مهرخانه: نسیم سادات محبوبی‌شریعت‌پناهی
هامون‌بازها
نویسنده و کارگردان: محمد رحمانیان
نمایش «هامون‌بازها» به کارگردانی محمد رحمانیان ادای دینی است به فیلم «هامون» ساخته داریوش مهرجویی و براساس مستندی درباره این فیلم به نام «هامون‌بازها» به کارگردانی مانی حقیقی نوشته شده است که از ۲۹ تیر ماه امسال در تالار وحدت به صحنه رفت.
این نمایش با بازی علی عمرانی، مهتاب نصیرپور، اشکان خطیبی، هومن برق‌نورد، مهدی ساکی، سها سناجو و پرستو رحمانیان اجرا می‌شود.
بیست‌وشش سال از ساخت فیلم سینمایی «هامون» به کارگردانی داریوش مهرجویی ‌می‌گذرد. در طول این سال‌ها این فیلم به عنوان یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران از نظر بسیاری از دوستداران سینما شناخته شده است؛ تا جایی‌که شاید در تاریخ سینمای ایران به سختی بتوان به فیلمی اشاره کرد که این‌چنین عده‌‌ای را مشتاق و عاشق خود کرده باشد.
دلدادگی دوستداران «هامون» که در اغلب موارد مردان هستند، به هم‌ذات‌پنداری آن‌ها با حمید هامون بازمی‌‌گردد. هم‌ذات‌پنداری با روشنفکری که در دنیای مدرن سرگشته است و به دنبال رؤیاها و آرزوهایش می‌‌گردد.
حمید هامون روشنفکری است که از سوی مهشید همسرش و البته عشق‌اش طرد شده و در عین حال سرگردان بین سنت و مدرنیته درمانده است. او تلاش می‌کند تا سؤالاتش را از علی عابدینی؛ مریدش، بپرسد، غافل از این‌که او نیز قادر به پاسخ‌گویی به همه سؤالات هامون نیست.
این پیچیدگی دنیای حمید هامون و دغدغه‌هایش در طول سال‌‌ها باعث شده است که افرادی از نسل‌‌های مختلف به او علاقه‌مند شوند. هرچند این علاقه‌مندی را می‌توان نتیجه هم‌ذات‌پنداری‌های مخاطبان با نقش اول فیلم که اتفاقاً هم مرد است، دانست.
اما در مقابل هر چند فیلم تمام تلاشش را برای به نمایش گذاشتن زندگی یک مرد روشنفکر می‌کند، زن فیلم یا همان مهشید نمونه زنی است که قربانی این تلاش‌ها است. فیلم دو صحنه خشونت در خانواده را به نمایش می‌گذارد که در آن حمید هامون یک‌بار سیلی به صورت مهشید می‌زند و بار دیگر کفشی را به سوی او نشانه می‌رود.
بدون شک نمایش رحمانیان نیز خالی از دیالوگ‌ها و بازی‌های ضدزنانه نیست. علی و مهتاب زوجی که نقطه مقابل یک‌دیگرند، سعی در بازسازی صحنه‌ها و تکرار دیالوگ‌های فیلم از جمله صحنه پرتاب کفش هامون می‌کنند که این امر به دلیل شیفتگی و دلدادگی علی به این فیلم است؛ درحالی‌که در انتهای نمایش درمی‌یابیم که مهتاب نه تنها جزو طرفداران هامون نیست، بلکه از آن نفرت نیز دارد.
از سوی دیگر، در طول نمایش بارها و بارها مهتاب را در حال تمیز کردن و کار خانه می‌بینیم که نماد اصلی آن دستکش‌های ظرف‌شویی است؛ در حالی‌که مرد خانه در حال حرف زدن در مورد فیلم هامون است و در نهایت در صحنه‌ای مخاطب پی به خیانت علی به مهتاب می‌برد که البته این خیانت از چشم مهتاب دور نمانده است و همین امر منجر به ترک علی از سوی او می‌شود.
این در حالی است که در پرده آخر نمایش با تحول مهتاب، مواجهیم؛ زنی که نگران شادابی پوست خود یا زنان دیگر است، از نظر ظاهری نیز با آن زن خانه‌دار و ساده تفاوت فاحشی دارد و البته در روز تشییع پیکر خسرو شکیبایی یا حمید هامون با علی در نزدیکی دفترخانه‌ای قرار دارد تا مراحل نهایی طلاق را به سرانجام برساند.
زوج دیگر نمایش، پرستو و اشکان هستند. پرستو زنی است سطحی غرق در ظواهر زنانگی و در پی یافتن عشق. پرستو به مردی معتاد و البته هنرمند دلبسته است که او نیز هامون‌باز بوده و دلداده فیلم هامون است. در طول نمایش چندین‌بار مخاطب با کتک‌خوردن پرستو توسط اشکان مواجه می‌شود که البته رنگ و بوی مازوخیستی نیز گرفته است. تا بدان حد که در دیالوگی بعد از کتک‌خوردن پرستو در اثبات عشقش به اشکان به او می‌گوید من خون دیدم وحشی شدم! این درحالی است که مخاطب در می‌یابد که اشکان دل در گرو زن دیگری دارد که او را ترک کرده است، و یا در دیالوگ دیگری بعد از کتک‌خوردن به اشکان می‌گوید: “می‌زنی حداقل تو صورت نزن هانی؟! این همه جا!!!”
در صحنه آخر نیز با تحول پرستو مواجهیم او نیز بعد از مریض‌شدن اشکان، به زنی ساده تبدیل می‌شود که دغدغه‌ای جز پرستاری از همسر بیمارش ندارد و البته نگرانی‌هایش از نگران ظاهر خودبودن، به نگران همسربودن تغییر پیدا کرده است.
و البته زن سوم نمایش رحمانیان، سها، دختر فعال دانشجویی است که دغدغه‌اش فعالیت‌های دانشجویی و شرکت در تحصن‌ها است و در عین حال با مهدی مرد ضعیفی آشنا می‌شود که بازیچه و حتی نوچه یک دانشجوی دکترای فلسفه (هومن) است و در نهایت با مهدی ازدواج می‌کند؛ درحالی‌که او را از هومن جدا کرده است.
در صحنه آخر او نیز باردار است و منتظر به‌دنیا آمدن نوزاد دخترش است. سها را می‌توان تنها زن نمایش دانست که تحول در او چشم‌گیر نیست.
دو زن نمایش رحمانیان، مهتاب و پرستو، سحطی، درگیر خشونت خانوادگی، ضعیف و دم‌دستی هستند، که البته در هر دو مورد مورد توجه همسرانشان نیز نبوده و مورد خیانت واقعی یا ذهنی از سوی آنان نیز قرار می‌گیرند. حتی در مورد سها نیز بعد از ازدواج، گویی از خود واقعیتش فاصله گرفته و تنها در تلاش برای رقابت با هومن در زندگی مهدی است.
مردان هامون‌بازها، در تلاش برای زندگی‌بخشیدن به حمید هامون در دنیای واقعی خودشان هستند. آن‌قدر شیفته‌وار به هامون دل داده‌اند که به سختی می‌توان تشخیص داد که زندگی واقعی آن‌ها یا تقلید زندگی هامون، کدام‌یک را زندگی می‌کنند. آن‌قدر که برای این مردان، از عشق هامون، کشتن و آسیب‌رساندن به دیگران یا خود، امری نکوهیده نیست.
خشونت موجود در نمایش با سه بار تکرار صحنه سیلی‌زدن حمید به صورت مهشید از فیلم هامون به اوج می‌رسد. این در حالی است که خشونت اشکان نسبت به پرستو، در نمایش عیان نیست و تنها بر اساس بازی‌ها و دیالوگ‌های پرستو و اشکان به مخاطب گفته می‌شود. از همین‌روست که تکرار سه‌باره صحنه فیلم هامون مخاطب را شوکه می‌کند، اما گریه‌های پرستو با آن رنگ و لعاب مازوخیستی‌اش مخاطب را کمتر ناراحت کرده یا آزار می‌دهد.
در نهایت آن‌که نمایش رحمانیان به همان اندازه هامون مهرجویی ضدزن و خشن است؛ هر چند که با دیالوگ‌هایی (به عنوان مثال اشاره علی به شروط ضمن عقد ازدواج) سعی کرده است از بار ضدزن‌بودن نمایش بکاهد.
*دانشجوی دکتری مطالعات زنان

 

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در تیترخوان زنان