تغییر برای برابری: نرگس طیبات
يك روايت

ساعت 4 عصر بود. هواي اواسط تيرماه گرم بود و كولر گازي هم جواب نمي داد.
طبق معمول هميشه دو ميز شش نفره را به هم چسبانديم و دوازده صندلي دورش. تا
ساعت پنج كه مي خواستيم دور هم جمع شويم يك ساعتي وقت بود. چايي دم شده و
شيريني دانماركي هم وسط ميز. دوستان يكي يكي آمدند. همه خسته از خرداد ماه
بودند و هنوز ذهن ها درگير اتفاقاتي بود كه در 22 خرداد 85 افتاده بود.
ساعت پنج شد. همه آمده بودند و صحبتهاي دو تايي و سه تايي به پشت ميز كشيده
شد. قرار بود درباره طرح جديد صحبت شود. يكي از اعضاي بسيار جوان مركز
درباره طرح جمع آوري امضا در مراكش براي برابريهاي حقوق زنان تحقيق كرده
بود و آن را در قالب يك طرح نوشته بود و قبل از اينكه به جلسه بيايد با دو
سه نفر از دوستان درباره آن صحبت كرده بود و قرار بود آن روز گرم تيرماه
درباره اين طرح صحبت شود.
« پيشنهاد طرح به اسم طراح باشد »

اولين جمله اي بود كه دور ميز شنيده شد.

همه به هم نگاه كردند. انگار همه در دل گفتند خب معلوم است كه بايد به اسم
او باشد
و بعد درباره طرح صحبت شد. اول از همه بحث آموزش به ميان آمد. اينكه يك
گروه بايد آموزش ببييند و بعد به گروههاي ديگر آموزش بدهند. درباره اسم چي؟

« با كمپين يك ميليون امضا موافقم.»

« آنها وحشت نمي كنند از يك ميليون امضا»

« اسم بايد جذاب باشد.»

و بعد درباره طرح و اينكه در مراكش چه اتفاقي افتاد صحبت شد كه بقيه هم
بدانند طرح از كجا گرفته شده و سير كاري آن چه بوده است. محور اصلي كار
برابري حقوقي زنان با مردان است.

« كميته حقوقي بايد درست كنيم و بحث مواد قانوني رو به مطبوعات هم ببريم.»

فكر مي كنم خيلي از ما كه دور آن ميز بوديم خودمان نمي دانستيم واقعا حق و
حقوقمان چيست. كدام مواد قانوني را مي دانيم كه به نفع زنان است و كدام
مواد قانوني به ضررمان.

« بايد مباحث حقوقي را به ميان زنان ببريم. اول هم بهتر است از گروههاي آشنايي كه رابطه داريم شروع كنيم.»

« پس اول از خودمان شروع مي كنيم. از كساني كه مي خواهند در بخش آموزش كار كنند.»

كار در ميان زنان، گفتگو با آنها درباره مسائل حقوقي، پيش بيني واكنش
آنها، جلب اعتماد زنان و اولين تجربه كار علني در ميان زنان، همه و همه
چيزهايي بودند كه انگار در فكر همه كساني كه دور ميز نشسته بودند مي چرخيد.
هنوز همه چشم انداز دقيقي از كار نداشتيم.
« خب، حالا چه كار بايد بكنيم؟ از كجا شروع كنيم؟»

«اول از همه گروه آموزش بايد تشكيل شود.»

بحث آموزش جدي ترين بحث بود. بايد اول گروه داوطلب در اين گروه آموزش مي
ديد تا بتواند به ديگران آموزش دهد. « حضور حقوق دانها لازم است.» « روي
همه قوانين كه نمي توانيم كار كنيم.» « بهتر است روي دو سه قانون اول
برويم.»

وكيل هميشه حاضر موارد نابرابريهاي حقوقي بين زنان و مردان را به طور
خلاصه توضيح داد و نظر همه اين شد كه روي همه قوانين كار شود. تمام قوانين
ضد زن: بحث طلاق، حضانت، تابعيت، ارث و…

«صبر كنيد، ارث بين زن و شوهر را هم مي توانيم مطرح كنيم. روي دارايي مشترك هم كار كنيم.»

پس
براي شروع كار بايد از گروههاي ديگر هم دعوت به همكاري كنيم. « با يكي دو
گروه از فعالان زن كه قبلا كار كرده ايم مي توانيم شروع كنيم و بعد گروههاي
ديگر را جذب مي كنيم.»

قرار شد گروه روابط عمومي اولين كارش دعوت از گروههاي زنان باشد.
«خب، اول طرح اجرايي را مي نويسيم و يك گروه اجرايي براي تهيه پيش نويس
دفترچه و فرم امضا كار مي كند. طرح اجرا را براي زنان فعال و گروههاي مختلف
زنان مي فرستيم كه نظر خودشان را بدهند. كمپين در قالب خبر نبايد بماند.»

«پس موافقيد كه براي هستيا انديش ، هم انديشي و تعاوني هاي زنان كه مي
شناسيم طرح را بفرستيم و بعد از آنها دعوت كنيم كه با هم جلسه داشته باشيم و
روي مباحث مختلف بحث كنيم.؟» بله. «براي كميته هماهنگي حركت جهاني هم مي
توانيم طرح را بفرستيم. خيلي از بحث چل تيكه و طرح نشست بين المللي پرو
نگذشته و دوستان فكر كنم مي توانند در اين رابطه فعال بشوند.»

«موافقيد يك وبسايت هم داشته باشيم كه اطلاع رساني عمدتا از طريق آن باشد و
گروههاي مختلف هم از طريق اين وبسايت از حركتهاي كمپين مطلع شوند. حتي مي
شود گروههاي زنان فعال در اين وبسايت هم از تجربه هايشان بگويند و فعاليت
هايشان را بنويسند.»

در روزهاي داغ مردادماه چند بار – نمي دانم –
دور همان ميزها بحث هاي مختلفي درباره كمپين شكل گرفت: درباره چگونگي كار،
ارائه آن، ارتباط با دانشگاهها «براي فعال شدن در دانشگاههاي شهرستانها هم
بايد برنامه داشته باشيم. اينجا دانشجويان حضور دارند و مي توانيم درباره
طرح با آنها هم مشورت كنيم.» «مدارس دخترانه يادمان نرود.» «با فارغ
التحصيلان مددكاري و جامعه شناسي هم ارتباط داريم. سابقه كار مشترك با اين
دانشجويان هم داريم.»

دفترچه ها و برگه هاي امضا آماده شدند. اول
نگران اين بوديم كه اين هزينه ها چگونه تامين مي شود و بعد با همت خيلي از
زنان ، زناني كه اولين امضا کننده های كمپين بودند دفترچه ها و برگه ها
آماده شد و به دست كساني رسيد كه مي خواستند به درون فاميل و خانواده ها،
آرايشگاهها، پاركها، خيابان و همه مراكز اجتماع بروند و از زنان و مردان
دعوت کنند که با امضای بیانیه کمپین به آن حرکت بپیوندند، حرکتی که آغازش
باآزارها ، محدوديتها و فشارها همراه بود.

«خب براي شروع كار و
اعلان عمومي كمپين عده اي رو دعوت مي كنيم و در يك سالن درباره اين موضوع
صحبت مي كنيم. بايد فيلم هم بگيريم. مصاحبه چطور؟ و …»

دوستان زيادي زحمت كشيدند؛ همراهان اوليه كمپين از گروههاي مختلف. تقسيم
كار شد. گروهي به مراكز مختلف مراجعه كردند. با افراد مختلفي رايزني كردند و
بالاخره سالن رعد را گرفتند و گروهي ديگر شروع كردند به دعوت از افراد و
گروههاي ديگر هم فعال در تهيه جزوات و فرم هاي امضا و گروهي شيريني خريدند و
آماده شدن براي پذيرايي از همه كساني كه مي خواستند بحث برابري حقوق زن و
مرد به ميان مردم ببرند.

اجازه برگزاري برنامه داده نشد. دوستاني كه
آمده بودند گروه گروه در پياده رو ايستاده بودند و درباره كمپين با هم گفت
و گو مي كردند و البته اول از همه احوال پرسي. شيريني ها هم بين افرادي كه
جلوي موسسه رعد جمع شده بودند و افرادي كه داخل ماشينهايي كه از آن خيابان
مي گذشتند پخش شد.

از 14 تيرماه 85 تا امروز هفت سال مي گذرد. در
بيانيه كمپين درباره زمان اجرا گفته شده كه «كمپين برنامه اي بلندمدت است
يعني تا جمع آوري يك ميليون امضا ادامه خواهد داشت و مقيد به زمان محدود و
مشخص نيست.» قرار هم بود كه آنقدر كار كنيم كه يك ميليون امضا جمع آوري
شود. چند كارگاه آموزشي در تهران و شهرستانها برگزار شد؟ چند زن از آن زمان
تا امروز با كمپين به گروه فعالان زن پيوستند و در گوشه اي از اين ديار
مشغول به كارند؟ چند امضا جمع شد؟ برخی پرسش های عددی می کردند برخی هم نفس
حرکت برایشان مهم بود و مي گفتند « مهم نيست كه چند امضا جمع مي شود مهم
اين است كه چهره به چهره با زنان درباره حقوق شان حرف مي زنيم و بالارفتن
آگاهي زنان مهم تر از تعداد امضاهاست. شايد بعضي ها بترسند امضا نكنند ولي
همين كه حرف مي زنيم و توضيح مي دهيم خوب است. »

مي دانيم كه زنان
زيادي هستند كه با كمپين وارد حوزه فعاليت زنان شدند. مي دانيم كه تعدادي
از زناني كه كارگاههاي آموزش حقوق را گذراندند براي دخترانشان حق طلاق
گرفتند و بجاي مهريه هاي سنگين موارد حقوقي را در دفترخانه به نفع
دخترانشان ثبت كردند. اگر باور نداشته باشيم كه كمپين در خاطره جمعي زنان
ايراني ردي از خود نگذاشته آن همه فعاليت و كنش همگاني تعدادي از زنان فعال
را ناديده گرفته ايم.

ياد آن گروهي مي افتم كه در آن روز گرم
تيرماه و روزهاي بعد چه پرشور و چه با انرژي درباره كمپين و فعاليت هاي آن
بحث مي كرد. دوستان عزيزي كه هر كدام در گوشه اي از اين ديار يا در ديارهاي
ديگر هنوز هم دغدغه مسائل زنان را دارند و هر كدام فكر مي كنند چه كاري مي
شود كرد كه زنان اين سرزمين اين همه از فشارهاي مختلف در رنج نباشند. از
اين همه تبعيض در مسايل حقوقي، شغلي، از اين همه عدم امنيت و از اين همه
خشونت خانگي ، كوچه اي، خياباني ، شغلي رنج نبرند.

ياد همه آن
دوستان بخير و به اميد روزي كه باز هم بشود ميزها را به هم چسباند، صندليها
را دورش و نشست و باز هم درباره راههايي انديشيد كه بتوان اين دردها را با
آگاهي بيشتر و سازمان یابی بهتر از بين برد.

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تیترخوان زنان