توانا: تبعیض جنسیتی در محیط کار همیشه یکی از دغدغه‌های اصلی زنان در چند دهه اخیر بوده است. اما امروزه بحثی داغ‌تر زنان شاغل در عرصه تکنولوژی را در دنیا کنار هم جمع کرده است و آن تبعیض جنسیتی علیه زنان در مشاغل مدرنی است که با تکنولوژی سروکار دارند. جالب این‌جاست همان‌طور که در ادامه خواهید دید، آمار اشتغال زنان در شرکت‌های کامپیوتری در سال ۱۹۹۹، ۳۵ درصد بوده است اما امروز این میزان به ۲۶ درصد کاهش یافته است. به صورت سنتی نیز عموم مردم می‌پندارند مشاغلی نظیر مهندسی مختص مردان است و زنان در این عرصه اقبال چندانی ندارند. انتشار آمار تنوع نژادی و جنسیتی شرکت‌های بزرگ اینترنتی نیز که چندی پیش رخ داد، مبین همین نکته است. اما زنانی که در این عرصه فعال هستند نیز بیکار ننشستند و به مصاف این باور غلط رفتند.

در روزهای گذشته کمپینی در محیط مجازی به راه افتاده که در آن زنان شاغل در شرکت‌های غول‌آسای دنیای تکنولوژی پلاکاردی به دست می‌گیرند که روی آن نوشته‌اند چه کارهایی را در زمینه شغلی خویش انجام داده‌اند و آن را با هشتگ “I look like an engineer” به پایان برده‌اند، یعنی من هم یک مهندس‌ام! از قضا این کمپین با استقبال زیادی هم مواجه شده و هزاران زن مهندس از سراسر دنیا با انتشار عکس‌های خود به آن پیوسته‌اند.

در این عکس‌ها زنان متعددی را می‌بینید که در ساخت و توسعه مهم‌ترین محصولات عصر ما نقشی حیاتی داشته‌اند، زنانی از شرکت‌های بزرگی چون گوگل، فیسبوک، آی.بی.ام، توییتر، اینتل و مایکروسافت. و همه این عکس‌ها به مخاطب می‌گویند آیا زمان آن نرسیده که پیش‌فرض‌های غلط درباره توانایی‌های زنان را کنار گذاشته و آن‌ها را آن‌طور که هستند ببینید؟

در همین راستا دیدن ویدیویی که در ادامه می‌آید، هم خالی از لطف نیست.  لیلا تاکایاما از مهندسین ربات‌ساز ارشد گوگل است که در پروژه گوگل اکس مشغول فعالیت است. وی در این ویدیو از راه سختی که برای رسیدن به شغل فعلی‌اش پیموده صحبت می‌کند، از این‌که چقدر پیش‌داوری‌ها قبل از دیدن کار وی وجود داشته و صرفا به خاطر زن بودن در خیلی از جاها پذیرفته نشده یا توسط همکاران مردش مورد تمسخر قرار گرفته است. او معتقد است اگر شروع کار و انگیزه‌اش را از یک استاد خانم خویش نگرفته بود، شاید هرگز موفق نمی‌شد به جایی که اکنون رسیده، دست یابد. لیلا آن‌قدر در محیط‌های مختلف از همکاران مرد نامهری می‌بینید که به قول خودش از یک زمان به بعد تصمیم می‌گیرد دیگر انرژی صرف مقابله با آن‌ها نکند و فقط کاری که دوست دارد را انجام دهد. همین تصمیم باعث می‌شود لیلا یکی از کسانی باشد که می‌تواند در شکل دادن آینده ما انسان‌ها موثر واقع شود؛ آینده‌ای روشن‌تر، انسانی‌تر و راحت‌تر برای همه، آینده‌ای که بسیاری از کارهای روزمره ما را روبات‌ها برای‌مان انجام خواهند داد. وی معتقد است دلیل بروز چنین رفتارهایی از بسیاری از همکاران مرد به خاطر ناآگاهی ایشان است، به خاطر این است که هرگز به کاری که انجام می‌دهند و رفتاری که با یک زن دارند فکر نمی‌کنند و نمی‌دانند این حرف‌ها و رفتارها تا چه حد می‌تواند آن همکار زن را آزار دهد. خود تجربه لیلا حاکی از آن است که وقتی این موضوع را با همکاران مرد در میان می‌گذارد، آن‌ها به رفتار اشتباه خود آگاه می‌شوند و از آن به بعد همکاران زن را بیش‌تر و به گونه‌ای برابر در کارها و فعالیت‌های تفریحی بعد از ساعت کاری دخیل می‌کنند. لیلا معتقد است هنوز مشکلات بزرگی بر سر راه فعالیت اجتماعی و اقتصادی زنان وجود دارد ولی آن‌ها مثل گذشته نیستند و نمی‌توان جلوی فعالیت زنان را گرفت. او البته برای موفقیت‌هایی که کسب کرده همیشه قدردان افرادی است که او را حمایت کرده‌اند و می‌گوید برایش فرقی ندارد این حمایت‌ها یک تلفن مهرآمیز یا دعوت به صرف یک قهوه بوده باشد یا فراهم آوردن یک موقعیت شغلی. تمام این حمایت‌ها و باور به توانایی‌های لیلا بوده که او را به جایی که اکنون ایستاده و حقیقتا بدان جا تعلق دارد، رسانده است.

متاسفانه موضوع اشتغال زنان در ایران اما از این حوزه فراتر است و تقریبا تمام حوزه‌های اقتصادی را در بر می‌گیرد. کشور ما هر روز با محدودیت‌های بیش‌تری علیه زنان در بازار کار روبه‌رو می‌شود و هر روز بخش بزرگ‌تری از زنان از بازار کار ایران حذف می‌شوند. طبق آخرین گزارش مرکز آمار ایران، در سال ۱۳۹۴، بیش از ۴۳ درصد زنان ایرانی بیکار و جویای کار هستند و از این میزان سهم زنان سرپرست خانوار ۸۰ درصد است. فعالان زن در این‌باره اعلام کرده‌اند که در طول ریاست جمهوری احمدی‌نژاد، نرخ بیکاری زنان دوبرابر شده است. البته لازم به ذکر است که این نوع نگاه به زن و برقراری این تبعیض‌ها علیه بانوان مختص دوران ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد نیست و حتی در دوران ریاست‌جمهوری روحانی نیز علی‌رغم قول‌هایی که وی در خصوص اشتغال زنان داده بود، تفاوتی ایجاد نشده است. حتی در آزمون استخدامی دولت که در سال گذشته برگزار شد، از میان ۲۸۰۰ شغلی که در نظر گرفته شده بود، ۲۲۸۴ شغل مختص مردان، ۵۰۰ شغل مشترک میان زنان و مردان و تنها ۱۶ شغل مختص زنان بود. به طور کلی نیز با نگاهی به گزارش‌های مرکز آمار ایران درمی‌یابیم نرخ مشارکت اقتصادی افراد بالای ۱۵ سال در میان مردان ۶۸ درصد است و برای زنان ۱۲ درصد. این درحالی است که نرخ اشتغال زنان در کشورهایی نظیر افغانستان و پاکستان به ترتیب ۱۶ و ۲۴ درصد است و در دیگر کشورهای همسایه نظیر ترکیه و قطر نیز آمار اشتغال زنان به ترتیب ۲۹ و ۵۰ درصد است.

البته این تمام مشکل نیست و هر روزه سیاست‌گذاران ایرانی محدودیت‌هایی جدید بر سر راه فعالیت اقتصادی زنان می‌گذارند، محدودیت‌هایی نظیر ممنوعیت کارفرمایان از به کارگیری مختلط خانم‌ها و آقایان، عدم جواز کار بانوان در شیفت شب (در اکثر موارد)، مسأله تاهل و تجرد و ده‌ها محدودیت دیگر از این دست. همین محدودیت‌ها و دیگر سیاست‌های غلط مسئولان باعث شده طی ده سال گذشته نزدیک به سه میلیون و ۵۰۰ هزار نفر از جمعیت زنان شاغل کم شود. شما در این‌باره چه می‌اندیشید؟ در دنیایی که زنان بارها توانایی‌های خود را در بازار کار ثابت کرده‌اند و خود را افرادی لایق و قابل‌اعتماد نشان داده‌اند، عدم به کارگیری آن‌ها در مشاغل مختلف چه معنایی دارد؟ چرا باید یک کشور را از نبوغ و انرژی کاری نیمی از جمعیت آن محروم کرد؟ زنان در دنیای امروز علی‌رغم تمام محدودیت‌ها، تبعیض‌ها و پیش‌داوری‌ها جهان ما را به جلو می‌برند و آینده‌ای دل‌پذیرتر برای انسانیت رقم می‌زنند، ما کی به این قافله خواهیم پیوست؟

 

 

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تیترخوان زنان