شفقنا: عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم
انسانی و مطالعات فرهنگی با اشاره به اینکه قرآن به صراحت تفاوت میان زن و
مرد را نفی کرده است اظهار کرد: تفسیرهای نادرست سبب دور شدن افراد از
اسلام راستین می شود و اگر قرار باشد که از اسلام و آموزه های اسلامی
تفاسیر درستی ارائه شود باید بازگشتی به آن روح قرآنی و سنت های خود حضرت
رسول داشته باشیم بنابراین آن چیزی که اسلام راستین است با آن چیزی که ما
از اسلام ارائه می دهیم تفاوت بسیاری دارد.

دکتر مریم صانع پور در گفت و گو با خبرنگار شفقنا (پایگاه بین المللی
همکاری های خبری شیعه) در آستانه ولادت حضرت معصومه(س) و روز دختر اظهار
کرد: بحث جایگاه زن در جوامع مسلمان دو مقوله دارد اول اینکه خود اسلام چه
جایگاهی را برای زن قائل است و در واقع باید هایی است که اسلام برای زن در
نظر دارد و دوم اینکه زنان در جوامع امروزی چه جایگاه و مقامی دارند. پس
بحث اساسی و مهم در رابطه با باید ها و آرمان های اسلامی و کتاب و سنت
پیامبر است که در تاریخ و کتاب های دینی مطرح شده است البته با این شرط که
این تفاسیر نیز به صورت مرد سالارانه مطرح نشود.

برای مقابله با فساد و بی دینی باید تفسیر صحیحی از دین ارائه شود

او در ادامه افزود: اگر قرار باشد دختران و زنان مسلمان در رفع بی دینی و
فساد جامعه نقشی داشته باشند ملاک و لازمه این کار این است که یک تفسیر
صحیحی از دین در جامعه ارائه شود. زیرا زمانی که به نام اسلام به زنان و
دختران جوان گفته می شود که نمی توانند در جامعه حضور داشته باشند یا چون
ناقص العقل هستند پس شهادت دو نفر از زنان برابر با یک مرد است یا در جذب
هیأت علمی و اساتید دانشگاه ها جنسیت مطرح می شود، این نوع برخورد باعث می
شود عده زیادی از دختران جامعه از اسلام دور شوند به اضافه اینکه چون 
درعصر حاضر یعنی عصر فضای مجازی که دنیا همانند دهکده ای است که همه انسان
ها بدون مرز در کناریکدیگر زندگی می کنند باعث می شود این دلزدگی نسبت به
اسلام در دختران دنیا رخ دهد بنابراین اگر قرار باشد که از اسلام و آموزه
های اسلامی دفاع و تفاسیر درستی ارائه شود باید بازگشتی به آن روح قرآنی و
سنت های خود حضرت رسول داشته باشیم. چرا که در عصر پیامبر و در دوران
جاهلیت که شأن و مقامی را برای زنان قائل نبودند پیامبر برای همسر و دختر
خود جایگاهی بس رفیع قائل است و از حضرت خدیجه(س) که بزرگترین حامی مادی و
معنوی پیامبر بود تجلیل می کند اما امروزه متأسفانه در عربستان و با نام
اسلام از ورود زنان برای زیارت به آرامگاه حضرت خدیجه جلوگیری می شود.

اسلام راستین با آنچه به عنوان دین در جامعه ارائه می شود تفاوت دارد

اسلام هیچ محدودیتی از حیث عملی و اجتماعی برای مشارکت اجتماعی زنان قایل نیست

او تصریح کرد: بنابراین اسلام راستین با آن چیزی که ما از اسلام ارائه
می دهیم تفاوت بسیاری دارد پس باید بازگشتی داشت به قرآنی که نگاه جنسیتی
ندارد. در حال حاضربه نام اسلام نسبت به زنان در تمام زمینه های سیاسی،
اقتصادی، فرهنگی و دینی تبعیض قائل می شوند و زنان را از نقش های اساسی و
مدیریتی محروم می کنند در حالی که اسلام هیچ محدودیتی چه از حیث عملی و چه
از حیث اجتماعی برای مشارکت اجتماعی زنان قایل نیست به عنوان مثال قرآن
کریم از حاکمیت سیاسی ملکه سبا تجلیل می کند در نقش مدیریت علمی زنان نیز
آموزه های اسلامی منعی ایجاد نکرده در این رابطه باید پرسید به عنوان مثال
چرا زنان نمی توانند مرجع تقلید شوند؟ چرا که هر خانمی می تواند دروسی را
که برای مرجعیت لازم است را تحصیل کند و همچنین در طرح بسیاری از مسائلی
که مورد ابتلای زنان است یک زن بهتر می تواند نظر کارشناسانه دهد تا زنان
بتواند از او تقلید کنند.

تفکر ناقص العقل بودن زنان نتیجه تفسیر غلط از اسلام است

صانع پور نسبت دادن این جمله به حضرت علی(ع) که زن ها نواقص العقول
هستند را نتیجه تفاسیرغلط از دین دانست و گفت: عده ای از محققان همچون خانم
دکتر اعلایی رحمانی در این زمینه تحقیق کرده اند او به این نتیجه رسیده
است که این استناد به حضرت علی(ع) اصلأ درست نیست چرا که حضرت بارها فرموده
اند “زهرا روزی 5 بار بر من تجلی می کرد” او ام ابیها است و ریشه همه ائمه
بوده است بنابراین اگر قرار باشد زن ناقص العقول باشد پس چطور ممکن است
زنی به این شأن دست پیدا کند. پس برای درستی و نادرستی مواردی که به اسلام
نسبت داده می شود باید دید که آیا این مطالب با روح قرآن و سنت پیامبر و
امامان هماهنگی دارد یا نه؟

اگر احساسات مهر آمیز زنان با عقلانیت تقابل دارد، احساسات قهریه مردان هم باید در تضاد با عقلانیت باشد

او در خصوص اینکه چرا در حال حاضر این مطالب به زنان نسبت داده می شود
اظهار کرد: عده ای این ناقص العقل بودن را به این دلیل به زنان نسبت می
دهند که چون زنان احساسات مهرآمیز و عطوفت دارند پس بنابراین این احساساتی
بودن آنها با عقلانیت تقابل دارد. حال در پاسخ به کسانی که این نظریه را
مطرح کردند باید گفت آنها مرد را عاقل می دانند چون احساسات زنانه را ندارد
اما از سوی دیگر احساسات قهریه در مردان کم نیست یعنی مردانی که تربیت
اخلاقی صحیحی نداشته اند در حالت عصبانیت قابل کنترل نیستند در حالی که زن
وقتی عاطفی می شود اشک می ریزد پس اگر قرار باشد احساسات با عقل منافات
داشته باشد این احساسات چه احساسات زنانه باشد و چه احساسات مردانه، هر دوی
این موارد با عقل در تضاد است. پس با این اعتبار نمی توان گفت زن از دایره
عقل خارج است در حالی که بسیاری از استدلال ها بر اساس همان تفاسیر مرد
سالارانه است بنابراین اگر بخواهیم گرایشی به باورهای دینی ایجاد کنیم
درمرحله اول باید تفسیر صحیحی از اسلام ارائه دهیم که به انسانیت انسان 
یعنی ذاتیات وجود انسان توجه دارد نه به اموری عارضی مانند جنسیت زنانه یا
مردانه انسان زیرا این تفسیر به رأی های جنسیتی متاثر از باورها و رسوم تار
یخی غلط جوامع مختلف است که به اسلام نسبت داده می شود.

تفسیر به رأی های جنسیتی متاثر از باورها و رسوم تاریخی غلط جوامع مختلف است که به اسلام نسبت داده می شود

عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در خصوص نقش زنان
در اصلاح این تفکرات تصریح کرد: زنان اگر بخواهند پابه پای مردان در جامعه
نقش داشته باشند با مشکلات زیادی مواجه هستند چرا که الان متأسفانه اوضاع
عمومی جامعه این است که بسیاری از پست های مدیریتی در دست مردان است یعنی
تنها راه حضور فعال زنان در جامعه برداشته شدن این سد هاست تا زنان بتوانند
در سطوح مدیریتی و برنامه ریزی اساسی دخیل باشند در حالی که زنان برای
حضور در بسیاری از پست های مدیریتی جامعه با مشکلات زیادی مواجه هستند مثلأ
وقتی زن را برای این پست ها قبول ندارند زن چطور می تواند در این زمینه ها
نقش داشته باشد.

به سن تکلیف رسیدن دختر در 9 سالگی مسأله ناقص العقل بودن او را نقض می کند

او اظهار کرد: چطور انسانی که ناقص العقل است تمام احکام دینی بر او بار
می شود که خدا به لحاظ شرعی هر کدام از بندگانش را مکلف می کند که نمونه
روشن آن به سن تکلیف رسیدن دختران در سن 9 سالگی و پسران در سن 15 سالگی
است. اگر قرار است که جنس زن ناقص العقل باشد پس چطور خدا به یک دختر 9
ساله می فرماید” يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا
به عبارت دیگر خدا با او تکلم می کند. چرا وقتی که بحث تکلیف در میان است
زن ها باید از سن 9 سالگی مکلف باشند و اما زمانی که بحث تصمیم گیری و
مدیریتی در میان باشد زن کنار زده می شود؟. خدا در قرآن در خصوص تفاوت میان
زن و مرد می فرماید: “هیچ فرقی نمی کند که شما مؤنث یا مذکر باشید” پس
اینطور نیست که تکلیف از زنی که گفته می شود ناقص العقل است برداشته شود
زمانی که قرآن به صراحت می گوید فرقی بین زن و مرد وجود ندارد”.

صانع پور در ادامه افزود: هر جایی که قرآن از زن حرف می زند احساس می
شود که می خواهد از او رفع ظلم کند به عنوان مثال بحث ارثیه را نسبت به
زنان مطرح می کند به این دلیل که در آن زمان زن مایملک همسر و یا پدر خود
محسوب می شده است پس دلیل اینکه خدا قانون ارث را مطرح می کند به خاطر این
است که زن باید صاحب امکانات مالی باشد در واقع خدا می خواهد در آن جامعه
جاهلی عربستان ازحقوق و مقام زن دفاع کند یا یکی دیگر از مطالب مطرح شده
در مورد زنان مسأله “نشوز” است که خانم دکتر مریم قبادی در این مورد بررسی
کرده و به این نتیجه رسیده است که نشوز در مورد زنانی مطرح است که به
اصطلاح زیر سرش بلند شده که خود واژه نشوز در زبان عربی به معنای زیر سر
بلند شدن است نه اینکه زن نمی تواند بدون اجازه همسر از خانه خارج شود.

با ارائه چهره واقعی اسلام بسیاری جذب این دین می شوند/ تفاسیر غلط مردم را از اسلام دور می کند

او در پایان خاطر نشان کرد: این افکار نادرست باعث می شود که افراد
علاقه مند هم از اسلام دور شوند در حالی که این افکار بر خلاف آموزه های
اسلام است. اسلام بر خلاف برخی از آیین ها که نوزاد تازه متولد شده را به
دلیل گناه اولیه آدم نجس می دانند، کودک را طیب و طاهر می داند زیرا از
روح خدا به او دمیده شده بنابراین اگر چهره واقعی اسلام به دنیا عرضه شود
تعداد زیادی از مردم حق جو جذب اسلام می شوند و اگر بسیاری از مردم از
اسلام گریزان هستند به دلیل همین تفاسیر غلطی است که به نام اسلام و به
ناحق به اسلام نسبت داده می شود.

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تیترخوان زنان