vali.close.jpg

 
شورا
شوراست ولی چرا جای زنان در شوراهای عالی که افراد به انتصاب به آن راه
پیدا می کنند خالی است در حالی که آراء مردم زنان را به شوراهایی که اعضایش
با انتخاب مردم است به نمایندگی می فرستد. در انتخابات این دوره ۶ نفر از
۱۵ عضو شورای شهر کرمان زن است در حالی که هستند بسیار از شوراهایی که
اعضای آن به حکم مردان و مدیران بالادست تعیین می شوند که حتی ۱ زن هم به
آن ها راه ندارد.
 
آراء مردم بیانگر اعتماد به زنان
است برای حضور در مراکز تصمیم گیری و تصمیم سازی و اداره امور، در حالی که
مردان در قدرت هنوز با شک و تردید به توان مدیریتی زنان نگاه می کنند.
نتیجه این که مردم همچنان که در همه امور از مسولین پیش ترند در این امر هم
نشان می دهند که در رفع تبعیض جنسیتی نسبت به زنان و رفع نگرش مردسالار هم
از مسولین جلوتر هستند.
 
اصل صدم قانون اساسی می
گوید: “براى پیشبرد سریع برنامه‏هاى اجتماعى، اقتصادى، عمرانى، بهداشتى،
فرهنگى، آموزشى و سایر امور رفاهى از طریق همکارى مردم با توجه به مقتضیات
محلى، اداره امور هر روستا، بخش، شهر، شهرستان یا استان با نظارت شورایى به
نام شوراى ده، شهر، شهرستان، یا استان صورت مى‏گیرد که اعضاى آن را مردم
همان محل انتخاب مى‏کنند”. اصل دیگر می گوید: “استانداران، فرمانداران،
بخشداران و سایر مقامات کشورى که از طرف دولت تعیین مى‏شوند، در حدود
اختیارات شوراها ملزم به رعایت تصمیمات آنها هستند.” آراء مردم در هر دوره
زنان بیشتری را به این شوراها راه داده و اداره امور را به زنان می سپارد
در حالی که شوراهای انتصابی در مقابل ورود زنان به این شوراها و سپردن امور
به زنان در عمل با چالش جدی روبروست. این امر در حالی است که در نگرش
اسلامی زن و مرد “نفس واحده” هستند و به این معنی که در هویت انسانی با
یکدیگر برابرند بنا بر این نگرش اسلامی و انسانی اجازه فرودست دیدن زنان را
به مردان در قدرت نمی دهد.
 
شوراهای سیاستگزاری
تصمیمات اساسی را می گیرند و جهت گیری ها و سیاست های راه را مشخص می کنند.
سوال این است که چرا زنان در این شوراها حضور پررنگ و تاثیرگذار ندارند در
حالی که همین اموری که تصمیمات درباره اش گرفته می شود ارتباطش به زنان
بیشتر از ارتباط آن به مردان است چرا که زنان خود نیمی از همین جامعه هستند
که بر نیم دیگر هم تاثیر جدی دارند و مشکلات آن ها مشکلات زنان هم هست. به
بیان دیگر مسائل زنان فقط مسائل زنان نیست مسائل خانواده ها که هسته همین
جامعه است به زنان، سلامت و صلاح می یابد. این سوال جدی است که چرا زنان
راه به این شوراها ندارند یا اگر هم در این شوراها حضور دارند تعدادشان از ۱
به ۲ هم نمی رسد. سوالی که درشت خودنمایی می کند چرایی این امر است.
 
در
هر دوره از انتخابات شاهد حضور چشمگیر اعلام آمادگی زنان برای حضور در
شوراهاست. کاندیدا شدن زنان خود اعلام توانمندی و اعتماد به نفس آنان در
اداره امور است که جدای از رای آوردن یا نیاوردن حضورهای بعدی را پررنگ تر
می کند. در راه یافتن زنان به شوراها کنش و واکنش هایی صورت می گیرد که به
پررنگ تر شدن حضور زنان به مراکز تاثیرگذار و تصمیم گیری بازتر می کند.
زنان محله و منطقه مشکلات خود را با بانوان عضو شورا در میان می‌گذارند و
از طرف دیگر زنان عضو شورا مسائل و مشکلات زنان محل و منطقه خود را در
شوراها مطرح می کنند. 
 
بر اساس بند ۲ از ماده ۷۱
قانون شوراهای اسلامی، «بررسی و شناخت کمبودها، نیازها و نارسایی های
اجتماعی، فرهنگی… و تهیه طرحها و پیشنهادهای اصلاحی و راه حل های کاربردی
دراین زمینه ها» از وظایف شورای اسلامی شهر برشمرده شده است. پرداختن به
مشکلات جامعه و تلاش برای رفع مشکلات خود زمینه ساز معرفی بهتر، جلب اعتماد
بیشتر و حضور پررنگ تر خواهد بود. زنان به لحاظ این که در هر منطقه با
مسائل مردم و منطقه خود آشنا هستند و شناختی که مردم از آن ها دارند مسیری
را که برای حضور در شوراها پیش پای خود باز می کنند راهی روشن و رو به رشد
است..
 
جدای از این که حضور زنان در شوراهای شهر و
روستا به دلیل حضور در کمسیون های مختلف مسائل زنان و خانواده را مورد توجه
قرار می دهد زنان عضو شورا، الگوی عملی و رفتاری زنان و دختران محل و
منطقه خود خواهند شد. حضور اعضا در جلسات و مجامع عمومی موجب تقویت زنان و
بالارفتن اطلاعات مدیریتی، قانونی و اجتماعی آن ها می شود و به این ترتیب
است که زنان برای سطوح بالاتر تربیت می شوند. همین اتفاق در احزاب و تشکل
های مدنی و سایر حضورهای اجتماعی و مدیریتی برای زنان در حال وقوع است. این
گونه است که می توان گفت که این راه، راهی است رو به رشد و حضوری پررنگ تر
و تاثیرگذارتر. 
 
از این رو به مردان در قدرت که
تعیین کننده افراد در مناصب مدیریت های ارشد نظام هستند و اعضای شوراهای
سیاستگزاری های انتصابی را هم تعیین می کنند سفارش می شود که حداقل کار را
بکنند و آن این است که از مردم جامعه در راه دادن زنان به این مناصب عقب
نمانند. با راه دادن حداقلی زنان به شوراهای سیاستگزاری حداقل کاری است که
می توانند برای عقب نماندن از جامعه انجام دهند.
 
این
حداقل دلیل، اضافه می شود به حق زنان توانمند و کاردان برای حضور در مناصب
تصمیم گیری و در شوراهای سیاستگزاری که اضافه می شود به مشکلات و مسائل
روی هم انباشته شده زنان که زنانی را می طلبد تا دلسوزانه و کارشناسانه به
دنبال حل و رفع مشکلات آنان و مشکلات خانواده ها باشند. گذشته از این که
نگاه مادرانه و دلسوزانه زنان به دنبال زندگی، آرامش، صلح و رفع خشونت و
اصلاح امور است. با این اوصاف سوال این است که چرا سهم زنان در شورای
فرهنگی اجتماعی کشور یک صندلی است و جای زنان در شورای تعیین مصلحت نظام هم
خالی؟
 
* دبیر ائتلاف اسلامی زنان و عضو شورای مرکزی جامعه زینب (س)
 
منتشر شده در روزنامه ۷صبح

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تیترخوان زنان