گفتگویی خودمانی در باب اخلاق در جنبش زنان با سوسن طهماسبی سوسن طهماسبی با نزدیک به دو دهه تجربه فعالیت مدنی، یازده سال است که با فعالین حقوق زنان در ایران همگام است. او از فعالین کمپین یک میلیون امضا نیز می باشد. کسانی که از نزدیک با خانم طهماسبی کار کرده اند می دانند که یکی از دغدغه های او اخلاق در کار جمعی است. در فرصتی که پبش آمد با ایشان در این زمینه گفتگویی داشتیم که در ادامه می خوانید.

{{خانم طهماسبی کسانی که با شما کار کرده اند می دانند که اخلاق در کار برای شما دغدغه است، به نظر شما جایگاه اخلاق در تجربه با گروهها و فعالین مختلف مدنی در ایران کجاست؟}}

تعریفی ثابت و همگانی از اخلاق وجود ندارد و اگر از افراد بخواهیم که اخلاق را تعریف کنند ممکن است برخی از احساسات خود صحبت کنند، برخی به قانون اشاره کنند و بعضی به باورهای مذهبی و عرف جامعه. ولی اخلاق در کل یک سری استانداردهای تعریف شده و پذیرفته شده از رفتارهای درست وغلط است. مثل ارزشهایی که قتل، تجاوز، دزدی و دروغ را بد می دانند.

به باور من یکی از بزرگترین چالشهای جامعه ما چه در حوزه سیاسی، چه در حوزه فعالیتهای مدنی و جنبشهای اجتماعی، عدم رعایت اخلاق در کار جمعی و عدم وجود استانداردهای اخلاقی است. البته درست است که ممکن است ما یک سری تعریفهای همگانی و بسیار ابتدایی از اخلاق که رعایت آنها برای پیشبرد کار جمعی از الزامات است داشته باشیم، اما به دلیل بیان نشدن تعاریف و توقعات ما از کار جمعی و عدم پذیرش آنها به عنوان استاندارد، سخت میشود وارد نفد اخلاق کار جمعی شد. از طرف دیگر ما در جامعه ای سلسله مراتبی و غیر دموکراتیک زندگی می کنیم و همین امر باعث شده است که ما فرصت تمرین کار جمعی و اخلاق در کار جمعی را کمتر داشته باشیم. اضافه بر اینها، جامعه افراد را به گونه ای بار آورده که نه مسئولیت کارهای خلاف اخلاق را به راحتی میپذیریم، نه نقدی را که ممکن است به شیوه کاری ما وارد باشد را به راحتی قبول میکنیم و نه شیوه های مناسب برای نقد دیگران تعریف کرده ایم. بخش دیگر اخلاقی رفتار کردن نقد و بازنگری در استانداردهای اخلاقی است. به این معنی که ما بصورت مداوم باید استانداردهایی را که اخلاقی تعریف می شوند را بازنگری کنیم، بسنجیم و ببینیم که آیا واقعا این اصول و استانداردها منصفانه هستند یا نه؟ باید خود و پیرامون خود را نقد کنیم و ببینیم این اصول و استانداردهای اخلاقی به حقوق دیگران آسیبی وارد می کنند یا نه؟ به طور مثال ممکن است یک حرکتی در قوانین جامعه قابل قبول تلقی شود ولی در واقع منصفانه نباشد. مثل چند همسری که در قانون تعریف دارد ولی در عرف تعریف مثبتی از آن نمی شود و با وجود تایید این مساله از سوی بخشی از جامعه، ما می دانیم که به خانواده ها لطمه می زند. ما به عنوان یک انسان مستقل باید نقد کنیم و ببینیم که ایا این عمل منصفانه هست و آیا با اصل پایمال نکردن حقوق دیگران همخوانی دارد یا نه.

{{ممکن است در مورد عدم رعایت اخلاق در کارهای حقوق بشری یا جنبش زنان بیشتر توضیح دهید؟ چه نوع کارهایی از نظر شما غیر اخلاقی محسوب میشوند؟}}

یکی از مشکلات اساسی کار کردن در کشور ما علاوه بر غیر دمکرات بودن جامعه، در خیلی از مواقع غیر دمکرات بودن خود کنشگرانی است که برای بهبود وضع جامعه فعالیت میکنند و البته عدم وجود فرصتهای کافی و تمرین مستمر در کار گروهی، یکی از دلایل اصلی این غیر دمکرات بودن فعالان است. نبود این فرصتها باعث می شود که از الگوهای موجود الگو برداری کنیم و بسیاری از این الگوها نه اخلاقی هستند و نه دمکراتیک. متاسفانه تمامی فعالیتهای اجتماعی ما در سایه نهادهای امنیتی و در یک فضای به شدت امنیتی صورت میگیرد. حضور این دو عنصر در کنار هم یعنی رفتار غیر دمکراتیک و فضای امنیتی خیلی وقتها منجر به بی اخلاقی هایی شده است که شاید هیچ کنشگر اجتماعی حاضر به تایید آن رفتارها نباشد و یا حتی حاضر به پذیرفتن مسئولیت چنین رفتارهایی حتی اگر از خود او سر زده باشد، نباشد. به طور مثال بارها شده است که افراد از فضای امنیتی برای پیشبرد اهداف خودشان و یا بر علیه افرادی که با آنها مشکل کاری، شخصی و یا حتی اختلاف نظر دارند سوءاستفاده کرده اند. واضع تر بگویم مثلا وقتی دو نفر با هم رقابت دارند و یا با هم دچار مشکل میشوند خیلی رایج است که یکی دیگری را عامل دستگاه امنیتی بنامد و سعی بر تخریب شخصیت او داشته باشد.

به غیر از مشکلات واضحی که این امر بوجود میاورد این کار بر خلاف تمامی باورهای است که ما بعنوان فعالان اجتماعی که برای ساختن جامعه ای بهتر تلاش می کنیم، داریم. متاسفانه با فضای امنیتی که بر جامعه حاکم است در خیلی از موارد این نوع اقدامات توجیه میشوند. یکی دیگر از مشکلات اساسی، اهمیت و ارزش بسیار قائل بودن برای جایگاه رهبری است و بسیاری بر خلاف ادعاهایشان تمایل به چهره شدن دارند بدون اینکه استحقاق و یا استعداد و با حتی تجربه کافی برای رهبری داشته باشند. هستند افرادی که برای چهره شدن و یا چهره ماندن، درگیر رقابتهای نا سالمی نیز می شوند، که یکی از شایعترین اینها استفاده از فضای امنیتی بر علیه دیگری و یا گاهی به نفع خود است.

{{به نظر شما تا چه حد به این گونه اختلافات از طرف خود حکومت دامن زده می شود و چقدر این فضای امنیتی بی اخلاقی گری را تقویت می کند؟}}

فضای امنیتی حاکم بر فعالیتهای ما رسیدن به خواسته هایی چون شفاف بودن و یا پاسخگویی را دشوار می کند. اما بعضی ها هم برای قدرت از این فضا به نفع خود استفاده کرده و از زیر پاسخگویی در می روند و در نهایت هم قابل تشخیص نیست که آیا فضای امنیتی را بهانه کرده اند و یا واقعا نسبت به فضای امنیتی نگرانی هایی دارند. البته آنهایی که به این نوع رفتارها نقد دارند هم ممکن است از نقد کردن پرهیز کنند چرا که ممکن است از برخوردهای امنیتی بعد از نقد عمومی نگران باشند و گاهی هم عدم اعتراض به دلیل ترس از اعتراض و به علت برخورد با شخص معترض از داخل جنبش می باشد. در نهایت این انتقادها به جای مطرح شدن در فضایی عمومی به پچ پچ و حرفهای در گوشی منتهی می شوند.

در هر صورت این فضا کار گروهی را دچار مشکلات زیادی میکند ولی باز به نظر من می توانیم مکانیزم هایی تعریف کنیم که حتی با وجود مشکلات کار جمعی در ایران بتوان به سمت اخلاق مداری حرکت کرد. مثلا بعد از کارهای جمعی میتوان جلسات نقد و بررسی شیوه کار داشت و نظرات مطرح شده را در کارهای آتی لحاظ کرد.

{{نکته دیگر اینکه ما در جامعه ای در حال مبارزه مدنی هستیم که به واسطه این مبارزات با خشونت با ما رفتار می شود، مثلا حکم می گیریم و به زندان می رویم. پس در درون خودمان باید با خشونت مبارزه کنیم و یا حداقل سعی کنیم که فشارهای درون گروهی را تا حد ممکن کاهش دهیم. ما برای اینکه بتوانیم جنبش هایمان را حفظ کرده و گسترش دهیم، بسیار مهم است که این اخلاقیات را تعربف کرده و از آنها پیروی بکنیم و فرد منتقد را هم به جای تنبیه حمایت کنیم و یا حداقل سعی کنیم به نقد او پاسخ مناسبی بدهیم. شما در ابتدا از فقدان یک منشور اخلاقی در جنبشهای اجتماعی حال حاضر در ایران صحبت کردید آیا به نظرتون تنظیم و تعریف چنین استانداردهایی امکان پذیر است؟}}

اخلاق در محیط کار مساله ایست که بسیاری از سازمانها و مشاغل درگیر آن هستند و چون تعریف مشخصی وجود ندارد این سازمانها اصول و استانداردهایی تعریف می کنند که همه موظف به پایبندی به این اصول هستند. وقتی افراد با توقعات و انتظارات یکدیگر و محیط کار آشنا می شوند می توانند در محیط کار و گروه مفیدتر عمل کنند و نیز حق و حقوق فرد هم مشخص می شود. در این سازمانها مدیران الگو هستند و باید بیش از دیگران به این اصول پایبند باشند. در این مدل اگر فرد اصول اخلاقی تعریف شده را زیر پا بگذارد به او تذکر داده شده یا تنبیه میشود و در نهایت ممکن است اخراج شود. اگر هم فرد به این اصول پایبند باشد قطعا تشویق میشود و در سازمان و یا محل کار خود پیشرفت می کند. به نظر من اولین قدم برای اخلاقی عمل کردن رسیدن به یک سری تعاریف

مشترک است. خیلی از گروهها و سازمانهای مختلف ممکن است که شاخصها و استانداردهای اخلاقی برای خود تعریف بکنند ولی این کار برای یک جنبش اجتماعی سخت است . در یک جنبش ممکن است فعالین حول یک سری خواسته های حد اقلی جمع شده باشند و حضور در جنبش برای عموم آزاد باشد. اگر ما بخواهیم منشور اخلاقی تعریف بکنیم ممکن است افراد برخوردهای متفاوتی داشته باشند که الزاما مثبت نباشند.

تعریف استانداردهای اخلاقی برای یک جنیش کار بسیار دشواری است ولی ما می توانیم اهداف و حتی ادعاها را تبدیل به استانداردها بکنیم. می توان استانداردها را تعریف کرد و کوشید که در جهت آن استانداردها حرکت کرد. مثلا اگر جنبش زنان جنبشی است که سلطه جو نیست ما باید سعی کنیم که در درون خودمان هم از سلطه جویی پرهیز کنیم. اگر جنبش در صدد رسیدن به برابری است پس باید سعی کرد در درون جنبش با اعضا تا حد امکان برابر برخورد کرد. اگر جنبش زنان از استثمار زنان و گروههای آسیب پذیر صحبت میکند و به آن نقد دارد پس این نوع روابط در درون جنبش زنان هم باید نقد شوند و در نهایت تحمل نشود. بحث و صحبت کردن، بازنگری و نقد مداوم در مورد اصول کار جمعی میتواند فرصت و فضایی را ایجاد کند که این استانداردهای اخلاقی بیان شوند و افراد که در حرکتهای جمعی حضور دارند حد اقل بدانند که توقعات جمع یا افراد دیگر در جمع از آنها چیست. به این شکل اخلاقیات، استانداردها و اصول کار گروهی میتواند بیان و به مرور زمان تعریف بشود و جا بیافتد. در هر کار جمعی هم باید روشهایی برای گوشزد کردن و یا نقد افرادی که از این استانداردها فاصله می گیرند وجود داشته باشد. ولی فقط وقتی به تعاریف مشترک برسیم میتوانیم این نوع نقد و بازنگری را به صورتی مثبت و سازنده انجام بدهیم. هدف از نقد به این شکل این نیست که نسبت به رفتار یکدیگر پلیسی برخورد کنیم. هدف به نظر من بالا بردن کیفیت کار و ایجاد فضای کاری بهتری است که همه میتوانند در آن رشد کنند و از راهی که برای رسیدن به هدف مشترک طی کردند احساس مثبتی داشته باشند. جنبشهای اجتماعی بخاطر اینکه سعی در بهبود جامعه دارند باید مسیر راه و روش رسیدن به هدف را به اندازه خود هدف مهم و حیاتی بدانند. چه فایده دارد اگر ما بتوانیم به هدف خود برسیم و از روش خوبی در رسیدن به هدف برخوردار نباشیم، در این صورت دستاوردهای خود حرکت نیز زیر سوال میرود. در بهبود روشها و مسیر ها تک تک ما مسئول هستیم و باید سعی کنیم رفتاری در کار جمعی پیش بگیریم که برای همکارانمان الگو باشیم. افرادی که تجربه بیشتر در کار گروهی دارند یا در موقعیت قدرتمندتری قرار دارند در این زمنیه مسئولیت بیشتری دارند چرا که خیلی ها به رفتار آنها بعنوان الگوی رفتاری خود نگاه میکنند.

کار دیگری که می توانیم انجام دهیم مطرح کردن خواسته ها و توقعاتمون در یک کار گروهی کوچکتر و مشخص کردن مسئولیت های فردی در قبال گروه است .پس از اتمام کار گروهی میتوان به نقد پروسه پرداخت و نظراتی که در مرحله نقد مطرح میشود را در کارهایی که در آینده انجام میدهیم لحاظ کرد و یا حتی به جنبش تعمیم داد. من شخصا از افراد سوال کرده ام که وفتی در یک گروه کار می کنند توقعشان از گروه چیست. پاسخها متفاوت بود اما در نهایت این افراد انتظاراتشان خیلی ابتدایی بود مثل رعایت اصل شفافیت، پاسخگو بودن فرد مسئول، مسئولیت پذیری، نقد پذیر بودن اعضای گروه، انتقال اطلاعات، تقسیم فرصتها و توانمندی اعضا از طریق کار گروهی و خب یک سری هم انتظاراتی را مطرح کردند که شاید خیلی روشن نباشد مثل همدلانه و خواهرانه برخورد کردن، احترام یکدیگر را حفظ کردن و….

{{آیا هیچگاه داشتن یک منشور اخلاقی در کمپین یک میلیون امضا به طور جدی مطرح شده است؟}}

ما بارها در مورد داشتن این استانداردها صحبت کردیم و برخی استقبال کردند و برخی استفبال نکردند و گفتند ما در شرایطی نیستیم که قادر به تعریف چنین استانداردهایی باشیم. بعضی از افراد هم با این قضیه راحت نیستند چرا که احساس میکنند استاندارد به این شکل حالت بالا به پایین دارد و لازمه آن این است که یک سری افراد برای کل جمع تصمیم بگیرند و با این روش مشکل دارند.

بحث اخلاق در کمپین در برهه ای از زمان که ساختار کمپین دچار تغییر شد مطرح شد نه لزوما تحت عنوان اخلاق ولی بعنوان یک پرسش که چطور می توان دموکرات تر برخورد کرد و چطور میتوانیم کار گروهی را تشویق کنیم، مقید تر با یکدیگر کار کنیم و یا چطور میتوانیم از رقابتهای نا سالم پرهیز کنیم. یا مشخصا چطور می توان گردش اطلاعات در کمپین را بیشتر کرد، چطور میتوان فرصتها را تقسیم کرد، چطور میتوان شفاف بود و در مورد کارها اطلاع رسانی کرد، چطور میتوانیم حذفی برخورد نکنیم، چطور میتوانیم نزدیکتر به آرمان خودمان که قید میکند کمپین رهبر ندارد حرکت کنیم.

در هر صورت کمپین به صورت مداوم از طرف اعضایش مورد نقد و بازنگری قرار گرفته و تلاش جمعی ما این بوده که راهکارهایی برای پاسخ دادن به این نقدها ایجاد کنیم. ممکن است همیشه در تمام مسائل دمکراتیک نبودیم یا حتی بهترین شیوه ها را برای انجام کار گروهی انتخاب و اتخاذ نکرده باشیم ولی این پروسه به نظر من همیشه رو به جلو بوده و کمپین و چالش هایش و همچنین پاسخهای ما به این چالشها و راهکارهای ما برای رفع مشکلات می تواند الگوی خوبی برای دیگر حرکتهای اجتماعی مشابه باشد.

تاثیر این بحث ها و نقدها در کار را چگونه می بینید و این بازنگری ها چه نماد عینی و عملی در پروسه بهینه سازی کار گروهی- طبق گفته شما- داشته اند؟ الان من می تونم ادعا کنم که بچه های جوان کمپین خیلی بیش از گذشته تمایل به تقسیم کردن امکانات و فرصتها یی که در اختیارشان قرار میگرد دارند، در صورتی که من 01 سال پیش حتی در ان جی اوهای کوچک هم شاهد چنین برخوردهایی نبودم. یا همین کنشگران جوان کمپین سعی کردند که نقد را از فضای خصوصی و پچ پج ها بیرون بیاورند و مسائل و دغدغه های خودشان را عمومی تر یا در جلسات و یا از طریق نوشته ها مطرح کنند و برای ایجاد راهکار چاره جویی کنند. به طور مثال اخیرا بسیاری از فعالان اجتماعی و زنان که از ایران رفته اند، گفتمان و شیوه های کاری آنها و یا حتی شیوه رفتنشان از ایران پس از خروج از ایران توسط فعالان در داخل مورد نقد قرار گرفته است.

برخی در این رابطه مقاله نوشته اند و برخی هم در گروههای کوچک این مسائل را مورد بحث قرار داده اند و به این شکل دغدغه ها و توقعات خود را عمومی کرده اند. به نظر من این روشها در طول زمان پاسخ خواهند داد. در حال حاضر هم به مناسبت سالگرد کمپین کارهای گروهی زیادی در کمپین انجام شده که من امیدوارم دوستانی که در این کارهای مقطعی همکاری داشتند جلسه نقد و بررسی در این رابطه داشته باشند. قطعا در این جلسات مسائل اخلاق کار جمعی هم مطرح خواهد شد. ما باید بدانیم که روش و هدف با هم بسیار امیخته هستند اگر به برابری زن و مرد برسیم ولی حقوق فعالین در راه پایمال شده باشد گمان نمی کنم در نهایت دست آورد پر افتخاری داشته باشیم و اصلا امکان پذیر هم نیست. کسانی که کار اجتماعی می کنند باید جلوتر از جامعه باشند تا بتوانند تغییر ایجاد کنند. به نظر من این درسی بوده که فعالان کمپین بعضا با روبرو شدن با چالشهای دشواری به آن رسیده اند که دست آوردی بسیار مثبت و ارزنده می باشد.

با تشکر از شما و وقتی که در اختیار ما گذاشتید

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تیترخوان زنان