تا قانون خانواده برابر: «{بر اين اعتقادم كه سختی هایی كه خانواده ما و بسياری از موكلانم طی سال‌های اخير تحمل كرده‌اند، بی نتيجه نيست. عدالت درست در همان زمان كه از او كاملا قطع اميد كرده‌اند، از راه می رسد. بی گمان می رسد}[[نامه نسرین ستوده به دخترش مهراوه: تو به مانند من طاقت آوردي، تغییر برای برابری، 26 فروردین 1390]]».

این جملات در انتهای نامه ستوده به دخترش مهراوه آمده، نامه ای که پس از شش ماه دوری از فرزندان در گوشه ای از سلول های یاس آور 209 نوشته شده، در پس فشارهای بسیاری که برای در هم شکستنِ مقاومت او وارد آمده، بر او، زنی مبارز که تنها حق جویی را پی گرفته است، وکیلی عدالت جو، که هم اکنون موکلان اش را ناتوان از درک این همه جسارت و ایستادگی کرده است. این وکیل مبارز، در تلخ ترین روزهای خود و فرزندان اش، از امید به عدالتی می گوید که فردا حتما از راه می رسد.

نسرین ستوده همیشه برای من نشانه ای از حق طلبی و عدالت جویی توامان با صبر و مقاومت بوده است. زنی که درس ایمان، صبوری و امید می دهد و در اوج ناامیدی نشانه های امید را به تو گوشزد می کند. تهِ وجودت را در مقابل خودت، عریان رها می کند تا در لحظات تنهایی با خود بیندیشی که به دنبال چه هستی و برای چه باید بایستی؟ تا با خودت فکر کنی که آیا می توانم پیش روم؟ آیا این ها فقط نمایش امروز من است؟ یا واقعیتی که باید در برابر آن پاسخگو باشم؟ و اگر نمی توانم پاسخی درخور داشته باشم، پس تا کجا باید حرکت کنم؟ “تا همان جا که ایمان و باور به آینده، تو را پیش می برد، باور به آینده ای روشن، که به مبارزه امروز تک تک مان نیازمند است”.

بی آنکه قضاوتی درباره هیچ کدام از موکلان خود داشته باشد، تنها با صداقتی که در کلام دارد و شجاعتی که گاه بر خلاف قاعده اندیشه ات فکر می کنی در ذات او نهفته است، به تو نیشتر می زند تا به خود آیی و اگر قرار است در آینده انتخابی کنی، به اندازه انتخاب های آینده ات پیش روی، و اگر قرار است پاسخگو باشی به اندازه توان پاسخ دادنت حرکت کنی، بی آنکه حتا به تو این را نیز بگوید یا زمانی که اندازه های ات در هم می ریزد، قضاوتی داشته باشد. گاه همین صداقتی که با آن روبرو می شوی، ناچار امیدوارت می کند چرا که آرزوهایت به اندازه ایمانت رشد کرده و به ناچار برای بزرگ کردن هر آرزویی مجبوری ایمانت را رشد دهی؛ ایمان به فردایی دیگر، اگر امروز همچنان در تلاش برای تغییر آن باشی. این گونه، آرمان هایت رنگ واقعیت به خود می گیرند و البته این واقعیت گاه بسیار تلخ و گزنده است و «صبوری» می طلبد؛ تمام آنچه نسرین ستوده در آن خلاصه می شود.

{{توجه به صداهای پنهان}}

نسرین ستوده همیشه نگاه به حاشیه ها داشته و دارد. همان گونه که در تلاش برای بیرون کشیدن صدای کودکان آزار دیده از اعماق خانه های شان است، که رد آن را هم چنان نیز در نامه های او به فرزندانش می بینیم، وقتی به مهراوه می نویسد: «{هر بار پس از ملاقات و هر روز و هر روز در جدال با خويشتن از خود پرسيده‌ام آيا حقوق كودكان خود را رعايت كرده‌ام؟}[[همان]]» ستوده، بارها به ضرورت مبارزه تاکید داشت و مخاطره آن را کمتر از زیستن در سیطره قوانین نابرابر و شرایط ناعادلانه می دانست. او به زندگی کودکان آزار دیده که هر لحظه جانشان از شکنجه های بی امان پدر، نامادری، ناپدری و … در مخاطره بود، اشاره می کرد و مبارزه برای تغییر چنین سرنوشتی برای کودکان ایرانی را وظیفه می دانست.

او انگیزه همه این تلاش ها را در نامه خود به دخترش به زیبایی بیان کرده است: «{يكي از مهم‌ترين انگيزه‌هايم براي پيگيري حقوق كودكان، تو بودي. همواره فكر مي‌كردم و هنوز هم فكر مي‌كنم كه نتيجه‌ي همه‌ي تلاش‌هايم براي احقاق حقوق كودكان به هيچ كس، به اندازه كودكانم نمي‌رسد. هر بار كه از دادگاه كودكان آزار ديده به خانه مي‌رسيدم تو و برادرت را بيشتر و بيشتر در آغوش مي‌فشردم. هنوز هم دليل آن را نمي‌دانم. اما گويا از اين طريق مي‌خواستم آزار كودكان قرباني را جبران كنم!!!}[[همان]]» کودکانی هم چون هانیه، باربد و نیما، کودکانی که در اخبار می بینیم چگونه با دشوارتر شدن شرایط زندگی والدین شان، با خطر شکنجه شدن از سوی آنها روبرو هستند، چرا که قانون، تنبیه کودکان توسط والدین را مجاز دانسته و مرز این تنبیه را نامشخص رها کرده است. و قانون ابایی ندارد تا این کودکان را پیش از درمان نیز به آغوش شکنجه گران شان باز گرداند، به ویژه اگر شکنجه گر آنها پدر، یعنی ولی دم شان باشد.

گویی ستوده، وکالت را برگزیده تا به دفاع از همین صداهای پنهان برآید؛ دفاع از کودکان آزار دیده، کودکان اعدام، بهاییان به بند کشیده تنها به دلیل دین شان، سیاسیون متهم به اعدام به اتهام رابطه با برخی احزاب سیاسی، معترضان گمنام پس از انتخابات که به زندان افتاده و از سوی زندانبانان و ماموران به «کف خیابانی» معروف شدند و … ستوده در قسمتی از پیام ویدیویی که به مراسم اهدای جایزه حقوق بشر ایتالیا فرستاده، می گوید: «{تلاش فعالان جنبش دانشجويي، كارگري، معلمان، زنان و اقليت‌هاي قومي به ويژه هموطنان كرد ما با چالش‌هاي بزرگ قضايي مواجه بوده است كه در بسياري از اوقات امر دفاع از آنان را با دشواري مواجه ساخته است}[[متن سخنرانی نسرین ستوده در مراسم اهداء جایزه بین المللی حقوق بشر ایتالیا در میرانو، مدرسه فمینیستی، 23 آذر 1387]]». به دین گونه در فرصت کوتاهی که در این مراسم آن هم به شکل مجازی می یابد به فشار وارد آمده بر اقليت‌هاي قومي و فعالان کرد تاکید می کند، فشاری که در آن روزها بسیاری از این فعالان را با حبس های طولانی و احکام اعدام مواجه ساخته بود.

با آنکه، هرچه صدا پنهان تر باشد، تلاش برای عمومی کردن آن، مخاطره آمیزتر است؛ ستوده باز هم در پی دفاع از موکلان بی صدای خود، در شرایطی به دشواری ماه های بارداری، شهرهای ایران و پله های دادگاه های شان را می پیمود و بار این مخاطره ها را به جان می خرید. چرا که معتقد بود تنها در دنیایی عاری از این بی عدالتی هاست که می توانیم شادتر زندگی کنیم. به اعتقاد او نپرداختن به چنین عدالت ستیزی ها و حق نستاندن از چنین حق شکستن ها، تنها پاک کردن صورت مسئله ای بزرگ است و زندگی کردن در میان مردگانی به ظاهر زنده. او توجه به بی عدالتی ها و نقض حقوق بشر را تا مرزهای خارج از هر کشوری نیز لازم می داند و در همین راستا به فعالان حقوق بشر در ایتالیا می گوید: «{بي شك حقوق بشر در جامعه ‌اي پايدار نمي‌ماند كه چند كشور آن سوتر مكرراً نقض مي‌شود، به تجربه‌اي كه خود در ايران شاهد آن بودم اشاره مي‌كنم كه تا سي سال پيش اعدام كودكان به موجب قوانين رسمي ايران ممنوع بود اما تأثير ديدگاهي كه به نام مذهب، تصميم گيري مي‌كند توانست در مدت اندكي اين حقوق را چنان دگرگون كند كه دختركان 9 ساله را در معرض اعدام قرار دهد}[[همان]]».

{{تهدید وکلایی که قانون را سرلوحه قرار داده اند}}

نسرین ستوده که به دلیل ممنوع الخروجی نتوانست در مراسم اهدای اولین جایزه حقوق بشر ایتالیا که به وی تقدیم شده بود، شرکت کند، در قسمتی از پیام ویدیویی خود در این مراسم می گوید: «{وكلای مدافع فعالان اجتماعي، خود با تضييقات فراواني روبرو هستند. آنها نه تنها با محدوديت‌هاي قانوني براي دفاع از موكلان‌شان روبرو هستند بلكه همواره با تهديد تشكيل پرونده و حبس و زندان مواجه‌اند. بسياري از وكلای مدافع حقوق بشر به كرات محكوم به زندان شده‌اند و به موجب حكم دادگاه، مدت زندان خود را تحمل كرده‌اند}[[همان]]».

وضعیتی که ستوده در متن سخنرانی خود مطرح می کند، شرایطی است که در سال های پس از آن، وخیم تر شد. به طوری که، وکلای بسیاری را با محدودیت های شدید مواجه ساخت، شرایطی که برخی از وکلا را به خروج از ایران واداشت، برخی را به سکوت، برخی دیگر را هم چون خود او روانه زندان کرد و برخی را در موقعیتی سخت و دشوار به ادامه کار واداشت.

با این وجود او هم چنان بر تبعیت از قانون تاکید می کند، همچنان که خواستار تغییر آن است، چه ریشه ای یا جزئی. او خود را هرگز در خارج از این چارچوب ندیده و در نامه اش به مهراوه نیز می گوید: «{تو به مانند من طاقت آوردي، در پاسخ به صحبتم كه گفتم: “دخترم يك زماني فكر نكني كاري كردم كه شايسته‌ي چنين مجازاتي باشم و فكر شما نبوده‌ام” و بعد با اطمينان به تو گفتم: “همه‌ي كارهايم قانوني بوده است”}[[نامه نسرین ستوده به دخترش مهراوه: تو به مانند من طاقت آوردي، تغییر برای برابری، 26 فروردین 1390]]».

اکنون، حدود 9 ماه است که نسرین ستوده تنها به اتهام دفاع از موکلان خود در زندان است و در این مدت، از دیدار همسر و فرزندانش جز در مواردی محدود، محروم بوده است. با نزدیک شدن به سالروز تولد ستوده در 9 خرداد، این روز را تبریک می گویم به همه ساکنان زمین به ویژه کودکانی که هیچ جای این زمین را برای زیستن امن نمی بینند، به نیما و مهراوه که صبورانه طاقت آوردند، آن گونه که نسرین در زندان تاب آورده و به رضا خندان، که از صبر و مقاومت او در این راه گاه زبان کم می آورد. تولد این زن مقاوم و حق طلب، نشانی است از زنان و مردان حق طلب که به جرم حق خواهی با سرکوب مواجه شدند و می شوند و خواهند شد.

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در مدافعان حقوق برابر