روایت یک روز در میان مردم

لیلا اسدی

تا قانون خانواده برابر- اضطراب داشتیم از این که در گرمایی که کم و بیش با وزش نسیمی ملایم تلطیف می شد، با وجود روح ناامیدی و دلسردی حاکم، مردم چندان از امضاء کردن و گفتگو در مورد قوانین نابرابر استقبال نکنند. با نگرانی همراه شدیم. پارک کوچکی در منطقه غرب تهران را نشانه گرفتیم و وارد شدیم. اما استقبال بیش از حد انتظار ما بود. حداقل ۱۰ امضاء از همان تعداد افراد معدودی که در پارک حضور داشتند، گرفتیم با سوال هایی که انگار همیشگی اند: آیا می شود این قوانین را تغییر داد، واقعا این امضاء ها تأثیری دارد؟ اصلا چرا قوانین اینقدر نابرابرند؟ پسر جوانی هم گفت: با قوانین برابر موافقم، اگر مهریه ها آنقدر بالا نباشد. آخر با این مهریه های سرسام آور چه کنیم؟ مرد جوانی که همراه با زن و فرزندش روی چمن ها با فراغت نشسته بودند، گفت: قانون را اصلاح کنیم، با این ساختار معیوب چه کنیم؟ آیا فایده ای دارد؟ اما هم او و هم همسرش به امید تغییر این قوانین امضاء کردند. برای شروع نه خوب که عالی بود.

وارد پارک کوچک دیگری شدیم. ستاره به سوی مرد و زن جوانی رفت که روی نیمکتی نشسته بودند و به آرامی صحبت می کردند. من هم به سوی مردی رفتم که روی نیمکت دیگری در حال خواندن کتاب بود. گفتم: می خواهیم قوانین تبعیض آمیزعلیه زنان اصلاح شوند. مردم بدانند که چنین قوانینی هست و دولتمردان نیز بدانند که مردم ما این قوانین نابرابر را نمی خواهند. سرتاپای مرا براندازی کرد و گفت: خانم شما بنیان خانواده ها را متزلزل می کنید. اصلا شما می دانید من کی ام؟ تحصیلات من چیست؟ نگاهی به کتاب قطور انگلیسی انداختم که روی زانوهایش باز شده بود، منتظر جواب من نماند و گفت: من فوق تخصص دارم. به این کارها اعتقادی ندارم. بروید به مردم، به جوان ها آموزش بدهید که بروند حمام. بهداشت را رعایت کنند، به جای این که اینقدر به خود ادوکلن بزنند! گفتم این که کار شماست دکتر. گفت: نه کار من درمانِ مردم است. به آرامی گفتم: ولی آموزش و پیشگیری هم بخش مهمی از کار شماست… گفت: به هر حال کاری ندارم. امضاء نمی کنم. گفتم: دفترچه را که می خواهید؟ گفت: بله، می خوانمش …. سرخورده به سوی ستاره برگشتم. حال او هم دست کمی از من نداشت. گفتم: چی شد؟ گفت: “انگار آقاهه زیاد خوشش نیامد. آخه گفت: من نیم ساعت با این خانم قرار گذاشتم که با هم آشنا بشیم…وقت نداریم.” خندیدم و گفتم: خوب من هم بودم، حال و حوصله این حرفها را نداشتم. وقت مناسبی برای این گفتگو نبود. تازه می خواست دل دختر را به دست آورد…ستاره هم ریز ریز خندید. اما آنطرف جلوه توانسته بود امضاء بگیرد از زنان جوانی که با هم برای اندکی فراغت همراه بچه هایشان به پارک آمده بودند. وقتی برایشان از ارث و دیه نابرابر گفتیم، یکی از آنها گفت: باورم نمی شود، چرا باید دیه نابرابر باشد، آخر مگر ارزش جان ما کمتر از مردان است؟

زنی آنطرف تر به ما گفت: با خشونت چه کنیم؟ همسایه ما مدام زن و بچه اش را کتک می زند. علاوه بر دفترچه کمپین، دفترچه آموزش مقابله با خشونت خانگی را هم به او دادیم. گفت می خوانمش. ولی باور کنید همه زنان مثل شما فکر نمی کنند. کمی هم به زنان آموزش دهید. دفترچه را می خوانم، بعد امضاء می کنم.

وارد پارک بزرگ و زیبایی در همان غرب تهران شدیم. خانواده ها در آلاچیق ها در کنار سفره های افطار نشسته بودند، ما هم همچنان که رد می شدیم بوی کباب و جوجه یا آش را با ولع فرو می بردیم. به سوی دختر و پسر جوانی رفتیم که سرگرم بازی تنیس بودند. وقتی برایشان از کمپین گفتیم، پسر گفت: “می دانید زنان و دختران، دیگر مانند گذشته نیستند. آگاهی بیشتری دارند و حقوق شان را مطالبه می کنند. آیا شما از مردان هم حمایت می کنید؟” گفتیم: اگر قوانین برابر باشند، روابط هم سالمتر خواهد بود، مردان هم آرامش بیشتری خواهند داشت. آنها هم امضاء کردند. ۴۵ امضاء جمع شد…

پاسخ دهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

کیمیای ورزش ایران

منیژه موذن
بیدارزنی: کیمیا علیزاده تکواندوکار تیم پناهندگان، ناهید کیانی عضو تیم جمهوری اسلامی ایران را شکست داد. تیتری ساده که در پس آن واقعیت تلخ...
گفتگو با آوین احمدی، جوان هنرمندی که از موانع جنسیتی خود می‌گوید؛

«از کودکی به دختران یاد می‌دهند که خود واقعی‌شان را پنهان کنند»

مقاومت روزمره
بیدارزنی: «آوین احمدی» نوجوان ۱۷ ساله‌ای است که موسیقی را از کودکی فراگرفت. او که در هنرستان موسیقی تهران مشغول به تحصیل است علاوه...

وقتی با هویت خودت فریاد می‌زنی

نیلوفر حامدی
جنبش من هم، تابستان امسال به طور جدی وارد ایران شد. روزی که زنان ایرانی با روایات خود از تجربه آزار  جنسی در فضای...

نوشته‌های مرتبط

بزرگداشت روز جهانی زن در ایران در سایه سرکوب حکومت و مقاومت زنان

بیدارزنی: امسال نیز در آستانه ۸ مارس، به‌رغم تمام محدودیت‌ها و حاکم بودن فضای امنیتی و سرکوب در کشور، زنان در بسیاری از شهرهای...

عدم دسترسی زنان ونزوئلایی به وسایل پیشگیری از بارداری و عدم کنترل بر زندگی خود

برگردان: بنفشه جمالی
این مطلب به وضعیت زنان ونزوئلایی و عدم دسترسی‌شان به وسایل پیشگیری از بارداری که بارداری‌های ناخواسته برای آن‌ها را به دنبال داشته است...

کمپین زنان کرد «هویت زنان را پس می‌گیریم»

بهارعباسی
بیدارزنی: در یک کارزار فرهنگی در شبکه‌های اجتماعی زنان کمپین «هویت زنان را پس می‌گیریم» تشکیل داده‌اند زنان کرد در این کمپین نام مادر...

سقط جنین خودخواسته در آرژانتین قانونی شد

منیژه موذن
آرژانتین روز چهارشنبه تبدیل به بزرگترین کشور آمریکای لاتین شد که رأی به قانونی شدن سقط جنین (خودخواسته) داده است. یک رأی مهم در منطقه‌ای محافظه کار و پیروزی بزرگ برای جنبشی مردمی که سال‌ها اعتراض را به قدرتی سیاسی بدل کرد.