زن و رهایی: اینکه من بعد از شش سال و نیم همچنان خود را متتعلق به روز مادر نمیدانم تقصیر هیچکس نیست:
شاید هنوز خود را مادری شایسته تقدیر نمیدانم
شاید هنوز نمیدانم برای چه باید از یک مادر تقدیر کرد
شاید میگویم هرچه کرده ام وظیفه ای بود که خود خواسته ام
و شاید
شاید برای آنکه منطبق نبوده ام با الگویی که از مادر برایم معرفی شده است
شاید تصویر مادری که به من نشان داده اند صدها فرسنگ با من فاصله داشته است.
و شاید …..
نمیدانم
نمیدانم
اما
هرچه هست روز مادر برایم هیچ حسی به همراه نداشته است نه الان که خودم
مادر شده ام و نه زمانی که بیشتر این روز را به خاطر مادرم به یاد می آورده
ام.
کاش
مادری را اینقدر پررنگ نمی کردیم برای زنانمان.میگذاشتم آنها همان زنهایی
که میخواستند باقی بمانند و مادری هم مثل سایر نقشهایی بود که هر کسی در
زندگی خواسته یا ناخواسته پذیرایش میشود مادری را بار سنگینی کرده ایم بر
دوش زنانمان که فرصت لذت بردن را هم از آنها دریغ می کند.
.چرا
روز پدر نداشته ایم(نگویید داریم که همه میدانیم کاملا ساختگی و فقط به
نوعی از روی لجبازی و آن هم در همین چند سال اخیر اختراع شده است)؟چرا
هیچکس مردان را با عنوان پدر فداکار خطاب قرار نمی دهد؟ چرا هیچکس از پدران
توقع از خودگذشتگی ندارد؟!!
مادری یک نقش است،همه ما زن هستیم و برای اینکه از نقشهایمان لذت ببریم باید اول خودمان باشیم.
بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تیترخوان زنان