سال ۸۸۱۱ برای مردم ایران و کنشگران جنبش های سیاسی و اجتماعی
از جمله کنشگران جنبش زنان سالی پر هزینه بود. به دنبال حوادث تلخ
پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران تعداد زیادی از کنشگران
جنبش های سیاسی و مدنی از ایران مهاجرت کردند. برخی معتقدند این
مهاجرت ها به گونه ای اجباری بود و برخی دیگر بر این باورند که
الزامی در کار نبوده است. در این راستا با نیکزاد زنگنه و ستاره
هاشمی، از فعالین جنبش زنان و کمپین یک میلیون امضا گفتگو کردیم.

{{شرایط حاکم در جامعه پس از انتخابات سال ۸۸۱۱ و تاثیر آن بر فعالیت
کنشگران جنبش های اجتماعی}}

نیکزاد زنگنه معتقد است که ۲۲ خرداد سال گذشته و زنجیره رویدادهای
غیرقابل پیش بینی بعد از آن فضای جامعه را شدیدا تحت تاثیر قرار داد.
وی می گوید “این روند برای همه به ویژه فعالان اجتماعی بسیار محسوس
است. مهمترین اثری که در مقاطعی شاهد بودیم این بود که اکثر جنبش
های اجتماعی به نفع جنبش سبز دچار رکود شده ویا کاملا در آن حل
شدند و این رکود یا حل شدن برای افرادی مثل من که علیرغم التهابات
موجود همچنان مصر بودند در راستای اهداف جنبشی خود کار کنند،
فضای پرتنشی را ایجاد کرده بود و روند فعالیت با کندی بسیار مواجه
شده بود. این دشواری و کندی و معطوف شدن تمام توجه ها به یک سمت
و غافل شدن از وجوه پایدار فعالیت، بسیاری را خسته و دلسرد کرد.”

{{فضای سرکوب و دانشجویان ستاره دار}}

زنگنه که از دانشجویان ستاره دار است از فضای سرکوب سازماندهی
شده و همه جانبه ای که در واکنش به رویدادهای پس از انتخابات در
جامعه و نهادهای آن اعمال شد صحبت می کند. او ادامه می دهد: ” من و
بسیاری از دوستان دیگر به رغم کسب رتبه بسیار خوب در آزمون های
کارشناسی ارشد با ممنوعیت از تحصیل و عدم صدور کارنامه مواجه
شدیم و این مسئله سلب طبیعی ترین حق شهروندی یک انسان است.
علیرغم پیگیری بسیار تا کنون با گذشت نزدیک به دو ماه از اعلام نتایج
هنوز هیچ سازمان و ارگانی توضیحی در این باره نداده است، همانطور
که در گذشته و به ویژه برنامه های انتخابات ریاست جمهوری، وجود
دانشجویان ستاره دار توسط دولت وقت به کلی تکذیب شد.”

{{سرکوب داخلی ، مهاجرت به خارج از ایران و تاثیرات فردی این
مهاجرت ها بر کنشگران داخل ایران}}

پس از مهاجرت عده ای از کنشگران جنبش زنان به خارج از ایران
بحث های زیادی در این راستا مطرح شد. ستاره هاشمی در پاسخ به این
سوال که این مهاجرت ها به لحاظ فردی چه تاثیری بر کنشگران داخل
ایران داشت می گوید: ” شاید ساده ترین جوابی که می توانم به این سوال
بدهم این باشد که نا امیدکننده بود. اما قضیه خیلی عمیق تر از مقولات
این چنینی است. من فکر می کنم این مهاجرات ها تا حدودی به “ما”ی
جنبش های اجتماعی موجود لطمه می زند. یکی از عزیزترین سرمایه
های هر جنبش اجتماعی حس هویت جمعی است. بحثم اصلا این نیست
که افراد با مهاجرت هویت خود را ترک می کنند بلکه آن چه مد نظر من
است دقیقا پاسخ به سوال شما در مورد تاثیر مهاجرت بر کنشگران داخل
است و نه آن هایی که رفته اند. یعنی وقتی در یک شرایط تلخ تاریخی
تردید ایجاد بشود نسبت به کنار هم بودن و همبستگی آدم ها این “ما”
لطمه می بیند. ساده تر بگویم وقتی “ما می مانیم” تبدیل می شود به “من
می مانم” این اتفاق می افتد. البته در مورد جنبش زنان باید بگویم که این
حس هویت جمعی آزار می بیند اما به کل متلاشی نمی شود چون پیش از
این تا حدودی عمق یافته و تثبیت شده است. حالا اگر بخواهم کمی
بروکراتیک هم به قضیه نگاه کنم می توانم در این مورد صحبت کنم که
به دلیل آنکه روند مهاجرت سریع تر از جذب و توانمندسازی نیروهای
تازه است به لحاظ کاری فشاری مضاعف بر کنشگران داخل کشور وارد
می آید.”

زنگنه در همین راستا می گوید: “به نظر من “مقاومت” اولین و برجسته
ترین شاخص هر فعال اجتماعی است و باور دارم که زندگی در بستر
جامعه ای که برای اصلاح آن فعالیت می کنیم رمز حیات فعالیت اجتماعی
است. با از دست دادن این دو عنصر موثر، روند کنشگری فعالان
دستخوش مشکلات بسیاری خواهد شد که نه در همه موارد اما در اکثر
آنها، افراد در مدیریت این مشکلات موفق به نظر نمی رسند. مهاجرت
فعالین جنبش زنان تاثیرات فردی متعددی داشت که متاسفانه تا حد زیادی
دامنگیر فعالیت های کنشگرانی شد که همچنان در ایران هستند. با تاکید
بر این نکته که مهاجرت هم مثل هر تصمیم دیگری حق فردی یک انسان
برای مدیریت سرنوشت خود است، گاهی ترکش برخوردهای نامناسب
دوستانی که کشور را ترک کردند به فعالان داخل کشور صدمات فراوانی
وارد کرد. نا امیدی، دلسردی، ناباوری، بی اعتمادی و گسستن پیوندهای
دوستی و همکاری از جمله این صدمات است. برخی از فعالان زن پس
از مهاجرت، در مصاحبه های خود مکررا اظهار کردند که فضای داخل
کشور آنقدر بسته است که دیگر به هیچ وجه امکان ادامه فعالیت های
جنبش زنان وجود ندارد. این قبیل اظهار نظرها برای کنشگرانی که هنوز
در همان فضای بسته فعالیت های جدید تعریف می کنند، مقاله می
نویسند، کارگاه برگزار می کنند، امضا جمع می کنند و به مجلس می برند
و پیگیر امور مربوط به دستگیری دوستان بازداشتی هستند ملموس نیست
و مورد اعتراض جدی آنها است. ما به عنوان کنشگران داخل ایران به
تصمیم شخصی دیگران برای رفتن و فعالیت در فضای دیگر احترام می
گذاریم و در مقابل انتظار داریم آنها نیز به حضور کسانیکه با بالاترین
تهدیدها و دشواری ها همچنان در این فضای باز حداقلی مبارزه می کنند
احترام بگذارند و از اظهار نظرهای غلو شده و دور از واقعیت خود
داری کنند و تصمیمات شخصی خود را به آینده یک جنبش تعمیم ندهند.
ما می توانیم با این درک و احترام متقابل به تصمیمات و زندگی شخصی
هر دو طرف داستان، در کنار هم به پیشبرد فعالیت ها و برنامه های
جنبش زنان بیندیشیم.”

{{جنبش زنان متوقف نمی شود}}

ستاره هاشمی تاکید می کند که تحولات بعد از انتخابات زندگی هم ه
ایرانیان را به گونه ای تحت تاثیر قرار داده است. وی می گوید: ” خیلی
چیزها عوض شده که دیگر به وضع سابق بر نمی گردد. من هم از این
قاعده مستثنا نیستم. ابعاد این واقعیت که حاکمیت پس از انتخابات نه تنها
از دموکراسی به معنی خاص کلمه که از همزیستی با مردم هم صرف
نظر کرده خیلی وسیع بوده است اما در اصل موضوعی که ما برای آن
تلاش می کردیم تغییری ایجاد نشده و وضعیت زنان همان است که بود.
مخاطبان ما هم همین زنان هستند. البته این به معنی آن نیست که قرار
است در مطالبات زنان ایزوله شویم و از شرایط سیاسی تاثیر نپذیریم.
بلکه اتفاقا نتیجه این است که واقعیت اجتماعی را به صورت تک بعدی
نمی بینیم و زندگی مردم را به صورت مطلق در شرایط سیاسی خلاصه
نمی کنیم. ما نمی توانیم متوقف شویم تا زمانی که شرایط مطلوب سیاسی
ایجاد شود. کما اینکه شرایط مطلوب سیاسی تقریبا مبهم است. این خوب
است یا بد نمی دانم اما زندگی مردم در ایران تداوم دارد و ما نمی توانیم
از این تداوم عقب بمانیم. به علاوه پس از انتخابات چیزی که محل مناقشه
قرار گرفت “انتخاب” ما بود و این مساله برای تداوم “اعتراض” ما
مانعی ایجاد نمی کند.”

{{روند حرکت جنبش زنان تحت تاثیر مهاجرت کنشگران}}

هاشمی معتقد است که نمی توانیم خط خیلی مشخصی بین تاثیرات فردی
بر کنشگران و تاثیرات کلی بر جنبش بکشیم. او اضافه می کند: ” وقتی
داریم از تاثیر بر فرد کنشگر صحبت می کنیم او را هم در همان
مجموعه و به عنوان فعال جنبش اجتماعی می بینیم. اما اگر قائل به این
نگاه کلی باشیم من روی هم رفته نسبت به تاثیر این موج مهاجرت بر
آینده جنبش زنان خوشبین نیستم. البته این خیلی هم بستگی دارد به اینکه
جنبش زنان در داخل و در همین شرایط چقدر کارامدی خود را اثبات کند
و عملکرد کنشگرانی که مهاجرت کرده اند چگونه باشد. کنش اجتماعی
افراد به واسطه مهاجرت با محدودیت مواجه می شود و در پی این اتفاق
کیفیت مشارکت آنها در جنبش باید متناسب با شرایط جدید تغییر کند. اگر
این تغییر صورت نگیرد شکافی میان تصمیم گیری و کنش افراد به وجود
می آید که فکر نمی کنم نتایج جالبی داشته باشد.”

زنگنه در همین راستا می گوید: ” به نظر من جنبش های اجتماعی پازل
هایی هستند که به نوعی از کنشگران، آرمان ها، اهداف و بستر جامعه
تشکیل شدند. فقدان هرکدام از این موارد، منجر به ناقص شدن پازل یک
جنبش اجتماعی می شود و عملکرد آن را با اختلال روبرو می کند.
مسلما مهاجرت جمع بسیاری از چهره های فعال، باتجربه و برجسته
جنبش زنان، فقدانی نیست که به آسانی جبران شود و توانمند شدن افراد و
رسیدن به مرحله ی مشابه تجربه و توانمندی، زمان زیادی طول خواهد
کشید. اما به یقین، جنبش زنان این فقدان را به تدریج جبران خواهد کرد.”

{{از شرایط حاضر در راستای پیشبرد اهداف جنبش زنان استفاده می کنیم}}

زنگنه تاکید می کند که مقاطع رکود جنبش ها بزنگاه های تاثیرگزاری
است که می توان از آن برای اصلاح و احیای مجدد فعالیت ها استفاده
کرد. وی می افزاید: ” در شرایط حاضر با فروکش کردن شور جنبش
سبز و استیلای فضای منطق و تفکر به کنشگران، جنبش زنان با سرعت
زیادی دارد به سمت اهداف جنبشی خود که در گذشته تعریف شده بود باز
می گردد که این رویداد مهم و مبارکی است. با برگشتن جنبش زنان به
جاده فعالیت ها و کنش های سابق خود، روند توانمندسازی نیروهای جدید
قوت می گیرد و علاوه بر جبران فقدان ها، نیروی تازه نفس با ایده های
نو به این پازل می پیوندد که با این فرآیند می توانیم نسبت به “مثله نشدن
دوباره حقوق زنان به نفع حرکتی فراگیرتر” خوشبین باشیم.”

{{هاشمی معتقد است که اگر اوضاع طوری پیش برود که جنبش زنان}}

بتواند ضعف ناشی از مهاجرت نیروها را تا حدی جبران کند آن وقت می
شود به فرصت هایی که مهاجرت ایجاد می کند امید داشت. او می گوید: ”
دسترسی آسان به منابع آکادمیک در راستای افزایش غنای تئوریک جنبش
زنان از این دسته فرصت هاست یا توانایی مهاجرین در عرصه تبلیغاتی
و اطلاع رسانی که دوستان دیگر بارها به این قبیل موارد اشاره کرده اند.
اما همه این ها وقتی معنا دارد که شبکه جنبش زنان در داخل ایران حفظ
شود. چرا که پیشبرد اهداف جنبش زنان خارج از فضای زندگی زن
ایرانی اصولا موضوعیت خود را از دست می دهد.”

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تیترخوان زنان