی در سلامتی جنسی و جسمی شان وجود ندارد ،از هم جدا می شوند.

{{فردی بودن ازدواج در جوامع مدرن باعث می شود كه طلاق آسان‌تر اتفاق بيفتد}}

حسينی تصريح كرد: به جهت فردی بودن ازدواج در جوامع مدرن است كه ميزان طلاق در شهرهايی مانند پاريس و تهران بالا است. استان‌هایی مانند تهران،خراسان‌رضوی که بالاترین میزان طلاق‌ها را دارند ، در حالی که در استان هایی مانند یزد که کمترین میزان طلاق را داریم ، هنوز روابط و مبادلات جمعی در نتیجه ازدواج های گروهی و مبادلات میان گروهی حاکم است.

{{بيشترين متقاضيان طلاق در ايران زنانی هستند كه يا شوهرانشان به آنها نفقه نمی دهد يا معتاد هستند}}

او ادامه داد:‌ البته در ایران باید پدیده های اقتصادی و اجتماعی همچون بحران بازار کار و اعتیاد به خصوص در مردان و گستردگی تعداد معتادان را در جامعه از عوامل مضاعفی دانست که به پدیده طلاق و جدایی زنان از مردان کمک می‌کند ، به همین دلیل است که در ان جاهایی که زنان متقاضی طلاق در ایران هستند بخشی از زنان و یا بخش قابل توجهی از زنان متقاضی طلاق در ایران کسانی هستند که شوهرانی دارند که یا به آنها نفقه نمی دند ، یا معتاد هستند.

{{سردی روابط جنسی از عوامل ديگر طلاق در ايران است}}

حسينی گفت: از عوامل شاخص دیگر طلاق در ایران سردی روابط جنسی زن و شوهر است که این سردی در روابط جنسی زن و شوهر از دو مساله ناشی می‌شود یکی اینکه ما به طور مشخص مگوهایی را در زندگی اجتماعی و اجتماعی شدن داريم که این مگوها به تدریج خودش را در حوزه زندگی زناشویی نشان می‌دهد. دوم اینکه در جامعه ما بر خلاف سنت نبوی اسلام ، که بسیار در زمینه مسائل جنسی باز و راحت برخورد شده است ، عده‌ای آنچنان تفکر خودشان را در ارتباط با روابط جنسی خوف می کنند که وقتی هم كه ازدواج می‌کنند یک رابطه ریاضت کشانانه را برای خودشان قائل می شوند که این رابطه موجب نارضایتی یکی از طرفین می‌شود.

{{وسايل ارتباط جمعی مدرن ، رفتارهای جنسی را تغيير داده و اين می تواند در مواردی منجر به طلاق شود}}

استاديار گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران تصريح كرد:‌ چه بخواهیم و چه نخواهیم در دهه های اخیر در جوامع ایران و همه جوامع دیگر وسایلی مثل نوار کاست ، سی دی ، دی وی دی ، اینترنت ، ماهواره وارد حوزه فرهنگی ما شده است و اینها برای خودشان پیام های مختلفی دارند كه از جمله پیام‌هایشان ، پیام‌های رابطه جنسی است، پیام‌های رابطه جنسی این رسانه‌ها به خصوص ماهواره و اینترنت سليقه مخاطبان را در زمينه جنسی عوض كرده است و در شرایطی که ایده‌های یک زن و شوهر به طور مساوی در جریان این گونه امواج قرار بگیرد و به تساوری از حوزه فرهنگی خود عبور کنند و با یک سری شاخص‌های دیگری در رابطه آشنا شوند مشکلی نیست، اما مشکل از آنجا شروع می‌شود که زن یا مرد یک کدام ، خودشان را به این امواج می‌سپردند و با سپردن به این امواج ایده‌هایشان عوض می شود ، و وقتی ایده‌اش عوض می شود ، رفتارهایشان هم عوض می شود ، رفتارهای جنسی متفاوت پیدا می کند و اگر همسر او با اين تغييرها هماهنگ شود ‏‌ممكن است رابطه به طلاق منجر شود.

{{زمانی كه اختلافات خانوادگی ، به عدم تعهد به خانواده منجر شده است، طلاق بهترين راه حل است}}

او در پاسخ به اين سوال كه بالاخره طلاق بحران است يا راه‌ حل گفت: به نظر من در بسیاری از موارد طلاق می‌تواند راه حل باشد به دلیل اینکه، وقتی طلاق عاطفی پیش می‌آید ، حتی آنجایی که فرد در ذهن خودش زنای ذهنی می کند دچار عذاب وجدان می‌شود ، چه برسد زمانی که بخواهد در بیرون از حوزه خانواده رابطه ایجاد کند و به نیازهای طبیعی خود پاسخ دهد، بنابراين از این بایت می‌توان گفت طلاق در برخی موارد ، چیز بسیار خوبی است، حتی در مورد خانواده‌هایی که صاحب فرزند هستند هم باز چیز خوبی است، به دلیل اینکه وقتی مطالعه و مقایسه میان خانواده‌هایی که دائما درگیر هستند و خانواده‌هایی که از هم جدا شده‌اند، ‏‌فرزندان خانواده‌های طلاق از خانواده‌های متشنج وضعيت بهتری دارند.

{{دولت بايد از زنان مطلقه و فرزندان آنها حمايت بيشتری كند}}

او ادامه داد:‌در ایران ما دو سازمان داریم که به خانواده ها به خصوص خانواده های بی سرپرست کمک می كنند ‏‌اين دو سازمان عبارتند از كمیته امداد و بهزيستی، اما متاسفانه سرویس های آنها چندان کفایت جامعه ایران و جمعیت این چنینی جامعه ایران را ندارد ، درایران ما سازمان های حمایتی از کودکان طلاق خیلی کم داریم، و سازمان های مردم نهاد نيز پاسخگوی نيازهای اين خانواده ها نيستند ، بنابر اين طلاق ناهنجاری های اجتماعی را افزايش می دهد ‏‌بنابر اين نياز داريم كه دولت برنامه ريزی دقيق تری در رابطه با اين خانواده ها و زنانی كه طلاق می گيرند و به تنهايی و يا با فرزند خود ادامه زندگی می دهند‏‌، داشته باشد.

{{ازدواج‌های نينديشيده در ايران رو به افزايش است،بنابراين بايد منتظر افزايش آمار طلاق باشيم}}

كاظمی پور در پاسخ به اين سوال كه تحلیل شما از چشم‌انداز طلاق در ایران چیست، آیا راهکارهای کنترل طلاق نتیجه بخش است يا خير، گفت:‌اگر ما این فرض را بپذیرم که مدرنتیه افسار گسیخته به ایران وارد شده و ادامه پیدا خواهد كرد، ما باید منتظر طلاق های بیشتر باشیم.
او ادامه داد:‌ بین طلاق هایی که در کشورهای توسعه یافته اتفاق می افتد و طلاق هايی كه در کشور ما به وقوع می پيوند تفاوت وجود دارد.به نظر من در کشورهای توسعه یافته ، طلاق هايی كه اتفاق می افتد بعد از ازدواج های انديشده است اما در ايران بيشتر طلاق ها بعد از ازدواج های نينديشيده صورت می گيرد.
رئيس مركز مطالعات و پژوهش های جمعتی آسيا و اقيانوسيه افزود :‌ در ايران همچنان ازدواج‌های نينديشيده رو به افزايش است پس بايد انتظار وقوع طلاق‌های بيشتر را داشته باشيم . اينكه آمار نشان از آن دارد كه بيش از 50 درصد طلاق ها در 4 سال اول زندگی زناشويی اتفاق می افتد نشان از همين مساله دارد.

{{ازدواج‌های زودرس منجر به طلاق می شود‏، ‌هر چند كه مسئولان از بيان اين مطلب خوششان نمی آيد}}

كاظمی پور در پاسخ به اين سوال كه چه نسبتی میان افزایش سن ازدواج و طلاق وجود دارد، سن تجرد قطعی در ايران چقدر است، گفت:‌ به نظر من ازدواج های زودرس منجر به طلاق می شود، البته مسئولان از اينكه من چنين نكته‌ای را مطرح كنم خوششان نمی آيد، اما عمدتا ازدواج های زودرس و ازدواج های نیندیشیده است كه منجر به طلاق می شود.
اگر ازدواج با تعمق باشد کمتر منجر به طلاق می شود.

{{سن تجرد قطعی در كشور كاهش يافته و به35- 39 سال رسيده است}}

او ادامه داد: معمولا گفته مي شود ‌تجرد قطعی در گروه سنی 40-44 سال برای زنان و 50 تا 54 سال برای مردان است ولی مطالعه‌ای که ما اخیرا انجام دادیم، نشان داد كه سن تجرد قطعی در ایران کاهش پیدا کرده و در رنج سنی 35 -39 سال رسيده است.او در رابطه با ميزان تجرد قطعی در كشور گفت: در حال حاضر آمار تجرد قطعی در كشور حدود 6 و 7 درصد است و پیش بینی من هم اين است که تجرد قطعی به 10 درصد هم خواهد رسید.

{{بايد تلاش كنيم از قبح طلاق در جامعه كم شود}}

سوسن باستانی در پاسخ به اين سوال كه با توجه به آثار مخرب طلاق عاطفی در کشور آیا بهتر نیست روند طلاق تسهیل شود تا این همه عوارض برای زن و مرد و بچه ها نداشته باشیم، گفت:‌ به راحتی نمی توان در رابطه با اين مساله صحبت كرد، و پيشنهاد كرد كه روند طلاق تسريع شود، زيرا هنوز در جامعه ما طلاق قبح اجتماعی دارد و وقتی به زنی انگ طلاق می خورد‏‌، دچار مشكل می شود. بنابر اين گاهی اوقات تبعات طلاق آن قدر سنگين است كه افراد با وجود اينكه دچار طلاق عاطفی شده اند تمايلی به طلاق قانونی ندارند.
او ادامه داد:‌اگر فرهنگ سازی درست در رابطه با طلاق صورت گيرد و به طلاق به عنوان يك راه‌حل در مواردی كه ادامه زندگی امكان‌پذير نيست نگاه شود‏، بسياری از مشكلات حل می شود.
عضو هيات علمی دانشگاه الزهرا گفت: مساله اصلی كه باعث میشود ازدواج ها به طلاق منجر شود اين است كه افراد برای ازدواج، انتخاب‌های درستی ندارند و انگيزه‌های درستی برای ازدواج نداشته‌اند . در حال‌حاضر مسئولان فقط به دنبال اين هستند كه برای ازدواج تبليغ كنند تا سن ازدواج در كشور افزايش پيدا نكند ‏‌اين در حالی است كه بدون انگيزه‌های درست ازدواج محكوم به شكست است.
استاديار گروه جامعه شناسی دانشكده علوم اجتماعی نيز در رابطه با اين سوال گفت:‌در هر زندگی زناشویی اختلافاتی بین زن و شوهر پیش می‌آید منتهی وقتی از طلاق عاطفی صحبت می کنیم‏ وقتی است كه زن و مرد از سطح تنش‌های مقطعی گذر كرده‌اند و در شرایطی قرار گرفتند که دائما از هم ایراد می گيرند، بنابراين اگر طلاق های عاطفی گرفتاری های اجتماعی به دنبال نداشته باشد، بهتر است كه به طلاق دائم در آن شرایط منجر شود.

{{بايد با توجه به هنجارهاي موجود روابط بين زن و مرد به جوانان آموزش داده شود}}

او ادامه داد:‌ متاسفانه مردان جامعه ما ‏‌به زنان خود هم به چشم خواهر و مادر خود نگاه می كنند و نمی دانند كه بايد با همسر خود چگونه رفتار كنند و محبت كافی را به آنها ندارند و از خود همدلی نشان نمی دهند ‏‌برای كاهش ميزان طلاق ها بايد به زنان و مردان آموزش های لازم در رابطه با روابط بين زن و مرد داده شود تا شناخت بيشتری از روحيات هم پيدا كنند.
او ادامه داد:‌ در جوامع شهری مانند تهران ‏‌زنان ديگر فقط انتظار نفقه از مردان خود ندراند و به دنبال عشق كامل هستند و بنابر اين تعريف روابط زن و مرد در جوامع شهری تغيير كرده است و مردان و زنان بايد با توجه به هنجارهای موجود روابط خود را تنظيم كنند تا با مشكل مواجه نشوند.

{{تا زمانی كه طلاق يك پديده ناشناخته در جامعه باشد ‏‌روز به روز به آمار آن افزوده می شود}}

حسينی در پاسخ به اين سوال كه آیا سیاست گذاری در ایران باید بر کنترل میزان طلاق متمرکز شود یا کنترل عوارض آن، گفت:‌ من معتقدم که اگر بخواهیم یک پدیده اجتماعی مثل طلاق را کنترل کنیم باید عوامل مختلفی را مد نظر قرار بدهیم و ببینیم که اصولا این طلاق ها چرا صورت گرفته است؟ یکی از پدیده های ناشناخته جامعه ما زندگی خانوادگی و زناشویی و طلاق است. مادامی که این ناشناخته‌ها برای ما باقی باشد قطعا این پدیده به روند افزایشی خود ادامه می‌دهد ، ما وقتی می توانیم ، یک پدیده را کنترل کنیم که دقیقا آن پدیده را بشناسیم، اما متاسفانه باید بگویم با توجه به شواهدی که جامعه ما دارد، ما همچنان باید منتظر بالا رفتن میزان طلاق ها باشیم ، حتی در سایر استان ها و مناطقی که در آنجا‌ها میزان طلاق‌ها به مراتب کمتر است و زندگی حالت طبیعی و مناسبی را دارد.

{{آشنايی بيشتر، قبل از ازدواج‏‌، آمار طلاق را كاهش میدهد}}

استاديار گروه جامعه شناسی دانشكده علوم اجتماعی در پاسخ به اين سوال كه آيا آشنايی های بين دختر و پسر در قبل از ازدواج در ميزان آمار طلاق تاثير دارد يا خير‏‌، گفت:‌ دختر و پسر در جامعه ايران بايد به يك شناخت نسبی از هم داشته باشند و به جای جداسازی های بيش از حد ‏‌مثلا جدا سازی ها در دانشگاه ها بايد به اين فكر كنيم كه افراد به رشد ذهنی لازم براي در كنار هم كار و تحصيل كردن برسند.
او ادامه داد:‌ زن و مردی که می خواهند ازدواج کنند نیاز به شناخت از هم دارند تا به اين نتيجه برسند كه تا چه اندازه برای هم قابل تحمل هستند‏‌، ما نباید به ازدواج به عنوان پدیده‌ای که ما را به راحتی و مشروع به یک رابطه جنسی سالم می‌رساند نگاه کنیم، چون هر چه سن بالا رود میزان رابطه جنسی كاهش می یابد، پس زندگی زناشویی که امری ادامه دار است باید به چیزهایی بیش از روابط جنسی متکی باشد و اتکايش هم روز به روز بیشتر شود.لازمه چنين رابطه ای ‏‌آشنايی دختر و پسر قبل از ازدواج است . اين آشنايی به هر نحوی که جامعه و قانون‌گذران جامعه صلاح می دانند‏‌، بايد انجام شود چون قطعا آشنایی بیشتر قبل از ازدواج منجر به بحران های کمتر در طول ازدواج می شود.

{{زن و مرد بايد دوشادوش هم پيشرفت كنند تا فاصله‌ای بين آنها ايجاد نشود}}

او ادامه داد:‌هيچ تضمينی وجود ندارد كه وقتی دو نفر با هم حرکت می‌کنند و زندگی را آغاز می كنند در طول مسير زندگی هم سطح هم باقی بمانند ‏‌بنابراين برای جلو گيری از پديده طلاق زن و مرد موظف هستند با هم ذهن‌شان را بالا ببرند و با هم پيشرفت كنند تا فاصله‌ای بين آنها ايجاد نشود. چرا که بسیاری هستند که ازدواج‌های خوبی را شروع می کنند اما به علت فاصله‌ای که بعد از زندگی پیدا می کنند دچار بحران و مشکل می‌شوند.

{{زنان مطلقه شانس كمتری نسبت به مردان مطلقه برای ازدواج دارند}}

استاديار گروه جامعه شناسی دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در پاسخ به اين سوال كه چرا خانم‌های مطلقه کمتر از آقایان مطلقه تمایل به ازدواج مجدد دارند، گفت: عموما ذهنیت منفی روی طلاق وجود دارد و متاسفانه ذهنیت منفی روی زنان مطلقه بیشتر است یعنی اگر مرد مجردی بخواهد با زنی كه قبلا ازدواج كرده ، ازدواج کند ‏‌تمايل دارد با زنی كه همسرش فوت كرده ازدواج كند تا زنی كه طلاق گرفته و اين نشان دهنده اين است كه يك زن مطلقه نسبت به زنی که شوهرش فوت کرده به لحاظ موقعیت اجتماعی یکی هستند اما به لحاظ ذهنی دو جایگاه متفاوت دارند به همین خاطر است که در جامعه ایران زنان مطلقه شانس ازدواج مجدد شان از مردان مطلقه کمتر است.

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تیترخوان زنان