تغییر برای برابری – در چهارمين سالگرد شروع به كار كمپين يك ميليون امضا، با تمام تغييرات جديد در زندگي و مطالبات مردم، به خصوص بعد از حوادث انتخابات رياست جمهوري دهم، آگاهي مردم از قوانين و بررسي خواست آنها لازم و ضروري به نظر مي رسد.

اينكه اعتماد مردم به دستگاه هاي قانوني مسئول، در سطحي هست كه مطالباتشان را به آنها عرضه كنند، و بعد از سركوب و خشونت فراوان در جامعه، آيا همچنان حداقل كنش با امضا كردن بيانيه كمپين، براي تغيير بديهي ترين خواست، رفع تبعيض حقوقي از زن و مرد، كاري است كه مردم از آن استقبال مي‌كنند يا خير؟

برای پاسخگویی به این سوال، گزارشی از جمع آوری امضاء توسط فعالان كمپين در نواحي مختلف شهر تهران، بين اقشار مختلف اقتصادي- فرهنگي، ارائه می شود:

در منطقه شمال غربي، از 37 نفري كه راجع به حقوق زنان با آنها صحبت شد، 35 نفر بيانيه كمپين يك ميليون امضا را پذيرفته و امضا كردند، كه 36 نفر از آنها كمپين را نمي‌شناختند ولي حدود 10 نفر از تصويب لايحه حمايت از خانواده و ضعف هاي قانوني آن آگاه بودند. 2 نفري كه امضا نكردند، با پذيرفتن تبعيضات قانوني، بيشتر آنها را مطابق شرع تشخيص دادند كه كار بيشتر فعالان اسلام شناس و قرآن پژوه را در قوانين مربوط به زنان بيشتر از قبل در جامعه اسلامي ايران گوشزد مي‌كند.

در غرب و جنوب غربي، 45 نفر از 52 نفر، بيانيه كمپين را امضا كردند. در بين آنها حدود ده درصد از كمپين خبر داشتند، يكي از آنها از تمام شدن كار كمپين مي‌پرسيد و ديگري خبر دستگير شدگان فعالان كمپين را جستجو مي كرد كه بعد از توضيحات در مورد نبودن منع قانوني طبق حكم هاي صادر شده براي فعالان كمپين در زمينه آگاه رساني حقوقي، و تبرئه همه آنها از هر جرمي، بیانیه را امضا كردند. مخاطب دیگر، سوالات مختلفي راجع به كمپين و ربط آن با مادران صلح و … می پرسید و بر اهمیت تغییر قوانین تاکید می کرد.

در هر صورت استقبال مردم از طرح كمپين خوب بود و البته دلگرم كننده براي فعالان حقوق زنان كه بارها در مدت يك ساله اخير با ترديد، فكر كرده بودند كه خواست امروز مردم جامعه چيست و چطور و با چه شيوه اي مي‌توان به آن دست يافت و آيا آگاهي بخشي در جامعه و نيز تلاش براي متمركز ساختن كنش مردم در جهت خواسته هايشان، همچنان مي‌تواند تاثير مثبتي داشته باشد؟

در منطقه بازار تهران كه بيشتر مردان در آنجا فعاليت مي‌كنند، علي رغم تصور رايج، همراهي با خواسته هاي زنان در تغيير قوانين تبعيض آميز، بيش از حد انتظار است. علاوه بر آن همراهي مردان بازاري در حمايت مالي و كمك به طرح هاي آگاهي رساني كمپين، نيز از روزنه هاي اميد تازه براي فعالان حقوق زنان شده است تا با تعامل با نسل جوان فعال در بازار، هر چه بيشتر در جهت آگاهي رساني و حذف تبعيض، حداقل در حيطه برابري در خانواده گام بردارند.

در خيابان هاي قديمي تهران، كه با رشد و وجود بازارهاي مدرن، همچنان جزء نقاط كليدي بازار محسوب مي‌شود از 36 نفر، 30 نفر بيانيه كمپين را امضا كردند. با اينكه هواي گرم تابستان و البته روزه داري اكثر مغازه داران، شرايط را براي صحبت راجع به موضوعات ديگر سخت مي‌كرد، اما با خوش رويي از طرح كمپين حمايت مي كردند.

اما در شهرهاي ديگر، فضا كمي متفاوت است. از 24 نفري كه توسط يكي از فعالان محلي با كمپين آشنا مي‌شوند 12 نفر بيانيه كمپين را امضا مي‌كنند. گرچه تقريباً تمام آنها با تبعيض هاي قانوني مستقيم در زندگي خودشان و يا زندگي اطرافيان آشنا هستند و تغيير قانوني را مناسب مي‌دانند، اما به دليل جمعيت كم شهرهاي شمالي و تا حدي ترس از عواقب هر موضوع غير روزمره، امضا كردن براي آنها ساده به نظر نمي‌آيد، كه كم كاري فعلان، خارج از تهران را گوشزد مي‌كند. اما در هر حال خارج از فضاي شهري و مدرن، درد دل مردم شهرهاي كوچك خيلي وسيع تر و البته در حوزه خصوصي تر به نظر مي‌رسد.

در هر صورت، در گوشه و كنار جامعه، همچنان و البته مانند گذشته نظرات ديگري هم وجود دارد. نظر كارشناسان و متخصصاني كه هر يك در حوزه تخصصي خود از كمبود آگاهي مردم و لزوم آگاهي رساني مستمر صحبت مي‌كنند و آن حوزه را در الويت تغيير مي‌دانند. و يا نظر جواناني كه به دليل نبود امنيت كاري و سختي فراهم كردن مايحتاج اوليه زندگي، فرصت پرداختن و يا حتي انديشيدن به هيچ موضوع ديگري را ندارند. يا با آسيب ديدن از قوانين حقوقي فعلي، و هزينه پرداختن بسيار، حتي شنيدن بحث حقوقي به شدت آنها را اذيت مي‌كند و فقط با اصرار فعالان كمپين راضي مي‌شوند، شماره تماس بگيرند و مشكل حقوقي و يا خانوادگي خود را در صورت لزوم براي خواست كمك مطرح كنند. و زني كه با وجود تحصيلات عالي همسر، تحت سلطه مردسالاري قرار دارد و از ندادن آزادي زياد به زنان سخن مي‌گويد (با وجود اينكه همجنس زنان است) و ديگري كه نياز به آگاهي را حس مي‌كند و دفترچه كمپين را مي‌گيرد، اما در آن لحظه امضاء نمي‌كند ولي چه بسا به دور از چشم شوهر او هم بيانيه را امضا كند. و اينها تنها كساني هستند كه كمپين را امضا نمي كنند، و البته كه دليل هيچ كدام از آنها نفي مطالبات حقوقي و برابری خواهی نيست.

علاوه بر این دلايل امضا نكردن بيانيه، دلايل جديدي نيست كه در اين يك ساله اتفاق افتاده باشد، گرچه شرايط زندگي از نظر اقتصادي، رفاه، آسايش و امنيت خيلي سخت تر شده است، اما همچنان خواست و صحبت مردم، وراي گفتگوي چهره به چهره، ايجاد كنش مدني و بيان مطالبات زندگي روزمره نيست.

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تیترخوان زنان